رفتن به مطلب

DiDaX

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    50
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اطلاعات شخصی

  • علاقه مندی ها
    فیلم ، سریال ، نت

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی نفت
  • گرایش
    حفاری - استخراج
  • شغل
    دانشجو

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های DiDaX

عضو جدید

عضو جدید (2/14)

105

اعتبار در سایت

  1. DiDaX

    پیشنهاد کار - تولیدی

    ظروف یکبار مصرف واسه یه خط تولید مناسب چیزی حدود 150 میلیون سرمایه میخواد
  2. DiDaX

    پیشنهاد کار - تولیدی

    نواندیشان عزیز فکری ندارید
  3. DiDaX

    پیشنهاد کار - تولیدی

    صحبت های شما کاملا درسته من بیشتر دنبال کارگاه های خونگی هستم که بشه توی خونه هم انجام داد ، چون الان سرمایه واسه اجاره یا خرید مکان کارگاه ندارم در مورد تولیدی هم فقط به فکر یک منطقه نیستم و میخوام افق کار طوری باشه که بشه کم کم به مناطق و شهرای دیگه هم گسترشش داد و واسه همین میخوام ببینم شما در محیط اطرافتون چه مشاغلی میبینید و میشه پیشنهاد داد
  4. DiDaX

    پیشنهاد کار - تولیدی

    درود بر شما البته جوراب بافی رو گفتم که دوستان بدونن مد نظرم چه نوع فعالیتهاس دستگاه تولید جوراب ی دستگاه 1در 2.5 هست منظورم چنین تولیداتیه که جای زیادی نگیره بحث جوراب نانو ، خب مگه تولید این نوع جورابا به چه صورته ؟ مگه بسته به الیاف نیست ؟ الیاف و مواد اولیه نانو هستن دیگه ؟ مرسی از شما
  5. DiDaX

    پیشنهاد کار - تولیدی

    سلام الان بسته بندی چیزیه که همه اولین ایده میگن بسته بندی و نفرات زیادی روی آوردن بهش! در مورد بسته بندی باید با شرکتی جایی هماهنگ کنم یا منظورتون اینه که کلا خودم به صورت فله بگیرم و به فرض با برندی که خودم میزنم عرضه کنم به بازار؟ به این روش کار وزارت بهداشت مجوز میده ؟ بلوک سیمانی نیاز به کارگاه بزرگی نداره ؟ البته من خودمو نمیخام محدود کنم به یک کار میخام کم کم مجموعه ای از چند کارگاه کوچیک رو ایجاد کنم
  6. DiDaX

    پیشنهاد کار - تولیدی

    سلام میخواستم اینجا ی هم فکری یا نظرسنجی باهم انجام بدیم که چه کارگاهای تولیدی کوچکی با سرمایه های کم میشه راه اندازی کرد مثل جوراب بافی و اسکاچ بافی و ... اگر میشه لطف کنید پیشنهاداتون به همراه میزان سرمایه مورد نیاز تقریبی رو هم بگید با تشکر
  7. DiDaX

    ترسو نباش بيا تو هم بگو. . .

    اعتماد به نفس فوق العاده پایین
  8. DiDaX

    قیمت سکه زمینگیر شد

    نه غصه خودمو نمیخورم تمام فکر و ذکرم جوونای این مرز و بومه
  9. DiDaX

    قیمت سکه زمینگیر شد

    بابا روشای دیگه کمر شنه :دی :elivg5ddfqdy8k5mocf
  10. DiDaX

    قیمت سکه زمینگیر شد

    بچه خواستید زن بگیرید با این شعار برید جلو "زن یکی خدا هم یکی پس به نام الله یک سکه مهر ":biggrin:
  11. DiDaX

    قیمت سکه زمینگیر شد

    این دقیقا من بودم از وقتی که نیم 240 بود میخواستم بخرم و دیدم تو یک هفته شد 297 گفتم برم بخرم تا گرون تر نشده خلاصه ما خریدیمو قیمتش افت کرد رو 290 و دیگه بالا نرفت باور کنید اگه میدونستم زودتر میخریدم که دیگه اینقدر بالا نره خوب منم خوشحالم که تو این مهم دست داشتم ولی کاش 4تا نمیگرفتم:ydm47612zsesgift969
  12. DiDaX

    بررسی مغزه های نفتی در آزمایشگاه

    در این قسمت خواص فیزیكی و پترو فیزیكی سنگ های مخزن مانند تراوایی- تخلخل، ترشدگی و چگالی را بررسی می كنند. روش كار: ابتدا مغزه هایی راكه ازدرون چاه آمده است مورد بررسی قرار می دهند و طبق نظر كارشناسی بهترین محل برای تهیه نمونه (Plug) از درون مغزه با یك علامت دایره مشخص می شود و از محل های مشخص شده نمونه تهیه می شود. پـس از تهیـه نمونه توصیف از نمونه های داخل جعبه ها و تشخیص جنس توسط زمین شناس ، نمونه ها در قسمت شستشو بوسیله تولوئن به مدت 72 ساعت شستشو داده می شود و سپس آنها را با (oven) خشك می كنند. این شستشو بخاطر این است كه قسمت های نفتی و آلی آن بوسیله تولوئن از درون نمونه خارج شوند. این كار معمولآ توسط دستگاه سوكسیله انجام می شود. با داشتن حجم (V) و جرم(m ) می توان چگالی را تعیین كرد. در اینجا تخلخل مغزه ها نیز اندازه گیری می شود. برای اینكار ابتدا دستگاه را با استفاده از یك نمونه مشخص كالیبره می كنند و سپس نمونه مورد نظر را در آن قرار داده و گاز تزریق می كنند سپس با استفاده از فرمول زیر تخلخل را بدست می آورند. volume حجم هلیم نفوذی Bulk volume معمولاً بوسیله كولیس اندازه گیری می شود. برای بدست آوردن نفوذ پذیری نیز از دستگاههای مكانیكی و دیجیتالی استفاده می شود. ابتدا نمونه را تحت فشارهمه جانبه (180 Psi) قرار می دهند و هوا را تزریق می كنند و با استفاده از مانومترو اریفیس مقدار دبی عبوری بـــدست می آید. با استفاده از رابطه دارسی می توان نوشت . روشی كه قبلاً برای اندازه گیری تخلخل ارائه شد یك روش مكانیكی بود و امروزه بوسیله روش دیجیتالی نیز می توان این اندازه گیری را انجام داد. برای این كار از پلاگهایی باشكل زیر استفاده می شود. لازم به ذكراست كه پلاگهای مغزه ها می تواند چوبی، مقوایی یا فلزی باشد. بایـد تـوجه داشت كه مخازن نفتی ایران دارای تخلخل 10% = ф و بهترین مخازن گازی دارای تخلخل 30% = ф می باشند. همانطور كه ملاحظه می شود بر روی این پلاگ یك فلش وجود دارد كه این فلش جهت تزریق (injection) را نشان می دهد. در صورتیكه نمونه عمودی باشد تزریق باید از پایین به بالا صورت پذیرد. هر پلاگ دارای شناسنامه ای می باشد كه اطلاعات مربوط به آن پلاگ را در بردارد. این اطلاعات شامل موارد زیراست: نام مخزن شماره نمونه نوع نمونه : ( (vertical / horizontail طول نمونه : (Length) قطر نمونه : (Diameter) دستگاههای دیجیتالی نسبت به حرارت حساس می باشد و مقاومت نوع اول و دوم بصورت زیراست: نوع اول تراوایی را برای ما اندازه گیری می كند، در حالیكه نوع دوم هم دانسیته و هم Porosity را برای ما اندازه گیری می كند. اگر ما شكل مغزه های عمودی را نیز در نظر داشته باشیم (Top و bottom) حالت آن به طریق زیر تعیین می شود. گاهی نفوذ پذیری بصورت قائم اندازه گیری می شود وگاهی برای تعیین نفوذ پذیری از نمونه گیر (Coreholder) بزرگ استفاده می شود. شرایط انجام آزمایشات بصورتUnsteady state است. اصولاً هدف از این قسمت مطالعات مربوط به حابجایی سیال در شرایط Unsteady State و رفتار موئینگی و ترشدگی (wettability) و شرایط تزریق آب و گاز درمیادین می باشد. یكی دیگر از اهداف عمده این مجموعه حل مسائل و مشكلات عمده در صنایع بالادستی می باشد. از دیگراهداف این مجموعه كاربرد و توسعه ابزارهای پیشرفته برای تعیین خواص پتروفیزیكی سنگهاست. تهیه کننده: دکتر قاسم العسکری عضو هیئت علمی دانشگاه صنعت نفت تنظیم مقاله PDF : WwW.Naft-Shimi.MihanBlog.Com
  13. تعریف و طبقه‌بندی: تخلخل از جمله خصوصیات مهم نفت‌گیر محسوب می‌شود. زیرا خلل، شکستگی‌ها و معابر سنگ عامل مؤثر در ذخیره‌سازی مخزن می‌باشد. فضای حفره‌ها غالباً‌ توسط آب اولیه پر شده است. این فضاها در مخازن نفت علاوه برآب اولیه حاوی نفت و گاز می‌باشد. تخلخل به صورت نسبت فضاهای خالی سنگ به حجم کل سنگ توصیف می‌شود. تخلخل غالباً بصورت حرف یونانی فی نشان داده می‌شود. تخلخل مؤثر به مجموعه منافذ به هم مرتبط گفته می‌شود. تخلخل غیر مؤثر به مجموعه خلل غیرمرتبط گفته می‌شود. ارتباط خلل به یکدیگر ممکن است از یک معبر یا چند معبر برقرار شود. انتقال نفت و گاز از معابر خلل به هم مرتبط صورت می‌گیرد. نسبت تخلخل کل به تخلخل مؤثر از نظر زمین‌شناسی نفت حائز اهمیت ویژه‌ای است، زیرا که به طور مستقیم به تراوایی سنگ مربوط می‌شود. اندازه، شکل و قطر خلل و مقدار پیچاپیچی معابر ارتباطی منافد اثر مهمی برتولید مخزن دارد. تجزیه و تحلیل شکل خلل و نحوة تداوم معابر ارتباطی دشوار به نظر می‌رسد. برای مثال منافذ آغشته به محلول ممکن است توسط املاح محلول پرکننده را سبب شده و متعاقباً بخشی از سیمان دوباره حل شده باشد. دو نوع تخلخل با توجه به زمان تشکیل آن قابل تشخیص می‌باشد. تخلخل اولیه : این منفاذ در ضمن ته نشست رسوبات تشکیل می‌شود. خلل اولیه به منافذ بین دانه‌ای و داخل دانه‌ای قابل تفکیک می‌باشد. خلل بین دانه‌ای در اکثر رسوبات دیده می‌شود. این نوع منافذ در سنگهای رسی و آهکی به واسطه پدیده تراکم و سیمان‌شدگی بسرعت از بین می‌رود. منافذ اولیه موجود در مخازن ماسه‌ای غالباً از نوع بین ‌دانه است. خلل داخل دانه‌ای بیشتر در دانه‌های اسکلتی ماسه‌ها آهکی وجود دارد. بسیاری از این خلل به واسطه پدیده سیمان‌شدگی و تراکم در مخازن آهکی از بین رفته‌اند تخلل ثانویه: منافذ ثانویه سنگهای رسوبی حاصل پدیده انحلال می‌باشد. بسیاری از کانیهای سنگ ممکن است حل شده و فضای ناشی از انحلال در آن باقی بماند. منافذ حاصل از انحلال در سنگهای آهکی درصد حجمی شایانی از سنگ را شامل می‌شوند. تخلخل ثانویه از نوع انحلال در مخازن آهکی به مراتب بیشتر از مخازن ماسه‌سنگی می‌باشد. تخلخل قالبی و حفرهغای نیز از حمله منافذ حاصل از انحلال محسوب می‌شود. تخلخل قالبی محدود به انحلال دانه و یا انحلال زمینه سنگ بوده و به این دلیل به صورت بافت انتخابی در سنگ باقی می‌ماند. در حالیکه مرزهای دانه‌ای و زمینه سنگ و یا سیمان اولیه توسط خلل از نوع حفره‌ای قطع می‌شود. اندازه منافذ در خلل حفره‌ای غالباً‌ بزرگتر از منافذ در خلل از نوع قالبی می‌باشد. حفره‌هایی با ابعاد بزرگتر را تخلخل از نوع غاری گویند که ممکن است قطر منافذ آن تا 5/0 متر برسد. تخلخل فنسترال از انواع تخلخل اولیه محسوب می‌شود. فضاهای مربوط به خلل نوع فنسترال بطور همزمان و در حین رسوب‌گذاری در بخش زیرین قطعات اسکلتی و در حد فاصل آن قطعات با رسوبات ایجاد می‌شود. تخلخل نوع فنسترال در رسوبات بیوپل میکرایت مختص محیط مرادابی توسعه بیشتر پیدا می‌کند. تخلخل بین بلوری به فضاهای موجود در حد فاصل بلورهای سنگ گفته می‌شود. تخلخل بین بلوری از نوع ثانویه بوده و از نظر زمین‌شناسی نفت و به خصوص در ارتباط با سنگهای کربناته حائز اهمیت می‌باشد. اغلب سنگهای آهکی متبلور دارای تخلخل ضعیف می‌باشد. سنگهای متبلور دولومیتی به خصوص با بافت دانه شکری از تخلخل بالایی برخوردار است. تخلخل بین بلوری در دولومیت‌هایی که از جانشینی کلسیت حاصل شده توسعه یافته است. شکستگی‌های سنگ نه تنها سبب افزایش مقدار تخلخل می‌شود بلکه در بهتر نمودن وضعیت تراوایی سنگ نقش بسزایی ایفاء می‌کند. سنگها و یا رسوبات سست با سیمان ضعیف فاقد شکستگی درزهای شاخص می‌باشد. زیرا این رسوبات، در مقابل فشار وارده حالت جریان پلاستیکی به خود می‌گیرد. شکستگی‌ها اصولاً در سنگهایی با خاصیت شکنندگی از جمله ماسه سنگهای آهکی شیلها و سنگهای آذرین و دگرگونی ایجاد می‌شود. شکستگی‌ها را در زیر زمین به خصوص درمناطق نفت‌خیز می‌توان ازطریق چاه‌پیمایی، اطلاعات لرزه‌نگاری و تاریخچه تولید چاه ردیابی کرد. منافذ حاصل از شکستگی‌ها در سنگهای شکننده، درامتداد محور طاقدیس و ناودیس و در مجاروت گسل‌ها و در زیر سطوح دگرشیبی‌ها (به خصوص در سنگهای آهکی) متمرکز می‌باشد. تقسیم‌بندی تخلخل در صنایع نفت به شرح زیر است : -قابل اغماض (تخلخل از صفر تا 5 درصد) -ضعیف (تخلخل از 5 تا 10 درصد) -مناسب (تخلخل از 10 تا 15 درصد) -خوب (تخلخل از 15 تا 20 درصد) -خیلی خوب (تخلخل از 20 تا 25 درصد) اندازه‌گیری تخلخل: تخلخل را می‌توان به طور مستقیم از مغزه‌ها، به طور غیرمستقیم از نمودارهای ژئوفیزیکی (چاه‌پیمایی) و از داده‌های لرزه‌نگاری اندازه‌گیری کرد و . اندازه‌گیری تخلخل به طور غیرمستقیم از نمودارهای صوتی، نوترون، تلفیق این دو نمودار و غیره انجام‌پذیر می‌باشد. مقدار تخلخل اغلب مخازن از 5 تا 30 درصد متغیر می‌باشد که مقدار متداول آن بین 10 تا 20 درصد است. سنگهای کربناته اصولاً‌ دارای مقدار تخلخل پائین‌تری نسبت به ماسه‌سنگها بوده ولی به واسطه پدیده‌های ثانویه از تخلخل بالاتر و تراوایی مؤثرتر برخوردار می‌شود. مخزن دارای تخلخل کمتر از 5 درزصد و فاقد شکستگی و درز را می‌توان غیراقتصادی تلقی کرد. اندازه‌گیری تخلخل برمبنای محاسبة آن در آزمایشگاه برروی خرده سنگها و یا قطعات درشت‌تر استوار می‌باشد. علاوه برآن مقدار تخلخل را می‌توان از نمودارهای مختلف ژئوفیزیکی، حفاری و زمین‌شناسی اندازه‌گیری کرد.
  14. DiDaX

    تجهیزات حفاری چرخشی

    كاربردهای حفاری جهت دار پارامترهای طراحی چاه جهت دار مونیتورینگ و اندازه گیری مسیر چاه (Monitoring the Well Courser) روشها و ابزارهای انحراف موتور های درون چاهی استفاده از حفاری جهت دار كه امروزه جزء لاینفك روشهای مرسوم حفاری به شمار می رود، جهت توسعة میادین نفتی بسیار معمول است. برخلاف حفاری عمودی كه در آن تنها انتخاب و طراحی طول چاه مهم است، در روش حفاری جهت دار می بایست مواردی از قبیل سیستم اندازه گیری، ابزار دقیق، ابزار آلات انحراف (Deflection Tools) پارامترهای مناسب حفاری، سازگاری معماری چاه با طول آن، روش سیمانکاری موثر در نظر گرفته شود. 1- كاربردهای حفاری جهت دار حفاری جهت دار در موارد زیر دارای اهمیت می باشد : 1- مكانهای دور از دسترس: ممكن است نقطة مورد نظر حفاری در محلی كه دسترسی به آن بسیار مشكل بوده (مانند دریا، دریاچه، رودخانه، كوه و غیره) و یا در یك منطقة مسكونی واقع باشد. (شکل 1) 2- حفر چاههای متعدد یا مجموعه ای از چاهها (Well Cluster) فقط در مكانهایی كه جهت بهره برداری آماده شده اند، توجیه اقتصادی دارد. بارزترین نمونه از این مورد در حفاری فراساحلی اتفاق می افتد كه در آن ساخت یك سكوی ثابت جهت حفر چندین چاه بهره برداری توجیه اقتصادی دارد. 3- احداث کنار گذر (Side Tracking):كنارگذرها معمولاً به هنگام مانده گیری(Fishing) جهت خارج كردن رشته لولة از كار افتاده و واقع در قسمت تحتانی چاه، حفر می شود. 4- چاههای فشار شکن: چاههای فشار شکن در نزدیکی چاه دیگر برای کنترل فوران حفر می شوند. با توجه به اینكه دقت بالایی جهت حفر این چاهها در فاصلة نزدیك به چاهی كه در حال فوران است مورد نیاز است، حفر این چاهها را می توان مهمترین و پیچیده ترین كاربرد حفاری جهت دار قلمداد كرد. 5- چاههای زمین گرمایی دو گانه (Paired Geothermal Wells):جهت دستیابی و بهره برداری از منابع زمین گرمایی، دو چاه نزدیک به هم حفر می شود. چاه تولید كه آب گرم را از منبع به طرف بالا هدایت می كند و چاه تزریق كه جهت انتقال مجدد آب به داخل لایه های زمین از آن استفاده می شود. 6- حفاری افقی :در این كاربرد از روش حفاری جهت دار جهت حفر چاه با زاویة حداكثر 90 درجه استفاده می شود و معمولاً به منظور افزایش میزان تولید در چاهها کاربرد دارد. 2- پارامترهای طراحی چاه جهت دار طراحی و آماده سازی یك چاه جهت دار با مكان یابی هدف مورد نظر و استقرار دكل حفاری شروع می شود. مكان هدف معمولاً به شکل کره ای که مرکز آن محل ضربه است، مشخص می شود. معمولاً انتخاب 20/1 زاویة انحراف بعنوان شعاع هدف از نظر اقتصادی ممكن و مقرون به صرفه می باشد. بعد از آنكه نقاط آغازین و انتها مشخص شدند مسیر حفر چاه نیز بایستی مشخص گردد. معمول ترین و اقتصادی ترین مسیر برای حفر چاه، مسیر J شكل می باشد. جهت حفر این گونه چاهها، گروه حفاری در ابتدا یك چاه عمودی تا عمق مشخصی كه تحت عنوان نقطة انحراف(Kick off Point -(KOP شناخته می شود، حفر می كنند. نقطة انحراف نقطه ای است كه در آن انحراف چاه از مسیر عمودی آغاز می شود. مرحلة بعدی حفاری همراه با افزایش زاویة شیب می باشد و حفر آن به رشته لولة حفاری ویژه ای نیازمند است. به این ناحیه، ناحیه انحراف (Build Up) گویند. در مواقعی كه حفر چاه به صورت J شكل یا S شكل جهت دسترسی به هدف مورد نظر غیر ممكن بوده، یا نقطة انحراف بسیار عمیق بوده و یا گرادیان انحراف بسیار كوچك باشد، می توان چاه را به كمك لوله های مورب یا مایل حفر نمود 3- مونیتورینگ و اندازه گیری مسیر چاه (Monitoring the Well Courser ) مسیر مورد حفاری توسط مته در حفاری جهت دار بنا به دلایل زیر می بایست با دقت كافی مونیتور گردد. الف- تعیین موقعیت سگ پا یا زانویی در محلهایی كه با توجه به گرادیان انحراف، خمیدگی زیادی دارندسگ پا محلی است که چاه به دلیل منحرف شدن از مسیر قبلی، گشاد تر می شود. ب- جهت بازبینی مسیر چاه به صورت تئوریك و رسیدن به هدف مورد نظر. ج- جهت رسم موقعیت چاه با بالاترین دقت ممكن كه به مهار چاه توسط چاههای فشار شكن (Relief Wells) به هنگام فوران كمك می نماید. مسیر حفاری شده توسط متة حفاری را می توان بر اساس اندازه های زاویة انحراف، قوس و طول مسیر حفاری مشخص نمود. که در زیر توضییح داده می شود . اندازه گیری طول: در طول پروسة حفاری، مفصلهای لولة حفاری به مجموعه رشته لوله اضافه می شوند و در نتیجه باعث می شوند طول چاه با دقت میلیمتری اندازه گیری شود. بعد از متوقف شدن عملیات حفاری نیز می توان طول چاه را اندازه گیری کرد. معمول ترین روش اندازه گیری طول چاه، اندازه گیری مقدار کابلی از الکترود نمودار گیری است که به چاه وارد می شود. اندازه گیری انحراف: انحراف، زاویة بین خط عمود و محور چاه می باشد. اندازه گیری بر اساس آشكارسازی زاویة انحراف به کمک میدان جاذبه و به وسیلة ابزار پاندولی یا یك شتاب سنج انجام می گردد. اندازه گیری قوس مغناطیسی(Magnetic Azimuth) : قوس مغناطیسی زاویة بین صفحة عمودی گذرنده از محور چاه و صفحة عمودی گذرنده از شمال مغناطیسی می باشد. این اندازه گیری توسط یك سوزن مغناطیسی یا بوسیلة یك قطب نمای شناور كه به راستای جریان مغناطیسی زمین اشاره می كند، انجام می پذیرد. این اندازه گیری را می توان توسط یك مغناطیس سنج كه سه تصویرِ بُردار میدان مغناطیسی را اندازه می گیرد، انجام داد اندازه گیری جهت دار ابزار: این اندازه گیری زمانی لازم است که بخواهند ابزار انحراف چاه را در جهت مناسب قرار دهند. در هنگام استفاده از ابزار های انحراف لازم است زاویه بین محور رشته حفاری وجهت قوس مشخص شود. 4- روشها و ابزارهای انحراف همانطور که در گفته شد، حفاری جهت دار از چندین بخش تشکیل شده است. نقطه انحراف، ناحیه انحراف، ناحیه پایدار واحتمالاً ناحیه خوابیده. حفاری هر یک از این بخشها نیازمند ابزارآلات و تکنیکهای ویژه ای است. در حالت کلی سه روش عمده برای ایجاد نیروی جانبی و انحرف دادن به چاه از جهت عمودی وجود دارد که در این بخش توضیح داده می شود. گوه یا زانویی انحراف (whip stock) همانطور که در شکل( 5) دیده می شود، این ابزار به شکل گوه است و از انتهای چاه تا سطح زمین حالت مخروطی دارد. گوه پس از وارد شدن به چاه در جهت مورد نظر ثابت می شود. در این حالت با اعمال نیروی رو به پایین به گوه بوسیله قرار دادن وزنه روی آن از حرکت گوه و دوران آن جلوگیری می شود. سپس مته ای با قطر کوچک وارد چاه شده و با احتیاط شروع به حفاری می کند. نرخ نفوذ در این حالت به دقت کنترل می شود. پس از 6 یا 7 متر حفاری و نفوذ در بستر، مجموعه رشته لوله حفاری و گوه انحراف از چاه خارج شده و به دنبال آن مجموعه مته گشادکاری که قطر مته آن به اندازه قطر نامی چاه است، وارد چاه می شود و حفاری را ادامه می دهد. گل پاشی(Jetting ) این روش از نظر اقتصادی بسیار به صرفه می باشد. مخصوصاً در سازندهای نرم و سازندهایی که قابلیت حفاری بالایی دارند. مثلاً نرخ حفر چاه بیشتر از 20 متر در ساعت باشد. رشته حفاری در این عملیات باید از نوع رشته حفاری زاویه ساز (Angle Building Type) باشد. این نوع رشته لوله حفاری دارای اجزا زیر است: • مته حفاری با یک، دو یا سه نازل که یکی از نازلها قطر بیشتری داشته و به نام نازل اصلی شناخته می شود. • ابزار تثبیت کننده پشت مته (Near Bit Stabilizer) که قطر آن برابر با قطر مته است. • طوق مته از جنس مواد غیر مغناطیس. روش ایجاد انحراف درمراحل شکل (6) دیده می شود. در حالت اول عمل گل پاشی برای ایجاد حفره خارج از مرکز صورت می گیرد. در حالت دوم حرکت بالا و پایین مته سبب می شود رشته حفاری از جهت عمودی منحرف شود و در نهایت در حالت سوم دوران مته باعث ادامه حفاری در جهت جدید می گردد. روش کار ساده و تاحدی شبیه گوه انحراف است. مته حفاری باید توسط نیروی جانبی در جهت مورد نظر منحرف شود. خم کن وزن موجود روی مته را که توسط طوق مته ایجاد شده از مرکز مته به سمت خارج منحرف می کند. شکل زیر نوعی اتصال خم کن را نشان می دهد که چاه عمودی را منحرف کرده است. 5- موتور های درون چاهی در حفاری جهت دار مخصوصاً در صورتی که زاویه انحراف زیاد باشد، نمی توان از سیستم حفاری سنتی که در آن کل رشته حفاری حرکت چرخشی دارد استفاده کرد. در این گونه موارد از موتورهای درون چاهی استفاده می شود. این نوع موتورها به انتهای رشته حفاری و قبل از مته حفاری متصل می شوند. بنابر این رشته حفاری در حین کار ثابت است و دوران نمی کند. موتورهای درون چاهی از سیال تحت فشار برای دوران استفاده می کنند. دو نوع موتور درون چاهی در صنعت حفاری کاربرد دارد که عبارتند از: موتورهای توربینی و موتورهای جابجایی مثبت. موتورهای توربینی یا توربینهای حفاری، همانطور که از نامشان پیداست دارای پره هایی هستند که در اثر برخورد سیال به آنها سبب دوران روتور می شوند. گشتاور ایجاد شده در روتور از طریق شفتی که به طوق مته متصل است، به مته منتقل می شود. سرعت دورانی در محدوده 500 الی 1000 دور بر دقیقه می باشد. برای بالا بردن بازدهی لازم است سیال با قدرت زیادی پمپ شود. به همین دلیل پمپهای دکل حفاری باید قویتر از معمول باشند. موتورهای توربینی می توانند سرعتهای دورانی بالاتر از حد معمول در حفاری چرخشی ارائه دهند. در واقع اولین کاربرد این موتورها در حفاری با سرعت بالا بود اما اکنون جایگاه خود را در حفاری جهت دار و افقی به دست آورده اند. شکل (8) نمایی از موتورهای درون چاهی توربینی را نشان می دهد. موتورهای جابجایی مثبت در صنایع نفت و گاز برای انتقال سیالات ویسکوز و سنگین و یا بعنوان پمپهای درون چاهی برای پمپاژ هیدروکربنها استفاده می شود. پمپهای غیر جابجایی مثبت مانند انواع پمپهای آب، از توع پمپهای دورانی هستند که در صورت بالا بودن نیروی مقاوم نمی توانند سیال را پمپ کنند و روتور پمپ هرز می گردد و یا اصطلاحاً پس می زند. در صورتی که در پمپهای جابجایی مثبت این اتفاق نمی افتد و تا زمانی که نیروی پمپ بیشتر از نیروی مقاوم باشد عمل پمپاژ ادامه پیدا می کند. موتورهای جابجایی مثبت در واقع همین پمپها هستند که در جهت عکس استفاده می شوند. به این ترتیب که سیال با فشار وارد موتور می شود و سبب حرکت دورانی روتور حلزونی می شود. زمانی که سیال با فشار تخلیه پمپ به سمت پایین حرکت می کند به روتور حلزونی گشتاور وارد می شود. بدون در نظر گرفتن مقدار بازدهی، گشتاور ایجاد شده متناسب بافشار سیال و سرعت دورانی متناسب با نرخ جریان می باشد. مشکل عمده موتورهای جابجایی مثبت، عدم مقاومت موتور در دماهای بالای درون چاه و همچنین حساسیت زیاد موتور بوجود گاز در داخل گل حفاری است. مزیت عمده موتورهای مذکور در این است که برعکس موتورهای توربینی نیازی به تجهیزات خاص هیدرولیکی ندارند و با همان سیستم رایج دکلهای حفاری کار می کنند.
  15. DiDaX

    بخش های مختلف در دکل حفاری

    بخش های مختلف در دکل حفاری اصولا" در حفار ی دورانی دو نوع دكل وجود دارد : I. دكل استاندارد كه با چهار پایه (Leg) كه روی یك پی چهار گوش قرار دارد و هر دفعه قطعه قطعه می كنند. II. دكل خود فراز یكبار موقع ساخت سر هم بندی می شود = دكل چاقوئی = Jackknife Mast هر دكل بر روی زیر سازه ای (Substructure) بنا میشود كه كار آن : الف) نگهداری سكوی دستگاه حفاری و تامین فضا برای تجهیزات و كارگران ب ) تامین فضا برای فورانگیر های زیر سكوی د ستگاه حفاری معمولا" ظرفیت بار یك د كل استاندارد از ۲۵۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰۰ پوند ( ۱۲۵ تن تا ۷۵۰ تن ) تغییر میكند و بادهائی با سرعت ۱۰۰ تا ۱۳۰ مایل در ساعت ( ۲۰۸ - ۱٦۰ كیلومتر در ساعت ) را می تواند تحمل نماید بدون اینكه احتیاج به مهار دكل با سیم باشد. قسمت های مختلف یك دكل حفاری : 1.جعبه قرقره تاج و سكوی تاج (میزاب ) Crown Block & Water Table 2.دكل خود فراز Mast 3.سكوی دكلبان Monkey Board 4.جعبه قرقره متحرك Traveling Block 5.قلاب Hook 6.هرز گرد Swivel 7.گیره بالا بر Elevator 8.كلی Kelly 9.بوش رانش كلی Kelly Bushing 10. بوش اصلی Master Bushing 11. سوراخ اتصال Mouse Hole 12. گمانه (چاهك كلی ) Rat Hole 13. آچار چپ Back up Tongs 14. آچار راست Make up Tongs 15. گردونه حفاری Draw works 16. وزن نمای حفاری Weight Indicator 17. تابلو حفار Driller’s Console 18. اتاق حفار Dog House 19. خرطومی كلی Rotary Hose 20. انباره روغن فورانگیر Accumulator Unit 21. راهرو Cat Walk 22. سرسره Pipe Ramp 23. خرك های لوله Pipe rack 24. زیر سازه دكل Substructure 25. ناودان برگشت گل Mud Return Line 26. الك لرزان Shale Shaker 27. چند راهه كاهنده (فورانگیر) Choke Manifold 28. جدا كننده گاز گل Mud – Gas Seperator 29. گاز زدا Degasser 30. حوضچه های گل Reserve Pits 31. مخازن گل Mud Pits 32. لای زدا Desilter 33. ماسه زدا Desander 34. پمپ های گل Mud Pumps 35. خروجی پمپها Mud Discharge Lines 36. سیلوهای مواد فله گل و سیمانBulk Mud Components Storage 37. انبار مواد گل Mud Hose 38. مخازن آب Water Tanks 39. مخزن گازوئیل Fuel Storage 40. موتورها و .......Engines & Generators 41. مجموعه فورانگیر گل Blow – out Preventor Stack 42. كابل حفاری Drilling Line توضیح بخش های مختلف دكل حفاری ( نمای كناری): ١- های دریل یا (Hi drill) كه محافظت كننده فضای حلقوی یا آنولوس است. ۵٫٤٫۳٫٢- Top Rams و Shear Rams وBlind Rams و Rams Bottom كه اینها والوهائی هستند كه برای جلوگیری از فوران در زیر سكو نصب میگردند و در مواقع اضطراری Shear Rams را بكار برده و كلا"ارتباط فضای بیرون و داخل چاه را قطع می كنند. به مجموعه اینRams ها BOP یا Blow-out Preventor گفته می شود و وظایف مهار كنندگی را دارند. ٦- Cellar = كه در زیر دكل و روی زمین به توسط سیمان درست شده و حالت یك گودال مكعبی شكل را دارد و حفاری از انتهای آن شروع می شود. ۷- BOP كه در بخشهای و و و توضیح داده شده است. ۸- لوله حفاری كه با Rotary Table درگیر است. ٩- Kelly Bushing = كه شش گوش یا سه گوش یا مربعی است و درون Rotary Table قرار گرفته و هنگامی كه روتاری تیبل می چرخد Kelly Bushing و لوله های متصل به آن نیز گردش میكند. ۱۰ –Kelly Cock = لوله ها به آن متصل شده و هرز گرد بوده و لوله حاوی گل حفاری نیز به آن متصل می شود. ١١- Travelling Block = سیم های بكسل حفاری روی آن قرار گرفته و توسط آنها رشته های حفاری بالا و پائین میشوند. ١۲ – Kelly = لوله ای است كه شش گوش بوده و در بخش بالائی دریلینگ پایپز قرار می گیرد و Kelly Bushing آنرا می چرخاند. ١۳ – Crown Block = كه در انتهائی ترین قسمت استرینگ قرار می گیرد و در انتهای دكل حفاری و وظیفه آن بالا و پائین بردن مجموعه حفاری است. ۱٤ – Monkey Board = كه سكوئی است كه دكلبان روی آن ایستاده و لوله ها را جابجا نموده و آنها را كم یا زیاد می كند. ۱۵ – Rat Hole = كه مجموعه كلی را درون آن قرار می دهند برای لوله پائین یا لوله بالا. ۱٦ – Steal Line Measurment = SLM كه لوله ها را متراژ كرده كه چه میزان لوله درون چاه وجود دارد. ۱۷ – Mouse Hole = كه لوله ای را كه قرار ات به رشته حفاری اضافه نمایند درون آن قرار می دهند. تشریح بخش های مختلف سكوی حفاری در نمای پلان : ١- روتاری تیبل كه چرخیده و مجموعه لوله ها و استرینگ و كلی بوشینگ و متعلقات آنرا درون و بیرون چاه بچرخش در می آورد. ۲ – Driller’s Console كه در صفحات بعدی مفصلا" توضیح داده خواهد شد و محل استقرار حفار بوده و از این محل كنترل می گردد. ۳ – Blow-out Preventor = BOP كه در مواقع فوران از فوران چاه جلوگیری می كند و و یك دستگاه از آن هم در كنار كمپها قرار دارد. ٤ – Dog House كه محل استقرار افراد حفاری بوده و دستگاه Geolograph درون آن قرار دارد كه مسائل مربوط به چاه را ثبت می نماید(٩٫۷ ). ۵ – Drilling String یا رشته حفاری كه هر استند شامل سه شاخه بوده و هر شاخه ۳۱ فوت میباشد برابر با ۹ متر و توسط Tool Joint ها بیكدیگر اتصال می یابند كه جمعا" هر استند برابر با ۵/۳۰ متر طول دارد و در كنار دكل بحالت آویزان قرار دارند و از قسمت زیر Monkey Board آویزان هستند. رشته حفاری شامل لوله های حفاری Drilling Pipes و لوله های دیواره ضخیم مخصوصی است كه لوله های وزنه Dirilling Collars نامیده میشوند. طول هر كدام از لوله های حفاری ۳۰ فوت است و شاخه (Joint of Pipes) لوله نامیده می شود و انتهای طرفین هر شاخه رزوه دارد. طرفی كه رزوه های داخلی دارد مادگی (Pin) و انتهای دیگر آن با رزوه های خارجی نرینه (Box) نامیده میشود. دو انتهای رزوه دار لوله پیوند (Tool Joint) نام دارند و در واقع قسمتهای جداگانه ای هستند كه بوسیله سازنده ایكه رزوه ها راطبق مشخصات كارخانه درست میكند به قسمتهای خارجی لوله حفاری جوش می شوند. گاهی استند شامل ۳ لوله یا شاخه را سه تائی (Thribble) می نامند. استندها را كه طول آنها در حدود ۰ ۹ فوت میباشد می توان در دكلی كه ارتفاع آن١۳٦ فوت است جا داد. ٦ – لوله های وزنه كه قطر داخلی آنها از استندها كمتر بوده و در بیرون آن حالت مارپیچی دارند و برای اضافه شدن وزن استرینگ های حفاری بكار می روند و پیوند جوشی ندارند و نرینه و مادینه روی خودشان تراش شده است. ۷ – تانك نیتروژن كه شلنگهائی از قسمت Rams ها به اینجا وارد شده و فشار برای پشت والوها را فراهم می كند چون والوهای Rams بصورت هیدرولیكی عمل می كنند. ۸ – جعبه ابزار كه وسایلی از قبیل رابط های لوله های حفاری و غیره در آن نگهداری می شود. در پشت آن كابل حفاری یدك قرار دارد. بخش های مربوط به گل حفاری و پمپاژ آن : ٩ – Mud Shaker و تانك زیر آن = كه گل حفاری روی توری شیكر آن ریخته و دو بخش دارد: الف) Desilter (لای زدا) سیلت زدا ب ) Desander كه اولی ذرات سیلت (در اندازه سیلت) را جدا می كند و دومی قطعات با اندازه ماسه را جدا سازی مینماید و مواد اضافی بعد از خروج از تانك زیرین آن به حوضچه ای رفته و ته نشین می كند. ۱۰ – Degasser یا تانك جدا كننده گاز = در این تانك گازهائی كه بهمراه گل حفاری بالا آمده جدا می گردد. ١١ – Mud Tank = كه در تانك گل وزن و ویسكوزیته و آلكالن و . . . . گل حفاری توسط گل شناس اندازه گیری میشود و در صورت كم بودن وزن یا هر مسئله دیگری ( در شماره ۱٢ توضیح داده شده است ). ١٢ – مخزن اضافه كننده مواد = در این مخزن موادی كه مورد نیاز است تا تركیب گل بحالت اولیه بازگردد به آن اضافه میشود. ١۳و١٤ – پمپهای گل یا Mud Pumps = كه دو دستگاه بوده و گل را با فشار بدرون Stand Pipes و در نهایت Drilling Pipes فرستاده و از طریق Kelly Cock بدرون چاه پمپ می شود و در بالای آن یك وسیله قرار دارد بنام Damper كه جلوی ضربات ناگهانی را كه پمپ وارد میكند گرفته و كار آن بسیار با اهمیت است. هر كدام از Mud Pump ها سه پمپ دارد یعنی Triplex است. ١۵- Draw Box = كه برق AC را به DC تبدیل كرده و كابل آن روی Crown Block می رود. ١٦- Drum مربوط به كابلها = كه به استرینگ ها متصل بوده و بالا و پائین بردن رشته های حفاری را انجام میدهد. ١۷- ژنراتورهای تولید برق است كه با گازوئیل كار كرده و سه دستگاه می باشد و همیشه دو دستگاه از آنها مشغول بكار بوده و یكی در حالت Stand by قرار دارد. ١۸- سكوی حفاری یا Platform = كه كل تجهیزات حفاری درون آن و یا در زیر آن روی سطح زمین قرار دارد . ١٩- Choke Manifold = كه افت فشار را باعث شده در هنگام خروج سیال از چاه و والوهائی دارد. BHA) Bore Hole Assembly ( : ابزار بكار رفته در زیر Drilling Pipes را BHA گویند ، این ابزار عبارتند از: الف) Drilling Collars = درحفاری معمولا"بین۲ تا۱۰ Collar بكارمی برند. ب) Heavy Drilling Pipes = لوله هائی كه از نظر مقاومت و وزن بین Drilling Pipes و Drilling Collars هستند. پ) Subها = لوله هائی كه كوچكتر از لوله های حفاری هستند كه بین كالرها قرار میگیرند. Sub های مهم عبارتند از : ُStabilizer : لوله ای استوانه ای با چند تیغه (زائده) بر روی خود كه به دیواره چاه چسبیده و باعث قرار گرفتن رشته های حفاری در وسط چاه می شود بعبارت دیگر از برخورد رشته حفاری بدیواره چاه جلوگیری می نماید. Bit Sub : ایجاد اتصال بین مته و Collar یا Sub های بالائی می كند. Cross Over Sub : اتصال بین دو لوله با اندازه های متفاوت را ممكن می سازد. Rimmer : وسیله ای است دارای سه یا شش تیغه از جنس فولاد تنگستن كه بالای مته بسته شده و باعث یكنواخت كردن قطر چاه می گردد. این وسیله عموما" بل از راندن لوله های جداری یا آستری رانده می شود. تهیه کننده: مهندس بهرامی تنظیم مقاله PDF : WwW.Naft-Shimi.MihanBlog.Com
×
×
  • اضافه کردن...