amin mardom
کاربر انجمن-
تعداد ارسال ها
11 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
اطلاعات شغلی و تحصیلی
-
رشته تحصیلی
سایر رشته ها
-
مقطع تحصیلی
لیسانس
آخرین بازدید کنندگان نمایه
بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.
دستاورد های amin mardom
تازه کار (1/14)
28
اعتبار در سایت
-
سلام و شب بخیر. از پاسخ pary daryayi خوشحال شدم.همچنین از راهنمایی ایشون.دستش درد نکنه.. موفق پیروز باشید
- 151 پاسخ
-
- 1
-
-
بابا کسی نیست جواب بده این ary daryayi کجایند؟ از بدی های این فروم اینه که خیلی دیر جواب میدن . ادم بیزار میشه از سوال کردنش
- 151 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام و خسته نباشید. از راهنمایی خوب pary daryayi تشکر میکنم.راهنمایی ایشون دیدم رو درباره مشکلم بازتر کرد. اگه میتونید همین جا توضیحاتی بدین ممنون میشم ..چون من ساکن تهران نیستم منتظرم؟ اگه تو مشهد روانشناس خوب سراغ دارین ،اونجا میتونم بیام. یک پیغام خصوصی بدین و معرفی کنین.اگه هم که نشد خودم میرم پیدا میکنم ( فقط پیش چه تخصصی روانشناسی باید برم). قبلا از همه این حرفها ،اگه تونستید توضیح بیشتری در مورد من بدید خوشحال میشم.اصلا ناراحت نمیشم کم من مثلا فلان مورد رو داشته باشم و بقیه بدونند اتفاقا خیلی خوشحال میشم که بدونم مشکلات کجاست و انا رو رفع کنم. با تشکر
- 151 پاسخ
-
- 2
-
-
دوستان اگه راهنمایی کنن خوشحال میشم.
- 151 پاسخ
-
- 2
-
-
سلام و خسته نباشید. تشکر از راهنمایی خوبتون. چون قبلا اعلام کرده بودم و می خواهم این مشکلم رو برای همیشه حل کنم و صادقانه میگم و در خواست راهنمایی دارم: من در 2 بخش صحبت هام رو اعلام میکنم: 1- به نظر خودم من هنوز به شناخت خودم نرسیدم.دقیقا نمیدونم نقاط ضعف و قوت من کجاست؟ چرا این جور مسائل برای من باید پیش بیاد؟کجای رفتار من عیب داره؟یا من حساسیت بیش از حد دارم؟چیکار کنم که این جور مسائل کمتر و یا اصلا برام پیش نیاد؟ با خودم میگم چرا برای من؟چرا اینقدر من؟ 2-حالا که این مساله پیش بیاد من راه مقابله و دفع اونو بلد نیستم. واکنشهای من در موقعی که مسخره میشم (بیشتر در مو قع جمع دوستان و یا محل کار ): -اعصابم بهم میریزه .شدیدا نارحت میشم -به یه جمع که وارد میشم .مثلا در محیط کار به یه اتاف:اگه چند نفر دارن باهم صحبت میکنند و میخندد و به من هم نگاهی میکنند ،من واقعا از درون نابود میشم و اعتماد به نفسمو از دست میدم و بعضی مواقع نیز ،با اون جمع اگه یه چیز دیگه بگن جر و حث میکنم. -از اون محیط کم کم بدم میاد . و میخوام از اونجا یه جورایی فرار کن هر چند قبلا از اونجا خوشم میومده و اون ادمها.(معمولا توی این چند وقته به هر محیط تازه که وارد شده ام ،بعد از چند وقت همین قضیه متنفر شدن از اونجا اتفاق افتاده).دنبال مکانهای جدید که منو نشناسن هستم .زیاد نمی خوام تو چشم باشم -بعد از این جور مسائل گوشه گیر و ساکت تر میشم و شاید یه جورایی از خواسته هام بگذرم -در همین روزها ،مدام با خوردم فکر میکنم که چطوری ،مثلا فلانی رو اذیت کنم (همونی که اسمی بر روی من گذاشته و مسخره کرده) یا فکر میکنم که حتما اتفاف بدی براش بیفته و نابود بشه. -توانایی حل موضوع و مدیریت رو در موقع بروز مشکل ندارم - تونایی مقابله با طرف رو ندارم ذهنم بیش از حد ،درگیر این قضیه میشه و تا چند روز ناراحت هستم ومدام با خودم میگم :چه سرنوشت و تقدیر بوده که اتفاق افتاده و گاهی از خدای بزرگ گله میکنم.همین مشغول بودن فکر و ذهنم از میزان رضایت از زندگی رو در من کاهش میده و از مثلا کارم سرخوره میشم. - چون هم درس میخونم و هم کار میکنم ،باعث افت شدید در درس و کار میشه -فکر میکنم که اون ادمها ،دارن برایمن نقشه میکشند و درصدد مسخره کردن من هستند (البته به نظرم تا حدودی درسته) و ... که شاید در حوصله دوستان نباشه البته شاید این موضوع ترسیدن من از این قضیه کمی به اولی بار که این قضیه برام افتاد و من از همونجا ترسیده شدم و اعتماد به نفسمو از دست دادم برگرده در دوره دبیرستان (بچه ها منو مسخره میکردند و یه اسم بدی رو رو من گذاشته بودند ،در صورتی که من اصلا هیجکی رو مسخره نکرده بودم و اسمی نیز رو کسی نگذاشته بودم). از pari daryayi ،منظورشون از خطاهای شناختی که گفتی چیه ؟میشه بازتر کنید ؟ منتظر راهنمایی شما هستم؟
- 151 پاسخ
-
- 3
-
-
کسی نیست جواب بده؟ :5c6ipag2mnshmsf5ju3
- 151 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام وخسته نباشید. ببینید من رک و صادقانه میخوام باشم.من راستش نمیدونم دقیقا کجای کارم مشکل داره :ظاهر ،رفتار،اخلاق و یا ... شما اگه میتونید بیشتر کمک کنید ممنون ممیشم.به نظر خودم شاید مقداری به ظاهرم بستگی داشته باشه (مثلا به قیافه و ...) ولی بازم مطمئن نیستم ویا موارد دیگر. 2-نکته مهم اینجاست از وقتی که پا به سن نوجوانی و جوانی گذاشتم با این مشکل روبرو شدم . در اکثر جمعهای که وارد شده ام به غیر از خانوداه مثل :دوره راهنمایی و دبیرستان ،جمع دوستان . به نظر شما مشکل به چه چیزی از من برمیگرده؟ 3-همیشه اتفاقا از این جور مسائل فراری بودم به خاطر از بین بردن اعتماد به نفس و ترس زیاد از مسخره شدن 4-شاید به همین مشکل ،فرصتهای زیادی رو در زندگی از دست دادم؟ 5-باز به همین علت ترس و ... بدبین شده ام و مدام با خودم فکر میکنم که بقیه مرا مدام دارن مسخره میکنند (البته مقداریش درسته). اگه شما سوال دارین و قانع نشدین من در خدمتون هستم؟ منتظر راهنمایی شما هستم؟
- 151 پاسخ
-
- 2
-
-
سلام.ممنون از همه دوستان که راهنمایی کردند من از دیدگاه خودم ادم بدی نیستم و همیشه سعی کردم در زمینه اخلاقیات از حدود اسلامی و تعیین شده تجاوز نکنم و باعث ناراحتی دیگران نشم.ولی اتفاقا از شانس و اقبال من ،این جور مشکلات همیشه باید برای من بیفته.مثلا چند وقت پیش توی یه جمع کاری بودیم ،یکی از دوستان ،یکی دیگه رو مسخره کرد چند بار بهش گفتم این کار زشته (خصوصی )و چیزی نگفت. حالا این دوست بد ما و اونی که مسخره شده بود بر علیه ما شدند و پشت سر ما و جلوی ما به من بی احترامی میکنند. یعنی داشتنم منفجر میشدم .هر جور معادله رو هم حساب کنی بازم نامردیه... با خودم میگم باید منم مثل اینا باشم و همونجور رفتار کنم و اتفاقا تو معدود دفعات که از خودم دفاع کردم نتیجه هم داده. من از رفتار خودم ،از دید خودم مشکلی ندیدم ولی باید از نگاه مردم هم مطلع بشم ، که ایا واقعا مشکلی دیده اند یا نه؟ ایا مشکل از منه (رفتار و کردار ویا ظاهر و...) یا بقیه ؟ نمی دونم؟چطوری به یه نتیجه منطقی برسم؟ نمی دونم این قضیه ،که ادم هر چی حساس تر باشه ،همون هم براش پیش میاد ،دزسته یا نه؟َ
- 151 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام.ممنون از راهنمایی تون . هم از اینکه وقتی من در مورد کسی ،بی احترامی نمیکنم ولی خودم مورد بی احترامی قرار میگریم. وهم اینکه شخصیت من رو با این کار خورد میکنند وبا تمسخر کردن با ابروی من بازی میکنند .ارزش و اعتبار من رو پایین میارن. والبته هر جا کم بیارند در مقابل من از واژه های زشت استفاده میکنند . و اینکه تا اخر عمر این مسخره شدن و اسم گذاشتن روی من بماند وهر جا حرفی از من بشه با این اسم منو صدا بزنن. خیلی ناراحت میشم .با خودم میگم چه گناهی کردم که باید اینجوری قصاص بشم. از اون محیط و از اون ادمها بدم میاد .(هر چند قبلا با اونها خیلی خوب بودیم ،نگاهم کلا عوض میشه) و اینکه قدرت مقابله به مثل رو از دست میدم و از اوناه یه جورایی به صورت غیر مستقیم فرار میکنم تا مبادا مسخره نشم؟ترسیده میشم؟ :5c6ipag2mnshmsf5ju3
- 151 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام و خسته نباشید. این دوستان مسئول کسی نیست ،راهنمایی کنه؟پشیمون شدم که اینجا ثبت نام کردم؟ :icon_razz::icon_razz:
-
سلام و با تبریک سال نو به شما عزیزان.من تازه سایت شما رو پیدا کردم وخیلی ازشش خوشم اومد.برای همین هم مزاحتون شدم. من یه مشکل خیلی بزرگ دارم که خیلی اذیتم میکنه و گاه تا مرز خود خوریها و ناراحتی شدید و بد شانس بودن خودم و.... شکایت میکنم. من از مسخره شدن در جمع و اسم گذاشتن روی من به شدت بیزارم و همیشه سعی کردم از انجام این کار بر روی دیگران پرهیز کنم.(هم به لحاظ اخلاقی و به لحاظ دینی) اما اتفاقا همیشه در این جور جمعها همین بلا سرم میاد. در دوران دبیرستان همین قضیه پیش اومد و اتفاقا من افت تحصیلی شدیدی کردم .با هر بدبختی بود اون دوران رو پشت سر گذاشتم و از اون محیط و اون دوستان فراری شدم. و فراموش کردم. چند وقتی که سر کار میرم .جای خوبییه.ولی بعد از مدتی که خیالم از بابت این قضایا راحت بود ،توسط یک از افراد بیشعور اونجا روی من اسم گذاشتند و اینو بین همه تعمیم دادند بدون اینکه من به کسی بی احترامی کرده باشم. حال من از اون محیط بدم میاد وهر وقت می خوام برم اونجا با اکراه میرم واز همه ادمها ا نوجا متنفر شده ام. دچار یاس شدید و خود خوری شدید ،طوری که دیگه جرات سابق ،شادابی گذشته و فدرت کل کل با دیگران رو به سختی پیدا میکنم. و از ترس اینکه مسخره بشم سعی میکنم در تنهایی با شم و از مثلا جلوی اینها رد نشم .با خودم میگم اخه من چه مشکلی دارم که باید همش این جور بلایا سرم بیاد و اتفاقا خودم رو با کسانی که از لحاظ اخلاقی ، رفتاری و ظاهری از من بدتر هستند ولی مسخره نمیشند مقایسه میکنم ومیگم مشکل کار من کجاست؟ خدایا؟ بد جوری توی این مشکل گیر کردم؟زندگیمو تحت تاثیر فرار داده؟ منتظر راهنمایی شما هستم؟ :ws52:
- 151 پاسخ
-
- 3
-
