رفتن به مطلب

mehdi_7070

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    113
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

874 Excellent

درباره mehdi_7070

  • درجه
    <b><font color="#000099" face="Tahoma">عضو جدید </b></font>
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    مذکر

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی شهرسازی
  • گرایش
    مدیریت شهری
  • مقطع تحصیلی
    دکترا و بالاتر
  1. اختیار دارید از لطفت ممنونم. برای خود من هم خیلی آموزنده بود. ایشالا بتونیم ادامه بدیم :)
  2. ممنون از لطفت محمد عزیز اول تولد انجمن را به همه دوستان تبریک میگم و یک خسته نباشید و تشکر جانانه هم تقدیم شخص شما آهان، موضوع اصلی یه چیز دیگه بود خب من که هر روز دارم اینجا سر می‌زنم ولی فرصت شرکت در بحث‌ها و ... کمتر پیش میاد متاسفانه شاید این هم از عوارض کهولت سن باشه
  3. نکته‌ای که میشه مطرح کرد این هست که دولت‌های مدرن تاثیر بسیار بیشتری (نسبت به حکومت‌های گذشته) بر روی زندگی مردم دارند و به همین نسبت هم، مردم را از راه‌های بیشتری تحت "انضباط" درمی‌آورند. از طرفی این ادعا مطرح می‌شه که انسان‌ها آزاد هستند و هیچ کس حق نداره اون‌ها را تحت انضباط دربیاره و یا به سمتی هدایت کنه. در پاسخ به اینکه خب پس راه‌حل چیه، قبلا یه بدیل آنارشیستی برای دولت را مطرح کرده بودم (اینجا). طبق این نظر، هرج و مرجی هم در کار نیست
  4. این یکی از اولین سوال‌هایی بود که توی این تاپیک مطرح کردم: میشه گفت داغ‌ترین بحث سیاسی و ایدئولوژی امروز ایران، همین موضوع هست. اون هم در سطح بحث بین رئیس جمهور و ائمه جمعه؛ که آیا به زور میشه مردم را به بهشت فرستاد یا نه. خواستم یادآوری کرده باشم که این‌ها بحث‌هایی کلیشه‌ای نیست توی همین وضعیت امروز ما، میشه یه چالش اساسی. خود این بحث را نمی‌خوام باز کنم که کی چی میگه و حق با کی هست! می‌خوام این نقطه را پررنگ کنم که عمق بحث، روی همه چیز تاثیرگذار هست. به عنوان مثال، نمود این بحث فقط به این ختم نمی‌شه که "گشت ارشاد" داشته باشیم یا نه. من نظرم این هست که کار شهرسازی که امروز داریم
  5. این درس‌ها که اسم بردید، اختیاری محسوب میشن و خود گروه تصمیم میگیره چه چیزهایی ارائه بده. بنابراین حذف شدن این‌ها به معنی تغییر شرح دروس (سیلابس) نیست.
  6. خواهش می‌کنم. والا تغییر که میدند :دی ولی اینکه دقیقا تا چه حد مجاز هستند را اطلاع ندارم. به نظر میرسه با پایبندی به کلیات، اختیار تغییرات جزئی را با تصویب گروه (و یا دانشکده) را دارند. حالا طبق معمول هر چی زورشون بیشتر باشه، تغییرات میتونه بیشتر باشه :دی
  7. فکر کنم از دو سال پیش بازنگری در شرح دروس شهرسازی شروع شده و به سرانجام هم رسیده. اما چون شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب نکرده، همون قبلی کماکان پابرجاست. ظاهرا در بازنگری دانشگاه تهران، دو تا آلترناتیو داشته این طرح؛ یکی 5 ساله شدن طول دوره که معادل ارشد میشه، یکی هم تقسیم دوره 4 ساله به دو دوره 2 ساله عملی و تئوری که بعد از 2 سال اول، مدرک تکنسینی به دانشجو داده می شه و حتی می‌تونه ادامه نده. این رو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب نکرده. یه قرارداد بازنگری هم دانشگاه هنر اصفهان داشته که انگار بیشتر بازنگری در شرح هر درس هست و تغییرات گسترده چندانی نداشته. فعلا خبری از تصویب این یکی هم
  8. خب پس تا اینجا لااقل توی دو مورد اختلاف نظر عمیق داریم :) یکی اینکه من مثل شما انقدر قطعی و حتمی نمی‌بینم و یکی هم اینکه انقدر سریع سراغ اجرای تئوری‌ها نمیرم و انقدر هم سریع دنبال یه راهکار اجرایی قطعی نمیرم. این‌ها دو تا نگرش فکری متفاوت هست و کاریش هم نمیشه کرد :) + دوست عزیز پست‌های من رو دقیق‌تر بخون و انقدر دیوید میلر رو اذیت نکن :) من باز هم ازش معذرت میخوام :) از همراهی شما سپاسگزارم. بنده هم دقیقا حرفم همین بود: استدلال با روش منطقی و مستندات. بیان "مشخص هست" یا "نیاز به توضیح نداره" را من در تضاد با این حرف می‌دونم. متشکرم :)
  9. دوست عزیز! بنده چندین بار تکرار کردم که "هدف از طرح این سوالات این نیست که بگم با این حرف‌ها مخالقم. هدفم این هست که بیشتر تامل کنیم" و قصدم بیان دیدگاه‌های مختلف و نقد و بررسی اون‌ها هست. برچسب زدن درست و نادرست به این نظریات هم کاری بیهوده می‌دونم. مثلا در مورد شیوه تولید آسیایی، هم نظرات مخالف را آوردم و هم موافق. نوع بیان موارد هم اغلب با قیدهایی که اطمینان کامل را رد می‌کنه همراه بوده (مثلا گفتم "به نوعی نقش مردم را نادیده بگیره و نوعی استبداد نهادینه شده در حکومت‌های آسیایی را تشریح کنه"). ظاهرا شما بیشتر دنبال حرف‌های قطعی هستید. من متاسفانه هنوز به چنین قطعیتی نرسیدم در مو
  10. بسیار عالی. ممنون واضح‌تر جمع‌بندی کنم حرفم رو: در زبان‌های هندواروپایی، "بن" فعل مبنای واژه‌سازی هست و با اضافه کردن پسوندها یا پیشوندها، و یا ترکیب واژه‌های ناشی از فرایند قبلی، واژه‌های جدید درست میشه؛ مثلا: پریدن -> پر -> پرنده در زبان‌های سامی، "باب"ها مبنای واژه‌سازی هستند. مثلا: خرج -> استخرج، یستخرج، استخراج بنابراین واژه‌هایی که ما در زبان فارسی به‌کار می‌بریم، از دو گونه متفاوت هستند و باید دقت کنیم که مبناهای متفاوتی داریم. بنابراین وقتی در مورد واژه‌ها و صرف اون‌ها صحبت می‌شه، این دو تا را با هم قاطی نکنیم. در ضمن، پسوندها و پیشوندها چیز جدایی از این بحث م
  11. همون‌طوری که بارها عرض کردم، هدفم از طرح مباحث این نیست که مخالفت خودم را اعلام کنم! قصدم این هست که عمیق‌تر به موضوعات بپردازیم. اما در مورد واژه‌ها؛ در زبان‌های با ریشه سامی (نظیر عربی و عبری) اساس غالب واژه‌سازی "باب"‌های افعال هستند. این یه تفاوت عمده هست. اگر کمی دقیق‌تر در دیکشنری‌ها می‌گشتید با معادل‌های extremely good یا very impressive برای awesome مواجه می‌شدید. هر چند پویایی زبان و تحول معانی، می‌تونه کلیت حرف شما را در مورد "متضاد نبودن واژه‌های هم‌ریشه" رد کنه، اما نمونه دیگه‌ای که میشه اورد، پیشوندهای منفی‌ساز هستند. مثلا "رفتن" و "نرفتن"، یا "possible" و "impossible"؛ وا
  12. با توجه به اینکه انگار زیاد دارم سؤال می‌پرسم یه قسمت دیگه از حرف‌های دیوید میلر را اینجا نقل می‌کنم. (قسمت قبلی) این یکی از بدیل‌های آنارشیستی دولت هست که اینجا ذکر کردم (در مقابل این حرف که "وجود حکومت یا دولت ضروری هست"). این گروه معتقدند چون این حرف‌ها برمبنای "بازار" بحث می‌شه، پس برای جوامع امروز هم پاسخگو خواهد بود. پی‌نوشت: اگر شما هم فکر می‌کنید "آنارشیسم" فحش هست، من دیگه حرفی ندارم
  13. دو کلمه که از یک ریشه مشتق می‌شوند، هیچ همپوشانی‌ای با یکدیگر ندارند؟ فکر کنم خط رو خط افتاده :دی اما در کل، اساس واژه‌سازی در زبان‌های هندواروپایی (نظیر فارسی و انگلیسی) بر مبنای ریشه فعل‌ها و پسوندها و پیش‌وندهاست و بر این مبناست که واژه‌های جدید شکل می‌گیرند؛ واژه‌هایی که می‌تونند معانی متفاوت داشته باشند و یا حتی در طول زمان، معانی متفاوت به خودشون بگیرند. مثالی که الان پیدا کردم awful و awesome هست. بنابراین این استدلال شما لزوما درست نیست. یه موضوع دیگه، ترجمه واژه‌ها به زبان فارسی هست که گاهی اوقات مشکل‌ساز میشه. تو این مورد هم Government معانی شیوه حکومت و یا فرمانداری هم در دل
  14. من سؤالم مربوط به یه قدم قبل‌تر از این حرف شماست. واضح‌تر اینکه از کجا می‌دونیم حکمروایی (و یا نزدیک شدن به این مفهوم) باعث میشه وضعیت بهتری داشته باشیم؟ از کجا می‌دونیم حکمروایی همون چیزی هست که ما توی مدیریت شهرهامون گم کردیم؟! چند تا سوال دیگه هم قبلا مطرح کردم که جمع‌بندی می‌کنم: - صرفتظر از تفاوت "حکومت" و "حکمروایی"، آیا اساسا حقی به عنوان نظارت بر جامعه می‌تواند وجود داشته باشد که دولت‌ها (حکومت‌ها) بخواهند مردم را به سمت راه سعادت، هدایت کنند؟ یا اینکه انسان‌ها باید آزاد باشند؟ - به فرض آنکه سیستم "حکمروایی" در جایی دیگر بسیار مناسب و کارآمد باشد، چرا آن را برای کشور ایران
  15. ناشر کتاب دانشگاه هنر هست؟
×
×
  • اضافه کردن...