رفتن به مطلب

خردبین

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    251
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

456 Excellent

درباره خردبین

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی برق
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  1. اینقدر توی تنگنا موندی که داری بدیهیات رو انکار میکنی؟ شما دچار ضعف هویتی هستی و برای اثبات خود یه تاپیک زدی در مورد رقص آذری که بگی ما خیلی باحالیم بعد کاربری استقبال نکرده شما هم چون خورد توی ذوقت و به هدفت نرسیدی گفتی کل ایران آریایی ات نمیتونه اینجوری برقصه! یعنی از این نوع جواب دادن هدفت مشخصه. طرف نگفت شما آذری ها چقدر بد میرقصید! ولی چیزی که شما خوندی همین بود چون متعصب و افراطی گرا هستی و نمیتونی منطقی فکر کنی برای همین هم هرچی میگی نشون دهنده طرز فکرت هست. انتظار داشتی کامنت هایی مثل این دریافت کنی:دست مریزاد به شما آذری ها! ای قوم برتر! روی دست شما نیومده و نخواهد آمد! چرا ما
  2. کسی نگفت حافظ هویتت نباش ولی مشکل اینجاست که شما خود و قومت رو برتر از بقیه میدونی. به هویت خودت افتخار کن و از حق خودت دفاع کن ولی اینها چه ربطی به خود بزرگ بینی شما داره؟ طرف یه چیز دیگه میگه در جوابش میگی: "کل ایران آریایی ات نمیتونه اینکار رو بکنه!" خب چه ربطی داشت؟ سرنوشت جامعه رو افرادش تعیین می کنند و شما به عنوان فردی در این جامعه نه تنها قدم مثبتی برنمیداری بلکه با بی ربط ترین مسائل هم برخورد نژادی و قومی داری. شما دقیقا سردمدار جریانی هستی که ازش انتقاد میکنی. به همه چیز نگاه سیاه و سفید داری و وقتی هم منطقی و انسانی باهات بحث می کنند میگی ادای روشنفکری درنیار.
  3. تعیین اینکه مرز بی احترامی با رک گویی و ابراز عقیده کجاست کار آسونی نیست. بخصوص توی مغز مذهبیون افراطی این موضوع اصلا نمیره و من هم مدیری رو ندیدم که چنین مرزی رو درک و رعایت کنه. موضوع ساده است تمامی بحث های مذهبی رو ممنوع کنید و بجایش یک تالار فلسفه ایجاد کنید تا بحث ها بوی فلسفه بگیره. یعنی به جای اینکه بحث در رابطه با چیزی مثل فلانی کشته شد یا شهید شد باشه یا معجزات و کرامات فلانی، بحث در رابطه با مباحث بنیادی تر و فلسفی باشه. اینجوری هم مباحث کمی از دور باطل خارج میشه هم بیشتر رنگ و بوی منطق و استدلال به خودش میگیره. مثلا یک بحث فلسفی اینه که مجردات چیستند یا مبانی ماتریالیسم چیستند؟ و ا
  4. نوبت حرکت با سفید است. آیا در این بازی ترفیع پیاده ای صورت گرفته است؟ یکی از فیل های سیاه، یک مهره سفید را قبلا در بازی گرفته است. کدام فیل اینکار را کرده است؟
  5. در مورد مسئله اول، اون جمله ای که بلد کردم: برهان شما ناشی از فقدان تصور شماست. در مورد مسئله بعدی: آفرین. نکته همینجاست که در صورت قلعه کوچک رفتن، پیاده سفید مانع رفتن شاه میشن و در صورت قلعه بزرگ، رنگ رخ a1 از سیاه به سفید تغییر می کند. پس فقط وضعیت با پیاده سیاه ممکن است چون این پیاده سیاه میتونسته پس از خروج شاه از اون ناحیه به خانه g3 وارد شده باشه.( و ممکنه این پیاده با یک رشته گرفتن مهره های متوالی به اونجا رسیده باشه و رنگ خانه اش تغییر نکرده باشه.)
  6. مسئله اول درست حل کردی. هروقت به مشکل برخوردید که نگید مسئله ایراد داره. شما مطمئنید همه گزینه های احتمالی رو بررسی کردید؟
  7. آفرین. زیاد توضیحت مفهوم نبود ولی درسته. دو خانه مدنظر تو e6 و h6 هستند. مشخصه که در e6 ,h6 دو مهره سفید زده شدند که اسب و وزیر بودند. از طرفی وزیر باید به شکلی از زندان پیاده ای خارج میشده که این اتفاق فقط می تونسته از طریق ستون a بیفته. از طرفی با کمی دقت می فهمیم که در خانه b3، فیل سفیدروی سیاه گرفته شده ولی این فیل باید ابتدا به شکلی از زندان پیاده ای خودش خارج میشده که تنها راه این بوده که سیاه اسب سفید رو در خانه e6 بگیره، حالا فیل می تونسته از زندان پیاده ای خارج بشه و خودش رو به b3 برسونه تا پیاده سفید اون رو بگیره و حالا که پیاده سفید اون رو گرفته، وزیر سفید تونسته از طریق ستون a از ز
  8. یکی از دو حالت درسته. شما باید همه احتمالات رو در نظر بگیرید. مثلا سرباز سفید یا سیاه ممکنه بعد از اینکه شاه سفید خودش رو به b4 رسونده، در اون موقعیت قرار گرفته باشه. در ضمن چرا شما در نظر نمی گیرید که شاه سفید شاید قلعه بزرگ رفته باشه؟ باید همه احتمالات بررسی بشن و مورد قضاوت قرار بگیرن تا مشخص بشه شما مسئله رو فهمیدید.
  9. بله پیاده ای به عرض هشتم رسیده چون یک فیل سیاه رو در g3 داریم ولی هیچ یک از دو پیاده b2 و d2 از جای خود حرکت نکرده اند پس فیل c1 نمی توانسته خودش را به g3 برساند پس نتیجه می گیریم یکی از مهره های سیاه این فیل را گرفته و یکی از پیاده های سفید به عرض هشتم رسیده و تبدیل به یک فیل سیاه رو شده.(پیاده وقتی به عرض آخر برسد می تواند تبدیل به هر سواری بشود.)
  10. طرف دروازه خالی رو میزنه بیرون چون مثلا بازیکن حریف روی زمین افتاده حالا به روی خودش نمیاره اینکار رو کرد چون دروازه خالی رو نمیتونست گل کنه. ضعیف چون زورش نمیرسه در میدان اخلاق و جوانمردی پیشتاز میشه و زمانی که درحال شعار دادنه، مرد واقعی داره اون بیرون مبارزه میکنه و زندگی واقعی رو تجربه میکنه و حقش رو میگیره. در حقیقت من فکر می کنم کاپ اخلاق رو آدمای قدرتمند درست کردن تا ضعفا خودشون رو باهاش دلخوش کنند تا زمانی که قوی در حال مبارزه در میدان نبرده، ضعیف هوس قیام کردن علیه شرایط موجود رو نکنه و نیاد توی بازی گل بخودی بزنه. چون یک قاعده کلی میگه بازنده سعی میکنه قاعده بازی رو تغییر بده. پس قو
  11. شاید بهتر باشه با مسئله زیر که فقط نیاز به یک مرحله استدلال دارد، شروع کنیم: آیا پیاده ای به عرض هشتم رسیده یا خیر؟ چرا؟
  12. حرکاتی که در گذشته انجام شدند لزوما حرکات خوبی نیستند. تنها چیزی که مهمه اینه که قانونی بودند یا خیر. نکته ای که میشه از حرف شما برداشت کرد اینه که اسب یا اسب های سیاه دو فیل سفید رو در خانه های c1,f1 گرفتند و برگشتند. در مورد مسئله سوم هم من منتظر خواندن استدلال شما هستم.
  13. هیچ کسی به تنهایی و با تلاش خودش به چنین موفقیتی نمیرسه. تلاش یک مجموعه و و داشتن روابط با افراد موفق که به کمک آدم میان باعث چنین موفقیتی میشه و هیچ ایرادی هم در این موضوع وجود نداره.
  14. من اولی رو جواب میدم تا دستتون بیاد چه خبره. به نظر می رسد شاه سیاه از دست کیش فیل، از خانه a7 به a8 فرار کرده ولی فیل سفید چطور وارد این قطر شد تا به شاه کیش بدهد تا او به a8 فرار کند؟ نکته اینجاست که انجام یک حرکت می تواند با گرفتن یک مهره همراه باشد و این مهره با حضورش در قطر فیل، مانع کیش دادن فیل، به شاه سیاه شده بود و همین عامل، وضعیت را قانونی کرده بود. این مهره حرکت کرده و شاه سیاه کیش شده و سپس شاه سیاه این مهره را گرفته. با کمی تفکر می فهمیم که یک حرکت پیش، وضعیت زیر در صفحه حاکم بوده است: 1. Na8+ Kxa8
×
×
  • اضافه کردن...