رفتن به مطلب

DDDIQ

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    79
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط DDDIQ

  1. DDDIQ

    معنای نمادین گنبد

    معنای نمادین گنبد رنه گنون ترجمه : فرزین فردانش معانی نمادین گنبد.pdf
      • 3
      • Like
  2. باران رو تو این مدتی میشناسم فوق العاده ست نمیخوام تمام صفات خوبی رو که داره تکرار کنم چون کلیشه ست ولی چیزایی که واقعا باهاش برخورد داشتم و برام جالب بود دل واقعا مهربونشه در عین بی ریایی و زلال بودنش واقعا نازنین هست و احساساتی هم هست و یه سری چیزای دیگه ولی خیلی دوست نازنینی هست و دلم براش تنگ شده!!! شاید یکی از دلایلی که آنلاین شدم دلتنگی برای چند تا از دوستام بود که یکیشون همین خانم باران نازنین هست و مطمئنن به دوستیش میبالم
  3. DDDIQ

    آنتونی گائودی

    خانه Batllo پلان و برش تصاویر لینک کمکی برای پلانها File 1 : [Hidden Content] File 2 : [Hidden Content] File 3 : [Hidden Content] File 4 : [Hidden Content] File 5 : [Hidden Content] File 6 : [Hidden Content] File 7 : [Hidden Content]
  4. مهناز بانو جانا دوست خوب خودمه! میشناسمش و همونجور که این گل بانو رو شناختمش همونجور صاف و زلال مونده یکی از دوستانم که میتونم بگم واقعا این بیت هست در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است/ صراحی می ناب و سفینه غزلست و دیگه اینکه : روی خوبست و کمال هنر (آرشیتکت و هنرمند ) و دامن پاک/لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست + پ.ن برای یاران محرم تر!!! : همان شیرینه فرهاد! دو نغته دی
  5. DDDIQ

    هادی میرمیران

    طرح ارائه شده برای ساختمان استانداری تهران، ازيک برج و يک ايوان بزرگ با ستون های کشيده و بلند در مقابل آن تشکيل شده است. در اين طرح ايوان با تمام ويژگيهايی که در معماری قديمی ايران دارد به چشم می خورد، با اين تفاوت که ديگر نه مختص طبقه اشراف، که در اختيار تمامی مردم است و برای وارد شدن به ساختمان استانداری بايد از زير آن عبور کرد. اين ايوان ضمن با شکوه تر کردن ساختمان ، موجب پيوند آن با فضای اطراف می گردد و سنگينی بنا و ارتفاع برج را متعادل می سازد . برج از سه قسمت تشکيل شده است : دو مکعب نسبتا بسته با شيارهای باريک نور و يک فضای شفاف در ميان آنها که به ترکيب حجمی بنای شمس الاماره –به عنوان شاخص ترين بنای حکومتی تاريخ تهران – شباهت دارد . حوزه استاندار در فضای افقی پوشش ايوان قرار داده شده و معاونت ها در برجها استقرار يافته و مراکز عمومی مانند سالن اجتماعات، نمازخانه، رستوران، کتابخانه، نمايشگاه و غيره در طبقه ورودی از ايوان و طبقات زير آن استقرار يافته اند . افزون بر اينها مجموعه بنا دارای تقارنی محوری است و اين امر وقار خاصی به بنا می دهد، که از ساختمان حکومتی مهمی چون استانداری نيز همين انتظار می رود . لینک کمکی برای عکسها File 1 : [Hidden Content] File 2 : [Hidden Content] File 3 : [Hidden Content] File 4 : [Hidden Content] File 5 : [Hidden Content]
  6. DDDIQ

    هادی میرمیران

    چایخانه پابدانا اولین کار سید هادی میرمیران در فعالیت حرفه ای اوست ساختمان برای استراحت و توقف کوتاه کسانی است که در معادن زغال سنگ کرمان و مشخصا معدن پابدانا کار میکنند. طرح به موقعیت زمین , تپه کوچکی که در کنار آن واقع است و همچنین درخت کهنسالی که در مقابل آن جای گرفته نظر دارد. ساختمان پشت به تپه داده و ترکیب زیبا و عاشقانه ای را با درخت کهنسال پدید آورده است
  7. DDDIQ

    هادی میرمیران

    کتابخانه ملی [Hidden Content] [Hidden Content] رفسنجان [Hidden Content] ایل گلی تبریز [Hidden Content] خانه مولانا [Hidden Content] دو تا دیگه [Hidden Content] [Hidden Content] و... [Hidden Content] [Hidden Content] [Hidden Content]
  8. DDDIQ

    هادی میرمیران

    کتابخانه مرکزی شیراز شروع طراحی 1375 شروع ساخت 1377 کتابخانه مکانی است که درآن دستاوردهای اندیشه بشر در قالب نوشتاری و صورت های دیگر محافظت می شود و علاوه بر این , مرکزی برای آرامش فکر و درک یافته ها نیز هست. بنابر این کتابخانه فضایی فرهنگی است که در آن دو مفهوم پایه و مبدا یعنی تفکر و کتاب شکل برنامه و طرح را تحت تاثیر قرار میدهد. عواملی که به عنوان پایه طراحی معماری ساختمان کتابخانه مرکزی شیراز در نظر گرفته شدندعبارتند از: الف)محور عرفانی و مقبره حافظ , که این تاثیر گذاری از جهت های مختلف دارای اهمیت است, بدین ترتیب که این تاثیر به چه شکلی می تواند در معماری نمایان شود؟ آنچه مشخص است , معماری کتابخانه باید بیانی قوی نسبت به حوزه پیرامون خود داشته باشد و مسلما این ارتباط هر چه معماررانه تر باشد معماری ماندگارتری را عرضه خواهد کرد ب) ساختمان کتابخانه به عنوان یکی از باغ های احیا شده تاریخی شیراز در ایده طرح دیده شده و آنچه که از معماری کوشک به عنوان ایده مد نظر گرفته مفاهیم کلی این ساختمان ها بوده است. در این زمینه یکی از ایده های طراحی و شاید مناسب ترین آنها که نزدیک به مفاهیم پسش گفته است , در نظر گرفتن عنصر سخت و توده ساختمان (مخزن کتاب) به مثابه ارتباط با گذشته , و عنصر بلورین و شفاف (قرائت خانه ) به عنوان نوعی ارتباط با حال و آینده است. الگوی کلی بنا توجه به الگوهای معماری دوره هخامنشی دارد. لینک کمکی برای عکسها File 1 : [Hidden Content] File 2 : [Hidden Content] File 3 : [Hidden Content] File 4 : [Hidden Content] File 5 : [Hidden Content] File 6 : [Hidden Content] File 7 : [Hidden Content]
  9. بخشی از سایت حرم امام رضا(ع) آرشیتکت :داریوش بوربور کارفرما:آستان قدس رضوی 1980 این ساختمان سه طبقه با آسانسور و هسته مرکزی پله که با چند سالن نمایشگاه چند ضلعی احاطه میشود. ساختمان دارای نمای بیرونی بسیار مفصل با دهانه مستطیل شکل و قوس طراحی شده
  10. محل : تهران -ایران طرح: محمد مهدی محمودی کارفرما: مرکز دایره علوم اسلامی تاریخ :1998 ساختمان این ستاد مرکزی شامل کتابخانه و مرکز تحقیقات میشود. و آن را با یک قاب بتنی با اسلب های توخالی ساخته اند.
  11. دبیرستان دخترانه مکان: کاشان -ایران طراح :مصطفی مقتدایی 1995 دبرستانی دخترانه با 32 کلاس و ظرفیت 1000 نفر مجهز به آزمایشگاه , کارگاه, و سالن آمفی تئاتر با 500 صندلی
  12. بخشی از سایت حرم شاهچراغ مکان: شیراز - ایران اجرا: شرکت ساخت و ساز مهندسان بینش و فن کارفرما: متولیان حرم سبک : دوره تیموری تاریخ : قرن 14 , ترمیم 1990
  13. DDDIQ

    حافظیه

    همایش بین المللی یاد روز حافظ 19-20 مهرماه 1389 Global festival in commemoration of Hafez october 11-12 2010 تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود // سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است // بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود بر سر تربت ما چون گذری همت خواه //که زیارتگه رندان جهان خواهد بود برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو//راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز//تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد//تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد//زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود 1840 میلادی
  14. من آره خیلی زیاد (و در بعضی مواقع زیادتر از حد ظرفیت خیلیا) میدونی مهناز بانو جان من همیشه سعی کردم همه آدمها رو دوست داشته باشم همین باعث شده خیلیا برنجونن منو به خاطر خرج کردن بیش از حد احساساتم براشون الان چند وقته داغون یه نفر شدم ولی.......(ادامه اش رو تصمیم گرفتم بعد از سه بار نوشتن و پاک کردن ننویسم)
  15. DDDIQ

    خوابگاه دانشجویان باغ ارم - شیراز

    Variant Names:Bagh-i Eram Dormitories Street Address:Next to Bagh-i Eram Palace Location:Shiraz, Iran Architect/Planner:Moghtader and Andreef Architects Client:Shiraz University Date:1973 The main one-to-two storey building is lined with an arcade and features a succession of volumes housing various activities. On the building's western end is the gymnasium with its pitched roof, in the central part is the flatroofed theatre with its tower-like volume containing stage equipment. The restaurant lies on the eastern part of the building. A common entrance leads to the sports halls and the theatre, while the side and rear entrances give access to the restaurant. The rectangular dormitory blocks are arranged on an axis running 45 degrees off that of the main building's southern facade. Yellow bricks, recalling those used in the neighbouring Bagh-e-Eram Palace, clad the façade throughout the campus .
  16. DDDIQ

    بند امیر - فارس

  17. DDDIQ

    بند امیر - فارس

    بندامیر(1) ، (بند عضدی )، پلْبندی بر رودخانة کُر در جنوب خاوریِ مرودشتِ فارس . نام این بند از نام امیر عضدالدولة دیلمی (حک : 338ـ372) گرفته شده است که بنابر روایت مشهور، در حدود 365 (قس ایرانیکا ، ذیل مادّه : 356) به ساخت آن فرمان داد، اما براساس روایتی دیگر شخصی به نام امیر آن را به فرمان عضدالدوله ساخته است . برخی نیز بنای این بند را به مسافری امیرنام نسبت داده اند (برهان ؛ شاد، ذیل مادّه ؛ فسائی ، ج 2، ص 1453؛ فقیهی ، ص 789). بند امیر سه گونه کاربرد داشته است : نخست ، برای بالا آمدن سطح آب و آبیاری دشت وسیع کربال علیا، به گونه ای که در پی بستن این سدّ، از ولایت کربال که پیش از آن صحرایی خشک بود (ابن بلخی ، ص 151ـ152)، در زمان عضدالدوله ، سالانه هفتصدهزار خروار غلّه برداشت می شده است (وصّاف حضره ، ص 263)؛ هم اکنون نیز حدود 24 روستا در ساحل شرقی رودخانه از نهرهای منشعب از کُر آبیاری می شود (اسلامی ، ص 17ـ 18؛ «پروندة ثبتی بندامیر»؛ دوم به کار انداختن آسیابها؛ و سرانجام ، با ایجاد پل برروی تاجِ سدّ و در واقع با احداث پلْبند، دو جانب کُر به هم متصّل شد (کورس ، ص 267). در دوره های جدیدتر در دوسوی روی پل دست اندازی از سنگ و گچ ساخته اند که حفاظی برای عابران پدید آورده است («پروندة ثبتی بندامیر»). بندامیر با 120 متر طول و پنج متر عرض ، دارای سیزده چشمة طاق جناغی است که آب از سرریز آنها جاری است . ارتفاع سطح پل از بند 80ر3 متر و عمق بند از سرریزها تاکف رودخانه در قسمت بیرونی سدّ که به شکل پلّه ای ساخته شده ، ده متر است (همانجا؛ فرصت ، ج 1، ص 413). از ویژگیهای جالب این بند وجود یک تشتک طبیعی آبی در پای بدنة سدّ است که مانع اثر تخریبی ضربه های حاصل از انرژی ریزش آب به بدنة سدّ می شود (کورس ، یادداشت ذیل شکل 197). درنزدیکی بند در ساحل شرقی دو آبگیر به چشم می خورد که نهر سرآب آسیابها از آنجا آغاز می شود. شمار زیادی از این آسیابها اکنون خراب شده است (همان ، ص 267). همچنین بندامیر دارای یک نهر انحرافی و تنظیم کنندة سطح آبِ پشتِ بند، به نام نهر گاوشیر، با دهانة مجهّز به تخته بند است که ظاهراً قبل از بندامیر ساخته شده است . گاوشیر، طرح تونل انحرافی را که امروزه در ایجاد سدهای بزرگ رعایت می شود، تداعی می کند (همانجا؛ فرصت ، ج 1، ص 413ـ414؛ «پروندة ثبتی بندامیر»). پلی که بر روی نهر گاوشیر در امتدادِ پلْبندامیر ساخته شده ، به دوره های جدیدتر متعلّق است و سابقة آن ظاهراً از قرن دهم فراتر نمی رود، زیرا چنانکه در برخی منابع آمده ، القاص میرزا که در 955 به قصد تسخیر شیراز به بند امیر رسید، چون دید که پل را برداشته اند راه دیگری درپیش گرفت (فسائی ، ج 1، ص 401). از همین خبر می توان دریافت که در آن سالها نهر گاوشیر فقط پلی متحرک و احتمالاً چوبی داشته است . مقدسی (ص 444)، معاصر عضدالدوله ، این بند را از «عجایب فارس » شمرده است . به گفتة او در دو سوی پشتِ بند که دریاچه ای از آب جمع شده ، ده دستگاه چرخاب نهاده اند که زیر هر یک آسیابی سوار شده است ، و آب سد از طریق کاریزها سیصد روستا را در منطقه آبیاری می کند. به نوشتة ابن بلخی (ص 151) در سدة ششم برای ساخت این بند یا «شادُروان عظیم » که در جهان مانند نداشت ، هزینة هنگفتی صرف شد و با سنگ و ساروج آن را چنان مستحکم ساختند که آهن نیز برآن کارگر نبود. بیش از دو قرن بعد، حمدالله مستوفی بندامیر را از «عمارات عالیة جهان » و عظیمتر از سدّ شاپور شمرده است (ص 109، 127). بندامیر ظاهراً تا قرن یازدهم وضع مناسبی داشته ، چنانکه شوشتری (ج 2، ص 328ـ329) به نقل از علاّ مة دوانی در رسالة عرض لشکر، از آن به عنوان کوهی در میان دریایی و جزیره ای در میان بحری یاد کرده است . تامس مور ، شاعر ایرلندی ، در یکی از اشعار خود (1232/1817)، مناظر اطراف بندامیر و زیباییهای آن را ستوده است . اما کلودیوس ریچ در 1237 آن را ویران وصف کرده است . روستایی که به همین نام در حاشیة غربی بند واقع شده ، دست کم از اوایل قرن سیزدهم وجود داشته است ( ایرانیکا ، همانجا). بعدها نیز این بند به تناوب تخریب و ترمیم شد، چنانکه فسائی در دهة نخست قرن چهاردهم نوشته است که «گاهی از کنارة این بند رخنه شود و مبالغی وجه نقد و چندین هزار عمله از دهات جمع نموده تا این رخنه را سدّ کنند» (ج 2، ص 1453). گزارش فرصت (ج 1، ص 413ـ417) که در 1311 بند امیر را دیده و تصویر آن را نیز در کتاب خود کشیده ، از آبادانی بند در آن سالها حکایت دارد. در دورة پهلوی پل بند امیر آسیبهای بسیار دید و بخش عمدة طاق ششم آن فروریخت . در سالهای 1349 ش به بعد تعمیرات اصلی بندامیر آغاز شد («پروندة ثبتی بندامیر»). طاق نهرگاوشیر که درسالهای اوایل پیروزی انقلاب اسلامی صدمات کلّی دیده بود، در1375تا1376 ش مرمت شد. بندامیر در نهم آذر 1349 به شمارة 3902 در شمار آثار ملّی ایران به ثبت رسیده است . منابع : ابن بلخی ، فارس نامه ، چاپ گی لسترنج و رینولد آلن نیکلسون ، لندن 1921، چاپ افست تهران 1363 ش ؛ الله قلی اسلامی ، «بندهای امیر و بهمن کوار»، مجلة ساختمان ، ش 12 (مرداد و شهریور 1368)؛ محمد حسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران 1361 ش ؛ «پروندة ثبتی بندامیر» ش 3902 سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی ایران ، مورخ 9/8/1349 ش ؛ حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن 1915، چاپ افست تهران 1362 ش ؛ محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1363 ش ؛ نورالله بن شریف الدین شوشتری ، مجالس المؤمنین ، تهران 1354 ش ؛ محمد نصیربن جعفر فرصت ، آثار عجم ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران 1377 ش ؛ حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران 1367 ش ؛ علی اصغر فقیهی ، آل بویه و اوضاع زمان ایشان با نموداری از زندگی مردم در آن عصر ، تهران 1357 ش ؛ غلامرضا کورس ، «بندها یا سدهای قدیم ایران » در آب و فن آبیاری در ایران باستان ، گردآوری و نگارش عنایت الله رضا... ] و دیگران [ ، تهران 1355 ش ؛ محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ عبدالله بن فضل الله وصّاف حضره ، تحریر تاریخ وصّاف ، به قلم عبدالمحمد آیتی ، تهران 1346 ش ؛ / نادر کریمیان سردشتی /
  18. DDDIQ

    مجموعه مشیر ( گلشن) - شیراز

    این مجموعه که بنا بر کتیبه سر در , در سال 1288 (در عهد ناصرالدین شاه قاجار) به امر میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک, والی فارس , احداث شده , از پر کاربردترین بناهای بازار است و کمابیش سالم و بدون تغییر مانده و به خوبی مرمت شده است. صحن با قاعده کشکولی در میان و فضاهای بسته دو یا چند لایه در اطراف , که خود را از یک سو با خطوط منظم حیاط و از سوی دیگر با خط نامنظم پیرامون وفق داده اند, با بازارچه ای در شرق سرا و هشتی و چهارسو مانندی در جنوب شرقی آن ترکیب کلی طرح را تشکیل می دهند. صحن عنصر اصلی و مقّوم و مرکز توسعه هندسه طرح است : همه حجره های پیرامون بدان رو کرده اند و فضاهای مکث رو به آن نشسته اند و فضاهای حرکتی راه بدان می برند.صحن جداری دو طبقه و پلکانی دارد؛ بدین صورت که طبقه فوقانی قدری عقب نشسته و در جلو آن, راهرو روزباز مهتابی مانندی پدید آمده است . این عقب نشینی در وسط جبهه شمالی رخ نداده است. بدین ترتیب , حجم میانه شمالی بیرون زده جلوه می کند. گنبدی هم که بر فراز این قسمت بنا قرار دارد و از داخل صحن دیده می شود تاکید دیگری است بر اعتبار این نقطه از طرح. اندازه دهانه حجره های هر دو طبقه و ارتفاع قاب آنها متنوع است. این تنوع موزون با بیان قاطع حجم بیرون زده و گنبد مزبور به کمال می رسد و استحکام می یابد . برای بسیاری از حجره ها , از طریق کفش کن, راه غیر مستقیمی به حیاط فراهم کرده اند . عمق حجره های طبقه پایین , به تناسب فاصله میان خط دور زمین از اضلاع صحن در هر نقطه , متفاوت است و بسیاری از آنها پستو دارند. جبهه شمالی وضع دیگری دارد :فضایی با قاعده هشت و به ارتفاع دو طبقه و طاق گنبدین در میان قرار گرفته است و حجره ها در پیرامون آن نشسته اند. در مجموع , این قسمت طرح به تیمچه کوچکی می ماند که با سرا کاملا ترکیب شده باشد . در مقابل این فضا , در جبهه جنوبی , سه حجره قرار دارد. این حجره ها از حجره های دیگر بزرگ تر و از داخل به هم مرتبط اند. بدین ترتیب, گویی گفتگویی میان این جبهه و جبهه شمالی پدید آمده است. کنجهای صحن به نحوی پیچیده, و البته هر یک متفاوت با دیگری , طراحی شده و ایوانچه هر کنج بدان عمق بخشیده و تنوع اتصالات را ممکن کرده است :ایوانچه کنج شمال غربی به ورودی حجره های آن قسمت اختصاص دارد؛ ایوانچه کنج شمال شرقی به راهروی باریک و از آنجا به حجره های بزرگ تو درتویی در پس آن, که احتمالا کارگاه یا انبار بوده است, مرتبط می گردد؛ ایوانچه کنج جنوب شرقی مدخل راهرو ظریف و پرکاری است که به دالان یا بازارچه ای به نام " بازار نو مشیر "( در غرب سرا) راه می برد و از این رو, از ورودیهای سراست؛ ایوانچه کنج جنوب غربی مدخل راهرو کوتاه و زیبایی است با طاق رسمی بندی شده, که به هشتی و ازآنجا به سردر مرتبط می شود. چنان که گفتیم , طبقه بالا نسبت به طبقه پایین از لبه صحن عقب نشسته و بدین صورت , امکان ارتباط آزاد و بی واسطه در میان حجره های طبقه بالا فراهم و ارتباط میان طبقات با حداقل پلکان میسر گردیده است؛ اما شکل هشت گوشه های تیز این هشت گوش با پخهایی کوچک و ملایم تر شده و بعلاوه , امکان تغییر در ضرباهنگ نما در محیط بزرگتر طبقه بالا و نیز امکان تعبیه راههایی دیگر به حجره های پسین کنجها فراهم آمده است. طرح نما از ظرافت و تنوع خاصی برخوردار است: در درگاهها , از اقسام قوسهای جناغی و کمانی و نیم دایره استفاده شده؛ اما برخلاف معمول , همه قوسهای جناغی در طبقه پایین به کار رفته است. ارتفاع قوسها نیز , بر طبق معمول , با کم شدن دهانه کاهش یافته است؛ اما موقعیت قوس در نما نیز در اندازه ارتفاع آن موثر بوده و از این رو , گاه , ارتفاع قوسهایی با دهانه برابر نیز متفاوت است. بر بالای بعضی قوسها , کتیبه ای از کاشی یا شباک آجری قرار گرفته و لچکی همه قوسها کاشی است. در و پنجره ها همه چوبی است و گره چینی و شیشه های رنگی دارد. در نتیجه, در جوار نمای آجری بنا ترکیبی دلنشین پدید آمده است. دست انداز مهتابی نیز شباک آجری است که چون نواری , اجزای نما را به هم پیوسته است. در حیاط سازی نیز , مانند دیگر وجوه بنا, حق طرح ادا شده است: آب نمایی مستطیل شکل و وسیع در وسط ؛ چهار باغچه در طرفین شمال و جنوب آن. فروتر نشستن سطح حیاط از تراز کف حجره ها موجب شده است که حجره ها از زاویه دید مناسب به جیاط و آب و سبزه برخوردار شوند. چتر بزرگ و بلند درختان حجره های طبقه بالا را از این نعمت بهره مند می سازد. مصالح نماهای داخلی نیز عمدتا آجر است که ظرافتهایش در حجره ها و دالانها با طاق و قوسهای پی در پی , و در فضای تیمچه مانند شمالی و ایوانچه کنجهای صحن , با طاق یا نیم طاق و کاربندی عیان شده است . این ظرافت در هشتی به اوج می رسد . این هشتی قاعده ای هشت و نیم هشت دارد و ارتفاعش یک طبقه است. رسمی بندی پخته و متناسب آن به عرق چین ختم می شود. استفاده مناسب از ترکیب چوب و کاشی در نماهای آجری فضایی گرم و صمیمی فراهم آورده است . هشتی از سمت جنوب با فضای واسط کوتاهی به سر در می پیوند. سر در پرکار نیز در خور این سراست و به سر در مساجد تشبه می جوید : نمایی بلند و دو طبقه , با قابهای آجری و نقوش کاشی ؛ قوسی جناغی , با نیم طاق مقرنس کاشی و سکوهایی در طرفین آن. مجموعه مشیر (گلشن) پرسپکتیو طبقه اول طبقه دوم برش ا آ برش ب ب
  19. DDDIQ

    آرامگاه سعدی ( سعدیه)

    ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید هزار سال پس از مرگ او گرش بویی آرامگاه «شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی» در 4 کیلومتری شمال شرقی شهر شیراز، در دامنه ی کوه فهندژ، انتهای خیابان بوستان و در مجاورت باغ دلگشا قرار گرفته است. سعدی در این مکان که ابتدا به صورت خانقاه بود، اواخر عمر خود را گذرانده و سپس در همانجا به خاک سپرده شد. برای اولین بار در قرن هفتم هجری، آرامگاهی بر فراز مزار سعدی توسط «خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوانی»، وزیر معروف آباقاخان ساخته شد. در سال 998 به حکم «یعقوب ذوالقدر»، حکمران فارس، خانقاه شیخ را ویران کردند و اثری از آن باقی نگذاشتند. ولی در سال 1187 هجری به دستور «کریمخان زند»، عمارتی ملوکانه از گچ و آجر با 2 طبقه بر فراز مزار سعدی بنا شد. طبقه ی زیرین، راهرویی بود که پلکان طبقه ی دوم از آنجا شروع می شد و در دو طرف آن، دو اطاق کرسی دار ساخته شده بود. در اطاق سمت شرقی راهرو، گور سعدی قرار داشت و نرده ای چوبین آن را فراگرفته بود. قسمت غربی راهرو نیز به موازات قسمت شرقی، شامل دو اطاق می شد، که بعدها «شوریده»(فصیح الملک) شاعر نابینای شیرازی در اطاق غربی این قسمت مدفون شد. طبقه ی بالای ساختمان نیز همانند طبقه ی زیرین بود، با این تفاوت که بر روی اطاق شرقی که قبر سعدی در آنجا بود، به احترام شیخ اطاقی ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه ی دو طبقه ارتفاع داشت. این بنا در دوره ی قاجاریه (سال 1301) توسط «فتحعلی خان صاحبدیوان» مرمت شد و چند سال بعد نیز «حبیب الله خان قوام الملک» دستور تعمیر و ترمیم قسمتی از بنا را صادر کرد، و تولیت آن به «آخوند ملا زین العابدین شیرازی» سپرده شد. بنایی که در زمان کریمخان ساخته شده بود تا سال 1327 ه.ش. برپا بود. در سال 1329 به کوشش «علی اصغر حکمت» و توسط انجمن آثار ملی ایران، بقعه ی کنونی به جای ساختمان قدیمی ساخته شد و مراسم افتتاح رسمی آن در اردیبهشت ماه 1331 برگزار گردید. ورودی مجموعه در راستای ورودی آرامگاه است که معمار آن «آندره گدار» فرانسوی است. ساختمان به سبک ایرانی است با 8 ستون از سنگ های قهوه ای رنگ که در جلوی مقبره قرار دارند و اصل بنا با سنگ سفید و کاشی کاری مزین است. بنای آرامگاه از بیرون به شکل مکعبی است اما در داخل هشت ضلعی می باشد با دیوارهایی از جنس مرمر و گنبدی لاجوردی. بنا در سمت چپ به رواقی متصل می شود که در آن هفت طاق وجود دارد که با کف سازی سیاه رنگ به آرامگاه شوریده شیرازی پیوند می خورد. این آرامگاه در یک اتاق قرار دارد و کتیبه ای بر سر در آن است که شاعر را معرفی می کند و شعری از خود شاعر بر کاشی های سرمه ای بر روی دیوار نوشته شده است. ساختمان جدید آرامگاه محوطه ای در حدود 10395 متر مربع دارد. که در حدود 257 متر مربع زیربنای اصلی آرامگاه می باشد. ساختمان اصلی آرامگاه شامل دو ایوان عمود بر هم می باشد که قبر شیخ در زاویه این دو ایوان قرار گرفته است. بر روی آرامگاه گنبدی از کاشی های فیروزه ای رنگ ساخته شده است. سنگ های پایه های بنا، سیاه رنگ است و ستون ها و جلوی ایوان از سنگ قرمز مخصوصی ساخته شده است. نمای خارجی آرامگاه از سنگ معروف تراورتن و نمای داخلی آن از سنگ مرمر است. سنگ قبر در وسط عمارتی هشت ضلعی قرار دارد و سقف آن با کاشی های فیروزه ای رنگ تزیین شده است. در هفت ضلع ساختمان، هفت کتیبه قرار دارد که از قسمت هایی از گلستان، بوستان، قصاید، بدایع و طیبات شیخ انتخاب گردیده و به خط «ابراهیم بوذری» نوشته شده است. متن یک کتیبه دیگر از «علی اصغر حکمت» است که در مورد چگونگی ساخت بقعه توضیحاتی داده. در ضلع غربی، قصیده ای با مطلع زیر دیده می شود : خوش است عمر، دریغا که جاودانی نیست پس اعتماد بر این چند روز فانی نیست در ضلع شمال شرقی ابیاتی از بوستان با این مطلع نوشته شده : الا ای که بر خاک ما بگذری به خاک عزیزان که یاد آوری در ضلع جنوب شرقی، کتیبه ای دیگر از گلستان با این عبارت به چشم می خورد : یاد دارم که با کاروان همه شب رفته بودم ... در ضلع جنوب غربی، غزلی از بدایع با این مطلع نوشته شده : ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی تا درد نیاشامی، زین درد نیارامی در ضلع شمال غربی ایوان (نزدیک آرامگاه شوریده) دوازده بیت از قصیده ای با مطلع زیر به چشم می خورد : خاک من و توست که باد شمال می ببرد سوی یمین و شمال در ضلع شرقی نیز دوازده بیت از قصیده ای به خط نستعلیق و با این مطلع دیده می شود : بسی صورت بگردیده است عالم وز این صورت بگردد عاقبت هم در ضلع شمال غربی، غزلی از طیبات به خط «شاهزاده ابراهیم سلطان» فرزند «شاهرخ تیموری» و با این مطلع حک شده است : به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست «علی اکبرخان قوام الملک شیرازی»، سنگ قبر کنونی را که سماق سرخ کم رنگی است، بر روی قبر شیخ نصب کرد و کتیبه ی زیر را که از اشعار بوستان است، با خط نستعلیق عالی بر آن نگاشت : کل شی هالک و انت الباقی کریم السجایا، جمیل الشیم نبی البرایا، شفیع الامم ... در جلوی این رواق، حوضی قرار دارد که در آن سکه می اندازند. در عمق ده متری صحن آرامگاه قناتی وجود دارد که آب آن دارای مواد گوگردی و جیوه می باشد، آب این قنات به درون حوضی که آن را «حوض ماهی» می نامند و در زیر زمین جریان دارد می ریزد این حوض در سمت چپ آرامگاه واقع است و در داخل به شکل هشت ضلعی است. حوض ماهی زیربنایی در حدود 30.25 مترمربع دارد و با 28 پله به صحن آرامگاه وصل می شود، مشهور است که سعدی نزدیک زاویه ی خود، حوضچه هایی از سنگ مرمر ساخته بوده که آب در آن ها جریان داشته است. شستشو در این آب، خصوصا در شب چهارشنبه سوری، جزء معتقدات مردم شیراز بوده است کاشی کاری های داخل حوض ماهی که به سبک عمده سلجوقی است، در سال 1372 توسط استاد کاشی کار «تیرانداز» طراحی شده و توسط میراث فرهنگی اجرا گردیده است بر فراز حوض ماهی یک نورگیر به شکل هشت ضلعی و دو نورگیر چهارضلعی در طرفین آن قرار دارد. زیرزمین سعدیه امروزه به چایخانه سنتی تبدیل شده است. دو ساختمان آجری در کنار حوض ماهی وجود دارد که مربوط به دفتر است و ساختمان دیگری که کتابخانه ی عمومی سعدیه است و ساختمانی دیگر که سرویس بهداشتی در آن وجود دارد. محوطه ی باغ به سبک ایرانی گلکاری، درختکاری و باغچه بندی شده است. در وسط حیاط دو حوض مستطیل شکل، با جهت شمالی - جنوبی در دو طرف محوطه ی آرامگاه قرار دارد و حوض دیگری در جهت شرقی - غربی در مقابل ایوان اصلی بنا واقع شده است. بر روی درب ورودی سعدیه این بیت به چشم می خورد : ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید هزار سال پس از مرگ او گرش بویی قطعه هایی از کتیبه ی سنگی مربوط به سر در آرامگاه که متعلق به زمان کریمخان زند بوده و در اثر سانحه ای در گذشته های دور شکسته شده، هم اکنون در درون آرامگاه محفوظ مانده است. این قطعه ضمن خاکبرداری خیابان برای تعمیر آسفالت از دل خاک بیرون آمده است. بر روی سنگ مذکور قسمتی از شعر سعدی به خط ثلث عالی نوشته شده است با این مطلع : الهی به عزت که خوارم مکن به ذل گنه شرمسارم مکن در اطراف مقبره، قبور زیادی از بزرگان دین وجود دارند که بنا به وصیت خود، در آنجا مدفون شده اند. آرامگاه شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی در تاریخ 53.8.20 به شماره ثبت 1010.3 در انجمن آثار ملی به ثبت رسیده است.
      • 2
      • Like
  20. البته افسانه شدن استاد قوام‌الدين در همان زمان حياتش آغاز شده بود، با بناهايي كه مي‌ساخت. در سال 813 ق كه بناي مدرسه و خانقاه شاهرخ در هرات به پايان رسيد، مورخ عصرـ حافظ ابروـ او را چنين معرفي كرد: «استاد قوام‌الدين كه در صنعت طيّاني واحد ما له ثاني است».30هيچ كدام از ديگر نويسندگان عصر استاد قوام‌الدين را «طيان» نناميده‌اند و تنها خود او در كتيبة مسجد گوهرشاد خود را چنين خوانده است: «عمل العبدالضعيف الفقير المحتاج بعنايت الملك الرحمن، قوام‌الدين بن زين الدين شيرازي الطيان».31 چنين مي‌نمايد كه اين عنواني بود كه استاد براي خود مي‌پسنديد؛ طيان به معني گِلگر و گِل‌كار.32 هم لفظ عربي طيان از طين (گِل) آمده است و هم لفظ فارسي گِلكار؛ و پيوندي دارد با داستان آفرينش از گِل. كار معمار در خلق كردن و كار با گِل، صنعتي است خدايي. واژه‌هاي طيان و گِل‌كار هم در عرصة عمارت نمايندة رابطة كار معمار و خلق خدايي‌اند. شايد به همين علت هم باشد كه توصيف حافظ ابرو از استاد قوام‌الدين طيان رنگ خدايي گرفته است كه گِل‌كاري خود صنعتي خدايي است؛ «واحد ما له ثاني». در داستان شيدة معمار در هفت پيكر هم نشاني از رابطة معمار گِل كار و كار خدايي او مي‌توان يافت؛ آنجا كه او خود را به بهرام مي‌شناساند و مي‌گويد كه گويي مهارتش در گِل كاري را از راه «وحي» گرفته است: در نگارندگي و گِل‌كاري وحي صنعت مراست پنداري استاد قوام‌الدين شيرازي جز اين، در فضايل ديگري هم با شيده شريك بود. استاد «قدوة مهندسان زمان» بود و شيده اوستادي به شغل رسّامي در مساحت، مهندسي نامي استاد صاحب كمال بود و در علم نجوم هم ماهر؛ و شيده از طبيعي و هندسي و نجوم همه در دست او چو مهرة موم استاد قوام‌الدين شيرازي، معماري افسانه‌اي در عالم واقعي است. آنچه معمار آرماني جامعة ايراني داشت و از زبان سخنگوي قوم ـ نظامي ـ در هفت‌پيكر آمده است، او هم داشت. آنچه او مي‌ساخت، تجسم روياي مردماني بود كه او نماينده‌شان بود. بعضي از آثار او، مثل مدرسه و خانقاه شاهرخ و مدرسة گوهرشاد در هرات، در همان دوران حيات او آثاري افسانه‌اي شده بود كه «ديده‌وران جهان شبيه و نظير آن نديده‌اند.»33 استاد قوام‌الدين معمار پس از ساختن عماراتي كه نام او را بر سر زبان‌ها انداخته بود، مأمور ساختن عمارتي ديگر شد؛ معماري افسانه‌اي به كار بنايي ديگر مي‌رفت؛ شايد آخرين بنايي كه ساخت: مدرسة غياثيه در خرگرد. و نكتة ديگر اينكه استاد قوام‌الدين شيرازي و آنچه در خراسان ساخت، نشانة گفتگويي تاريخي است؛ گفتگويي در مقياس ايران زمين، او مردي بود از شيراز كه در خراسان به كار عمارت بود. او تنها معمار شيرازي عصر در خراسان نبود؛ اما مشهورترين و شايد برترين آنان بود و روشن‌ترين شاهد اين گفت‌وگو. عصر زيستن استاد قوام‌الدين شيرازي و برپا شدن مدرسة غياثية خرگرد دورن درخشش گفتگوي هميشگي فارس و خراسان بود. همسنگي تختگاه‌هاي ايران قرن نهم در خراسان و فارس، سمرقند و هرات و شيراز، اين گفتگوي هميشگي را بيش از ديگر زمان‌ها قابل شنيدن ساخته است. استاد قوام‌الدين و آثار او نماد چنين گفتگويي در اين دوران‌اند. پي‌نوشتها: 1. فصيح خوافي، احمد بن جلال‌الدين محمد، مجمل فصيحي، تصحيح محمد فرخ، 3ج، مشهد: باستان، 1339،ج 3: 284. 2. 8. عبدالرزاق سمرقندي، كمال‌الدين، مطلع سعدين و مجمع بحرين، تصحيح عبدالحسين نوايي، 2ج، تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1383، ج2:132ـ135 3. خواندمير، غياث‌الدين بن همام الدين، حبيب‌السير في اخبار افراد البشر، تصحيح زير نظر محمد دبير سياقي، 4ج، تهران: خيام، 1380؛ ج 4: 15. تاريخ به رقم آمده است: «دسته 844». مبناي اين نسخه از كتاب حبيب‌السير كه از منابع اين مقاله است، نسخه چاپ طهران است به سال 1271ق. خواندمير، حبيب‌السير، 1: 42. 4. نوايي، عبدالحسين، رجال كتاب حبيب‌السير، تهران: انجمن آثار و مفخر فرهنگي، 1379؛ 134، تاريخ به حروف آمده است: «سنه اثني و اربعين و ثمانمائه». مبناي كتاب رجال كتاب حبيب‌السير نسخه‌اي است از كتاب حبيب‌السير چاپ سال 1271 ـ 1273 ق در بمبئي، نوايي، رجال كتاب حبيب‌السير، 30. 5. در روضةالصفا، نوشتة ميرخواند، محمد بن برهان‌الدين خاوندشاه (837 ـ 903ق)، تصحيح جمشيد كيان‌فر، 12ج، تهران: اساطير، 1380، در ذيل وقايع سال 842 ق آمده است: «استاد عمادالدين معمار، كه باني مدرسة مهد عليا گوهرشاد آغا بود، در اين سال از خرابة دنيا رحلت نمود.» ـ ميرخواند، روضةالصفا، 10: 5437. شايد اين استاد عمادالدين معمار تصريف نام استاد قوام‌الدين معمار باشد؛ يا شايد به استاد قوام‌الدين عمادالدين هم مي‌گفتند، كه بعيد است؛ چه در همة منابع (جز همين روضةالصفا)، معمار مدرسة بانو گوهرشاد آغا استاد قوام‌الدين شيرازي است. اگرچنين باشد و اين دو نام يكي باشد، تاكيدي است بر تاريخ اول شعبان 842ق در وفات استاد قوام‌الدين. البته اين احتمال باقي است كه اين استاد عمادالدين معمار كه باني مدرسة بانو گوهرشاد آغا معرفي شده، فرد ديگري باشد. 6. مطابق 6 بهمن 817 ش. 7. حافظ ابرو، نورالدين لطف‌الله. جغرافيا، قسمت ربع هرات. به كوشش نجيب مايل هروي. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1349؛ قسمت ربع هرات، 10. 8. سمرقندي، ، مطلع سعدين و مجمع بحرين، ج2: 132 ـ 135. 9. اين مجموعه شامل دو بناي بسيار بزرگ بود كه در مقابل يكديگر برپا شده بودند و صحني بينشان بود. جاي اين دو در پاي قلعة اختيارالدين در شمال هرات بود ـ حافظ ابرو،‌ جغرافيا، قسمت ربع هرات.10. از اين دو بنا نشاني نمانده است. 10. كتيبة ايوان مقصوره. 11. سمرقندي، مطلع سعدين و مجمع بحرين، 2: 424؛ ميرخواند، روضة الصفا، 10: 5413. 12. مجموعة عظيم مصلا كه شاهكار استاد قوام‌الدين بود، به دست نيروهاي انگِليس در سال 1855 م ويران شد. اين مجموعه در شمال شهر، نزديك پل انجيل، قرار داشت. امروز سه منارش برپاست. 13. سمرقندي، مطلع سعدين و مجمع بحرين، 2: 135. 14. حافظ ابرو، زبدةالتواريخ، تصحيح سيدكمال حاج سيدجوادي، 4ج، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1380؛ج4: 693. 15. به ويژه اين حدس مي‌تواند دربارة مدرسة پري‌زاد نزديك‌تر به واقع باشد. مي‌گويند اين مدرسه را يكي از نديمه‌هاي گوهرشادـ به نام پري‌زادـ ساخته است. تزيينات اين مدرسه هم شباهت‌هايي دارد با كار استاد قوام‌الدين. نوعي از تركيب‌كاشي معرق و آجر كه در مسجدگوهرشاد و مدرسة گوهرشاد در هرات و مدرسة غياثية خرگرد اجرا شده، در مدرسة پري‌زاد هم هست. 16. سعادت، بيژن، بارگاه رضا، 4 ج، شيراز: موسسة آسيايي دانشگاه شيراز؛ ج 4: 25. 17. سمرقندي، مطلع سعدين و مجمع بحرين، 2: 261. 18. ميرخواند، روضة‌الصفا، 10: 5436. 19. اسفزاري، روضات الجنات، 99. 20. گِلمبك، ليزا و دونالد ويلبر، معماري تيموري در ايران و توران، ترجمه كرامت‌الله افسر و محمديوسف كياني، تهران: سازمان ميراث فرهنگي كشور، 1374، 260. 21. دولتشاه سمرقندي، امير دولتشاه بن علاءالدوله، تذكرةالشعراء، تصحيح ادوارد براون، تهران: اساطير، 1382، 340. سه نفر ديگر اينان بودند: خواجه عبدالقادر مراغه‌اي و يوسف اندكاني و مولانا خليل مصور. 22. عبدالرزاق سمرقندي، مطلع سعدين و مجمع بحرين، 2: 483. 23. ميرخواند، روضةالصفا، 10: 5437. 24. خواندمير، حبيب‌السير، 4: 14. 25. نوايي، امير نظام الدين علي شير، تذكرة مجالس النفائس، به كوشش علي اصغر حكمت، تهران: منوچهري، 1363، 124. 26. بابر بن بايسنقر بن شاهرخ بن تيمور گوركان 825 ـ 861ق. 27. ابن بيت اگر هم در آن زمان چنين نبوده، درگذر زمان ضرب‌المثل رايجي در زبان فارسي شده است. 28. عبدالرزاق سمرقندي، مطلع سعدين و مجمع بحرين، 2: 134. 29. مشابه اين رابطة شاه و معمار باز هم در ايران بوده است: در رابطة ميان منذر بن نعمان و سنمار (سمنار) و ميان بهرام و شيده و ميان شاه عباس و استاد علي اكبر اصفهاني. 30. حافظ ابرو، جغرافيا، قسمت ربع هرات، 10. 31. انتهاي كتيبة اصلي ايوان مقصوره. اين كتيبه تنها متن موجود است كه در آن نام استاد قوام‌الدين بدون «استاد» آمده است. 32. لغت‌نامه دهخدا. 33. عبدالرزاق سمرقندي، مطلع سعدين و مجمع بحرين، 2: 483، دربارة مدرسة گوهرشاد در هرات
  21. استاد قوام‌الدين شيرازي بزرگترين معمار زمان خود بود و شايد تنها براي مهمترين شخصيت‌هاي دربار تيموري كار مي‌كرد: شاهرخ، گوهرشاد و خواجه غياث‌الدين پيراحمد خوافي. اهميت او چنان است كه نامش در چندين متن مهم نزديك به زمان او آمده است. آنچه نويسندگان همزمان و پس از استاد قوام‌الدين نيز درباره او نوشته‌اند، به افسانه مي‌ماند. چنين مي‌نمايد كه تصويري افسانه‌اي از استاد و كار او در جامعه پديد آمده بود و نويسندگان عصر راوي اين افسانه بودند. استاد قوام‌الدين معمار افسانه‌اي دوران درخشش معماري ايران زمين در دوره تيموريان است.\ ين نوشتار از نشريه «گلستان هنر» (ش 16) برگرفته شده است. * * * معماري دوره تيموريان با نام استادي از شيراز پيوسته است: استاد قوام‌الدين شيرازي. تقريباً در تمام دوران حكومت شاهرخ (حكومت حدود: 807ـ850ق)، اين استاد شيرازي با همكاري كساني در كار بناهايي بسيار مهم بود. تعدادي از بناهايي را كه استاد در ساخت آنها دست داشت، مي‌شناسيم و همچنين مشهورترين كارفرمايان او را. از متون تاريخي و كتيبه‌ها هم مي‌توان چيزهايي از زندگي او دريافت. آنچه از اين منابع به دست مي‌آيد، ابتدا چند خبر است از تاريخ ساخت بناها و همچنين تاريخ وفات او؛ اما از همين منابع مي‌توان به چهره‌اي از استاد قوام‌الدين نزديك شد كه تصوير معماري دوره تيموريان را كامل مي‌كند. گرچه اين چهره از آنچه او ساخته بود برآمده است؛ به وضوح تصوير عمومي معماري دوران كمك مي‌كند. شايد با ديدن چنين چهره‌اي از استاد قوام‌الدين بتوان راهي به داستان معماري ايران زمين در اين دوران برد. استاد قوام‌الدين شيرازي پيش از پايان كار ساخت مدرسه غياثيه خرگرد درگذشت و استاد غياث‌الدين شيرازي كار را تمام كرد. در كتيبه‌اي در ايوان جنوبي بنا آمده است: «بَنَت هذه المدرسه المباركه الغياثيه علي يد العبد المرحوم استاد قوام‌الدين شيرازي و تمت بعمل العبد استاد غياث الدين شيرازي». در پايان اين كتيبه تاريخ آن آمده است: 846. استاد قوام الدين چند سال پيش از اين تاريخ درگذشته بود. فصيح خوافي (777ـ845ق) تاريخ وفات استاد را شنبه غره شعبان سال 842 نوشته است.1 چند سال پس از فصيح خوافي، عبدالرزاق سمرقندي (810ـ887ق) همين تاريخ را نوشته است.2 در دو نسخه كتاب حبيب‌السير خواندمير (880ـ941ق)، تاريخ وفات استاد غره شعبان سال 844 3 و غره شعبان سال 842 آمده است.4 چون فصيح خوافي همزمان استاد قوام‌الدين مي‌زيسته و در همان ايام كتاب خود را نوشته، تاريخي كه آورده ارجح است و بعيد نيست كه قول او مبناي سخن عبدالرزاق سمرقندي هم بوده باشد.5 علاوه براين، فصيح خوافي روز وفات استاد را شنبه نوشته است و از ميان اين دو تاريخ، اول شعبان سال 842ق مطابق شنبه است. براين اساس، مي‌توان تاريخ وفات استاد قوام‌الدين شيرازي را اول شعبان 842 ق دانست.6 استاد قوام‌الدين شيرازي كار ساخت مدرسه غياثيه را آغاز كرد و پيش از پايان كار درگذشت. از اين رو مي‌توان احتمال داد كه مدرسه غياثيه خرگرد آخرين اثر استاد باشد. اما آغاز كار وي را كجا بايد جست؟ در متون به جامانده ازاين عصر و كتيبه‌هاي بناها، اطلاعاتي درباره استاد قوام‌الدين هست. نام او دست‌كم در اين كتابها آمده است: جغرافياي حافظ ابرو و مجمل فصيحي فصيح خوافي و مطلع سعدين عبدالرزاق سمرقندي و روضة الصفاي ميرخواند و تذكره مجالس النفائس امير علي‌شير نوايي و تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندي و حبيب السير خواندمير. از اين نظر، مي‌توان استاد قوام‌الدين را معماري يگانه در تاريخ ايران دانست. شايد تنها سنمار و شيده، معماران خورنق و هفت‌گنبد، در ذكر نامشان در متون از استاد قوام‌الدين پيش باشند. نام استاد قوام‌الدين در كتيبه مسجد گوهرشاد و كتيبه مدرسه غياثيه خرگرد هم آمده است. اولين بار كه نام او در متون به جامانده از آن عصر آمده، در شرح حافظ ابروست از مدرسه و خانقاه شاهرخ در هرات. كار ساخت اين دو بنا به مشاركت استاد قوام‌الدين و خواجه علي حافظ تبريزي به پايان رسيد.7 ساخت اين دو بنا بخشي از اقدامات شاهرخ بود در آباداني هرات؛ كاري كه از همان آغاز حكومت او در سال 807ق آغاز شد. شاهرخ مدرسه و خانقاهي ساخت و بازار هرات را تعمير كرد و چهارسويي در ميانه‌اش برپا كرد و مجموعه‌اي از بناها هم به باغ سفيد افزود. در سال 813ق. مجموع اين كارها به پايان رسيده بود.8 شايد كار استاد قوام‌الدين هم در مدرسه و خانقاه شاهرخ در حدود سال 807ق آغاز شده باشد. البته گمان دوري نيست كه او را پيش از ساخت اين دو بنا هم صاحب شهرتي بدانيم؛ كه اگر چنين نبود، او را نامزد اين كار نمي‌كردند. شايد استاد پيش از اين نيز بناهايي ساخته باشد و يا دست كم در ساخت بناهايي دست داشته باشد. به هر حال، وي از اين زمان تا زمان وفاتش بيش از 35 سال را در بالاترين مقام در عرصه معماري خراسان گذراند. در اين مدت دست‌كم اين بناها را ساخت: * مدرسه و خانقاه شاهرخ در هرات، كه به سال 813ق تمام شد.9 * مسجد گوهرشاد در جوار حرم رضوي، كه به سال 821ق تمام شد.10 * مدرسه گوهرشاد در هرات، كه به سال 836ق تمام شد.11 * مسجد گوهرشاد در هرات، معروف به مصلا.12 * مدرسه غياثيه خرگرد، كه به سال 848ق تمام شد. جز اينها، شايد در ساخت بعضي بناهاي ديگر هم دست داشت. در مطلع سعدين، در وقايع سال 813ق، بلافاصله پس از ذكر مدرسه و خانقاه شاهرخ، ذكر بناهايي آمده كه به امر شاهرخ در باغ سفيد ساختند. اين هم آمده كه جمعي از مهندسان و بنايان به كار اين بناها مشغول شدند.13 شايد استاد قوام‌الدين يكي از اين مهندسان يا سرپرستشان بوده باشد. و باز از جمله چنين بناهايي، عماراتي است افزون بر مسجد گوهرشاد در كنار حرم مقدس رضوي. در سال 821ق، كه گوهرشاد به مشهد آمده بود و كار مسجد رو به پايان بود، «وضع مسجد و عمارات آن در نظر مبارك پسنديده افتاد و به چند عمارت ديگر در اطراف آن اشارت عاليه به نفاذ پيوست.»14 ممكن است اين اشارت به دو مدرسة بالاسر و پري‌‌زاد يا بناهاي ديگري در اطراف حرم مربوط باشد. از سازنده و تاريخ ساخت آن دو مدرسه خبري نداريم؛ اما هر دو را به زمان حكومت شاهرخ نسبت مي‌دهند.15 سه بنايي هم كه بين حرم شريف رضوي و مسجد گوهرشاد قرار گرفته، منسوب به بانو گوهرشاد است: دارالحفاظ و دارالسلام و دارلسياده.16 اگر منسوب كردن اين بناها به بانو گوهرشاد صحيح باشد و او به ساخت اين بناها اشارت كرده باشد، بعيد نيست كه استاد قوام‌الدين را نامزد اين كارها كرده باشند. علاوه بر اين، در همين زمان كه كار ساخت مسجد در غرب حرم‌رو به پايان بود، شاهرخ دستور به ساخت باغي در شرق حرم داد: «آن عمارت با لطافت (مسجد گوهرشاد) در نظر حضرت خاقان سعيد به غايت مستحسن نمود و آن حضرت چهارباغ و سرايي در جانب شرقي مشهد طرح انداخته، مكمل ساخت كه هرگاه عزيمت زيارت مشهد نمايد، موكب همايون در آن باغ و سرا نزول فرمايند.»17 بيان عبدالرزاق سمرقندي از ماجرا چنان است كه مي‌توان احتمال داد به سبب رضايت شاهرخ، همان سازندگان مسجد را مأمور ساخت اين چهارباغ و سرا كردند. چندذ سال پس از اين كه شاهرخ بار ديگر به زيارت مشهد رضوي رفت، در همين چهارباغ فرود آمد كه «معمار همت آن حضرت احداث فرموده بود».18 به هر حال در سال 821 ق، شاهرخ و گوهرشاد به ساخت بناهايي در اطراف حرم مقدس رضوي فرمودند و ساخت اين بناها آغاز شد. استاد قوام‌الدين هم در آن زمان در پايان كار مسجد بود. بعيد نيست كه او مشغول اين كارهاي تازه شده باشد و يا دستي هم در اين كارها برده باشد. از بناهاي ديگري كه ممكن است كار استاد قوام‌الدين باشد، عمارت گازرگاه است. در سال 829ق، شاهرخ تصميم به «عمارت» مزار خواجه عبدالله انصاري گرفت. براي آباداني اين مزار، املاك و اسباب شايسته‌اي هم وقف كرد. اين بناها در جريان سيلي كه به سال 898ق آمد، آسيب بسيار ديد. پس از آن اميرعليشير نوايي مزار را تعمير كرد و بخش‌هايي را از نو ساخت.19 در تاريخ نامه‌ها و كتابه‌هاي بنا ذكري از شركت استاد قوام‌الدين در اين كار نيامده است؛ اما آنچه از اين مجموعه، به‌ويژه در بناي اصلي در بردارندة مزار، باقي مانده به كارهاي استاد شبيه است. از اينجاست كه اين بنا را هم كار او دانسته‌اند.20 آنچه از كارهاي استاد قوام‌الدين دراين دورة نسبتاً طولاني مي‌شناسيم، حاصل همكاري اوست با سه تن: شاهرخ، گوهرشادآغا و خواجه غياث‌الدين پيراحمد، گوهرشاد (ف 861ق) همسر شاهرخ بود و مادر پسران او بايسنقر ميرزا و ميرزا ابراهيم سلطان، خواجه غياث‌الدين پيراحمد نيز از سال 820 ق مهمترين وزير شاهرخ بود. در واقع كارفرمايان استاد قوام‌الدين، مهمترين شخصيت‌هاي سياسي زمان بودند؛ چنان كه از مدارك موجود برمي‌آيد، احتمالاً استاد تمام دورة 35 سالة كارش را پس از آغاز حكومت شاهرخ در كار بناهايي گذراند كه اشخاص اول دربار در كار ساخت آن بودند؛ از مدرسه و خانقاه شاهرخ در هرات تا مدرسة غياثيه در خرگرد خواف. آنچه او مي‌ساخت، نمايندة كاملي بود از آنچه مديران ارشد جامعه مي‌خواستند و او كسي بود كه مي‌توانست چنين خواسته‌اي را برآورد. آنچه در متون از قوام‌الدين شيرازي آمده، بيشتر ذكر چيره‌دستي اوست در كار معماري و نام شاهكارهايش. نمونه‌اش ذكر اوست در تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندي، به نوشتة او، استاد قوام‌الدين يكي از چهار هنرمند برتر دربار شاهرخ بود و «در مهندسي و طراحي و معماري» نظير نداشت.21 در مطلع سعدين22 و روضة الصفا 23در ذكر استاد قوام‌الدين به مناسبت بيان تاريخ وفات او، نامي هم از كار درخشانش، مدرسة گوهرشاد در هرات، آمده است، خواندمير در حبيب‌السير،24 در ذكر بزرگاني كه در زمان شاهرخ زندگي مي‌كردند، نام استاد قوام‌الدين معمار شيرازي را آورده و در معرفي او نوشته است: «قدوة مهندسان زمان و مرجع معماران دوران بود». پس از اين جمله، نام شاهكار او، مدرسة گوهرشاد آمده است كه مشابه ذكر استاد است در مطلع سعدين و روضة الصفا؛ اما روايت خواندمير چيزي بيش از دو روايت ديگر دارد: داستان رنجش شاهرخ از استاد معمار. گويا اين حكايت را اولين بار اميرعليشيرنوايي (844ـ906ق) در تذكرة مجالس النفائس آورده است. احتمالاً آنچه در حبيب‌السير هم آمده، از همين كتاب است. البته در مجالس النفائس بحث از استاد قوام‌الدين معمار نيست و كتاب اميرعليشير هم تذكرة معماران نيست؛ كه تذكرة شعراست. اميرعليشير در ذكر شعراي خاندان تيموري نامي هم از شاهرخ آورده است. به نوشتة او، شاهرخ به كار نظم نپرداخته؛ اما چندان هم از طبع شعر بي‌بهره نبوده است و اين از گفتگويش با استاد قوام‌الدين معمار روشن است. داستان چنين است كه شاهرخ به سبب عمارتي از استاد قوام‌الدين رنجيد و به مدت يك سال از ملازمت محرومش ساخت: «چون استاد صاحب كمال بود، در سر سال، جهت وسيلة ديدار، تقويم نجوم استخراج كرد» و با ميانجيگري صدور و نُوّاب به دولت خانه آمد. شاهرخ تبسمي كرد و اين بيت را خواند: تو كار زمين را نكو ساختي كه با آسمان نيز پرداختي!25 امير عليشير اين روايت را در توصيف طبع شعر شاهرخ آورده و نوشته است كه اين ماجرا را از بابر ميرزا26 شنيده. البته بيتي كه شاهرخ خوانده، به ضرب‌المثل مي‌ماند و بيشتر نشانة حضور ذهن اوست تا طبع شعرش.27 اما بار ديگر كه اين داستان در كتابي آمد، در حبيب السير، ديگر داستان شاهرخ نبود، كه داستان خود استاد قوام‌الدين بود. نكته اين است كه در اينجا خواندمير نيازي به بيان منبع اين داستان ندارد و مي‌نويسد كه اين «حكايتي مشهور است و بر السنه و وافواه مذكور». فصيح خوافي همزمان قوام‌الدين مي‌زيست و دو سه سالي پس از استاد درگذشت. او خود مدتي طولاني از درباريان بود و احتمالاً با استاد آشنايي داشت؛ اما اين «حكايت مشهور» در كتاب او نيامده، كه البته كتابي است مجمل. عبدالرزاق سمرقندي هم استاد قوام‌الدين معمار را مي‌شناخته و كار او را ستوده است و او را «در بنايي و معماري، اعجوبة روزگار و نادرة اعصار» دانسته است. او خود در خانقاه شاهرخ منصب شيخي داشت؛28 بنايي كه استاد قوام‌الدين هم دستي در ساخت آن داشت. در كتاب او هم ذكري از داستان رنجش و غيبت يك ساله و تقويم پيشكشي و تك‌بيت نرفته است. پس از او، ميرخواند هم كه كتاب مفصلش، روضة‌الصفا، را نزديك شصت سال پس از وفات استاد نوشته، اين داستان را نياورده است. نزديك به نود سال زمان لازم بود تا اين داستان «حكايتي مشهور و بر السنه و افواه مذكور» شود. پس از اين مدت بود كه اين حكايت به يكي از كتاب‌هاي تاريخ زمان نيز راه پيدا كرد. در واقع، آنچه اميرعليشير از يكي از ميرزايان تيموري شنيده بود و در چشم او شاهدي بود بر طبع شعر شاهرخ به تدريج به حكايتي دربارة استاد قوام‌الدين ـ معمار معروف ـ بدل شد و اين حكايت به تاريخ نزديك شد و در يكي از مهمترين تاريخ‌نامه‌هاي ايران زمين جايي براي خود يافت. آنچه روي داد، مسير‌ افسانه‌اي شدن استاد قوام‌الدين معمار شيرازي بود؛ معماري كه آنقدر بزرگ بود كه افسانه شود. افسانه شدن او با تحسين كارش آغاز شد و استاد معمار به‌تدريج «اعجوبة روزگار» و بلكه «نادرة اعصار» نام گرفت. در كتاب امير علي شير، «چون صاحب كمال بود»، توانست تقويمي استخراج كند؛ و در كتاب خواندمير، «چون بر علم نجوم نيز ماهر بود»، گفته‌هايي تازه دربارة استاد قوام‌الدين پس از مرگش رواج يافت كه اگر هم درست و بجا بود، پيش از اين گفته نمي‌شد؛ مانند همين مهارت او در نجوم. با نگاهي ديگر به اين حكايت مشهور، درمي‌يابيم كه اجزاي داستان شاهرخ و استاد قوام‌الدين و رنجش و غيبت يكساله و تقويم و تك‌بيت همگي بر اين قرارگرفته است كه از استاد قوام‌الدين و رابطه‌اش با شاهرخ افسانه بسازد: شاه و معمار مخصوص او؛ پادشاهي كه با معمار درگاهش قهر كرده؛ معماري كه دقيقاً به مدت يك سال به حضور نرسيده (بر اين مدت يك سال در داستان تأكيد شده است)؛ معماري كه در كار نجوم است و در اين كار هم استاد است. البته در اين زمان برآمدن معماري چنين افسانه‌اي چندان دور از ذهن هم نبود. در اين عصر شهرهايي سال‌ها ويران مانده آباد شد و ولاياتي باير، داير شد و موجي از تمايل به آباداني در ايران زمين به وجود آمد. هرات ماية حسادت بغداد شده بود؛ جايي كه پيش از اين شهري افسانه‌اي بود و شهر افسانه‌ها. اكنون هرات به جاي بغداد شهري افسانه‌اي شده بود و نمادي بود از افسانه‌اي كه در كشور جاري بود. آنچه نهضت ساخت و ساز عصر كم داشت، معماري افسانه‌اي بود. جامعة ايراني كه در عرصة معماري دوران درخشاني را سپري مي‌كرد و نشانه‌هايي درخشان از خود در قالب معماري پديد آورده بود. معمار افسانه‌اي اش را هم ساخت. استاد قوام‌الدين شيرازي براي افسانه شدن هم بسيار مناسب بود و هم بسيار شايسته. جامعة ايراني پيش از اين نيز چنين كرده بود و براي دوره‌هاي درخشان آباداني كشور افسانه‌هايي ساخته بود. در اين افسانه‌ها، فرمانرواي ايران زمين با معماري افسانه‌اي كه در كنارش قرار مي‌گرفت، كامل مي‌شد؛ كسي كه مي‌توانست روياهاي قوم را در قالب خواستة فرمانرواي كارفرما بر زمين پياده كند. اين‌چنين بود كه سنمّار و شيده پديد آمدند و خورنق و هفت گنبد را برپا كردند.29
  22. DDDIQ

    ارگ کریمخان - شیراز

  23. DDDIQ

    ارگ کریمخان - شیراز

    ارگ کريمخاني قصر سلطنتي و اندروني كريم خان زند (م. 1193) حاكم شيراز بوده است كه در سال 1180 ه.ق به دستور وي ساخته شد و در حال حاضر در شمال شرقي شيراز، در حوالي ميدان شهدا واقع شده است. كريم خان زند براي ساختن قصر خود ماهرترين سنگ تراشان، معماران و هنرمندان آن عصر را به شيراز دعوت كرد و بهترين نوع مصالح را از شهرها و كشورهاي مختلف خريداري نمود و در اختيار كارگران قرار داد. در مدت زمان كوتاهي بناي ارگ ساخته شد ميدان كريم خاني به عنوان تأسيسات و ارسن شهري شامل سه بخش مي شد: 1. بخش سياسي كه شامل عمارت كلاه فرنگي و ديوانخانه بود. 2. بخش اقتصادي كه شامل بازار وكيل مي شد. 3. بخش نظامي كه شامل ميدان مشق مي شد. در اين ميدان، ارگ به عنوان خانه پادشاه و هسته اصلي ميدان عمل مي كرد. درساختن ارگ، معماري نظامي و معماري مسكوني هر دو با هم به كار رفته است چرا كه ارگ خانه پادشاه مي بود و بايد از ضريب امنيتي بالايي برخوردار باشد. بنابراين ديواره هاي بيروني كه همانند ديوارهاي يك قلعه نظامي است، بسيار مرتفع است.ديواره بنا در پايين 3 متر ضخامت دارد و به صورت مخروط ناقص بالا رفته و ضخامت آن در بالا به 2.8 متر مي رسد. و در قسمت بالا ديواركي جانپناه دارد كه محل استقرار سربازان بوده، تيركش هايي نيز در اين ديوار تعبيه شده كه برخي كوچك هستند و حالت مورب دارند كه محل قرار دادن تفنگ و اسلحه بوده و ديگر سوراخ هاي بزرگتري كه براي راندن دشمن بوده است. هشتي ورودي آن فضاي بزرگي است كه يك در به باره بند (اصطبل) داشته و در حال حاضر مكان فروش بليط است و در مقابل دري دارد كه به پشت بام مي رفته. همچنين در داخل هشتي چند طاق نما براي نشستن وجود دارد. هشتي ارگ نسبت به هشتي ديگر خانه ها تزيينات كمتري دارد. در قسمت باره بند اتاق هايي مخصوص سر مهتر وجود داشته كه هم اينك ويران شده است. اين مكان در زمان پهلوي به عنوان زندان زنان مورد استفاده قرار گرفت، در وسط آن ساختماني احداث شده بود كه به هنگام مرمت ويران شد. 4. حياط خلوت در پاي 4 برج وجود دارد كه حالت خدماتي دارند، بجز يكي از آنها كه به هشتي راه مي يابد و در واقع باره بند بوده. اين اتاق ها دستشويي داشته و مخصوص خدمه بوده. برج ها داراي سه طبقه اندكي راه آنها از درون همين حياط خلوت هاست. از داخل حياط پلكاني به طبقه دوم مي رود و از آنجا به وسيله يك رشته پلكان به طبقه سوم مي روند يعني از طبقه اول به طبقه دوم راهي وجود ندارد. در حمام داخل ارگ از طريق يكي از همين حياط خلوت ها بوده كه بعداً در ديگري از داخل خود حياط ارگ به حمام گشوده مي شود. اين حمام همانند ساير حمام ها داراي سر بينه و گره خانه است. سر بينه آن نيز شامل يك رختكن و يك حوض چندضلعي در وسط مي باشد كه به وسيله آهكبري تزيين شده است. از آنجا نيز وارد برزخ سوم شده كه يك راه به واجبي خانه و يك راه به تخت گرم خانه حمام دارد. در درون گرمخانه سر در خزينه وجود دارد. در زير خزينه آب گرم تون حمام قرار گرفته است. ارگ كريمخاني قلعه اي مستطيل شكل است كه در هر يك از اضلاع آن برجي از آجر به ارتفاع 15 متر ساخته شده است. مابين اضلاع شمالي، جنوبي و غربي، ايوان بزرگي متشكل از يك تالار و 2 اتاق سه دري بزرگ قرار دارد. در جلو هر سه ايوان مزبور دو ستون سنگي محكم به ارتفاع 8 الي 9 متر به چشم مي خورد. همچنين طبق معماري دوران زنديه حوضي 4 گوش در جلو هر ايوان ساخته شده است كه آب آنها از آب ركناباد تأمين مي شده. ضلع شرقي ارگ ديوار بلندي است كه درب ورودي در وسط آن قرار دارد. بر بالاي سردر ورودي صحنه اي از جنگ رستم و ديو سفيد به وسيله كاشي هاي هفت رنگ لعابدار تصوير شده است. حمام خصوصي پادشاه و راهرو و اتاق نگهبانان نيز در پشت همين ديوار ساخته شده اند. در جلو اين ايوان نيز دو ستون چوبي قرار دارد و حوضي چهارگوش نيز در جلو ايوان خودنمايي مي كند. مساحت حياط قصر 12.8 × 93.6 متر است. شالوده و ديوارهاي ارگ از سنگ ساخته شده اند و براي ساختن بقيه بنا از خشت پخته استفاده شده است. تزيينات داخلي، شامل قاب ها، ازاره هايي از سنگ مرمر يزد و تبريز و آيينه هاي بزرگي از روسيه، تركيه عثماني و اروپاست. نقاشي قسمت هاي بالا و سقف اتاق ها با آب طلا و لاجورد و رنگ هاي گياهي و معدني رنگ آميزي شده اند. نقش هاي اطاق ها اغلب گل و گياه و به شكل ترنج و اسليمي است. ارگ از نوع بناهاي سه ايوانه است كه ضلع ورودي آن به بخش خدماتي اختصاص دارد. پس از منقرض شدن حكومت زنديه و روي كار آمدن سلسله قاجاريه ارگ به دارالحكومه تبديل شد و مكاني براي استقرار يافتن واليان و حاكمان فارس گرديد و تا اوايل سلطنت پهلوي نيز وضع به همين منوال بود. در زمان استانداري شاهزاده عبدالحسين ميرزا فرمانفرما (متولد 1236 ، متوفي 1318 ه.ش) به دستور وي كاشي كاري هاي ارگ ترميم شد. در واقع در زمان حكومت قاجاريه به دليل خصومت قاجاريان با زنديان، نقاشي ها و كاشي كاري هاي زنديه كلنگي شدند و نقاشي ها و تزئينات قاجاريه جاي آن را گرفتند. امروزه يكي از اركان مرمت بناهاي زنديه آن است كه نقاشي ها و تزيينات آنها را از زير نقاشي هاي قاجاريه بيرون آورده و به نمايش بگذارند. در زمان سلطنت رضاخان پهلوي بين سال هاي 1320-1304 و بعد از آن ارگ به عنوان زندان بزرگ شهر در اختيار شهرباني قرار گرفت. در طول اين مدت تمام آثار نقاشي و مقرنس كاري اتاق ها را با گچ پوشاندند و اكثر اتاق ها و تالارها به وسيله چندين ديوار به صورت سلول هاي كوچكي در آمد. در سال 1350 ساختمان ارگ در اختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار گرفت و كار مرمت و بازسازي آن مورد توجه قرار گرفت. بازسازي بنا در سال 1356 آغاز شد. در بازسازي ارگ براي حفظ اصالت بنا دقت فراواني شده و نقاشي هاي زيباي آن از زير گچ كاري ها بيرون آمده است
  24. DDDIQ

    خانه زارع -شیراز

    دوره قاجار مساحت تقریبی 430 متر مربع راهنمای پلان ضمیمه ورودیA حیاطB E اتاق Lراهرو K اتاق سه دری تالار سه دریG1 G2 تالار پنج دری J انباری
  25. DDDIQ

    خانه عطروش -شیراز

    راهنمای پلانها در فایلهای ضمیمه ورودیA حیاطB سرسراC2 اتاقE ایوانF تالار سه دریG1 G2 تالار پنج دری G3 تالار زیر زمین
      • 2
      • Like
×
×
  • اضافه کردن...