bande khoda
کاربر انجمن-
تعداد ارسال ها
394 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
اطلاعات شخصی
-
جنسیت
مذکر
اطلاعات شغلی و تحصیلی
-
رشته تحصیلی
شیمی
-
مقطع تحصیلی
لیسانس
آخرین بازدید کنندگان نمایه
بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.
دستاورد های bande khoda
در حال رشد (4/14)
899
اعتبار در سایت
-
چرا تبخال میزنید؟
bande khoda پاسخی برای Imaaan ارسال کرد در موضوع : اخبارو مقالات و موضوعات متفرقه
من شنیدم اون روز اولیکه حس میکنید میخواید تبخال بزنید سریع نافتون را باهر روغن یا حتی کرم چرب کنید این باعث میشه تبخال نزنید. من اولش مسخره کردم ولی بارها امتحان کردم و نتیجه اش را دیدم فوق العاده بود .بعدها گفتن در قسمت ناف رگهایی هستن که جذبشون فوق العادست. البته باید قبل اینکه تبخال نمایان بشه اینکار را انجام داد وگرنه جواب نمیده مثلا موقعی که تازه احساس خاش در ناحیه لب دارید و حس میکنید موقع تبخال زدن شده دیگه وقتی تبخال قرمز شده و روی لب هست به دردی نمیخورخ.- 13 پاسخ
-
- 5
-
-
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند
-
ادم فراموش کاری ام. اما نمى دانم چرا ..عادت "فراموش کارى ام" .. شامل حال " تو " يکى هیچوقت نشد .. !! لعنت به این شانس..
-
"چقدر زود سهم روزهای خوبمان؛ یک یادش بخیر ساده می شود..."
-
درخت با برگ های خشک و شاخه های شکسته هم هنوز درخت است... اما آدم که " دلش بشکند " دیگر آدم نمی شود.!
-
سکوت ... واژه ای است که خیلی بی صدا جور اشک را می کشد ...
-
لعنت به تو......... بابت همه خوبی هایی که بهت کردم و نفهمیدی
-
گرررررگ باش... ""مغرور"" بر شب پادشاهی کن میخوای خنجر بزنی از روبه رو بزن مثل گرررگ تعصب داشته باش مثل گرگ حتی به شیر هم رحم نکن مثل گرگ رو در رو حق بگیر به مانند گرگ باش... دوستانت را لیس بزن دشمنانت را گاز بگیر گرگ باش دشمن را بدر در برابر سگان ولگرد بی تفاوت باش آنها با واق واق کردن های بیهوده زنده اند گرگ باش.... بی اعتماد باش بی اعتنا همیشه با گله اما "تنها".
-
دلم گرفته از این شهر که آدمهایش ، همچون هوایش ناپایدارند ... گاه آنقدر گرم که نفست می گیرد .... گاه چنان سرد که بدنت می لرزد ....!
-
دلــتـــنـــگــی پـــــیـــچـــیــده نــــیـــســـتـــــ . . . ! یـــــکــــ دل . . . ! یـــــکـــ آســـمــــان یـــــکــــ بــــغـــض و آرزو هــــای تــــــرکـــــ خـــــورده بـــــه هــــمــــیــــن ســادگــــی...
-
ﻣﻦ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻧﺒﻮﺩﻡ ... ﺗﻮ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﯼ ... ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻻﻑِ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺯﺩ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺒﻮﺩ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿــﭽﮑﺲ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﻧﮕﺬﺍﺭﻡ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿــﭽﮑـﺲ ﻭﺍﺑﺴـــﺘﻪ ﻧﺸﻮﻡ ﻭ ﻗﻠﺒـــــﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺁﺩﻣﯽ ﻧﺒﺨــﺸﻢ ! ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﻫﻢ ﺍﻋﺘﻤـــــﺎﺩ ﻧﮑﻨﻢ! ﻣــــﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﯾــﺎﺩ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ : "ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ" " ﻫﻤﻪ ﯼ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺭﺍﺳﺖ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ"
-
قصه غم انگیز من این است من باشم یا نباشم او دلتنگم نمیشود این دردناک است ............!
-
در دشمنی دورنگی نیست، ای کاش دوستانم هم ، در زمان خود همچون دشمنانم بی ریا بودند
-
مـــــن ايــــن روز هــــا" صــداي ثـانـيـه ثـانـيـه فــرامـوش شـدنـم را مـي شنـوم...
-
ازبس چشمای توچرخید،من ازچشم توافتادم. مقصرمن بودم آره،زیادبال وپرت دادم...
