رفتن به مطلب

pasargadparisa

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    113
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط pasargadparisa

  1. آخه من جوونم كلي آرزو دارم.:w70::w42:
  2. نه.؟چرا شكل دخمل ميزاري؟
  3. نه هههههههههه من دوست ندارم:w00:
  4. من هم تركي بلدم. بنده هم ترك قشقايي هستم. من هم بازي
  5. pasargadparisa

    واقعیت روزگار

    امشب كه سقف بي ستاره اتاقم بر سرم سنگيني مي كند مانده ام از چه بنويسم ؟ از آنهايي كه ديروز با من بوده اند و امروز رفته اند !
  6. pasargadparisa

    واقعیت روزگار

    چه کسی اهمیت می دهد؟ نگاهی در امتداد کوچه ، چشم به راه سفر کرده ای باشد؟ چه کسی اهمیت می دهد؟ گریه های شبانه کودکی ، در انزوای آن شب شوم مردابی از اشک آفریده باشد؟؟ چه کسی اهمیت می دهد؟ میان من و پنجره بسته ..چه رازی نهان است.. و آن سایه ، از کنار میله های سبز خانه برای ابد رفته است چه کسی اهمیت می دهد ؟ اتاقک ویران شده روزگاری جایگاه سایه بوده است و راز پنجره بسته میله های سبز ، اتاقک ویران و دری که به سوی هیچ برای ابد میان من و آن باقی ، خواهد ماند. چه کسی اهمیت میدهد؟؟؟؟
  7. pasargadparisa

    واقعیت روزگار

    دشوارترین باور پذیرش باطل بودن چیزی است که به گمان حق هستی خویش را به پای آن ریخته ایم ...
  8. pasargadparisa

    واقعیت روزگار

    زندگي با همه ي وسعت خويش محفل ساكت غم خوردن نيست . حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست
  9. pasargadparisa

    واقعیت روزگار

  10. pasargadparisa

    واقعیت روزگار

    انگاه که فریادت را در گلو خفه می کنند.............
  11. pasargadparisa

    واقعیت روزگار

    واقعیت روزگار در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است، زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است، زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است، زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است، زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است، زمان کره‌اش می‌کشتند که خراب‌کار است ، امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش می‌نشانند و شمع‌آجین‌اش می‌کنند که لا مذهب است. اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی‏شود : تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است، حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است، عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است، صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است، فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌، کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است، روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند، چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند، و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند... و چه قصاب خانه‌ی است اين دنيای بشريت ." احمد شاملو
  12. شرح حکایت مشتریان ما به زبانهای مختلفی سخن می گویند. ایشان از ادبیات متفاوتی برای کلام گفتن بهره می گیرند. اگر حرف مشتری را خوب گوش کنیم ، می توانیم با توجه به لحن گفتار ایشان درک فراتری از آنچه می خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشیم. آیا همه حرفهای مشتریان ما باید منطقی ، اصولی و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتری چیزی می گوید که به نظر مسخره و بی ربط است ، یا شکایتی عجیب را طرح می کند، چگونه برخوردی شایسته اوست؟ یک اتفاق نادر برای یک مشتری و پیام بظاهر احمقانه او می تواند روشنگر مسیر بهترین و زبده ترین مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده ای که نقل شد تأکید بر این موضوع دارد که مشتری بهترین راهنما و کمک ما در بهتر شدن محصول و خدمات بنگاه ماست. اگر در پی نوآوری هستیم ، باید به طور جدی سازوکار «خوب گوش دادن» و «شنیدن» صدای مشتری را طراحی کنیم. شما مشتریان خود را می شناسید؟ صدایشان به گوشتان می رسد؟ بی ربط و با ربط، حرف مشتری گوهر است. پس بدان زيادي توجه كنيد.
  13. pasargadparisa

    شکایت مشتری جنرال موتورز

    بخش پونتیاک شرکت خودروسازی جنرال موتورز شکایتی را از یک مشتری با این مضمون دریافت کرد: «این دومین باری است که برایتان می نویسم و برای این که بار قبل پاسخی نداده اید، گلایه ای ندارم ؛ چراکه موضوع از نظر من نیز احمقانه است! به هر حال موضوع این است که طبق یک رسم قدیمی ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستنی بخورد. سالهاست که ما پس از شام رای گیری می کنیم و بر اساس اکثریت آراء نوع بستنی ، انتخاب و خریداری می شود. این را هم باید بگویم که من بتازگی یک خودروی شورولت پونتیاک جدید خریده ام و با خرید این خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه برای تهیه بستنی دچار مشکل شده است! لطفاً دقت بفرمایید! هر دفعه که برای خرید بستنی وانیلی به مغازه می روم و به خودرو باز می گردم، ماشین روشن نمی شود؛ اما هر بستنی دیگری که بخرم ، چنین مشکلی نخواهم داشت. خواهش می کنم درک کنید که این مساله برای من بسیار جدی و دردسرآفرین است و من هرگز قصد شوخی با شما را ندارم ... می خواهم بپرسم چطور می شود پونتیاک من وقتی بستنی وانیلی می خرم روشن نمی شود؛ اما با هر بستنی دیگری راحت استارت می خورد؟ مدیر شرکت به نامه دریافتی از این مشتری عجیب ، با شک و تردید برخورد کرد؛ اما از روی وظیفه و تعهد، یک مهندس را مامور بررسی مساله کرد. مهندس خبره شرکت ، شب هنگام پس از شام با مشتری قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستنی فروشی رفتند. آن شب نوبت بستنی وانیلی بود. پس از خرید بستنی همان طور که در نامه شرح داده شده بود ماشین روشن نشد! مهندس جوان و جویای راه حل ، 3 شب پیاپی دیگر نیز با صاحب خودرو وعده کرد. یک شب نوبت بستنی شکلاتی بود، ماشین روشن شد. شب بعد بستنی توت فرنگی و خودرو براحتی استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستنی وانیلی شد و باز ماشین روشن نشد! نماینده شرکت ، تلاش کرد با موضوع منطقی و متفکرانه برخورد کند. او مشاهداتی را از لحظه ترک منزل مشتری تا خریدن بستنی و بازگشت به ماشین و استارت زدن برای انواع بستنی ثبت کرد. این مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نکته جالبی را به او نشان داد: بستنی وانیلی پرطرفدار وپر فروش است و نزدیک در مغازه در قفسه ها چیده می شود؛ اما دیگر بستنی ها داخل مغازه و دورتر از در قرار می گیرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خرید بستنی و برگشتن و استارت زدن برای بستنی وانیلی کمتر از دیگر بستنی هاست. این مدت زمان مهندس را به تحلیل علمی موضوع راهنمایی کرد و او دریافت پدیده ای به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز این مشکل می شود. روشن شدن خیلی زود خودرو پس از خاموش شدن به دلیل تراکم بخار در موتور و پیستون ها مسأله اصلی شرکت ، پونتیاک و مشتری بود.
  14. pasargadparisa

    معجزه دست ها

    چه خبره اينجا؟:girlhi::girlhi:
  15. بگم خدا چی کارت کنه بچه!!!!!!!!!!حالم بهم خورد!!!مامااااااااااااااااااااان.حالم بهم خورد
  16. آخه چطوري اينجوري شده ؟
  17. اي ..... راستي هيچ راهي نيست برگردم اون باشگاه كذايي. يه چيزي جا گذاشتم.
  18. اين طرز حرف زدنتون اصلا جالب نيستا.يعني هر كس ميره خواستگاري هر كس ميخواد از دواج كنه عقلش كمه؟آره؟ميدوني چه تبليغ منفي اي مي كنيد. من كه تحت تاثير قرار گرفتم
  19. من اومدم كاري كه گفتم انجام دادي؟
  20. :jawdrop::jawdrop:
  21. نشايد كه نامت نهند آدمي
  22. ديديي چيكار كردين؟ هيچكس به تاپيكم سر نزد.:ws44:
  23. نه داش.تو خيلي از محنت ديگران بي غمي؟
  24. تو بنشين بر لب جوي و گذر عمر ببين. كاين اشارت ز جهان گذران تو را بس
×
×
  • اضافه کردن...