رفتن به مطلب

Hanaaneh

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    6295
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Hanaaneh

  1. Hanaaneh

    عشق بچگی

    آخی خیلی جالبه عشقاتون راستش من چون بچه آخری هستم،همیشه هم بازیام آبجی وداداش های خودم بودن پسرای محلمون هم همه تقریبا 8یا 9 سال از من بزرگتر بودن بعدشم هنوز که هنوزه دوستام به من میگن تو در سن 5 سالگی متوقف شدی از بس شیطونم اما هیچی پاکی اون دوران نمیشه
  2. چند ماه پیش رفته بودم جشن عقد بهترین دوستم اینو بگم که وقتی رفتم در لحظه اول ورود داشتم از تعجب شاخ در می آوردم آخه عروس ودوماد زودتر از خیلیا اومده بودن تازه داشتن واسه خودشون اون وسط میرقصیدن بعدشم که عاقد اومد قرار شد که من برم تور بگیرم بالای سرشون ولی حسابی سوتی دادم آخه این عاقده هی بین خوندنش مکث میکرد و منم فکر میکردم تموم شده و هی تور رو جمع میکردم. طفلک عاقد همش میگفت خانم هنوز مونده تور رو نگه دار حالا اینا به کنار چون همه رفته بودن برقصن و فقط من کنار عروس نشسته بودم اینا فکر میکردن من آبجیشم و ساقدوشش یا اینکه یه نسبت خیلی نزدیک باهاشون دارم. واسه همین میومدن کادوهای عروسی رو که پول بود،میدادن دست من و تبریک میگفتن .دوستم هم اونجا از خنده غش کرده بود وقتی قیافه متعجب منو دید جالب تر این که وقتی میخواستن پول این خواننده رو حساب کنن ،میومدن پیش منو میگفتن داماد گفته که از من پول بگیرن خلاصه عین این مغازه دارها پول میگرفتم ومیشمردم وحساب میکردم آخرش هم که میخواستم برگردم مث همیشه چند تا از این خانوما که فکر میکنن پسراشون تحفه هستن،اومدن پیشم وشروع کردن به به وچه چه گفتن . ولی من فکر پلیدشون رو خوندم و گفتم با اجازتون من برم داداشم منتظرمه
  3. هییییییی داغ دلمون رو تازه کردید ما که تا حالا یه بار بیشتر برف ندیدیم آخه طرفای ما معمولا برف نمیاد باما قهره تازه اون باری هم که اومد من هنوز مدرسه نمیرفتم یعنی تقریبا چیزی یادم نیست اما بارون وای عاشقشم اصلا اگر بارون بباره و من بخوام زیر سایبون راه برم،از عجایبه بارون که میباره واقعا زیبایی زندگی رو حس میکنم کاش همیشه بارون بباره هرچند تاحالا به خاطر همین قدم زدن در بارون چندین بار سرماخوردم ولی باز هم خدارو شکر که میباره
  4. یکی از بهترین لذت هام انه که وقتی سرما خوردم ومامانم تماس میگیره تا حالم رو بپرسه،من همون موقع تازه از خواب بیدار شدم وصدام گرفته و وقتی مامانم میگه چرا صدات گرفته؟ مگه سرما خوردی؟ من میگم مامان جان تازه از خواب بیدار شدم ومامانم خیالش راحت میشه که حال من خوبه اما در کل خدارو شکر خیلی از زندگیم لذت میبرم بخصوص از خوردن بستنی اونم با بهترین دوستام و اس ام اس بازی با بهترین دوستم
  5. درسته موافقم درواقع حج یه بار واجبه اونم واسه کسی که واقعا دستش به دهنش میرسه و هزینه رفتن رو داره نه اینکه برای همه واجب باشه تازه اونم یه بار نه چند بار طرف همسایش داره از نداری گوشت الاغ میخوره اونوقت این هردقیقه پا میشه میگه بریم یه زیارتی که انشاالله خدا قبول بفرماید آخه مرد حسابی خدا چطور اینو ازت قبول کنه وقتی همسایت وضعش اینه و تو اداره هم زیر میزت دیگه جا نداره از بس از این و اون.... لا اله الا الله
  6. پست های جالبی گذاشتید بخصوص آخریه چند بار خوندمش انقدر از این چیزا کم دیدم که باورم نمیشد بس که ما آدما همه جا دوست داریم از هم جلو بزنیم به نظر من برنده واقعی دونده ی اسپانیایی هستش
  7. Hanaaneh

    خودخواهی های عشقولانه

    راستش بقیه به من میگن مهربونی اما گاهی منم حس میکنم که داره از مهربونیم سو استفاده میشه وبارها میخواستم که با آدما مثل خودشون رفتار کنم اما دیدم نمیشه... واسه همین گفتم بی خیال ما خوبی میکنیم مگه به خاطر بقیه ست؟ به خاطر خداست که خودشم قربونش برم خوب حواسش هست
  8. راستش من انقد شیطونم که تمام دوران هایی که تا حالا داشتم،عالی بوده وحتی همین الان هم که دانشجو هستم ،احساس میکنم در بهترین دوران زندگیم به سر می برم خدایا شکرت به خاطر این همه خوشی که دارم...
×
×
  • اضافه کردن...