رفتن به مطلب

LAND LESS

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    9
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط LAND LESS

  1. LAND LESS

    مشاعره

    ایجان خبرت هست که جانان تو کیست وی دل خبرت هست که مهمان تو کیست ای تن که بهر حیله رهی میجوئی او میکشدت ببین که جویان تو کیست
  2. LAND LESS

    مشاعره با حروف پیشنهادی

    روز ی که خیال دلستان رقص کند یک جان چه کند که صد جهان رقص کند هر پرده که میزند در خانه ی دل مسکین تن بینوا همان رقص کند ص...
  3. LAND LESS

    مشاعره

    من بودم و دوش آن بت بنده نواز از من همه لابه بود از وی همه ناز شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه حدیث ما بود دراز
  4. LAND LESS

    مشاعره با حروف پیشنهادی

    یاری که به نزد او گل و خار یکیست در مذهب او مصحف و زنار یکیست ما را غم آن یار چرا باید خورد کورا خر لنگ و اسب رهوار یکیست ف...
  5. LAND LESS

    مشاعره

    این آتش عشق میپزاند ما را هر شب به خرابات کشاند ما را با اهل خرابات نشاند ما را تا غیر خرابات نداند ما را
  6. LAND LESS

    شعـری بـرای تـو...

    به من بگو تو اگر نباشی شانه های کدامین غزل مرا از این همه تنهایی بگیرد و من ابر هزار دلتنگی را بر دامن کدامین آبی تا بی نهایت گریه کنم؟ به من بگو تو اگر نباشی لذت کدامین شعر مرا به نهایت یک عشق رساند؟ به من بگو تو اگر نباشی کدامین دست مهربان ساحل امن عاشقا نه ای برای زورق شکسته ی قلبم باشد؟ به من بگو تو اگر نباشی کدامین شوق پریدن فرصت دوباره برای پرستوی نا شکیب دلم باشد؟ به من بگو اگر تو نباشی کدامین افسون جادو شده ی سر غزل مرا به این همه خوب به این همه زیبا به این همه سرشار پیوند زند؟ به من بگو اگر تو نباشی کدامین بهانه برای دلم باقی می ماند تا بهانه گیریهای این دل سودایی تمامی داشته باشد؟ به من بگو تو اگر نباشی کدا مین ستاره مرا راهنمای تیره روزیهای بی شمارم باشد و ماه کدامین یلدایی ترین شب مرا به سمت صبح براند؟ به من بگو تو اگر نباشی کدامین آبی عشق را به تفسیر دوباره نشینم ؟کدامین بهار را بفهمم ؟کدامین ترانه را بنوشم ؟کدامین غزل را بدانم ؟ به من بگو تو اگر نباشی نصیب من از این زندگی چه خواهد بود؟ سهم من از عشق؟ قسمت من از آسمان؟ فرصت من از ابتدای زمین؟ به من بگو تو اگر نباشی نسیم دوستت دارم از سمت کدامین شرقی ترین آرزوی من خواهد وزید؟کدامین خاطره ی سبز مرا از این همه خزان خواهد گرفت؟ کدامین ظهر مردادی مرا از این همه سرمای خمار خواهد ربود؟ به من بگو تو اگر نباشی به کدامین امید سر از بالین شبانه ها برگیرم و به شوق کدامین روز هستیم را رنگی دوباره از آغاز زنم؟ به من بگو تو اگر نباشی چه کسی مرا به سوی عاطفه خواهد برد و مرا مهمان دقایق مهربانی خویش خواهد کرد؟
  7. LAND LESS

    مشاعره با حروف پیشنهادی

    تا در دل من عشق تو اندوخته شد جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد عقل و سبق و کتاب بر طاق نهاد شعر و غزل و دوبیتی آموخته شد ر...
  8. LAND LESS

    مشاعره

    معشوق چو آفتاب تابان گردد عاشق بمثال ذره گردان گردد چون باد بهار عشق جنبان گردد هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد
  9. LAND LESS

    مشاعره با حروف پیشنهادی

    من آن توام کام منت باید جست زیرا که در این شهر حدیث من و تست گر سخت کنی دل خود ار نرم کنی من از دل سخت تو نمیگردم سست ب...
  10. LAND LESS

    مشاعره

    تا حاصل دردم سبب درمان گشت پستیم بلندی شد و کفر ایمان گشت جان و دل و تن حجاب ره بود کنون تن دل شد و دل جان شد و جان جانان گشت
  11. LAND LESS

    مشاعره

    بر رهگذر بلا نهادم دل را خاص از پی تو پای گشادم دل را از باد مرا بوی تو آمد امروز شکرانه ی آن بباد دادم دل را
  12. LAND LESS

    مشاعره

    وا پس مانی ز یار و واپس باشی از شاخ درخت بگسلی خس باشی در چشم کسی چو خویش را جای کنی تو مردمک دیده ی آن کس باشی
  13. LAND LESS

    مشاعره با حروف پیشنهادی

    مجنون و پریشان توام دستم گیر سرگشته و حیران توام دستم گیر هر بی سر و پای دستگیری دارد من بی سر و بی پای توام دستم گیر ن...
  14. LAND LESS

    مشاعره

    یک چشم من از روز جدایی بگریست چشم دگرم گفت چرا گریه ز چیست چون روز وصال شد فرازش کردم گفتم نگریستی نباید نگریست
  15. LAND LESS

    مشاعره با حروف پیشنهادی

    یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی شاگرد که بودی که چنین استادی خوبی و کرم را چه نکو بنیادی ای دنیا را ز تو هزار آزادی ظ...
  16. LAND LESS

    شعـری بـرای تـو...

    پاییز در کوچه ها می وزد و برگها از شاخه ها برای همیشه وداع میکنند اما در اتاق آبی ما از مسیحای نفسهای تو بانو بهارانی بر پاست از عشق از نور از طراوت حضور . پاییز در کوچه های جاری عریانی را فریاد می زند اما در خلوت عاشقا نه ی ما روح عریانمان به میهمانی دلهای مشتاق می رود . پاییز همین نزدیکی است پشت همین دریچه های تا هیچ پشت همین ابهام زرد گونه ی تقویم پشت همین لحظه های تا ابد دچار مرور. اما در اتاق آبی ما از فراخوان چشم تو اتفاق سبز غزل بر پاست و من و تو در تفاهمی این چنین ناب شاعرا نه تداوم خوبیم و عاشقا نه ادامه ی زلال و دستهای تو آغاز سبزی است برای جوا نه زدن و لبهای من شروع خوبی برای تکرار دوستت دارم و اگر پاییز فروردین نگاه تو را به اردیبهشتی ترین سمت چشمانت پیوند میزد و در خردادی ترین حضور دستانت عشق را به باور می رسید هرگز به مهر اجازه ی آغاز و به آبان اذن شروع و به آذر فرصت اعجاز ی چنین زرد را نمی داد . درکوچه هایی چنین نزدیک معجزه ای زرد گونه بر پاست اما در اتاق آبی ما دستهای توبهار را جاری است و روح بزرگ تو اردیبهشت را صدا می زند و هرم نفسهای تو ظهر نشاط خرداد را یاد آور می شود . ای بها نه ی بهار! ای بهار را بها نه ! با تو هرگز پاییز برگی ماندگار در تقویم نیست که تو ماندگار ترین بهار دفتر شعر منی . پاییز همین نزدیک دور است وقتی تو این هم دور نزدیکی با دلم. خاتون غزلهای ناب فروردینی من! بانوی تکامل اردیبهشتی عشق! یاسمن پوش ترین لحظه ی خردادی صبح! با تو اما پاییز عین یک واژه ی زرد در ته دفتر من می ماند . چون تو آغاز بهاری و سر آغاز غزل . چون تو سرشار ترین حادثه ی سبزی و من شاعر لحظه ی روحانی چشمان توام...
  17. LAND LESS

    مشاعره

    یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا شعله از توست اگر گرم زبانی است مرا
  18. LAND LESS

    مشاعره با حروف پیشنهادی

    چشم تو ز روزگار خونریز تر است تیر مژه ی تو از سنان تیز تر است رازی که بگفته ای بگوشم وا گوی زانروی که گوش من گرانخیز تر است د...
  19. LAND LESS

    مشاعره

    ما باده ز خون دل خود مینوشیم در خم تن خویش چو می میجوشیم جان را بدهیم و نیم از آن باده خوریم سر را بدهیم و جرعه ای نفروشیم
  20. LAND LESS

    مشاعره

    دی میرفتی بر تو نظر میکردند آنانکه به مذهب تناسخ فردند سوگند به اعتقاد خود میخوردند کاین یوسف ثانیست که باز آوردند
  21. LAND LESS

    مشاعره

    روزی که ترا ببینم آدینه ی ماست هر روز به دولتت به از دینه ی ماست گر چرخ و هزار چرخ در کینه ی ماست غم نیست چو مهر یار در سینه ی ماست
  22. LAND LESS

    مشاعره

    امروز چه روز است که خورشید دوتاست امروز ز روزها برونست و جداست از چرخ به خاکیان نثار است و صداست کای دلشدگان مژده که این روز شماست
  23. LAND LESS

    مشاعره

    دل جمله حکایت از بهار تو کند جان جمله حدیث لاله زار تو کند مستی ز دو چشم پر خمار تو کند تا خدمت لعل آبدار تو کند
  24. LAND LESS

    شعـری بـرای تـو...

    حتــی غریبــه‌ها می‌دانند کــه شانــه‌های غـرورت تــشنه هـــق هـــق اســت... حتــی می‌دانند که بــاید پلکهــایت را دوســت داشــت... دستانم هنوز بوی آخرین غزل عاشقانه ات را میدهد و چشمانم در کورسوی جاده های قلبت به دنبال لحظه آغازین دیدار میگردد نگاه کن لبانم شکل اسم تو را از لابلای برگهای زرد و نارنجی میدزدد و سالهای کودکی از دست رفته ام برای پیدا کردن عروسک دست و پا شکسته هورا می کشند من اما ....بی آنکه بدانم کیستم ثانیه های با تو بودن را شماره می کنم و به سالهای بی تو بودن پوزخند می زنم... راستش دردودل با تو چقدر زیباست رفیق رویاهای من...
  25. LAND LESS

    مشاعره

    تبها کشم از هجر تو شبهای جدایی تبها شودم بسته چو لبها بگشایی
×
×
  • اضافه کردن...