-
تعداد ارسال ها
9520 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط M!Zare
-
دارن هاردی نویسنده کتاب موفق اثر مرکب که بارها در ایران تجدید چاپ شده است در بخشی از این کتاب می نویسد: " وقتی در شهر لاجولا در کالیفرنیا زندگی می کردم، برای ورزش کردن و امتحان اراده ام، به طور منظم دو مایل با دوچرخه به سمت بالای کوه سولداد رکاب می زدم. در زندگی کارهای خیلی کمی هستند که بتوان بصورت ارادی و داوطلبانه انجامشان داد و نسبت به رکاب زدن بدون توقف به بالای کوهی با شیب تند، درد و رنج بیشتری به وجود آورند." و در ادامه توضیح می دهد که با این شیوه قصد داشته است به نقطه محدودیت خود برسد و با شخصیت باطنی خود روبرو شود و به این سوال پاسخ دهد که آیا باید به دنبال عذر و بهانه برای توقف مسیر بود و یا درد و رنج را تحمل کرد؟ در آن لحظه باید تعیین کرد که چه کسی هستیم و به چه کسی می خواهیم تبدیل شویم؟ یک گام به جلو برداریم یا عقب؟ در مسابقات دوچرخه سواری با این واقعیت روبرو می شویم که رقیب واقعی انسان کسی جز خود او نیست. این خود ما هستیم که با تمرین بیشتر و تقویت قدرت بدنی خود را غیر قابل رقابت می سازیم و با تلاش بیشتر بر همه پیشی خواهیم گرفت. نویسنده: مریم زارع
-
- 9
-
-
طراحان دوچرخه همواره تلاش دارند با توجه به کاربرد دوچرخه و کاربر آن، مناسب ترین گزینه را برای دوچرخه سواران فراهم آورند. از آنجاییکه خانم ها نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند و فیزیولوژی ظریف تری نسبت به آقایان دارند، طراحان از این نکته غفلت نکرده اند و با طراحی دوچرخه های مخصوص بانوان سعی در راضی نگه داشتن این طیف وسیع از مشتریان خود را داشته اند. به طور کلی در قد یکسان، خانم ها پاهای کشیده تر و بالاتنه کوتاه تری نسبت به آقایان دارند. برخی از تفاوت های دوچرخه های مخصوص بانوان به شرح زیر است: 1- فاصله بین فرمان تا میله زین در دوچرخه های مخصوص بانوان بین یک تا سه سانتی متر کمتر از دوچرخه های آقایان است تا فرمان دوچرخه که باریکتر نیز هست به راحتی در دست گرفته شود. 2- جنس بدنه سبک تر است، زین آن مخصوص است و لوله بالایی کوتاه تر است. - سیستم های ترمز و بالانس دوچرخه ها بنحوی است که به آنها در حرکت سریعتر کمک می کند. در یک قانون کلی نیز می توان گفت که اگر قد شخص کمتر از 165 سانتی متر باشد، استفاده از دوچرخه های مخصوص بانوان برای او راحتی بیشتری به همراه دارد. نویسنده: مریم زارع
-
- 6
-
-
شهرکتاب آنلاین خودم چهاربار خرید کردم و عاالی بوده.هزینه های ارسالش هم متفاوت هست. و چهار پنج روزش از همه به صرفه تره. در کل خیلی راضیم
- 9 پاسخ
-
- 5
-
-
اگر هر کدام به اندازه خودمون تلاش کنیم ولی میشه امروز خوشحالم، دو سال پیش کمک استاد یک درس بودم و بچه ها هنوز باهام در ارتباطن. الان تماس گرفتند و گفتند یکجایی میخوان فقط برن کار یاد بگیرن و اصلا ابتدا بحث مالی مهم نیست براشون. خیلی خوشحالم که این واقعیت رو قبول کردن با پاس کردن درس های دانشگاه حالا باید شروع کنند به کسب مهارت
- 51 پاسخ
-
- 3
-
-
سوالات و مشکلات کامپیوتری خود را اینجا مطرح کنید
M!Zare پاسخی برای mona_serendipity ارسال کرد در موضوع : سوالات و مشکلات کامپیوتری
سلام دیشب لپ تابم داخل کیف بود و از ارتفاع تقریبا یک متری میوفته. بعد که روشنش کردم چراغ ها روی صفحه روشن میشه اما یک صدای بوق میاد و مانیتور اصلا روشن نمیشه.چی شده چیکار کنم:sad0: -
کامل جواب خودت رو دادی و تنها خودت میتونی تصمیم بگیری.
- 51 پاسخ
-
- 2
-
-
کسی که مجبورتون نکردخودتون علاقه داشتید. پس الان دنبال چی هستی دقیقا؟ بی خیال همه اینها شدن که کاری نداره؟تغییر یک خط تلفن و آدرس هست.برو برای خودت زندگی کن. قضیه دست و پا، پیش کشیدن و پس زدن هست. من که درک نکردم بحث در جریان هست، میل خودتون هست که بمونید و یا برید و انحرافی رخ نداده
- 51 پاسخ
-
- 2
-
-
شاید چاه رو اشتباه انتخاب کرده بودید؟ در کل تا روشن نشه شما دنبال چی هستید و چقدر بهش رسیدید و یا فکر میکنید نمیشه رسید، نمیشه نظر داد.
- 51 پاسخ
-
- 2
-
-
منم کاملا جدی گفتم. آرامش از دیدگاه شما یعنی چی؟ مطمئن هستید قبلش هم داشتید؟ الان دنبال چی هستید دقیقا؟ اصلا چی آرومتون میکنه؟
- 51 پاسخ
-
- 2
-
-
این رو الان خوندم بنظرم تشبیه جالبی بود. متاسفانه خود من اینقدر وسط راه کار رو رها کردم. و اجازه ندادم نتیجش رو ببینم. اما این بار میخواهم استقامت بیشتری داشته باشم.
- 51 پاسخ
-
- 4
-
-
اینکه جامعه بشدت مصرف گرا و تجمل گرا شده بحثش جداست . اما درسی که خوندیم..درسی که خوندیم چه نیازی از جامعه میتونه رفع کنه؟بریم همونجایی که فکر میکنیم جایگاه ماست و هرجور شده بگیریمش. اصلا ندادن بهمون. خودمون شغلی که تو ذهنمون هست رو ایجاد کنیم. روش های تامین انرژی یکی از مواردی که بشدت بهش علاقه دارم و هنوزم بهش فکر میکنم اما تا تو جیبت پول نباشه هیچ کاری نمیشه کرد.پس اولویت اول خودم رو گذاشتم کسب در آمد. اوایل امسال به این موضوع فکر کردم، چجوری میشه که من در جستجوی کار نباشم و اتفاقا بقیه بیان دنبالم.؟ جوابش ساده بود چیزی بلد باشم که بقیه بلد نباشن. بلد بودن منظورم در جنبه اقتصادی است.یعنی ارزش افزوده ای ایجاد کنی که هر کسی طالبش باشه. اقتصاد مهندسی مطلبی که بچه های فنی خیلی هاشون به عنوان درس اختیاری نگاه میکنند اما بنظرم یکی از اصولی ترین و ابتدایی ترین پیش نیازهای ماست. اکثر بچه های فنی مادیات براشون در اولویت دوم هست و بعد از فارغ التحصیلی تازه بهش فکر میکنند و این میشه اون دور افتادن ما از بازار. ولی بازار که منتظر ما نمی مونه.اون قواعد خودش رو داره.تئوری و اصل و قانون نمیشه براش تعریف کرد.اون فقط نتیجه واقعی میبینه. ولی زبان اکثر پژوهشگران ما با این ادبیات بیگانه است. شش ماه در دفتر تجاری سازی پارک علم و فناوری بودم و کاملا این مباحث رو لمس کردم.
- 51 پاسخ
-
- 5
-
-
درس پس میدیدم.. شما خیلی وقت هست شروع کردی، من چی میتونم به شما بگم آخه وقتی خودم شما رو همیشه به عنوان استاد یاد میکنم. بقول خودتون هر کسی باید سبک خودش رو پیدا کنه.
- 51 پاسخ
-
- 2
-
-
سلام مینا خانم گل عزیزم شما تصمیم ات رو گرفتی. اینکه در کاری که هستی بمونی و ناراضی باشی.چون رهاش هم کنی خودت میدونی به این راحتی نیست و تاوان داره.تاوانش هم ساده نیست اما نتایجش فوق العاده هست.اما مقداری دیوانگی نیاز داره. و شما از ذره ای عقل برخورداری هنوز در کل نترس، بعد از پرش هست که زیبایی ها رو میشه دید ولی قبلش باید بر ترس از آن غلبه کرد. اما کلا یک چیزی رو یادت باشه ده سال دیگه دوست داری چجوری از امروزت یاد کنی؟
- 51 پاسخ
-
- 2
-
-
شما هم که هر جا اسم دانشگاه میاد فقط تاسف بخورید
- 51 پاسخ
-
- 2
-
-
حالا این طرف ماجرا...کسانی که کسب و کار برای خودشون هست بشدت از افراد معرفی شده فراری هستند و دنبال افراد کار بلد هستند. با بخش دولتی کار ندارم چون چندسال پیش راهم رو ازش جدا کردم و اصلا بهشون فکر نمیکنم. ما در جایگاه خودمون و با شرایطی که هست باید بهترین زندگی رو برای خودمون بسازیم. با نشستن و دنبال مقصر گشتن ماجرا حل نمیشه و فقط به خودمون مسکن موقت میدیم. جوانی یعنی فول انرژی بودن و استفاده از این انرژی ..اتفاقا الان باید از این انرژی استفاده کرد. چون در پیک خودش هست. اقتصاد مملکت توسط خود ما و امثال ما. اگر اجسام از ذرات ریز ساخته شده باشن ما فقط تودش رو میبینیم ولی تک تک عناصر سازنده آن تاثیر گذار هست.کلیت جامعه از ما جدا نیست.اگر هر کسی در جایگاهی که هست درست کار کنه مشکل حل میشه. ما حریف دیگران نمیشویم اما میتونیم خودمون رو که اصلاح کنیم.
- 51 پاسخ
-
- 3
-
-
بله دقیقا از یک جایی باید شروع بشه. خیلی ها رو میشناسم که یکسال بیکار هستند و دنبال کار اما باز کاری که بهشون پیشنهاد دادم قبول نکردن اولش سخت هست ولی استارت که زده بشه سریع زمان میگذره. در گذشته اکثرا پسرها از نوجوانی به صورتی با بازار کسب و کار در ارتباط بودن و خیلی صفر کیلومتر نبودند. اما الان اکثر بی تجربه ایم و بهاش رو هم حاضر نیستیم در این سن بپردازیم.
- 51 پاسخ
-
- 3
-
-
جاش همین جاست اتفاقا...کسی که تجربه نداره تاوانش رو کی باید بده؟ کارفرما؟میدونید چقدر با مشکلات زیادی شبانه روز درگیر هست که کسی که از بیرون میبینه شاید فقط یک مقدار ناچیزی از آن رو درک میکنه. در نظام آموزشی ما آموزش های کاربردی داده نشد و ولی خود ما هم مقصریم که به دنبالش نرفتیم. واسه همین اوایل کار همه به نام کارآموز نیرو می گیرند تا هم کار یاد بگیره و هم شخصیت خودش رو بروز بده. اما اکثر نیروها زمانیکه در یک سازمان کار یاد میگیرن میروند و این برای سازمان باز دردناک هست چون باید نیروی جدیدی بیاره و همان انرژی و زمان رو صرف کنه و به مرور دیدش به نیروهای جدید به صورت موقت در میاد. من خودم با همین شرایط ساعت کاری و حتی بیشتر و حقوق کمتر از آن هم کار کردم. برای خودم به دید کسب تجربه بوده.حتی چندسال پیش دو ماه در یک سازمان دولتی که شاید برخی از دوستان بدونند به صورت رایگان بودم و جالب اینکه هر روز میرفتم و اسناد رو مطالعه میکردم، یک بازدید و یک ماموریت و حتا جلسات رسمی می رفتم.مثل نیروی خودشون و بعد دوماه نتیجه گرفتم دیگه نرم.زمانیکه دو جایگاه برام خالی بود.هم دفتر فنی و هم پژوهش. چون دیدم از خط ذهنی و اهدافم دور هست. حالا ممکن هست یکجا در راستای هدفم هم باشه و با شرایط سخت کار کنم. همه اینها به اهداف و برنامه های ما باز میگرده.
- 51 پاسخ
-
- 2
-
-
سلام و متشکرم که نتایج تجربیات بنده را نیز با مثال بیان نمودید. من هنوز کاری را شروع نکردم و فقط در کاری که به موقت و با جا گذاشتن نیروهاش یکدفعه به من سپرده شد سعی کردم درست انجامش بدم و اطمینان حاصل شد و بخودم سپردنش. فعلا سعی میکنم کنار مدیرعاملی کار کنم که خیلی قبولش دارم و کسب تجربه. و روز به روز دارم واقعیات جامعه کار رو بهتر درک میکنم. الان متوجه شدم که مهمتر از انتخاب خود کار انتخاب شخصی است که برایش کار میکنی، چون میتونه رشدت بده و یا در یک جا محصورت کنه. مدیرم بهم جسارت میده و به عنوان یک خانم موفق در جامعه بنحوی الگوی من هم هست. هر جا هم به بن بست میخورم سریع یک نمونه از مشکلاتی که خودش رو در رو بوده رو میگه و تحمل منم بیشتر میشه. میدونم اگر خطا کنم تاسف فایده نداره و باید دنبال راهکار باشم و این موانع رو کنار میزنه و راه حل های جدید به وجود میاره. و تجربه های لذت بخش که خیلی هاش رو شاید تنها خانمی باشه که داره در ایران تجربه میکنه. نکته دیگه که هست شما پله های مراحل کاری رو درست بالا رفتید، و ترس از افتادن ندارید. ولی نمیدونم چرا الان اکثرا اون انتها رو میبینن و کسی به مسیر توجه نداره.
- 51 پاسخ
-
- 2
-
-
واقعا اگر کسی مهندس واقعی باشه بیکار نمی مونه. تجربه ای که از طراحی توربین باد دارم و زمانیکه مسلط شده بودم و برای بحث برقش تماس می گرفتم با کسانیکه ادعای ساخت داشتن بعد از ده دقیقه از خودم دعوت به همکاری می کردند. و یا مسایل و پیشنهادات دیگری که بارها به خودم شده و چون به عنوان مهندس در آنها میدونستم تخصص ندارم و فقط دانشم تیوری بود از دست دادم. مهندس ایجاد میکنه، طراحی میکنه، منتظر یک پست خالی در یک سازمان یا اداره نمی مونه. کاری که در بخش برنامه نویسی لذت میبرم این روزها بچه ها درگیرش هستند.
- 51 پاسخ
-
- 4
-
-
اینکه به کنایه گفتم چند وقت پیش رفتم مانتو بگیرم، برخلاف همیشه که مانتوهای ترک جز گزینه های اول هستن، مانتوهای ایرانی که کار دختران جوان و خوش ذوق سرزمینم الان خیلی خوب شده. یکی گرفتم و فرداش تماس گرفتم باهاشون هم بدلیل سلیقه و ذوقشون تبریک بگم و هم اینکه بدونن تا زمانیکه محصول با کیفیت تولید کنند ازشون حمایت میشه. یا خیلی موارد دیگر تا زمانیکه جنس با کیفیت ایرانی باشه هم خودم خرید میکنم و هم به دوستام معرفی میکنم. اینجوری هم ارز خارج نمیشه و هم چند نفر شاغل باقی می مانند. در جنبه دیگر در واقعیت کار به دنبال این هستم که چرا جامعه مصرف گرا شده؟چرا سراغ تولید کمتر میرویم. مشکلات رو همه می دونیم اما برای همه دنیا یک روزی بوده. امروز کتاب سختی کارهای سخت رو از اینترنت خریدم. بنظرم کتاب جالبی اومد.چون حرف های دل خودم رو در خلاصش دیدم
- 51 پاسخ
-
- 4
-
-
یاد فیلم aviator و شخصیت هوارد هیوز افتادم.
-
سه روز پیش دیدمش و برام خیلی جالب بود. مخصوصا جایی که فقط از روسیه ، چین و ایران نام میبره.در این حد قدرت داریم ما اما نمیدونم چرا به اسراییل در این فیلم هیچ اشاره ای نشد؟ حس میکنم یک نسخه سوخته شده را دیدم. آن چیز که عیان است.ولی در کل ارزش دیدن داره و سکانس های آخر که خود ادوارد واقعی در فیلم بازی میکنه حس زنده بودن به فیلم میده. کارگردان هم الیو استون پدر شان استون هست که به ابران آمد و شیعه شد چند سال پیش.
- 3176 پاسخ
-
- 3
-
-
- فیلم
- لیست فیلم های هالیوودی
- (و 5 مورد دیگر)
-
یکی از دوستان پروژه ای گرفته و دنبال نیرو بود.پرسیدم چقدر بهش میدید؟گفت یک و دویست از ابتدا. منم گفتم شما دو ماه بحالت کارآموز ایشون رو بگیر و هشتصد بدید، ماه سوم هم بیمه و هم بحث های دیگه ..چون دنبال نیرویی بود که بر کار مسلط بشه و کلا بهش بسپره. به دوستام که گفتم همه شاکی شدن که تو چرا ارزش وقت یک مهندس رو در نظر نمیگیری و کلی مساله دیگه. استدلال من هم این هست که حقوقی که بصورت تصاعدی و بر اساس عملکرد بالا بره خیلی بهتر از یک نرخ ثابت همیشگی هست و باعث نوآوری و تلاش میشه. و از همان ابتدا هم نیروهای خاص جذب میشن.اما شغل های روتین هم حقوق های روتین میخاد.
- 51 پاسخ
-
- 5
-
-
سلام. بحث بر سر اقتصاد مقاومتی هست در عمل چقدر در بحث اقتصاد مقاومت و پشتکار داریم.
- 51 پاسخ
-
- 1
-
