رفتن به مطلب
S a d e n a

نسل زدایی از دیدگاه اسلام و حقوق بین الملل

پست های پیشنهاد شده

محسن فاتحی

مقدمه

واژه نسل زدایی قبل از این که در اسناد رسمی بازتاب پیدا کند، در نظریات علمای حقوق بین الملل کیفری تبلور یافته بود.این واژه را اولین باد رافائل لمکین ، حقوقدان لهستانی در 1933 به وجود آورد.

نخستین سند بین المللی که در آن نسل زدائی صراحتاً بکار گرفته شد ، کیفرخواست 18 اکتبر 1945 علیه جنایتکاران جنگی آلمانی در دادگاه نورنبرگ بود . تا این که در سال 1948 کننواسیون جلوگیری و مجازات نسل زدائی تنظیم شد .

در تحقیق حاضر در نظر داریم پس از اشاره ای کوتاه از نسل زدائی از دیدگاه حقوق بین الملل ، به وقوع یا عدم وقوع این جرم در اسلام وبیان دیدگاه اسلام بپردازیم .

این مقاله در دو گفتار تنظیم شده که گفتار نخست به نسل زدائی از دیدگاه حقوق بین الملل ، و گفتار دوم به نسل زدائی از دیدگاه اسلام و دلائل له و علیه آن می پردازد.

 

 

گفتار اول : نسل زدائی از دیدگاه حقوق بین الملل

جرم نسل زدائی در کنوانسیون 1948 جلوگیری و مجازات جنایت نسل زدائی بیان شده است و ممنوعیت ارتکاب آن بنا بر تصریح کنوانسیون به بخشی از حقوق بین الملل عرفی تبدیل شده است[1].

بند 1 : تعریف و ماهیت

الف ) تعریف نسل زدائی : تعریف این جرم در ماده 2 کنوانسیون به این صورت بیان شده است:

« نسل زدائی عبارت است از ارتکاب هر یک از اعمال مشروحه زیر علیه یک گروه ملی ، قومی ، نژادی و مذهبی که با قصد نابود کردن کلی یا جزئی آن ها به دلیل دارا بودن این اوصاف

صورت می گیرد:

الف) کشتار اعضای یک گروه

ب ) وارد آوردن آسیب جسمی یا روانی جدی به اعضای یک گروه

ج ) قرار دادن عمدی یک گروه در معرض شرایط نا مساعد زندگی ، به انتظار نابودی فیزیکی

کلی یا جزئی گروه

د ) تحمیل تدابیری به قصد جلوگیری از زاد و ولد در یک گروه

ه ) انتقال اجباری کودکان یک گروه به گروه دیگر».

ب ) ماهیت نسل زدائی : همان گونه که در نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری در مورد اعمال حق شرط بر کنواسیون جلوگیری و مجازات نسل زدائی بیان شده است ، جنایتی است که مستلزم انکار حق موجودیت کل گروه های بشری است ، وجدان بشر را جریحه دار می کند و علاوه بر ورود خسارات فراوان به بشریت ، مغایر با قواعد اخلاقی است[2].

نسل زدائی ناگوارترین شکل جنایت ضد انسانیت است ، چون در جنایات ضد انسانیت ، فقط جمعیتی غیر نظامی هدف بخشی از یک هجمه گسترده و سازمان یافته قرار می گیرند ، در حالی که در نسل زدائی قصد ویژه نابودسازی مطرح است. در مواقعی که یک نفر با قربانیان واحد، هم به عنوان جنایت برضد انسانیت وهم نسل زدائی تحت تعقیب قرار گیرد ، چنانچه عناصر اصلی نسل زدائی به اثبات برسد ، می توان جنایت بر ضد انسانیت را ذیل نسل زدائی قرار داد و فرد را به عنوان نسل زدا مجازات کرد [3].

 

این کنوانسیون شامل گروه های فرهنگی ، سیاسی و ناتوانان نمی شود[4] .

درج گروه فرهنگی با مخالفت کمیته ششم مجمع عمومی سازمان ملل روبرو شد ، که دلائل آن عبارت است از:

1. تعریف کنوانسیون از نسل زدائی نابودی فیزیکی را در بر می گیرد نه فرهنگی

2. نسل زدائی فرهنگی قابلیت تعریف دقیق را ندارد چون ممکن است اقدامات دولت ها را

در راستای تربیت و پرورش جوامع و آشناسازی اقوام بدوی با مانع روبرو کند،پس آن را باید در حیطه

قوانین حقوق بشر واگذار کرد[5] .

.3درج گروه های سیاسی و ناتوانان نیز باعث می شد کشورهای زیادی به کنوانسیون نپیوندند.

بند 2 : ارکان عمومی و اختصاصی :

مطابق ماده 1 کنوانسیون ، نسل زدائی می تواند در شرایط صلح یا درگیری مسلحانه اتفاق بیفتد.

امکان تحقق آن با جمع شدن کلیه ارکان ضروری آن ، در محدوده مشخصی از یک ناحیه یا منطقه جغرافیائی فراهم است.

الف ) ارکان و عناصر عمومی :ارکان و عناصر عمومی این جرم عبارت است از:

1.عنصر مادی : شامل فعل و ترک فعل می شود.

2.عنصر معنوی : آنچه نسل زدائی را از دیگر جنایات عادی و بر ضد بشریت جدا می کند وجود قصد خاص است که پیوند ذهنی میان نتیجه مادی و حالت روانی فرد است.

مرتکب نسل زدائی برای نابودی آن گروه ها یا لااقل مشارکت در نسل زدائی باید آگاهی روشن داشته باشد، به عبارت دیگر به اثبات برسد که مرتکب می دانسته یا باید می دانسته که عمل وی به نابودی تمام یا بخشی از گروه تحت حمایت منتهی خواهد شد[6].

«نابود کردن کلی» یعنی علیه شمار زیادی از اعضای یک گروه تحت حمایت را از بین ببرد.

«نابود کردن جزئی» یعنی علیه تعداد محدودی از این اعضا به لحاظ تأثیر بالقوه ای که آن تعداد محدود بر بقاء آن گروه دارند صورت گیرد، مثلاً یک جمعیت مذهبی را که فقط 5% آنان زنان زایا هستند را نابود یا عقیم کنند.

قصد ضروری برای اثبات نسل زدائی را می توان از طریق وقایعی همانند اعمال یا نمونه ای از رفتار هدفمند که عامدانه و پیوسته قربانیان را به خاطر تعلق به گروه خاصی هدف قرار می دهد یا قرائن و امارات مانند ارتکاب افعال توسط فرد یا به طور سازمان یافته توسط گروه ، سلاح های مورد استفاده و دامنه کشتار وشیوه قاعده مند برنامه ریزی ، برای اثبات این قصد کافی است.

نکته قابل توجه این که فرقی نمی کند که قربانی نسل زدائی یک نفر یا بیشتر باشد به شرط آن که آن فرد یا افراد به آن گروه خاص تعلق داشته باشد و نسل زدا قصد نابودی آن گروه را به علت وجود آن ویژگی در آن گروه داشته باشد[7].

 

ب ) ارکان و عناصر اختصاصی : عناصر اختصاصی موارد گفته شده عبارتند از:

1.کشتن : منظور آدم کشی به قصد سلب حیات از دیگری است [8].

2. ایراد صدمه جسمی یا روانی جدی : صدمه ای است که به طور جدی به سلامت فرد آسیب می رساند ، در اندام وی ایجاد بد شکلی یا نقص ظاهری نماید یا هرگونه آسیب اعم از جسمی یا روحی که نمونه بارز آن تعرض جنسی می با شد چون هم جسمی است وهم روحی [9].

3. قراردادن عمدی یک گروه در معرض شرایط نامساعد زندگی به انتظار نابودی فیزیکی کلی یا جزئی آن گروه : مانند گرسنه نگه داشتن گروه مورد نظر، ندادن غذای کافی یا وادار کردن به انجام کارهای طاقت فرسا، این شیوه منجر به مرگ فوری قربانیان نمی شود بلکه نابودی نهائی اعضای گروه مدنظر است [10].

4. تحمیل تدابیری به منظورجلوگیری از زاد و ولد : مانند ناقص کردن اندام جنسی ،اقدام به عقیم سازی ،...[11].

5. انتقال اجباری کودکان از یک گروه به گروه دیگر : کودک مطابق کنوانسیون 1989 حقوق کودک هر فرد زیر 18 سال را گویند.

از یک گروه منظور محل اقامت وی یعنی هر جائی که کودک قرار دارد.

اجبار :علاوه بر توسل فیزیکی به زور ، تهدید به توسل یا اجبار را نیز در بر می گیرد [12].

در تمام موارد قصد خاص لازم است.

گفتار دوم : نسل زدائی از دیدگاه اسلام

در این مورد ، دو بحث را از یکدیگر تفکیک می کنیم :

1. دلائل حرمت از دیدگاه اسلام

2. دلائلی که در مورد وقوع این جرم در اسلام مطرح می شود

بند 1 : دلائل حرمت نسل زدائی از دیدگاه اسلام :

الف) آیات قرآن : همان طور که گفته شد جرم نسل زدائی در کنوانسیون 1948شکل گرفت و طبیعتاً در قرآن این جرم به صورت مصرح در کنوانسیون نیامده است، لذا باید از طریق استنباطی که در مفهوم آیات می شود حرمت یا عدم حرمت آن را برداشت نمود :

1. آیه 33 از سوره اسراء می فرماید : «..در قتل و خونریزی زیاده روی نکنید» که مفهوم زیاده روی را می توان از آیه 126 سوره نحل دریافت که می فرماید : «اگر کسی به شما مسلمانان عقوبت و ستمی وارد ساخت شما به قدر آن در مقابل انتقام کنید و نه بیشتر.» وهمین طور آیه 40سوره شوری. نسل زدائی یکی ازمصادیق فجیع قتل و نوعی اسراف در قتل و خونریزی است که دلالت بر حرمت نسل زدائی دارد.

2. آیه 32 از سوره مائده می فرماید :« هرکس دیگری را بجز قصاص قتل یا فساد در زمین بکشد ، چنان است که گوئی همه مردم را کشته است.»، در اینجا قتل یک نفر را برابر همه مردم دانسته است که به طریق اولی نسل زدائی حرام شده است.

3. آیه 286 سوره بقره که معنی آن را می توان در آیه 38 سوره نجم پیدا کرد، مطابق آیه 286 سوره بقره « نیکی های هر کس به سود اوست و بدی هایش نیز به ضرر اوست.» و در سوره نجم می فرماید:« هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نخواهد گرفت.» که تأمل در این دو آیه نشان دهنده مسؤولیت فردی است و نه گروهی، در وقوع جرم نسل زدائی علیه حتی یک نفر به لحاظ تعلق آن شخص به آن گروه است که در مجموع در این دو آیه نیزتقبیح نسل زدائی را می توان استنباط کرد.

ب) روایات : در روایات قواعد و اصولی وجود دارد که محدودیت هایی در جنگ ایجاد کرده که نتیجه آن دور شدن از جرائم جنگی و نسل زدائی است، از جمله :

1. منع استفاده از سلاح شیمیایی : پیامبر اسلام «ص» از کاربرد سم در زمین مشرکین نهی کرده است[13] که می توان استنباط کرد نهی از استعمال سم باعث جلوگیری از کشتار غیرنظامیان،کودکان وغیره و در نتیجه کشتار در سطح وسیع می شود.

2. منع تعرض به پیران ، کودکان و زنان : امام علی «ع» در توصیه هایشان به یاران خود در جنگ جمل فرمودند به کاروان های غیرنظامی هجوم نبرید و زنان را هر چند که به شما پرخاش کنند مورد ضرب وشتم قرار ندهید [14].

3 . عدم تعرض به دانشمندان و صومعه نشینان: پیامبر اسلام «ص» در اعزام نیروهای مسلح به جنگ موته به سپاهیان خود توصیه نمود که به دانشمندان و نمایندگان مذاهب که موضع بی طرفی داشتند تعرض نکنند [15].

با توجه به محدودیت در سه بند فوق،چیزی غیر از نظامیان دشمن باقی نمی ماند.

4 . آسیب نزدن به حیوانات ، قطع نکردن درختان ، آتش نزدن مزارع و تخریب نکردن بناها و

آبادی ها[16] :

از آنجا که این اعمال ممکن است به نوعی سبب انتقال نسل یا قبیله و حتی از بین رفتن آن ها باشد در روایت به شدت نهی شده است و پیامبر اسلام در توصیه های خود به نیروهای نظامی فرمودند حیوانات حلال گوشت را جز به اندازه نیاز ذبح نکنند[17] ، آنچه مستفاد می شود این است که با این فرمایش پیامبر از هرگونه سوء قصد به منظور ایجاد گرسنگی و نتیجتاً از پا درآوردن دشمن جلوگیری می شود.

بند 2 : دلائلی که در مورد وقوع این جرم در اسلام مطرح می شود :

الف ) ماجرای قبیله بنی قریظه : پیامبر اسلام در جنگ خندق مطابق پیمان ، حفظ پشت جبهه اسلام را به قبیله بنی قریظه واگذار کرده بود . در این جنگ، این قبیله پیمان خود را زیر پا گذاشته وخاطر همدستی با کفار به مسلمانان حمله ور شدند. پس از پایان جنگ ، پیامبر دستور حمله به آن قبیله را به حضرت علی «ع» دادند.پس از 25 روز محاصره قلعه تسلیم شدند. قبیله اوس به سرکردگی سعد بن معاذ میانجیگری کرد و گفت این ها از همپیمان های ما هستند و با آن ها همانند همپیمان های خزرج رفتار کن . سرانجام پیامبر به حکمیت سعد رضایت داد و بنی قریظه هم پذیرفت. سعد نیز مطابق دین یهود حکم کرد که مردان جنگی گشته شوند ،اموال تقسیم گردیده و زنان و کودکان آن قبیله نیز به اسارت درآیند [18].

چنانچه اتهام نسل زدائی مسلمانان مطرح شود در پاسخ باید گفت :

اولاً: اصل این داستان در قسمت پایانی را برخی مورد اشکال قرار داده اند ، به این صورت که طبری نوشته است که در اجرای حکم، خندقی حفر کرده و اسیران را در کنار آن برده و حضرت علی و زبیر آن ها را گردن زدند و واقدی نوشته است سعد به پیامبر گفت اسیران را به خانه های قبیله اوس قسمت کن و خداوند هر خانه موظف باشد اسیر خود را گردن زند. در اینجا تکلیف معلوم نیست و در مورد این امر مهم ابهام وجود دارد [19].

ثانیاً : در صورت صحت داستان ، شمار کشته شدگان مورد تردید است.چگونه حضرت علی و زبیر در نیم یا یک روز ششصد تا نهصد تن را سر بریدند که باور کردن آن مشکل است ، و در صورت صحت ، نهصد تن مرد بالغ لازمه وجود لااقل چهار هزار نفر در یک قبیله است و آیا شمار قبیله به این مقدار می رسید و اصلاً در مدینه آن روز چند هزار نفر زندگی می کردند که چهار هزار نفر آن مربوط به این قبیله باشند.در این مورد نیز احتمال داده شده که مورخ از قبیله خزرج بوده که داستان را به نفع خود تعریف کرده و می خواسته حشمت قوم خود را بیش از قبیله اوس نشان دهد ، چون پیامبر همپیمان های قبیله خزرج را نکشت [20].

ثالثاً : سیره پیامبر همیشه در جنگ های پیشین بر این جنگ این گونه بوده که عطوفت و بخشش را بر کشتار مقدم می داشته اند [21].

رابعاً : در صورت صحت داستان فوق و نادیده گرفتن ایرادات وارده به آن ، حکم صادره مطابق احکام دین یهود بوده و نه اسلام[22] .

ب ) ارتداد : همان گونه که می دانید مبانی حکومت اسلامی مذهبی است نه قومی ، زبانی یا نژادی[23] . ارتداد در لغت یعنی بازگشتن و در اصطلاح فقهای اسلام برگشتن از دین و رفتن به سوی کفر بعد از اسلام است[24] ، حال چه دین خود را به غیر اسلام تغییر دهد و چه بی دین شود. مرتد بر دو نوع فطری و ملی است.

مرتد فطری : کسی که در زمان انعقاد نطفه اش یکی از والدین او مسلمان بوده و بالغ شود بر وصف اسلام و تا بلوغ حکم به کفر او نشده باشد و سپس از اسلام خارج شود.

مرتد ملی : کسی که در زمان انعقاد نطفه اش والدینش کافر بوده و پس از رسیدن به سن بلوغ اظهار اسلام کند و بعد از اسلام خارج شود[25].

مجازات ها :

پیامبر اسلام «ص» فرمودند : هر آن کس که دین خود را تبدیل نماید را به قتل برسانید [26].

در مورد مجازات مرتد باید بین زن و مرد تفکیک قائل شد:

1 . مرد : در مرد مرتد فطری وجوب مرگ ، جدایی همسر و تقسیم اموال است [27]. ولی مرتد ملی ابتدا به او پیشنهاد توبه می کنند و نسبت به شبهه ها و تردیدهائی که باعث ارتداد او شده به طور منطقی بحث می کنند[28] ، و مطابق نظر اقوی سه روز به او مهلت داده می شود[29] ، چنان چه به اسلام برگشت آزاد می شود و الا باید کشته شود.

2 . زن : زن مرتد چه فطری و چه ملی کشته نمی شود ، بلکه همواره او را در حبس نگه می دارند ، خشن ترین لباس ها را به او می پوشانند ، بدترین خوراک ها و آن هم در حد زنده ماندن به او می دهند ، به کارهای شاق وادارش می کنند و در اوقات نماز نیز او را می زنند تا این که توبه کند یا بمیرد[30]. در این جا باید گفت چون نسل زدائی علیه یک فرد متعلق به یک گروه خاص هم ممکن است اتفاق بیفتد در هر صورت «وارد آوردن آسیب جسمی یا روانی جدی به اعضای یک گروه » صدق می کند و در صورت توبه نکردن زن « قرار دادن عمدی او در شرایط نامساعد به انتظار نابودی فیزیکی » شامل او می گردد ، که مسلمانان به نسل زدائی محکوم می گردند.

3 . نقد دو مثال : در مورد ارتداد به نقد دو مثال می پردازیم :

الجاورد در مدینه اسلام آورده بود ، بعد از رحلت پیامبر ، قبیله او عبدالقیس قصد ارتداد داشتند. او به مردم هشدار داد که چنین نکنند و آن قبیله نیز به اسلام وفادار ماندند [31]. شبیه همین رویداد ، سهیل بن عمر مکی پس از مرگ پیامبر مانع ارتداد همشهریانش شد[32].این دو قبیله به راه ارتداد نرفتند. در این دو مثال برای به دست آوردن عملکرد مسلمانان فرض را بر این می گذاریم که هر کدام از این دو قبیله مرتد می شدند و به اسلام برنمی گشتند . طبق تعریف گروه مذهبی به گروهی اطلاق می شود که از یک آرمان مشترک معنوی تبعیت کنند یا اعضای آن گروه دارای مذهب یا باورهای مشترکی باشند[33] ، حال اگر همۀ اعضای آن گروه به این باور برسند که اسلام دین خوبی نیست و به دین دیگری بروند ، لذا هرکدام از این دو قبیله تشکیل یک گروه مذهبی را می دهند و مطابق قاعده مسلمانان باید جهت کشتن آنها وارد جنگ شوند. در این موارد می توان گفت مطابق کنوانسیون آن ها به نسل زدائی محکوم می شوند چون :

1 . کشتار اعضای یک گروه (مذهبی) تحقق یافته است .

2 . هر چند قصد نسل زدائی نداشتند ولی چنان چه در دادگاهی مانند روآندا مورد محاکمه قرار بگیرند از روی قرائن و هدفگیری فیزیکی آنان ، قصد نسل زدائی احراز می شود.

3 . غیر از موارد بالا می توان گفت که مسلمانان آن گروه را می کشند با قصد ریشه کن کردن ارتداد ، که جز با کشتن افراد به این هدف نمی رسند .

ج ) اسارت زنان شوهردار : آیه 24 سوره نساء می فرماید : « و زنان شوهردار بر شما حرام است مگر آن هائی را که مالک شده اید.». طبق این آیه اسلام اسارت آن ها را همانند زنی می داند که مسلمان شده و رابطه او با شوهر کافرش قطع می گردد ودر ردیف زن بی شوهر قرار می گیرد که پس از گذشتن عده می توان با او ازدواج کرد[34] . حال اگر در جنگ هائی که با غیرمسلمانان انجام می شد و در اکثر آن ها نیز پیروز می شدند و این قاعده را اجرا می کردند ، حلت زنان بی شوهر که از قبل وجود داشت و زنان شوهردار را هم که این آیه مجاز دانست ، در این مورد مصداق « انجام اقداماتی جهت جلوگیری از زاد و ولد در یک گروه » تحقق یافته است . ولی آن چه باید در نظر داشت این است که قصد خاص نابودی محرز نیست و نسل زدائی تحقق نیافته است .

نتیجه گیری

 

آن چه که از مجموع این تحقیق می توان دریافت این است که نمی توان عمل مسلمانان را در غیر از مورد ارتداد ، به نسل زدائی محکوم کرد . چون در موارد غیر از ارتداد ، هر چند از روی قرائن و امارات ممکن است مسلمانان به نسل زدائی محکوم گردند ولی استناد به قرائن و امارات هنگامی است که دلیلی وجود نداشته باشد و با رجوع به قرآن متوجه می شویم که این عمل محکوم است و در نتیجه هیچ گاه قصد خاص نابود سازی احراز نمی شود ، و از طرفی سنجش این جرم که در سال 1948 به وجود آمده ومعیارهای موجود در آن با هزاران سال قبل ، صحیح نیست .

 

فهرست منابع

 

اردبیلی ، محمد علی . کشتار جمعی ، مجله حقوقی ، شماره 11 ، پائیز- زمستان 68 ، صص 33-71

 

حمیداله،محمد . سلوک بین المللی دولت اسلامی،ترجمه و تحقیق سید مصطفی محقق داماد . تهران : مرکز نشر علوم اسلامی ، 1380

 

شهیدی ، سید جعفر . تاریخ تحلیلی صدر اسلام تا پایان امویان .تهران : مرکز نشر دانشگاهی ، 1363

 

ضیایی بیگدلی . محمد رضا.اسلام و حقوق بین الملل. تهران:شرکت انتشار،1384

 

عاملی ، جمال الدین . لمعه دمشقیة ، ج 2 ، ترجمه علی شیروانی . قم : دارالفکر ،1373

 

عمید زنجانی ، عباسعلی . فقه سیاسی ، ج 6 : اصول و مقررات حاکم بر مخاصمات مسلحانه (جهاد ) . تهران : امیر کبیر 1385

 

فارسی، جلال الدین. حقوق بین الملل اسلامی ، تهران : جهان آراء ، بی تا

 

کیتی شیایزری ، کریانگساک . حقوق بین الملل کیفری ، ترجمه بهنام یوسفیان و محمد اسماعیلی . تهران : سمت ، شماره 855 ، 1383

 

محقق داماد ، سید مصطفی . حقوق بشر دوستانه بین المللی«رهیافت اسلامی»، تهران : مرکز نشر علوم اسلامی ، 1380

______________. تدوین حقوق بشردوستانه بین المللی و مفهوم اسلامی آن ، مجله تحقیقات حقوقی ، تهران :شماره 18

 

محمدی گیلانی ، محمد . حقوق کیفری در اسلام . تهران : نشر سایه ،1379

 

مکارم شیرازی ، ناصر و دیگران . تفسیر نمونه ، ج 3 : تهران : دارالکتب الاسلامیة ، 1383

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . کریانگساک کیتی شیایزری ، حقوق بین الملل کیفری ، ترجمه بهنام یوسفیان و محمد اسماعیلی . تهران : سمت ، شماره 855 ، 1383.ص137

[2] . همان ، ص139

[3] . همان ، ص140

[4] . اردبیلی ، محمد علی . کشتار جمعی ، مجله حقوقی ، شماره 11 ، پائیز- زمستان 68 ، صص 33-71 ، ص48

[5] . کریانگساک کیتی شیایزری ، ص142

[6] . همان ، ص145

[7] . همان ، ص152

[8] . همان ، ص154

[9] . همانجا

[10] . همان ، ص156

[11] . همان ، ص159

[12] . همان ، ص160

[13] . جلال الدین ، فارسی. حقوق بین الملل اسلامی ، تهران : جهان آراء ، بی تا، ص27

 

[14] . عباسعلی عمید زنجانی . فقه سیاسی ، ج 6 : اصول و مقررات حاکم بر مخاصمات مسلحانه (جهاد ) . تهران : امیر کبیر 1385 ،ص53

[15] . همانجا

[16] همانجا

[17] . محمد رضاضیایی بیگدلی.اسلام و حقوق بین الملل. تهران:شرکت انتشار،1384،ص148

[18] . سید مصطفی محقق داماد . حقوق بشر دوستانه بین المللی«رهیافت اسلامی، تهران : مرکز نشر علوم اسلامی ، 1380،ص100-99

 

[19] سید جعفر شهیدی . تاریخ تحلیلی صدر اسلام تا پایان امویان .تهران : مرکز نشر دانشگاهی ، 1363، ص73

[20] . همان ، ص74

[21] . همانجا

[22] . سید مصطفی محقق داماد . حقوق بشر دوستانه بین المللی«رهیافت اسلامی،ص100

[23] . محمد حمیداله. سلوک بین المللی دولت اسلامی،ترجمه و تحقیق سید مصطفی محقق داماد . تهران : مرکز نشر علوم اسلامی ، 1380،ص197

[24] . محمد محمدی گیلانی . حقوق کیفری در اسلام . تهران : نشر سایه ،1379 ، ص311

[25] . جمال الدین عاملی . لمعه دمشقیة ، ج 2 ، ترجمه علی شیروانی . قم : دارالفکر ،1373، ص320

[26] . سید مصطفی محقق داماد . تدوین حقوق بشردوستانه بین المللی و مفهوم اسلامی آن ، مجله تحقیقات حقوقی ، تهران :شماره 18، ص161

[27] . محمد محمدی گیلانی ، ص317

[28] . محمد حمیداله ،ص198

[29] . محمد محمدی گیلانی ، ص319

[30] . همان ، ص320

[31] . محمد حمیداله ،ص336

[32] . همان ، ص262

[33] . . کریانگساک کیتی شیایزری ، ص142

[34] . ناصر مکارم شیرازی ، و دیگران . تفسیر نمونه ، ج 3 : تهران : دارالکتب الاسلامیة ، 1383 ، ص370

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...