رفتن به مطلب

۩۞۩ٌ فانتزیهای من و دوستام ۩۞۩ٌ


ارسال های توصیه شده

  • پاسخ 161
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه که

وختی در آسانسورو باز میکنم برم داخل یهو از اونطرف

دختره همسایمون از آسانسور بیاد بیرون

بعد صورت تو صورت بشیم زل بزنیم تو چشمای

همدیگه عاشق بشیم :))

ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه که

توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه:

آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره ...

من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم پرستار بلندتر و با التماس میگه:

آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده ...

من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن :

آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره ...

من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم:

.

.

.

.

.

.

.

.

آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن ...

بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار دور میشم ...

smile.gif

))

ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه

وقتی دارم تو خیابون راه میرم

ی ماشین به سرعت بیاد سمت ی عابر پیاده

بعد با صدای بلند بگم خــــــــــانـــــــــــم مــواظـــــــب بـــــاش !

بعد صدامو نشنوفه خودمو با سرعت به طرفش پرت کنم

و نجاتش بدم بعد بیوفتیم روی هم طوری که صورت رو صورت بشیم اونم میخواد منو ببوسه

ولی من یهو یاده عیالم بیوفتم

دستمو بزارم جلو لبِش بگم متاسفم بعد پاشم

خودمو بتکونم در حالی که دارم میرمُ تو اُفق محو میشم

بهم بگه : فقط اسمـتو بهم بگو !

منم با ی لبخند نـرم بـگم :

ی غــریــبه بعد تو دود محو بشم:ws3:

ارسال شده در

یکی از فانتزیام هم اینه که ازدواج کنم،

بچه دار شم،

بچم دختر باشه،

اسمش رو بذارم گیتا،

بعد با زنم دعوا کنم،

جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره خونه باباش،

بهش بگم هر چی می خوای ببری ببر، گیتارو با خودت نبر!icon_pf%20(34).gif

ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه که

 

اسم پسرمو بزارم اسماعیل صداش کنم اسمال،

.

.

.

بعد وقتی بزرگ شد بهش بگم دو ایکس لارج!!icon_biggrin.gif

ارسال شده در

یکی از فانتزی هام اینکه یه فرش پونصد شونه بگیرمبعد هر شب سرمو بذارم رو یکی از شونه هاش

:ws28:

ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه که باماشین بزنم به یه دختر

 

 

بعدمجبور بشم بغلش کنم بزارمش تو ماشین

 

 

برسونمش بیمارستان،

 

 

دیگه اونموقع به حکم شرع حلال میشه،

 

 

تازه بعدشم پیادش کنم بغلش کنم وتا خود اورژانس بدووم،

 

 

یعنی میشه؟؟؟؟؟!!

 

:sigh:

ارسال شده در

کی‌ از فانتزیام اینه که به خودم نارنجک ببندم برم زیر ون گشت ارشاد ۲تا ترشیدهٔ , سیبیلو رو از این زندگی‌ نکبت بارشون نجات بدم، دیگه اون بد

حجاب های توی ونم حلال کنن، مرگ و زندگی‌ دست خداس..:ws3:

ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه که سر جلسه امتحان بشیینم بعد با نگاه کردن به سوالات, پاینش بنویسم :

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

"مَردی نَبُوَد فتاده را پای زدن .. گر دست فتاده ای بگيری مَردی"

بعد برگه رو تحویل بدم برم!!!hanghead.gif

ارسال شده در

یکی دیگه از فانتزیام اینه زنم دوتا پاشو بکنه تو یه کفش

بگه باید یه زن دیگه هم بگیری ...

آخ چه حالی میده:ws3:

ارسال شده در

یکی از فـانـتزیام اینه کــه

کنترل تلویزیون خونمونو بردارم

بـرم دم این مغازه های صـوتی تصویری،

این تلویزیونایی کـه گـذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم ! :)))))))))

:ws28:

بقیه دوستان فانتزی ندارن؟:ws37:
ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه که یه دوس دختر داشته باشم 4 صب بش زنگ بزنم هانی بیا دم در کارت دارم، بعدش اونم بیاد با یه تاپ و شلوارک و یه مانتوی ژولیده و چشای نیمه باز تو ماشینم.بگم عشقم تو بخواب فقط میخوام نگات کنم ! بعد گازشو بگیرم برم شمال 7 صب لب ساحل باشم ! بعد تو یه ساحل آروم وایسم و دوتا درارو باز کنم و خودم بشینم چارزانو رو کاپوت و نگاش کنم، اونم با نسیم ساحل بیدار شه و از خوشحالی جیییییییییغ بکشه و در اثر ایست قلبی جونشو بده به شما و من اونجا با گیتارم این آهنگو بخونم : دریاااااا ! اولین عشق مرا بردیییییی............ !

 

حالم بد جور داغونه :(:sigh:عاخه کودوم ماشین؟:|:ws37:

ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه که وقتی یک ثانیه مونده مایکروویو زمانش تموم شه، خاموشش کنم!

 

اصلا احساس خنثی کردن بمب تو ثانیه آخر بهم دست میده!

:w02:

ارسال شده در

یکی از فانتزیام همیشه این بود تو سیستم عامل ویندوز

یک مشکلی پیدا کنم بفرستم براشون

بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیا امریکا تو مجموعه من

 

دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخرررر عمرش خونه ماشین پول همه چی میدم بهت........

بعد یک دقیقه سکوت بگم دلم میخواد.........

اما من متعلق به این مردم!!!!

:))

:a030:

ارسال شده در

یکی از فانتزیام این بود که برم بارسلونا دم ورزشگاه واسم

وقتی بازیکنا دارن تمرین میکنن توپ بیوفته جلو پای من

بعدش من با توپ برم تو زمین همه رو از دم دریبل بزنم

بعد خبرنگارا همش ازم عکس بگیرن

و منو به باشگاه بارسلونا دعوت کنن

بعد مسی بگه هی وای من این دیگه کیهsigh.gif

ارسال شده در

یکی از فانتزایم اینه

ی روز صبح که میرم سرکار از دم در ببینم همه بم احترام میذارن به صورت قائم الزاویه واسم خم میشن و بم احترام میذارن بعد وقتی میرسم تو اطاقم ببینم نامه مدیر شدنم رو میزمه :ws37:

ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه که سر جلسه امتحان بشیینم بعد با نگاه کردن به سوالات, پایینش بنویسم :

.

.

.

"مَردی نَبُوَد فتاده را پای زدن .. گر دست فتاده ای بگيری مَردی"

بعد برگه رو تحویل بدم برم!!

ارسال شده در

یکی از فانتزیام اینه که زنگ خونمونو بزنن برم بیرون یهو ببینم دختره همسایمونه آشه نذری آورده:ws3:

بعد بگه ناصر بیا نذریه:icon_redface:

منم بگم چادرتو درست سرت کن این چه وضعیه زود برو خونتون:ws3:

بعد بگم به مادر بگو امشب میایم خونتون خیره:whistle:

بعد اونم ذوق مرگ بشه و دستو پاشو گم کنه:ws3:

موقعی که میره خونه پاش گیر کنه لبه ی در با سر بخوره زمین ضربه مغزی بشه :banel_smiley_4:

منم آروم آروم از نظرها محو بشم sigh.gif

ارسال شده در

فانتزي ميخواي؟:ws38:

 

يكي از فانتزي هاي من اينه كه با يه جن دوست بشم، بعد شب قبل از امتحان بفرستمش انتشارات دانشكده برام سوالا رو بياره :gnugghender:

بعد اگه افاقه نكرد ، سر جلسه بفرستمش بره جوابا رو از خرخونمون كش بره برام بياره :w02:

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...