Hanaaneh 28168 ارسال شده در 29 اسفند، 2013 باد همان باد است باران همان باران غروب همان غروب خیابان همان خیابان اتاق همان اتاق عاشق که می شوی اما باد گیسوی دلبر می شود باران دیگر خیست نمی کند غروب به سرت می زند خودکشی کنی خیابان یکطرفه می شود و هیچوقت برنمی گردی و سقف اتافت منظره ای زیبا تا ساعتها مبهوت بنشینی و به آن خیره بمانی 16
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 برگ درخت انجیر دستی ست با چند انگشت باد که بیاید هزاران دست به من سلام می کنند یا خداحافظی 11
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 کبوتران زیادی بال بال می زنند برایت نامه ای بنویسم پشت کدام پنجره ایستاده ای که هیچ منظره ای نمی بینم تا چشم کار می کند دریاست شور این را دارم که بر نخواهی گشت! 10
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 ناپلئون این چندمین شکست من است! اما پلی که قولش را داده بودی پا نمی گیرد. از رودها می توان گذشت از دره ها می توان گذشت از نام معشوقه ام هرگز! 10
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 نه تنها دلم جوش تو را می زند این چشمه که از آبادی می رود... هم و رودخانه که به خود می پیجد چون ماری در گریز نام تو اقیانوس آرام را حتی پریشان خواهد کرد 9
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 گرمایی که تو به من می بخشی روزگار زمستان را سیاه خواهد کرد 10
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 پدرم عاشق باران است مردم آبادی هم آنها بخاطر گندمزارشان من برای خیس شدن موهایت به زردی کاه 10
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 لطفا موهایت را دم اسبی نبند! این خیابان چمنزار می شود سن وسالی از من گذشته کمی به فکر آبروی من هم باش نمی توانم برای رسیدن به تو شیهه بکشم. 9
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 باد همان باد است باران همان باران غروب همان غروب خیابان همان خیابان اتاق همان اتاق عاشق که می شوی اما باد گیسوی دلبر می شود باران دیگر خیست نمی کند غروب به سرت می زند خودکشی کنی خیابان یکطرفه می شود و هیچوقت برنمی گردی و سقف اتافت منظره ای زیبا تا ساعتها مبهوت بنشینی و به آن خیره بمانی 10
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 جیبش پر از سنگ اتاقش پر از سنگ تختش پر از سنگ قلبش پر از سنگ وقتی که فهمید فرسنگها از تو فاصله دارد! 10
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 نه کسی می آید نه کسی می رود تو نیستی اما گلوی در پیش تو گیر کرده است 8
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 هم...سرم باش هم شانه ام باش هم آیینه ای که دستی به موهایم کشیده باشی بامن بگو بامن بخند بامن پیر شو عزیز! زمستان سختی ست بگذار حرفهایم به کرسی بنشیند! 8
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 نگرانم باش مثلا بپرس: کی می رسم؟ مثلا من دیر کرده ام! مثلا جدی جدی دلت شور مرا بزند. 8
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 آه من روزی دامنت را می گیرد وقتی پنجره به پنجره اتوبوس به اتوبوس دهان به دهان در زمستان دلتنگ من شوی 8
Hanaaneh 28168 سازنده ارسال شده در 29 اسفند، 2013 بعد از خدا مولانا نبود سعدی نبود خیام نبود کاش بعد از خدا حافظ هم نمی آمد 8
ارسالهای توصیه شده