sam arch 55881 ارسال شده در 16 تیر، 2013 فنا آتشی افتاده بر جانم نمی دانم از کجا ، از کی مرا این گونه می بینی ولی آتش کند غوغا ندانستم ، که این آتش کند عمرم فنا یکجا 4
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 16 تیر، 2013 قلم گر راست گوید شب تاریک و سخت بی نوایی نوای نی رسد از نی نوایی حزین گشته به این ملکان نوا را شکسته بال و پر مرغ هما را شکسته بال و دلها پر ز فریاد دل خونش کند پرواز را یاد نی و بال شکسته چاره سازند گرش فریادها را وصله سازند نی بشکسته را بتوان قلم ساخت قلم گر راست گوید ، کی بود باخت 2
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 16 تیر، 2013 ... تاباد هست خواهم لرزید و تا عشق هست خواهم ورزید تا نگاه هست خواهم دید تا پگاه هست خواهم رویید تا راز است ، خواهم جست تا ریا هست خواهم شست تا هستی است ،خواهم زیست و تا مرگ هست ، خواهم گریست 1
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 16 تیر، 2013 استعفا ای آنکه پس از من به سر کار آیی و از سر شوق دگر ، بر سر گرداب آیی تا توانایی من در جان بود شوق خدمت به سرم درمان بود چون نبودش نیازش به غنی ترک این ملکنمودم به خفا چو نباشی تو ز حرغم نگران ما بقی گوش کن ، از رمز بقای دگران 2
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 16 تیر، 2013 اصل دانه ای می کاری از بهر ثمر آرزویت باشد از آن یک گوهر گر گوهر آید نصیبت در مراد خواستت افزون شود از روزگار گفتمت یکباره با تو این سخن تاگرفتارت نسازد اهرمن گوهر ذاتت بود در اصل خویش سیقلش می باید این گوهر ز خویش 4
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 29 تیر، 2013 [h=1]به این دیار[/h]به این دیار عرق جبین به انحصار نیست گل لاله ونسترن به این بهار نیست چون بنگری به جانب خویش در فراغ بهار اشک چشم آشیانه ها روان ، و دیده خمار نیست به این دیار غم انگیز وغبار آلود دیده ها به در ، در انتظار یار نیست یا رب چه کرده ام من اسیر گناه ناکرده به جهنم و راه فرار نیست 3
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 29 تیر، 2013 [h=1]در پیش[/h]راه نبود ، جز آنچه در پیش است جستجو کن هر آنچه در خویش است 3
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 29 تیر، 2013 [h=1]راه[/h] هر کسی را به دل راه نده عدل وانصاف به باد نده گل خشکیده به امید رویش آب مده آه مکش ، به هر دیده ، نگاه مده نارون ، سایه را تو باش یاور و راه نده، نگاه نده ، پگاه نده 4
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 18 مرداد، 2013 ریشه تو چون رود روانی تو چون باد وزانی تو چون ابر بهاران بباری هر دم و آن تو خود ذات وجودی به از گیتی ، تو بودی تو چون نور امیدی توجان بر شب دمیدی تو خود اندیشه بودی جهان را ، ریشه بودی 1
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 18 مرداد، 2013 ز نیازم باقی است دل من باز هوای دگری می طلبد و اندر آن گرمی گفتار دگر می طلبد اگر از گفته او ، باز بیابم جانی من ندانم که ، چه ماند ز نیازم باقی 1
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 7 شهریور، 2013 شور عشق شور عشق و شور عشق و شور عشق کی زبانِ الکنم قادر به وصف کار عشق
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 7 شهریور، 2013 مستی مست هستی بوده ام من تابناک مستی ام از خاک بوده نی ز تاک
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 7 شهریور، 2013 مهربانی بهر در که زدم حلقه آویز ندیدم به جز از هجر و جدایی و گریز بکن این حرف بگوش ات آویز که کنی بادِ گران ، کنه دلت مهرآمیز
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 7 شهریور، 2013 پندار نگاهم با نگاهت آشنا شد درون دل چه طوفانها به پا شد تو پنداری که از زنجیره غم دلِ در بند از غمها رها شد
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 30 شهریور، 2013 [h=1] آن هم[/h] شور هیجان نشاط باور عشق نیز، با وجود تو بود توفان آمد همه گریختند تنها اندک نشاطی ماند آن هم ، اگر تو بمانی
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 30 شهریور، 2013 [h=1] اتفاق[/h] هر شعر اتفاقی است در خلا اینجا که منم می بویمش می جویمش هر شعر اتفاقی است در خلا
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 30 شهریور، 2013 [h=1] از دوردست رویاها[/h] به عمق دریا ، به وسعت صحرا بلندی کوههای راستینی و ایستایی را در تو می بینم گام های استوار را در تو می جویم من تو را می شناسم ، از دور دست رویا عشق پناه گرفته در وجودت آسان می کند ، شناخت دریا را مهر درمان ناپذیرت آسان می کند شناخت صحرا را صداقت و ایمانت آسان می کند باور کوهها را من تو را می شناسم
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 30 شهریور، 2013 [h=1] اعتیاد[/h] چشمانت را بستی گوش هایت کر نما زبانت ساز خود مشامت در مسیر باد دستانت را باز کردی که داشته باشی لعنت بر این اعتیاد
sam arch 55881 مالک ارسال شده در 2 بهمن، 2013 باد رفته ام از یاد گفته ام با باد رمز زیستن را راز بودن را
ارسال های توصیه شده