آرتاش 33340 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 دختر18 ساله ی تبریزی که با آرزوهایش دفن شد+عکس دردناک ... زمانی که در خیابان مقابل مغازه بودیم، مهناز و پدرش نزدیک بلوک بتنی بودند که با عبور کامیونی از خیابان بلوک لرزید و بر روی مهناز و پدرش افتاد و با وقوع این حادثه همه به سمت آن ها شتافتیم وقتی که بلوک را برداشتیم جسم خرد شده مهنازو پدرش را که در خون غرق شده بودند از زیر بلوک بیرون کشیدیم و با رسیدن اورژانس، مهناز که نفس های آخرش را می کشید غرق در خون از دنیا رفت. وی ادامه می دهد: وضعیت پدر مهناز هم وخیم است، پاها و لگنش خرد شده است و هنوز وی از مرگ تنها دخترش خبر ندارد و وقتی سراغی از او می گیرد به دروغ می گوییم که حال مهناز خوب است و او ما را تهدید می کند که اگر بلایی سر مهناز بیاید خودم را خواهم کشت. ! سرویس اجتماعی آناج: سقوط بلوک سیمانی شهرداری تبریز، دختر 18 ساله را کشت و پدرش را راهی بیمارستان کرد، بلوک سیمانی ای که از سوی شهرداری تبریز جلوی مغازه کار گذاشته شده بود سقوط کرد و دختر 18 ساله ای را به کام مرگ فرو برد. این حادثه مرگبار ساعت 15 ظهر جمعه در خیابان شریعتی تبریز زمانی رخ داد که پدر و دختری در مقابل مغازه آرایشی-بهداشتی خود که با یک بلوک بتنی توسط شهرداری پلمپ شده بود، ایستاده بودند. روز سوم مراسم فوت مهناز اکبری سلیمان نژاد است، همراه با همکار عکاسمان به محله دختر جوان و محل حادثه می رویم تا از نزدیک محل حادثه را بررسی کرده و به سخن ساکنان محله و خانواده مهناز گوش دهیم و جزئیات حادثه را پیگیری کنیم. به محله که می رسیم، اعلامیه مهناز به چشمم می خورد، اندوهی کوچه را فراگرفته است صدای ناله و گریه به گوش می رسد، گام هایم سست می شود و جرات ندارم که به سوی خانواده ای داغدار بروم که چند روز پیش جسم خونین و بی جان دخترشان را به خاک سپرده اند. از مقابل مغازه که محل حادثه نیز هم هست رد می شوم، هنوز رد خون مهناز بر روی خیابان نقش بسته است. به در خانه مهناز می رسیم، مردی با پیراهن سیاه بر تن به ما نزدیک می شود و از پیرهن سیاهش متوجه می شویم که داغدار مهناز است. جزئیات روز حادثه را از وی جویا می شوم، می گوید: از بستگان مهناز هستم و ساعت 15 روز جمعه در محل حادثه حضور داشتم، زمانی که در خیابان مقابل مغازه بودیم، مهناز و پدرش نزدیک بلوک بتنی بودند که با عبور کامیونی از خیابان بلوک لرزید و بر روی مهناز و پدرش افتاد و با وقوع این حادثه همه به سمت آن ها شتافتیم وقتی که بلوک را برداشتیم جسم خرد شده مهنازو پدرش را که در خون غرق شده بودند از زیر بلوک بیرون کشیدیم و با رسیدن اورژانس، مهناز که نفس های آخرش را می کشید غرق در خون از دنیا رفت. وی ادامه می دهد: وضعیت پدر مهناز هم وخیم است، پاها و لگنش خرد شده است و هنوز وی از مرگ تنها دخترش خبر ندارد و وقتی سراغی از او می گیرد به دروغ می گوییم که حال مهناز خوب است و او ما را تهدید می کند که اگر بلایی سر مهناز بیاید خودم را خواهم کشت. ! مهناز به جای لباس سفید عروسی، کفن پوشید عمه مهناز به سمت ما می آید با اشکهایی در چشم می گوید: خون دخترمان هنوز روی خیابان هست، پدر و مادر مهناز او را بعد از 7 سال نذر و نیاز به دست آورده بودند و بعد از این همه سال که هر سال برای شکر داشتن مهناز شمع روشن می کردیم، یک بلوک بتنی شهرداری جان تنها دخترمان را گرفت و مهناز به جای لباس سفید عروسی، کفن پوشید. اشک های عمه مهناز امانش را می برد و نمی تواند حرف بزند، چند تن از ساکنان محله به ما نزدیک می شوند و هر کدام حرفی برای گفتن و شرح روز حادثه دارند. چند مهناز باید قربانی شود تا شهرداری این بلوک ها را جمع کند؟ یکی از ساکنان با صدای بلند اعتراض می کند: چند مهناز باید قربانی این بی احتیاطی شود تا شهرداری این بلوک های بتنی را از مقابل مغازه ها جمع کند، بعد از این حادثه دیگر کسی جرات عبور از مقابل این بلوک ها را ندارد، از همین جا به شهرداری می گوییم که یا خودتان این بلوک ها را جمع کنید یا ما تمام اهل محل بلوک های قاتل را با هر چه در دست داریم خواهیم شکست. یکی از ساکنان نیز می گوید: بعد از روز حادثه، عوامل شهرداری بلوک هایی را که تقریبا نیمه شکسته بودند و نسبت به بلوک قبلی خطرناک تر بودند برای اینکه کسی شهرداری متهم نکند، از خیابان جمع کردند. مادربزرگ مهناز در حالی که سیل اشک هایش صورت آشفته اش را فرا گرفته می گوید: بعد از چند سال با نذر و نیاز، خدا مهناز را به پسرم داد و روزی که قرار بود برای مهناز خواستگار بیاید و عروس شود، خدا مهناز را از ما گرفت. مادر بزرگ مهناز از جیبش کاغذی را بیرون می آورد و می بوسد و سپس پشت سر هم بی وقفه اشک می ریزد و با ناله می گوید: این کاغذ برنامه امتحانی مهنازم هست، دخترم می گفت "مادربزرگ هر شب دعا کن تا امتحاناتم را خوب بدهم و بعد کنکور بدهم و وارد دانشگاه شوم"، اما حالا ببینید دخترم و آرزوهایش قربانی بلوک بتنی شهردرای شد، نباید خون دخترم پایمال شود.. به طرف مادر مهناز می روم، در سکوتی غم انگیز غرق شده و چشمانش را بدون پلک زدن به نقطه ای نا معلوم خیره کرده است، بستگان مهناز می گویند: مادر مهناز بعد از حادثه مرگ دخترش دچار شوک شده و سکوت کرده است. 21
آرتاش 33340 مالک ارسال شده در 27 مرداد، 2014 توضیحات شهرداری تبریز درباره مرگ دختر جوان شهردار منطقه 3 تبریز علت واژگونی بلوک سیمانی و فوت فرزند مالک ساختمان را تخلف از قوانین ساختمانی اعلام کرد. به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز به نقل از روابط عمومی شهرداری تبریز، حسین اکبری اظهار داشت: از ماهها پیش با مشاهده تخلف ساختمانی یکی از شهروندان در مسیر خیابان شریعتی، برای اجرای احکام و قوانین برخورد با متخلفان، مانع فیزیکی در مقابل ملک مورد تخلف در مسیر خیابان شریعتی، ایجاد شده بود؛ اما متاسفانه مالک متخلف بیآنکه در صدد جبران تخلف خود باشد، ظهر امروز، به طور خودسرانه اقدام به فک پلمپ کرد. وی افزود: به گفته شاهدان محلی، جابهجایی مانع فیزیکی توسط مالک، باعث سقوط مانع فیزیکی شد. اکبری ادامه داد: احکام صادره از سوی کمیسیون ماده 100، حکم قضایی بوده که توسط نمایندگان دادگستری، استانداری و شورای اسلامی شهر صادر میشود. در شهر تبریز، حدود 16 هزار پرونده ماده 100 وجود دارد که اخیراً شهردار تبریز با هماهنگی دادگستری و دیوان عدالت اداری در صدد حل مشکل شهروندان و تعیین و تکلیف پروندههای مذکور اقدام کرده است. اما حرف ملت این سات اقایان!! مقصر شهردر قبلی و شهردای منطقه سه هست اما حرف سر اینجاست دادستانی که قبلا هم این کا رو غیرقانونی اعلام کرده بود!! نگفته در صورت تخلف شهردار باید چه کرد؟؟ چرا در ایران برای تخلف مسئولین اجرایی و شهرداری و غیره قانونی وجود ندارد و تحت پیگرد قرار نمیگیرند مگر کسی از ابلاغیه ها میترسد؟؟ البته این مدل در شهرداری 12 تهران نیز باب بوده انگار واقعا اسف بار است !! 11
fakur1 10128 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 وقتی که شهردار و عوامل شهر /دانش شهرشناسی بلد نباشند و بصورت الابختکی گزینش. بشوند نتیجه جز این نمیشه. 7
sun-shine 7672 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 خیلی غم انگیزه که واسه یه اشتباه، یه دختر بیگناه کشته بشه 5
fakur1 10128 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 من اون تاپیک رفتار شهروندی رو که زده ام هنوز هیچکسی توش نظر. نداده ، فقط یاد گرفته ایم که بعد. فاجعه بیایم و بگیم وای خدا مرگم بده حیف این جوون. 4
آرتاش 33340 مالک ارسال شده در 27 مرداد، 2014 من اون تاپیک رفتار شهروندی رو که زده ام هنوز هیچکسی توش نظر. نداده ، فقط یاد گرفته ایم که بعد. فاجعه بیایم و بگیم وای خدا مرگم بده حیف این جوون. کدوم تاپیک؟ این اتفاقی بود که ممکنه برا من یا دیگری خدایی نکرده پیش بیاد چیزی که کاملا مشخصه اشتباه شهرداری هست عقل سلیم هم اینو میگه که بلوک بتنی به این حالت که گذاشته بودن محکم نیست و ممکنه بیفته ماها هم جز ابراز تاسف کاری نمیتونیم بکنیم اگر شما راه کاری دارید بفرمایید ما گوش میدیم 3
Yaser.C 5059 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 خیلی بده خدا بهشون صبر بده راستش دو بار خواستم تا تهش بخونم نشد...وسطاش آدم یه طوریش میشه آخه چرا باید مرگ آدما اینقدر راحت اتفاق بیفته؟؟؟ یه زمان آدما از تاعون و وبا و سل میمردن تو سن هشتاد-نود سالگی.... 4
fakur1 10128 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 صاحب مغازه پروانه کسب نداشته بعد اینا بجای اعمال قانون از طریق مجاری اداری آوردن یه دیوار بتنی جلو مغازه ش گذاشتن که نتونه مغازه رو باز کنه ،اونم اومده دیوار روو کنار کشیده مغازه رو هم باز کرده بعد اون اتفاق افتاده، کشور. جهان سومی که میگن همه مون شاکی میشیم ،، بجای دادن یه اخطار کاغذی دیوار بتنی کار میذارن،،زکی 2
آرتاش 33340 مالک ارسال شده در 27 مرداد، 2014 صاحب مغازه پروانه کسب نداشته بعد اینا بجای اعمال قانون از طریق مجاری اداری آوردن یه دیوار بتنی جلو مغازه ش گذاشتن که نتونه مغازه رو باز کنه ،اونم اومده دیوار روو کنار کشیده مغازه رو هم باز کرده بعد اون اتفاق افتاده، کشور. جهان سومی که میگن همه مون شاکی میشیم ،، بجای دادن یه اخطار کاغذی دیوار بتنی کار میذارن،،زکی بله متاسفانه چند مدت بود این مغازه باز بود قدیما یجور دیگه پلمپ میکردن اون والا خیلی بهتر بود چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است جهان سومی هستیم 2
آرتاش 33340 مالک ارسال شده در 27 مرداد، 2014 خیلی بده خدا بهشون صبر بده راستش دو بار خواستم تا تهش بخونم نشد...وسطاش آدم یه طوریش میشه آخه چرا باید مرگ آدما اینقدر راحت اتفاق بیفته؟؟؟ یه زمان آدما از تاعون و وبا و سل میمردن تو سن هشتاد-نود سالگی.... خیلی سخته واقعا تک فرزندم بودن تو ایران خیلی راحت با جون آدما بازی میشه اینم چیزی نیست که رد بشه.تو کوچه صاف صاف راه میری این اتفاق میفته میری شهربازی از بالا میفتی زمین و ..... 3
Jafar Alishah 6341 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 خدا رحمتش کنه خیلی ناراحت کننده اس خدا به پدر و مادرش صبر بده 4
fakur1 10128 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 کدوم تاپیک؟این اتفاقی بود که ممکنه برا من یا دیگری خدایی نکرده پیش بیاد چیزی که کاملا مشخصه اشتباه شهرداری هست عقل سلیم هم اینو میگه که بلوک بتنی به این حالت که گذاشته بودن محکم نیست و ممکنه بیفته ماها هم جز ابراز تاسف کاری نمیتونیم بکنیم اگر شما راه کاری دارید بفرمایید ما گوش میدیم تو همون تاپیک مثلا قرار بود راجع به همین حقوق شهروندی هم اندیشی کنیم که چرا اینهمه تخلفات تو شهر ها صورت میگیره که تا بحال بی مشتری مونده، شما ارتباطی بین این دو. تاپیک نمی بینید؟ 1
آرتاش 33340 مالک ارسال شده در 27 مرداد، 2014 تو همون تاپیک مثلا قرار بود راجع به همین حقوق شهروندی هم اندیشی کنیم که چرا اینهمه تخلفات تو شهر ها صورت میگیره که تا بحال بی مشتری مونده، شما ارتباطی بین این دو. تاپیک نمی بینید؟ خوب من اون تاپیکو ندیدم 100در100بیشتر دوستان هم ندیدن کاش اطلاع رسانی بکنید چرا ارتباط هست 1
fakur1 10128 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 خوب من اون تاپیکو ندیدم 100در100بیشتر دوستان هم ندیدن کاش اطلاع رسانی بکنید چرا ارتباط هست تو تالار گفتگوی آزاد دو پله پایین تر از همین تاپیک، 1
black banner 9103 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 :icon_pf (34): واي خدا ... نميدونم چي بگم ! آخه كدوم سبك مغزي اين بلوك رو طراحي كرده ؟؟؟ اون مغزي كه اين ديوار بتوني رو طراحي كرده يا مغز نداشته يا از قانون جاذبه خبر نداشته ! 5
fakur1 10128 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 :icon_pf (34): واي خدا ... نميدونم چي بگم ! آخه كدوم سبك مغزي اين بلوك رو طراحي كرده ؟؟؟ اون مغزي كه اين ديوار بتوني رو طراحي كرده يا مغز نداشته يا از قانون جاذبه خبر نداشته ! برای اونجور استفاده نبوده ، یه عده بی مخ این روش رو مد کردن . بجای تذکر با کاغذ 2
sara kia 3158 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 من از چند روز پیش که این خبر رو شنیدم واقعا ناراحتم خیلیییییی اگه میخواید بدونید یه کشور چقدر پیشرفته است به نحوه مرگ آدمای اون کشور نگاه کنید... 3
Mohammad Aref 120459 ارسال شده در 27 مرداد، 2014 تو بخش اخبار اگه زده میشد تاپیکش بهتر بودا این مدل حوادث که به خاطر سهل انگاری افراد دیگه اتفاق میفته متأسفانه زیاده تو جامعه. تقریباً یکی دو ماه پیش دوجای مختلف تهران سنگ نمای ساختمون کنده میشه و میفته رو یه پدر و بچه با یه زنه و میمیرن. نشستی که ساختمونا موقع گودبرداری ساختمونای اطرافشون میکنن. چاله های عمیق خیابونی که به خصوص تو تاریکی صدمه های زیادی رو زده و .... 9
afa 18504 ارسال شده در 28 مرداد، 2014 واقعا تاسف باره..........خدا رحمتش کنه و به خانواده داغدارش آرامش و صبر عنایت کنه چه کسی جوابگوی این اشتباه بزرگه ؟ گذاشتن بلوک به این سنگینی جهت پلمپ ؟ روشی دیگه نبود ؟ از طرفی هم رفت و آمد ماشین های سنگین از وسط شهر ؟ چند وقت پیش به خاطر عبور یک کامیون از کوچه ای و ایجاد لرزش موجب شد قاب عکس بر روی کودک خردسال بیفتد و موجب آسیب وی بشه 3
ارسال های توصیه شده