رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

ارتباط جانوری ( ANIMAL COMMUNICATION) :

- عمل تبادل یابه اشتراک گذاردن اطلاعات بین افراد را ارتباط میگویند که تشکیل دهنده بخش اصلی زندگی روزانه ما وبعنوان عاملی برای درکنارهم نگهداشتن افراد یک جامعه است .توانایی به اشتراک گذاردن اطلاعات باسایر موجودات زنده ؛ یک ابزار مهم برای بقاء است.ارتباط میتواند به شکل یک صدا؛ نگاه؛حرکت یا حتی یک علامت باشدومیتواند یک به یک یا بین تعدادزیادی از افرادباشد.

- اهداف ارتباط:

 

  • بدست آوردن غذا
  • یافتن جفت وجفتگیری
  • حفاظت از قلمرو
  • دفاع ودارا بودن امنیت
  • سلطه طلبی وحفظ سلسله مراتب درگروه

 

جفتگیری(MATING):

 

  • انجام تشریفات ومراسم لازم برای اظهار عشق (بیشتر موارد درنرها)شامل:
  • خودنمایی نرها به روشهای آواز؛ رقص؛ رنگ های جذاب وخیره کننده؛قدرت نمایی ورفتارشجاعانه ورقابت خشن وهمراه با درگیری نرها.
  • اعلام آمادگی جنس ماده برای بارداری به جنس نر ازطریق اصوات ؛حرکات یاتغییرات دربو ؛شکل ویارنگ بدن.

 

سلطه جویی وسلسله مراتب (HIERARCHY):

 

  • درجانوران اجتماعی مانند نهنگ ها ،پرندگان ؛فیل ها ؛کرگدنها ومیمونها.
  • شناخت رئیس وشناخت جایگاه هرکدام از اعضا ونقش آنها درگروه.
  • شناخت فرد آلفا که بالاترین فرد درگروه است واعمال سایر افراد گروه را کنترل می کند.
  • روشهای تعیین فرد آلفا: 1)براساس سن 2)براساس قویتر وتواناتربودن درنبردهای فیزیکی.
  • مزایا:
  • 1)نیاز به جنگیدن دائم برای ایستادن در راس گروه نیست
  • 2)ایجادصلح وآرامش وذخیره مقادیرزیادی انرژی برای گروه

 

علامت گذاری مرزهای قلمرو(TERRITORY BOUNDRIES MARKING):

 

  • اهداف شامل:

 

اهمیت قلمرو بدلیل مقاصد تغذیه ای وجفتگیری

دفاع از قلمرو(پیام به مزاحمین :بیرون بمانید یا داخل نشوید)

احترام به مرزهای قلمرو افراد هم گونه درزمانهای عادی

محافظت (PROTECTION):

 

  • هشدار به سایر اعضاء گروه درهنگام نزدیک شدن شکارچی ها ازطریق ایجاد صدا یاحرکات خاص.
  • دفاع از خود در هنگام بدام افتادن از طریق بلوف زدن وترساندن دشمن به روشهای بادکردن بدن؛نشان دادن دندانها ؛پنجه ها یاسایر بخشهای بدن مانند باد کردن بدن با آب در ماهی بادکنکی یا Puffer Fish در هنگام احساس خطر.
  • استفاده از روشهای شیمیایی مانند تولید بوی بسیاربد ومتعفن.
  • مجتمع شدن دربرابر شکارچی مانند گله ای شدن ماهیان کوچک در هنگام حمله شکارچیان.

 

یافتن غذا وشکارکردن(FOOD FINDING & HUNTING ):

 

  • درجانوران اجتماعی شامل:
  • ارتباط بایکدیگر در مورد محل غذا ازطریق روشهایی مانند صداها ؛حرکات بدن واثرات شیمیایی.
  • همکاری با یکدیگر در بدام انداختن شکارمانند روش شکارکردن دلفین ها در هنگام حمله به گله ساردین ماهیان.
  • روشهای برقراری ارتباط:
  • الف) بینایی (VISUAL)
  • ب ) موادشیمیایی(CHEMICALS)
  • ج ) صدا(SOUNDS)
  • د ) لمس(TOUCH)
  • الف )ارتباط با استفاده از بینایی:
  • نمایشهای بینایی (Visual Displays) :ارتباط از طریق حرکت شامل مواقع:
  • ترس ؛عصبانیت وخشم ؛تمایل به جفت ؛علامت محل غذا ؛ درهنگام نزدیکی خطر یا درزمان مهاجرت گروه به محل دیگر؛سلطه طلبی وحفظ سلسله مراتب.
  • بدلیل عدم توانایی صحبت ؛ جانوران نمایشهای بینایی بسیارواضحتر وآشکارتر ازانسان دارند.
  • معنی داربرای بیگانگان ویا فقط برای اعضاء همان گونه ؛مانند تشریفات جفتگیری وعلایم زمان مهاجرت ویاحرکت یک عضو وبدنبال آن سایر اعضاء (حرکت مفهومی یاIntention movement)درهنگام خطر
  • استفاده در ترساندن یا تهدید (Threat Display):
  • نمایشهای جنگ یا گریز(fight or flight)
  • درزمان احساس تردید وترس(ازطرف یک عضو همان گونه یاگونه دیگر) مانند ماهی Red devil که درهنگام عصبانیت واحساس خطر،رنگ قرمز خاصی را بخود میگیرد.
  • خیار دریایی در هنگام احساس خطر از معده خود رشته های سفید چسبناک بلندی را خارج میسازد.
  • استفاده بعنوان علایم سلطه طلبی(Hierarchy Signals):
  • درجانوران اجتماعی برای نشان دادن درجه ورتبه در گروه مشاهده میشود.
  • سبب حفظ سلسله مراتب در یک گروه ونشان دادن غالبیت بکار میروند.
  • استفاده در همکاری برای شکار ویافتن غذا:
  • سبب افزایش شانس شکار کردن میشود مانند:همکاری دلفینها ویا تون ماهیان در شکار غذا (گله های ساردین).
  • ارتباط با استفاده از رنگها(Communication with Colors):
  • استفاده درنمایشهای جفتگیری(Mating Displays):
  • اغلب ازسوی جنس نرصورت میگیرد.
  • اولین ومهمترین هدف ،جلب عضوی ازجنس مخالف است.
  • نمایشهای نرمبنی بر ابرازقوی بودن وبروز استعدادهای خود.
  • پاسخ جنس ماده درصورت علاقمند بودن به نر بصورت نمایشهای خاص خود وبدنبال آن جفتگیری.
  • مانند آزادماهیان.

 

استفاده ازنشانه هاوعلایم ورنگها برای تشریفات جفتگیری وسلسله مراتب :

 

  • نشانه ها ساده ویا تزیین شده اند.
  • نشانه بزرگتروپررنگتر نشانه غالبیت بیشتر است.
  • مخفی بودن نشانه تازمان جفتگیری یا مشاجره دربسیاری از حالات.

 

استفاده از تغییررنگ برای مکانیسم دفاعی :

 

  • تغییر رنگ یاظاهرشدن لکه هایی بر روی بدن.
  • حالت Disruptive یادرهم گسیختگی رنگها در برخی از ماهیان بطوریکه ماهی مهاجم قادر به تشخیص ماهی نباشد (بیشتر درماهیان مناطق استوایی دیده میشود.)
  • وجود یک لکه مشکی برروی دم برخی ازماهیها مانند پروانه ماهی که حالت چشم کاذب را دارد.
  • مثال :اختاپوس حلقه آبی یا Blue Ring Octopus :تغییر رنگ اختاپوس ازقهوه ای یاروشن به رنگ آبی (ظاهر شدن حلقه های آبی کوچک درتمامی دربدن) به هنگام احساس خطر مبنی بر هشداررهاکردن سم مرگبار در آب.
  • سرپایان مانند اسکویید وماهی مرکب بوسیله جابجایی بسیار سریع کروماتوفورهایشان قادر به ایجاد موجی از رنگها در بدن خود وتغییر رنگ بسیارسریع میباشند.

 

ب)ارتباط با استفاده ازموادشیمیایی

- از این نوع ارتباط درمواردی مانندعلامتگذاری قلمرو؛دفاع کردن؛یافتن جفت ویافتن غذا استفاده میگردد.

- فرمونها بعنوان موادشیمیایی مورداستفاده مطرح هستندکه ابزارمهم ارتباط برای حشرات؛ماهیها وبیشتر جانوران میباشند.

- مزایای استفاده از فرمونها:

1) بامقدارکمی انرژی ؛تولید ورهامیشوند.

2) درتاریکی شب نیز بخوبی روزعمل میکنند.

3) برای چندین ساعت دوام دارند.

4) دارای علایمی شبیه به کدهستندوتنها توسطجانوران گونه مشابه دریافت میشوند.

- معایب استفاده ازفرمونها :

1)برای رسیدن ازیک جانور به جانور دیگر مستلزم گذشت زمان هستند.

2) برای حمل احتیاج به آب یا باد دارند.

- فرمونهاتوسط غدد مخصوصی تولید ورهامیشوند ودربرخی موارد با ادرار ومدفوع مخلوط میشوند.

علامت گذاری قلمرو (Marking Territories) :

TERRITORIALITY: عمل انتخاب؛ علامتگذاری ودفاع ازقلمرو

منافع دارا بودن قلمرو : دسترسی آسان به غذا ؛کاهش رقابت برسرغذا ؛کاهش رقابت برسرجفت

معایب دارا بودن قلمرو : صرف زمان وانرژی برای دفاع ازقلمرو

مثالها :خرچنگ های روح (Ghost Crab) دربسترهای شنی جزرومدی در بالای لانه های خوددرزیرزمین برجک هایی ازشن درست میکنند ویا گل خورک ها(Mudskipper) اقدام به حفر سوراخهایی میکنند که اگر بصورت دایره وار بهم وصل شوند،ایجاد یک قلمرو میشود. همچنین از جانوران دیگر دارای قلمرو میتوان به شیرهاوگرازهای دریایی و دلقک ماهی اشاره نمود.

نشانگرهای بو (Scent Markers)

برای علامتگذاری مرزهای قلمرو به منظور کاستن از تعدادجنگها با سایراعضاءیک گونه استفاده میشود.

 

  • دارای طول عمر زیادهستند.
  • برخی ازجانوران بطورمکرر موادی بنام Scent Post یا اعلان بوازخود رها میسازند که درحقیقت نوعی نمایش بینایی همراه بافرمونهای دخیل درآن است.
  • برخی دیگر ازجانوران فرمون را ازطریق ادراریا مدفوع دفع میکنند.

 

استفاده از مواد شیمیایی در دستیابی به غذا ودفاع:

 

  • کاربرد درمقاصد دفاعی وهجومی برای شکار مانندعقربها ومارها.
  • کاربرد در مقاصد دفاعی مانند :
  • سم اختاپوس حلقه آبی یا مرکب سایر سرپایان

 

ج) ارتباط با استفاده از صوت :

مزایای استفاده ازصوت :

 

  • امکان استفاده درطول شب همانند روز
  • پخش شدن درتمامی جهات و رسیدن آن به بسیاری از جانوران در یک زمان
  • سرعت سریع حرکت امواج صوتی
  • قدرت عبور در زیر آب

 

 

 

  • دامنه شنوایی انسان بسیار محدودتر از سایر جانوران است (20 تا20000 هرتز)

 

C:\Users\Behrayan\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\ 01\clip_image001.png

مقایسه امواج صوتی در هوا و آب :

 

  • سرعت صوت درآب ، 4برابرهوا است، زیرا آب نسبت به هوا بسیاربهتر امواج صوتی را ازخود عبور میدهد. بنابراین بسیاری ازجانوران دریایی برای ارتباطات با مسافت طولانی از صدا استفاده می کنند.
  • بالاترین سرعت گزارش شده صوت درزیر آب متعلق به دوگونه از بزرگترین نهنگها یعنی نهنگ آبی ونهنگ Fin back باسرعت بیش از 1500 مایل یا 2500 کیلومتر در ساعت است.
  • وجود کانال SOFAR یا(SOund Fixing And Ranging) درعمق 925 متری اقیانوس که همانند یک لوله ،امواج صوتی بافرکانس پایین را ازمیان اقیانوس برای صدها وحتی هزاران مایل عبورمیدهد و نهنگهای آبی وFin back نیز از این لایه برای ارسال صوت استفاده میکنند.
  • عوامل موثر برسرعت ومسافت صوت در آب : درجه حرارت و شوری.
  • عوامل موثر برسرعت ومسافت صوت درهوا:درجه حرارت و شرایط آب وهوایی
  • درشب که درجه حرارت افت میکند ، معمولا امواج صوتی باسرعتی بیش از اواسط روزحرکت میکنند.
  • استفاده جانوران ازشرایط طبیعی برای به حداکثر رساندن اصواتشان.

 

اصوات هشدار(Alarm Calls)

برای بسیاری ازجانوران؛یک علامت ترساندن بدون یک صدای مناسب همراه آن نمیتواند کامل باشد.

 

  • بسیاری ازجانوران اجتماعی دارای اصوات هشدارهستند که درهنگام اعلام خطریا کمک خواستن بکار میبرند.
  • عکس العملها در برابرشنیدن صدای هشدار :

 

متحدشدن دراشکال دفاعی ؛درحالت حمله قرارگرفتن ؛فرار ودورشدن ازمنشا خطر

 

  • علائم صوتی هشدار دربرخی جانوران پیچیده اند.

 

استفاده از اصوات درکسب یا دفاع از قلمرو:

 

  • استفاده وال های نر ازاصوات با فرکانس پایین درزمانی که سایرنرهاخیلی به آنهانزدیک میشوند.

 

 

 

  • تولید صدا برای جفت :
  • دربسیاری از مواقع ؛یک فریاد یاصدا نقش اصلی رادرفرآیند جفتگیری دارد.
  • فریادهای جفتگیری درتمامی جانوران بکارمیرود وصداهای مختلف برای اعلام آمادگی وفرارسیدن زمان جفتگیری به جفتهای مستعد.
  • اغلب ؛نرها تولید اولین صدا رامیکنند ومانند اینستکه بگویند :"من اینجا هستم "ویا "مرا بیاب وبا سایرین مقایسه کن".
  • ماده پس از شنیدن صدا؛دنبال منبع آن میگردد ونری را انتخاب میکندکه بلندی وطول مدت زمان فریاد بلندتری داشته باشد.
  • ماده معمولا باهردوعلامت بینایی وصدا پاسخ میدهد وسپس جفتگیری میتواند آغازشود.
  • ماهی Midshipman :
  • جنس نرآشیانه را دراستخرهای جزر ومدی درطول ساحل میسازدوبعد از ساخت آشیانه؛ شروع به آوازخواندن با فرکانس پایین برای جلب ماده میکندکه ازفاصله یک مایلی شنیده میشود.ماده هاجذب نرهای باپایینترین فرکانس وطولانی ترین وقویترین آواز میشوند.سپس ماده تخمها را در آشیانه گذاشته ونرآنها را بارور میکند.بعد از لقاح سری اول تخمها؛ نر دوباره شروع به خواندن میکندوتلاش در جلب ماده های بیشتری میکند.یک نر آوازه خوان خوب میتواندآشیانه خود را باچندین هزار تخم بیش از یک دوجین ماده های مختلف پرکند.
  • راز آواز نهنگها :
  • نخستین بار بیولوژیست دریایی Roger Payne اقدام به ضبط صدای نهنگ گوژپشت با هیدروفون نمود ونوارهای حاصله را آنالیزکردو به شواهدی مبنی بر تکرار یکسری اصوات مانند یک آهنگ پی برد.
  • نهنگهای گوژپشت طولانی ترین آواز را درطبیعت می خوانند(بیش از 15 دقیقه) وبرطبق شرایط موجود ؛بطورثابت آوازهای خود را عوض کرده وعبارات جدید میسازند.
  • بخشی از آواز مربوط به فعالیتهای جفتگیری است نهنگهای مسن تروغالبترطولانی ترین وبلندترین آوازها رامی خوانند.همچنین کمک به حفظ فاصله نرها بادیگران وحفظ سلسله مراتب درون یک گروه میکند.
  • این آوازها کمک به در امان ماندن از خطر انقراض میکند.
  • انتشار آلبوم صداهای زیر آب نهنگ گوژپشت در سال 1970 تحت عنوان آوازهای نهنگ گوژپشت یا Songs of The Humpack Whale توسط Roger Payne.
  • نوازندگان جانوری(Animal Instrumentalists):

 

برخی از جانوران دارای استعداد درونی رشد یافته برای کاربرد سایر بخشهای بدن برای تولید صدا هستند.

 

  • میش ماهیان با استفاده از کیسه شنایشان اقدام به تولید صدا میکنند که یکی از روشهای مورد استفاده صیادان برای یافتن گله های آنها وصیدشان است.
  • Stridulation : تولید صدا ناشی از سایش یک بخش از بدن درمقابل سایر بخشها مانندخرچنگ های پهنه جزرومدی ویاخرچنگ های بزرگ جنگل های حرا و یا میگوی آمیتیس.
  • د) ارتباط با استفاده از لمس :
  • تولید صدا نیاز به ارتعاش دارد ولی همه ارتعاشات تولید صدایی نمیکنند که جانوران بتوانند بشنوند.
  • برخی ازاصوات بقدری پایین هستند که بجای شنیدن ؛حس میشوند.
  • بسیاری از مخلوقات ازحس لمس استفاده می کنند.
  • لابسترهای خاردار آمریکایی(American Spiny Lobsters) درهرپاییز؛ هنگام مهاجرت ؛ارتعاشات را بطور واقعی حس میکنند. هنگامی که آنها به آبهای گرمترجنوب میروند؛ هزاران لابستر دریک خط به آرامی یکدیگر را درکف اقیانوس دنبال می کنند. یک لابستر؛چنگال ها وآنتن های خود را پشت لابستر جلویی میگذارد ولابسترهای مهاجر؛ شبیه یک خط سیم خاردار بنظر میرسند.این حرکت گروهی ؛همه لابسترها را دریک جهت مشابه به حرکت درمیاورد وهمچنین آنها را از شکارچیان درامان نگه میدارد ؛زیراهنگامی که چنین تعداد زیادی از لابسترها را می بینند ؛عقب نشینی میکنند ؛زیرا شبیه به یک جانورغول پیکر مشاهده می شوند.
  • تیمار کردن (Grooming) :
  • یکی ازعمومی ترین رفتارهای لمسی درجانوران است.
  • تیمارکردن بویژه برای جانورانی که توسط کنه وسایر انگل ها موردحمله قرار میگیرند ؛بسیار مفید است.
  • خود تیماری یاAutogrooming :کمک به تمیز ماندن خودجانور می کند ؛مانندخودرالیسیدن.
  • دیگرتیماری یا Allogroming : زمانی است که یک جانور اقدام به تمیز نمودن سایر جانوران میکند (تیمارکردن اجتماعی) مانند ماهی های Cleaner که اقدام به تمیز کردن ماهیان بزرگی چون کوسه ماهیان ویا هامورماهیان میکنند.
  • فواید دیگر تیماری:
  • دارابودن بهداشت خوب .
  • تقویت ارتباطات بین اعضاء گروه.
  • کمک به پایداربودن سلسله مراتب درگروه.
  • رقص دلفینها (Dance of Dolphins):
  • دلفینها هم از طریق نمایشهای بینایی وهم از طریق اصوات ارتباط برقرار میکنند ولی حس لامسه نیز نقش بسیار مهمی در ارتباط آنها دارد.
  • بدلیل گروهی شکارکردن و یامحافظت ازجوانها ؛ارتباط درون یک جامعه دلفین بسیار مهم است.
  • پوست نواحی اطراف بینی ؛آرواره ها ؛چشم ها ؛باله ها ؛دم وناحیه تناسلی دردلفینها حساس است.
  • دلفین ها به بصورت مسالمت آمیزخودرا به یکدیگر میمالندوضربه زدن یک دلفین با باله خود به دلفین دیگر نیز امری رایج بین دلفینهاست.همچنین ،نزدیک هم شناکردن وخواباندن باله بر روی دلفین کناری نیز در میان دلفینها معمول است..
  • پس از اتمام جدایی ودوباره به هم ملحق شدن ؛باله های پشتی خود را به یکدیگر می مالند(شبیه دست دادن انسانها).
  • ضربه زدن با پوزه توسط دلفین نر به ماده برای جداسازی او از گله و جفتگیری نیز وجود دارد.
  • استفاده از الکتریسیته برای ارتباط حسی :
  • استفاده ماهی Knife fish (ماهی چاقویی) از الکتریسیته برای برقراری ارتباط با اعضاء گونه.
  • رشد وتوسعه توانایی تولید الکتریسیته در ماهی چاقویی بدلیل نوع محیط زندگی.
  • اکثرا درشب فعالند ودرآب تیره وتاریک مشاهده اشیاء اطراف مشکل است.
  • استفاده از حس Electrolocation (جایابی الکتریکی) برای یافتن شکار ومسیر راه .
  • ایجادمیدان الکتریکی دراطراف ماهی و ردیابی تغییر یا شکسته شدن این میدان توسط سلولهای گیرنده الکتریسیته یا Electroreceptor cells در اطراف سر ودهان وواکنش مناسب ماهی.
  • هر گونه ماهی چاقویی ؛جریان الکتریسیته منحصربفرد خود را دارد وبنابراین؛اعضاء گونه های مشابه میتوانند بایکدیگر ارتباط برقرار کنند (بخصوص در زمان محافظت از قلمرو یا جستجوی جفت).
  • شنای نروماده بصورت رقص مارپیچی وارسال علائم الکتریکی به یکدیگر در زمان جفتگیری.
  • تغییر علائم الکتریکی در هنگام خطر (وجود ماهیهای الکتریکی بزرگتر) برای جلوگیری ازشکارشدن.
  • مکالمه دلفین ها (Dolphin Speak) :
  • دلفین ها در استفاده از صوت ؛استاد وماهر هستند واز امواج صوتی طی فرآیند جایابی انعکاسی یا Echolocation برای یافتن غذا وجهت یابی استفاده می کنند(شبیه سیستم SONAR زیردریایی) که بصورت زیر انجام میشود:
  • ارسال امواج صوتی با فرکانس پایین از ساختمانی دربالای سر بنام ملون(Melon) به جلو وسپس برخورد امواج صوتی به اجسام وبازگشت آنها به دلفین وتجزیه وتحلیل در گوش داخلی جانور وتعیین فاصله وبزرگی جسم بر اساس میزان سرعت بازگشت امواج.
  • دلفینها درگروههایی بنام Pod زندگی میکنند ویک گله ازتعداد بسیاری ازPod هاتشکیل شده و صدها وحتی هزاران دلفین در یک گله وجود دارندکه در گله از طریقEcholocation بایکدیگر ارتباط برقرار میسازند .
  • دردلفین ها،تولید سوت (Whistle)؛اصوات انفجاری(Pop)وخرخرکردن یا نالیدن (Grunt) توسط کیسه های هوایی زیرسوراخ بینی صورت میگیرد.
  • به استثناء زمانهای جفتگیری وجوانی ؛درسایر اوقات دلفینهای نرعموما درکنارهم وماده ها نیز باهم شنا می کنند.
  • مادرها به بچه هایشان Echolocation وسوت اختصاصی یا Signature Whistle را آموزش می دهند که مشابه اسم یک دلفین است.
  • زمانی که یک دلفین ؛سوت اختصاصی خودرا یاد گرفت ؛آنرا برای زندگی خود حفظ میکند.
  • درزمان گرد هم آمدن ؛دلفینها از سوتهای اختصاصی خود استفاده می کنند(ماننداینکه دریک مهمانی ؛مردم خودشان را به یکدیگر معرفی کنند).
  • اصوات پیچیده که دلفینها درجوانی یاد میگیرند؛درطی حرکات آنها(مانند ضربات سریع دم معمول آنها) به دلفینها اجازه ارتباط با یکدیگر را برای اموری چون شکارکردن ؛جفتگیری ودفاع از خود را میدهد.
  • دکتر John C. Lilly مشهورترین دانشمند در تحقیقات سیستمهای ارتباطی دلفینهاست که دستگاهی برای اندازه گیری امواج مغزی حیوانات اختراع کرد.وی با استفاده از دستگاههای ضبط کننده صدا وکامپیوتر؛شروع به تجزیه و تحلیل زبان دلفینها کرد وحتی خانه ای ساخت که او وهمسرش با دلفینها شریک بودند. یعنی بخشی از آن درزیر آب ساخته شده بود واجازه ارتباط انسان را با دلفین میداد.
  • با وجود عدم توانایی او درمتقاعد کردن جامعه علمی درمورد زبان دلفینها ؛کنگره آمریکا در سال 1972 قانون حفاظت از پستانداران دریایی را تصویب نمود.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

گله‌بندي چيست؟

زندگي برخي ماهي‌ها به صورت گله‌‌اي يا

schooling مي‌باشد. چنين ماهياني بسيار تكامل يافته‌اند اين تكامل به وضوح درجات قابل توجهي از تنظيمات دو طرفه را بين افراد نشان مي‌دهد.

shoaling براي گروه‌هاي ماهي بكار مي‌رود كه در دورانی از عمر خود به صورت گله هستند مثلا در زمان جفت گیری

1931)

( Spooner,

.

تقريباً 80% از بيش از 20000 گونه ماهي شناخته‌شده اشكال گله‌اي را در دوره‌ي زندگي‌شان نشان مي‌د‌هند

(Pitcher, 1986)

.

 

نتايج:

چگونه افراد يك گروه همديگر را شناسايي مي‌كنند:

در ماهي‌هايي كه بچه‌هايشان را تا مرحله‌ي شناي آزاد بزرگ مي‌كنند ممكن است كه اين

بچه‌ها ياد بگيرند چگونه والدينشان را در هر سني تشخيص دهند .وسايل ديگر شناخت ممكن است حركت باله، نمونه‌هاي شنا و توليد صدا و مواد شيميايي باشد

(Adler,H.E.1975)

.

در يك زندگي گله ای رفتار ماهي‌ها با هم چگونه است؟

در ماهياني كه از بچه هايشان مراقبت‌ مي‌كنند سيگنال «دنبال من بيا» يك رابطه‌ي معمولي براي حركت مي‌باشد مثلاً اين رفتار در يك والدين

cichlid مشاهده مي‌شود. سيگنال‌هاي ديگر از باز شدن و فرو نشاندن باله پشتي مشتق مي‌شوند كه يك گونه تماس با بچه برقرار مي‌كند تا به آشيانه بيايد يا معني اخطار از خطر را مي‌دهد.

نمونه‌هاي رنگ نقش مهمي را در ارتباط بازي مي‌كنند. شكل نمايش داده شده ممكن است يك رفتار سيگنالي باشد. شدت رنگ معمولاً آمادگي براي حمله را پيام مي‌دهد برخی ماهی ها در حالت متجاوز خطوط راه‌راه نشان مي‌دهد و وقتي كه سعي مي‌كند فرار كند خطوط افقي نشان‌مي‌دهد.

براي جفت‌گيري و دفاع منطقه‌اي پيام‌هاي صوتي (فرياد‌هاي هشدار دهنده) كه هنوز كاملاً شناخته‌نشده‌اند بكار برده مي‌شوند براي مثال بلوغ جنسي نر در برخی به وسيله‌ي تبل زدن با شروع آهسته در طول معاشقه اعلام مي‌شود اين صدا به نظر مي‌رسد در همكاري با حركت دمِ تكان خورنده باشد.

بويايي نيز يك نقش در پيام دادن بازي مي‌كند. بهترين مثال زماني است كه مواد هشدار دهنده بوسيله‌ي پوست آسيب ديده در كپور ماهي شكلان آزاد مي‌شود.

حداقل يك گربه ماهي و ماهي سرگاوي معمولي و يك گوپي مواد جذب كننده‌ي جنسي را رها مي‌كنند .درباره‌ي سيگنال‌هاي الكتريكي كمتر مي‌دانيم.

گله‌بندي چه سودي دارد؟

1-گله‌ براي يك فرد فوايد اكولوژيكي به همراه دارد. برخي گونه‌هاي ماهي‌ لعابي ترشح مي‌كنند كه به آنها براي كاهش اصطكاك آب روي بدنشان كمك مي‌كند. اگرچه ماهي به صورت زيبا و صحيح شنا مي‌كند نمونه‌هايي كه تلو تلو مي‌خورند هنگامي كه در گله سفر مي‌كنند حركت پيش و پس دم‌هايشان جريانات كوچكي به نام

vortice را ايجاد مي‌كند (حركات چرخشي مثل گردابي كوچك)هر فرد مي‌تواند از گرداب كوچك همسايه‌اش براي كاهش اصطكاك آب روي بدنش كمك بگيرد.

2- فايده‌ي ديگر فاكتور امنيت بر عليه صيادان است. يك صياد به القوه كه براي يك وعده غذايي شكار مي‌كند شايد با يك گله‌ي فشرده گيج شود چون گله مي‌تواند تصور از يك ماهي ترسناك عظيم را ايجاد كند. اينكه امنيت در تعداد است يك مفهوم كلي است.

تعداد افراد در يك گلّه به گونه ها اجازه مي دهد تا پشت همديگر پنهان شوند پس صيادان با تغيير شكل و رنگ نمايش داده شده در حين شناي گله گيج مي شوند. البته احتمال بيشتري دارد كه آنها كه در لبه هاي گله هستند خورده شوند تا آنها كه در مركز هستند .

3- شكارگري ماهيان هم در گله انجام مي شود.زيرا به آنها توانايي را مي‌دهد كه در تعداد زياد براي جستجوي غذا سفر كنند. ماهی آبي در دنبال كردن ماهي من هادن يك مثال خوب است .

4- اندام‌هاي حسي نوبالغان پس از گله‌شدنشان تقويت مي‌شود.

اولين حسي كه استفاده مي‌شود بينايي است كه براي عملكرد فوري بعد از تولد براي غذا خوردن شروع به كار مي‌كند. چشمان ماهي نمي‌تواند مستقيماً به طرف جلو متمركز شود (فوكوس كند) زيرا در طرفين سر قرار دارد. اين مكان به هر حال به چشم‌ها اجازه مي‌دهد كه مخصوصاً به حركت جانبي حساس باشند (خصوصيات بسيار مفيدي كه در گله‌بندي وجود دارد). ماهي‌ مي‌تواند چيزي را كه ديگر اعضاي گله در حال انجام آن هستند نسبت به خودش ببيند و سپس پاسخ دهد.

بيشترين مطالعه روي سيستم خط جانبي در طرفين بدن اين ماهيان صورت گرفته است. اين خط مجموعه اي از سلول‌هاي نوروماستي مخصوص است كه در هردو طرف بدن ماهي پايين مي‌آيد. به اين خط

acoustico-lateralis گويند و نام آن كليد عملكردش مي‌باشد.

acoustico يعني صدا و امواج صدا فشار ايجاد مي‌كند

lateralis.

به طرفين بدن ماهي اشاره مي‌كند. اين خطوط دو طرف به شدت به حركت حساس‌اند و به جابه‌جا شدگي آب هنگاميكه ماهي نزديك به همسايه‌اش شنا مي‌كند حساس مي‌باشند. اين سيستم به ماهي كمك مي‌كند تا مرتب و منظم باقي بماند.

برخي ماهي‌ها كه خطوط جانبي ندارند به بينايي چشمانشان تكيه دارند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

کلیدی ترین همزیستی در آبسنگ های مرجانی:

 

سیستم های همزیستی در همه جا حضور دارند و نقش کلیدی را در سیستم های اکولوژیکی بازی می کنند. در این سیستم ها، میزبان ها ارگانیسم های کوچک را وادار می کنند تا در جوامع زیستی معینی زندگی کنند (مرجان-جلبک و گیاه-قارچ میکروهیزال و گیاه-باکتری). در این سیستم ها، همزیست ها وظیفه ترشح مواد غذایی و میزبان ها وظیفه فراهم کردن مکان مناسب برای همزیستشان را دارند. یک کلنی مرجان ممکن است شمار زیادی از همزیست ها در خود جای داده باشد، که شامل انواع بی مهرگان، مهره داران، باکتری ها، ویروس ها، قارچ ها، پروتوزوآها و جلبک ها است و همه در مجاورت و در عمل متقابل با هم زندگی می کنند.

 

همزیستی آبسنگ های مرجانی با زوگزانتله:

آبسنگ ها مرجانی دومین اکوسیستم پرتولید و پرتنوع کره زمین می باشند که خانه ای برای اجتماع متنوعی از گونه هایی است که در تعامل با یکدیگرند و محیط فیزیکی اطرافشان وابسته به روابط همزیستی برای بقا و تنوع است. بدلیل اینکه بسیاری از انها تنها رنج کمی از شرایط محیط زیستی را تحمل می کنند و روابط پیچیده ای دارند این اکوسیستم نسبت به تغییرات محیط زیستی اسیب پذیر و حساس می باشد. رابطه همزیستی 2 طرفه میان مرجان ها و همزیست داخلی جلبکشان یک فاکتور کلیدی در تکامل موفقیت امیز مرجان های هرماتیپیک است.

زوگزانتله: یک اصطلاح عمومی برای همه داینافلاژله های همزیست است که در جانورانی مانند مرجان ها، شقایق ها، نرمتنان و غیره زندگی می کنند. زوگزانتله ای که در مرجان ها یافت می شود معمولا 8-12 میکرومتر قطر دارندو در لایه گاسترودرم جانور یافت می شوند.تراکم انها 10

6

Cm2

تا 2×10

6

Cm2

می باشد ولی در مقیاس زمانی و مکانی تغییر می کنند.

یک سوم از مرجان های سخت شناخته شده حاوی گونه های زوگزانتله هستند و این نشان می دهد که رابطه همزیستی نسبت به انچه قبلا فرض می شد انعطاف پذیرتر می باشد و مرجان با توجه به شرایط زیست محیطی، گونه های همزیست را از دست می دهد یا بدست می اورد. زوگزانتله وابسته به مرجان ها شامل 4 کلاد

A,B,C,D می باشد. در دریای کارائیب تنوع زوگزانتله نسبت به اقیانوس هند و ارام بیشتر می باشد. در این دریا کلاد

A در مرجان های ساحلی با نور بالا و کلاد

C در مناطق عمیق تر با نور کمتر یافت می شود.

 

انتقال زوگزانتله به مرجان:

زوگزانتله در محصولات غیرجنسی مرجان ها به طور مستقیم از کلنی مادر به دختر منتقل می شود. در محصولات تولید مثل جنسی مرجان ها، زوگزانتله به روش مستقیم از طریق والدین و هم از طریق غیر مستقیم از محیط زیست بدست می ایند. در طول انتقال مستقیم روش تولید مثل جنسی، زوگزانتله والدین توسط تخم یا لارو زاده شده به نسل های بعد منتقل می شود اما برخی تخم ها فاقد جلبک می باشند. در تولید مثل غیر جنسی انتقال زوگزانتله کاملا تضمین شده است. شیمیو تاکسی های مثبت زوگزانتله های متحرک نسبت به جانور مرجان احتمال تماس بین شرکا را افزایش می دهد. در برخی ازمایشات زوگزانتله به پلیپ های جوان فاقد همزیست نسبت به پلیپ های بالغ گرایش بیشتری نشان می دهند.

 

سفیدشدگی مرجان ها:

سفید شدگی مرجان ها یک پتانسیل قوی برای ایجاد جمعیت جدیدی از زوگزانتله ها در مرجان های بالغ را فراهم می کند. فائوتین و همکاران پیشنهاد

ABH(اداپتاسیون به سفیدشدگی) را پیشنهاد دادند. مرجان هایی که از رویداد سفید شدگی جان سالم به در می برند، با بهبود شرایط زیست محیطی دوباره زوگزانتله اشان به غلظت عادی بر می گردد. منبع زوگزانتله در این رویداد ممکن است از زوگزانتله های باقی مانده در مرجان طی سفیدشدگی یا از محیط دریا باشد.ازمایشات فیلدی نشان می دهد که مرجان هایی که حاوی زوگزانتله های مختلف بودند، رویداد سفید شدگی را به سلامت پشت سر نهاده اند. دگرگونی در ترکیب جمعیت ها ممکن است باعث افزایش توانایی بقا در برابر استرس های محیطی اینده شود.

 

 

تولیدات جلبک ها:

کربن فتوسنتزی(

Zx)

P بوسیله زوگزانتله بیشترین مواد غذایی مرجانها را فراهم می کند. هر کربن فیکس شده بوسیله زوگزانتله که بیش از فعالیت های رشد و تنفس زوگزانتله (

Zx)

R باشد به طور بالقوه ای در دسترس مرجان ها قرار می گیرد. اگر

P:R˃1 باشد نیازی به کربن خارجی نیست مانند مرجان های ابهای کم عمقتر و اگر

P:R˂1باشد نیاز به کربن خارجی (شکار زئوپلانکتون) است مانند مرجان های ابهای عمیقتر.

 

تاثیر نور روی تولیدات زوگزانتله ها:

 

نرخ فتوسنتز به طور مستقیم در پاسخ به شدت یک نور خاص افزایش می یابد. مرجان های ابهای ساحلی در معرض مقادیر بالایی اشعه

UV هستند بنابراین دارای ترکیبات محافظتی در برابر اشعه

UV هستند. این ترکیبات شامل ضد افتاب هایی نظیر

MAAs (

Mycosporine-like amino acids) در بافت جانور مرجان یا در برخی اعضای زوگزانتله (مانند کلاد

A و

B) حضور دارند. برای تنظیم نور دریافتی خورشید، در بافت مرجان ها ترکیبات

GFP (

Green Fluorescent Protein) حضور دارد،

که در شرایط پر نوری باعث برداشت نور اضافی و در شرایط کم نوری باعث تبدیل طیف های دریافتی نور خورشید به امواج

 

نورانی مناسب برای فتوسنتز می شود. در شایط عادی، این ترکیبات باعث برداشت رادیکال های اکسیژن مخرب می

شود. زوگزانتله مرجان ها در زیستگاه های کم نور دارای کلروفیل 1، رنگدانه های اضافی برداشت نور و کلروپلاست

 

بزرگترند که در برداشت حداکثر نور کمک می کنند در حالیکه در زیستگاه های پر نور رنگدانه های فتوسنتزی کمتر،

واحدهای برداشت نور کمتر و کلروپلاست کوچکتر هستند.

 

تاثیر دما روی مرجان ها:

مرجان های ساحلی به رنج دمایی بالاتری نسبت به عمیقتر ها آداپته شده اند. قرار گرفتن طولانی مدت جانور در 1-3 درجه سانتی گراد بیش از حداکثر درجه حرارت سالیانه باعث سفید شدگی مرجان ها می شود. تحت نور زیاد و نور

UV قرار گرفتن، دمای بالا را تشدید می کند.

 

تراکم زوگزانتله:

تراکم همزیست های جلبکی توسط تغییرات فصلی تغییر می کند. بیشترین تراکم در طول ماه های کم نور زمستان و بالاترین بیوماس بافن جانوری در طول بهار است. پائین ترین تراک جلبک ها نیز اواخر تابستان و اوایل پاییز گزارش گردیده است. استرس های محیطی مانند دماهای کشنده، نور بالا، هوازدگی، تغییرات سریع شوری باعث سفیدشدگی مرجانها می شود. این اختلالات باعث تغییرات مثبت یا منفی در توازن میان منافع و ضررهای همزیستی می شود که اگر مرجان ها از این پدیده زنده بمانند، در اینده مقاومتر می شوند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

بیولومینسانس:

بیولومینسانس در واقع تولید و انتشار نور توسط موجود زنده می باشد. یک کلمه ترکیبی است که منشاء یونانی دارد. یک رخداد طبیعی از نور تابی شیمیایی است که انرژی آزاد شده بوسیله یک واکنش شیمیایی به صورت انتشار نور می باشد. کرم شب تاب فرشته ماهیان و سایر تولیدکنندگان آن رنگدانه لوسیفرین و آنزیم لوسیفراز را تولید کرده و لوسیفرین با اکسیژن واکنش داده و تولید نور می کند و لوسیفراز به عنوان یک کاتالیزور عمل کرده و منجر به افزایش سرعت واکنش می گردد. به طوری که گاهی توسط کوفاکتورهایی مانند یون های کلسیم یا ATP نیز میانجی می شود. این واکنش شیمیایی می تواند در داخل یا خارج سلول رخ دهد. در باکتری ها بیان ژن های مرتبط با پدیده بیولومینسانس بوسیله یک اپران به نام

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

کنترل می گردد. بیولومینسانس در مهره داران و بی مهرگان دریایی رخ می دهد.

 

ویژگی ها:

 

بیولومینسانس یک شکلی از نورتابی یا نور سرد است که کمتر از 20% نور تولید شده از تابش حرارتی است. 90% زیست در آبهای عمیق برآوردی در جهت تولید نور زیستی است. بیشتر این نورتابی های دریایی متعلق به طیف نورهای آبی و سبز می باشد. بیولومینسانس های دریایی دارای پراکنش و گستردگی کمتری بوده اما تفاوت بزرگی در رنگ ها دیده می شود.

سازگاری هایی برای بیولومینسانس

 

5 تئوری اصلی برای بیولومینسانس وجود دارد:

 

Counterillumination camouflage

در برخی از گونه های اسکوئیدها از باکتری های بیولومینسانس به عنوان وسیله ای روشن کننده استفاده می شود. در این جانوران وزیکول های گیرنده نور یافت شده است که تباین این نور اپتیمم تولیدی (اتصال نور محیط بالای سر جانور با نور تولیدی توسط باکتری) را انجام می دهند. معمولاً این ارگان های نورانی جدا از بافت های محتوای باکتری های بیولومینسانسی هستند. اگرچه در گونه

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
این باکتری ها اجزاء سازنده ارگانه های نوری جانور را می سازند.

Attraction

از بیولومینسانس به عنوان طعمه ای برای ماهی جهت جذب شکار توسط تعدادی از ماهیان منطقه عمیق مانند فرشته ماهیان استفاده می شود. به صورت یک بخش آویخته از ناحیه سر ماهی می باشد که جانوران کوچک را بلافاصله پس از برخورد جذب می کند. در

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
از بیولومینسانس به عنوان استتار استفاده می کند بطوریکه یک لکه کوچکی در ناحیه زیر شکمی قرار گرفته و آن را کوچک نشان می دهد تا ماهیان شکارچی بزرگ مانند تون ها و مکرل ها در زیر آن شنا کنند. هنگامی که این ماهیان سعی در مصرف این ماهی به ظاهر کوچک را دارند توسط کوسه ماهی گاز گرفته می شوند.

داینافلاژله ها دارای یک چرخش جالبی بر این مکانیسم هستند. هنگامی که یک شکارچی پلانکتون از طریق حرکت در آب آن را احساس می کند داینافلاژله نورتابی می کند. و این روش شکارچی های بزرگ تر را که حتی شکارچیان داینافلاژله ها را مصرف می کنند را جذب می کند. یکی دیگر از اهداف بیولومینسانس جذب جنس ها می باشد در فصل جفت گیری.

Repulsion

دفع کردن یا عقب راندن دشمن است. به خصوص اسکوئیدها و سخت پوستان کوچک که از نورتابی های شیمیایی و یا نورتابی باکتریایی و از یک مایع مشابه مرکب اسکوئید استفاده می کنند.

Communication

ارتباط بین باکتریایی (اکثر مشاهدات) یک نقش مهمی را در تنظیم نورتابی در تعدادی از گونه های باکتریایی ایفا می کند. با استفاده از مولکول های کوچک ترشح شده خارج سلولی آنها قادر به رفتار سازگاری جهت به جریان انداختن ژن هایی برای تولید نور می باشند هنگامی که در چگالی سلولی بالایی هستند.

موجودات تولید کننده نور زیستی

جانوران:

آرتروپودهای خاص: شب تاب ها، سوسک های صدادار، کرم های تابشی، کرم های راه راه، کرم های حلقوی، قارچ ها مانند قارچ های عسل

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

ماهیان مانند: فرشته ماهیان، کوسه های انبری،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

تعدادی از مرجان ها، قلم های دریایی، مرجان یک نوع ژله ماهی

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
شانه داران، خارپوستان مانند ستاره های ترد و شکننده، سخت پوستان، استراکودها، کوپه پودها، کریل، کتوگنیت ها، نرمتنان: کلم، دوکفه ای ها، نودی برنکیاها، اکتاپوس، اسکوئیدها، سپیا ها

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

مهاجرت در لاکپشت های دریایی:

 

اكثر لاك پشتهاي دريايي در طول زندگي به طور متناوب مهاجرت مي كنند. هنگاميكه تازه از تخم بيرون آمده اند از سواحل زادگاهشان به سوي اقيانوسهاي آزاد مي روند. اغلب در سيستمهاي جريانهاي حلقه اي پناه مي گيرند كه به عنوان يك زادگاه nursery ground متحرك در درياهاي باز عمل مي كند . به عنوان جوان، ممكن است در آبهاي ساحلي ساكن شوند اما به طور فصلي بين زيستگاه هاي زمستانه و تابستانه مهاجرت مي كنند. نهايتا ، به عنوان بالغين : لاك پشتها به طور دوره اي نواحي تغذيه ايشان را ترك مي كنند و به نواحي جفتگيري و آشانه سازي مهاجرت مي كند. پس از آن بسياري از انها ممكن است به نواحي تغذيه اي انفرادي خودشان برگردند. بنابراين ويژگيهاي سبك زندگي كوچ نشيني يا دوره گردي ininerant لاك پشتها به طور لا ينفك با توانايي ناوبري ياهدايت صحيح در گستره وسيع اقيانوسي اسَت كه به نظر مي رسد بدون هرگونه ساختار يا نظام خاصي باشد.

در برخي جمعيتها عمل مهاجرت به اوج خود مي رسد . مسافتي كه لاك پشتهاي سبز (Chelonia mydas) و لاگرهد (Caretta caretta) در دورهان زندگيشان طي ميكنند از صدها هزار كيلومتر بيشتر است . چندين برابر قطر خانه اصلي لاك پشتها ( زمين). مثلا لاك پشت سبزي كه در Ascension Island در اطلس جنوبي آشانه گذاري ميكند بطور مرتب بين ساحل لانه اش و نواحي تغذيه اي برزيل در حركت است كه يك خط مستقيم به مسافت بيش از 2000 كيلومتر است. حتي از آن شگفت انگيزتر ، لاگرهد ها كه در سواحل ژاپن از تخم بيرون مي آنيد تمام اقيانوس آرام را طي م يكنند تا به Baja كاليفرنيا برسند و دوباره به سواحل ژاپن براي تخمگذاري برمي گردند.

محققين از ديرباز بر اين عقيده بوده اند كه لاك پشتهاي بالغ در كنار همان سواحلي تخم ريزي ميكنند كه از آنجا از تخم بيرون آمده اند. تحليلهاي ژنتيكي امروزه تاييد كرده است كه بالغين حداقل برخي جمعيت ها پس از اولين مهاجرت به نواح يدوردست اقيانوسي دقيقا به همان نواحي زادگاهي برمي كردند .

 

لاك پشتهاي دريايي همچنين مي توانند نواحي كوچك و جدا افتاده تغذيه اي را رديابي كنند.لاگرهد ها و لاك پشتهاي سبز كه در سواحل Great Barrier Reef تخمريزي مي كنند بعدها به نواحي تغذيه اي وسيع واختصاصي كه گاهي صدها يا هزاران كيلومتربا نواحي تخمريزيشان فاصله دارد برمي گردند .اگرچه نواحي تغذيه اي افراد مختلف ممكن است تقريبا در هرجهتي از نواحي تخمريزيشان باشد لاك پشتهاي بالغ وفاداري خاصي هم به نواحي تغذيه اي و هم تخمگذاري نشان مي دهند و بين اين دو در زمانهاي مناسب مهاجرت مي كنند.

آزمايشات با رديابهاي ماهواره اي آشكارساخته كه لاك پشتها مي توانند به چنان نواحيدوردست با بازده بسيار بالا ناوبري كنند.مسيرهاي لاك پشتهاي مهاجر اغلب مسيرهاي نسبتا مستقيمي است كه در عرض اقيانوس به سمت مقصد در صدها كيلومتر دورتر وجود دارد. چنين مسير متقاطعانه اي به نظر مي رسد كه دلالت بر اين دارد كه لاك پشتها از موقيتشان ، مكان هدف دوردستشان و روابط جهت يابي بين اين دو يك نوع آگاهي دارند.

به دلايل لجستيكي اغلب مطالعات روي جهت يابي و ناوبري در لاك پشتها روي Hatchling ها متمركز شده زيرا آنها در دسترس تر ، در برخي فصول پرتعدادترند و دستكاري روي آنها راحت تر است . برا ي همين در مورد اينكه بالغين چگونه جهت يابي ميكنند و مسافتهاي طولاني بينرا طي م يكنند تا دوباره به نواحي زادگاهي شان برسند اطلاعات كمي وجود دارد . د راينجا ما دو فرضيه را براي اين ناوبري در مسير طولاني مطرح مي كنيم

 

  1. علايم شيميايي كه از مقصد برمي خيزد و لاك پشتها را به مقصدشان هدايت ميكند.
  2. لاك پشتها مي توانند موقعيت جهانيشان را تقريبا ارزيابي كنند و به سوي نواحي آشان و تغذيه ايشان با استفاده از ساختارهايي كه د رميدان مغناطيسي وجود دارد جهت يابي كنند.

 

از انجا كه مهاجرهاي دور ودراز اغلب از علايم متعددي در ناوبري استفاده ميكنند اين دو فرضيه به طور دو طرفه انحصاري نيست.

نشانه هاي شيميايي و ناوبري

 

اين نكته كه نشانه هاي شيميايي نقش اساسي در آزاد ماهيان براي شناسايي سر چشمه هايي كه در آنجا متولد شده اند بازي ميكند ، بيدرنگ اين فكر را به ذهن خطور مي كند كه نشانه هاي مشابهي مي تواند در ناوبري لاك پشتها مهم باشد . فرضيه نسخه برداري شيميايي ‍Chemical imprinting براي لاك پشتهاي دريايي پيشنهاد ميكند كه نوزادها يا جوجه ها از روي نشانه هاي شيميايي يكتا در سواحل نوزادي نقش برداري مي كنند و از اين اطلاعات در بلوغ براي بازگشت به همان سواحل براي تخمريزي و جفتگيري استفاده ميكنند.

شواهد نسبتا كمي در مورد پشتيباني يا رد اين نظريه وجود دارد. آزمايشات رفتاري نشان داده است كه لاك پشتهاي دريايي مانند بسياري از ديگر آبزيان مي توانند مواد شيميايي حل شده در آب را شناسايي كنند. اينكه‌ايا اين نشانه ها نقشي در ناوبري يا شناسايي سواحل زادگاهشان بازي ميكند هنوز شناخته نشده است .

مقياس فضايي كه نشانه هاي شيميايي عمل مي كنند بايد در محيط اقيانوس مورد نظر قرار بگيرد جايي كه امواج جريانها و گردابها به سرعت شيبهاي شيميايي را از بين مي برند. ماهي آزاد ظاهرا از اين نشانه ها تنها در پايان مهاجرتش وقتي كه به آبهاي ساحلي رسيده و به رودخانه زادگاهيش نزديك شده استفاده ميكند . و در مورد مهاجرتش در فاز اقيانوسي نشانه هاي متفاوت ولي هنوز ناشناخته اي وجود دارد .

اگرچه برخي محققين نظر دارند كه لاكپشتها خود را از صدها هزار كيلومتر دورتر در درياي آزاد توسط پيدا كردن خانه (homing)از طريق توده هاي بو ي خاص(odor plume) راهنمايي مي كنند . بقيه حدس مي زنند كه لاك پشته مانند ماهي آزاد ممكن است از نشانه هاي شيميايي براي زماني استفاده كنند كه تقريبا به هدف نزديك شده اند . كه اين دو احتمال را به طور جدا گانه بررسي ميكنيم.

در تلاشي براي توضيح مهاجرت قابل توجه لاك پشتهاي سبز از سواحل برزيل به Ascension Island ، Koch(1969) و

 

همكارانش نظر دادند كه لاك پشتها در سواحل برزيل يك توده شيميايي را حس كرده اند كه از جزيره منشا ميگيرد و سپس

 

آنرا در عرض اقيانوس 2000 كيلومتر دنبال كردند. نشانگرهاي شيميايي قلمدادشده نياز به باقي ماندن در دريا بدون تجزيه

 

شدن براي چندين هفته را دارند و شيب كافي بايد وجود داشته باشد كه لاك پشتها در مكانها ي مختلف بتوانند نه تنها

 

جهت بلكه افزايش غلظت را تشخيص بدهند.

 

اگرچه وقتي مسيرهاي مهاجرت لاك پشتها بهتر مشخص شد ، شواهد برخلاف استفاده از اين نشانه ها در ناوبري هاي طولاني شروع به افزايش كرد. آزمايشات رديابي ماهواره اي نشان داد كه لاك پشتها اغلب راههاي نسبتا مستقيم به سوي هدفشان را دنبال مي كنند و حتي وقتي در جريانها شنا ميكنند همين حالت را دارند . زيرا جانوراني كه در يك توده شيميايي جهت يابي مي كنند به ندرت قادر به حركت مستقيم به سوي منبع هستند بدون داشتن يك استراتژي جستجو كه تغيرات متعدد دوره را درگير كند. بنابراين اين نظريه كه در مسافتهاي دور چنين توده بو بتواند لاك پشتها را راهمايي كند در شك قرار دارد.

به علاوه لاك پشتها در بسياري از مناطق جغرافيايي نواحي مورد نظرشان را مستقل از جريانهاي دريايي پيدا م يكنند مثلا لاك پشتهاي شبز كه در كاستاريكا Tortuguero آشان مي گذارند اغلب با نواحي لانه گذاريشان همگرا مي شوند تا از نواحي تغذيه ايشان كه هر دو فراجريان يا فرو جريان هستند. در مورد Kemp ridley ها هم كه در مكزيك لانه ميكذارند ، لاگرهدها درايالات متحده و آفريقاي جنوبي و لاك پشتهاي سبز در Great barrier reef همبن گونه است. تحليلهاي اقيانوس شناسي همچنين پيشنهاد كرده است كه جريانها در Ascension Island در زمان مهاجرت لاك پشتها به جزاير از برزيل به سمت شرق مي رود . اگر اين موضوع درست باشد بنابراين بويي كه از جزاير برمي خيزد بايد به سمت آفريقا برود و نم يتواند لاك پشتها را به سمت غرب هدايت كند.

نشانه هاي شيميايي و شناسايي ناحيه ساحل زادگاهي

حتي اگر نشانه هاي شيميايي در ناوبري مسيرهاي طولاني دخيل نباشند همچنان ممكن است كه لاك پشتها را در شناسايي نواحي لانه گذاري خاص پس از مكانيسمهاي ناوبري كه آنها را به حومه آن مناطق مي رساند قادر سازد .

در يك مطالعه تخم لاك پشتهاي Kemp ridley از Rancho Nuevo مكزيك در شنهاي جزيره Padre Island تگزاس جوجه كشي شد. پس از بيرون آمدن از تخم به نوزادان اجازه داده شد كه در ساحل جزيره راه بروند و در آبهاي كنار ساحل شنا كنند. سپس آنا دوباره گرفته شده و براي 4 ماه در اسارت باقي ماندند . پس از آن لاك پشتها را در يك محفظه پر از آب كه شامل 4 قسمت مجزا بود نگهداري كردند. يكي محلولي از شن هاي جزيره و آب دريا بود. دومي محلول مشابهي از شن و آب دريا از جاي ديگر بود و 2 تاي ديگر آب درياي خالي بود. زمان يكه لاك پشتها در هر قسمت پس از ورود قرار داشتند مانيتور شد و نتايج نشان داد كه لاك پشتها به طور مشخص زمان بيشتري را در قسمت Padre Island مي گذرانند تا در بقيه قسمت ها.

اين نتايج شواهد ديگري را تاييد م يكنند كه لاك پشتها م يتوانند اشارات شيميايي را تشخيص دهند. به علاوه آنها مشخص م يكنند كه حداقل در فواصل زماني خاصي لاك پشتها قابليت شناسايي مواد شيميايي را براي حداقل 2 ماه دارا هستند. تفاوت اين يافته ها اگرچه مشخص نيست . تنها لاك پشتهاي د رمعرض مواد شيميايي براي

 

فرضيه ناوبري هاي مغناطيسي

نوزادهاي لاك پشتها ي دريايي داراي يك حس جهت ياب مغناطيسي هستند كه آنها را قادر ميسازد تا مسيرهايي نسبت به ميدان مغناطيسيزمين بنا كنند و نگهداري كنند . براي جانوراني كه فواصل طولاني مهاجرت مي كنند ميدان زمين نه تنها منبع اطلاعات جهت يابي است بلكه منبع بالقوه اطلاعات موقعيت يابي هم هست . اين امكان بنابراين وجود دارد كه لاك پشت با استفاده ازساختارهاي ميدان مغناطيسي زمين موقعيت تقريبي خود را در اقيانوس و موقعيت تقريبي را به نسبت هدف پيدا كند

اطلاعات موقعيت يابي در ميدان مغناطيسي زمين

 

ساختارهاي متعددي در ميدان زمين به نحو قابل پيشگويي در سطح زمين تغيير م يكند و بنابراين در موقعيت يابي مي تواند بكار رود. مثلا در هر نقطه از كره زمين خطوط ميدان مغناطيسي در يك زاويه خاص به سطح زمين برخورد م يكند. به اين دليل كه زاويه ميل با عرض جغرافيايي تغيير مي كند جانوري كه قادر به تشخيص ميل به ميدانهاي مختلف باشد م يتواند عرض جغرافيايي تقريبي خود را بيابد. علاوه بر زاويه ميل حداقل 3 پارامتر مغناطيسي ديگر م يتواند در شناسايي موقعيت مورد استفاده قرار بگيرد.

 

  1. شدت( قوت) كل ميدان
  2. شدت ميدان افقي
  3. شدت ميدان عمودي

 

ساختارهاي معناطيسي اضافي مانند زاويه ميل براي هر جانور وجود دارد كه م يتواند شمال جغرافيايي را علاوه بر شمال مغناطيسي تشخيص دهد. برا يلاك پشتهاي دريايي اگرچه قابليت محدود بينايي احتمالامانع از استفاده از الگوهاي نجوم يو اجرام آسماني مي شود كه ممكن است براي شناسايي شمال جغرافيايي مورد استفاده قرار بگيرد. پارامترها يميداني در يك مكان مشخص اغلب به عنوان زاويه ميل و شدت كل ميدان تعريف م يشود اختصاص دادن 2 تا از 4 پارامتر ليست شده اگرچه به عنوان ميدان محلي تعريف مي شود.

 

مسيرهاي مهاجرتي در لاگرهدهاي فلوريدا:

نوزادهاي لاگرهد در شرق فلوريدا وارد آبها ياقيانوس مي شوند و از سواحل زادگاهشان وارد جريان Gulf stream مي گردند.اين مهاجرت به دور از ساحل اولين قدم در سفر اقيانوس پيمايي بسيار طولاني تر آنهاست . لاگرهدهاي جوان‌اشكارا براي حداقل چند سال در North Atlantic Gyre باقي مي مانند كه يك سيستم جريان حلقه اي است كه Sargasso sea را دور ميزند . در طول اين مدت بسياري به سمت شرقي Atlantic برخورد مي كنند قبل از اينكه به مجاورت جنوب شرقي ايالاتمتحده برسند و در نواح يتغذيه اي ساحلي آن ساكن شوند.

لاگرهد هاي جوان در درياي باز ممكن است از حركات جهت دار كه آنها را در نواحي ميان اقيانوس كه ماسب براي رشد ونمو است نگه مي دارد سودببرند. مثلا وقتي آبهاي گرم Gulf Stream محيط مناسبي را براي لاك پشتهاي جوان فراهم مي كند ، گم كردن راه زير حدود عرض جغرافيايي North Atlantic Gyre مي تواند كشنده باشد. وقتي مرز شمالي gyre به پرتقال مي رسد جريان به شرق رونده تقسيم مي شود. شاخه شمالي از بريتانيا عبور مي كند و دماي آب به سرعت افت مي كند.لاگرهدهايي كه به سمت شمال برده مي شوند به زودي از سرما مي ميرند. متشابها لاك پشتهايي كه به سمت جنوب gyre مي روند خطر افتادن در جريان South Atlantic را دارند و از محدوده طبيعي خود خارج مي شوند. توانايي شناخت حدود عرض جغرافيايي جايرها و پاسخ باجهت يابي در جهت صحيح ارزش تطابقي بالايي را دارد.

تشخيص زاويه ميل جغرافيايي

پارامتر ژئومغناطيسي كه قويا با عرض جغرافيايي در ارتباط است ،ميل خطوط ميدان است. براي تعيين اينكه لاگرهد ها بين زواياي ميل متفاوت قادر به تشخيص هستند نوزادان در يك محدوده پراز آب كه توسط سيستم زغالهاي كامپيوتري شده ( شكل 2) محصور شده بود افسار شدند. كه ميداني با قدرت زمين اما با زاويه ميل مختلف توليد مي كرد.. نوزاداني كه در معرض ميدان با زاويه ميلي كه در مرزهاي شمالي North Atlantic gyre يافت مي شدبه سمت جنوب شنا كردند .(شكل 3) . بر عكس نوزادان كه در معرض زاويه ميل نزديك مرزهاي جنوبي gyre يافت مي شد به سمت شمال شرق شنا كردند. لاك پشتهايي كه در معرض زاويه ميل نرمال بين حدود شمالي و جنوبي gyre قرار گرفتند به طور مشخصي جهت نگرفتند.

نتايج نشان داد كه لاگرهدها مي توانند بين زواياي ميل متفاوت تشخيص قائل شوند. به علاوه زواياي ميل كه نزديك gyre شمال يو جنوبي يافت مي شود باعث خواندن لاك پشتها به درون gyre به سمت مركز جريان مي شود.بنابراين نتايج با اين فرضيه كه زواياي ميل اختصاصي در اگاه ساختن لاك پشتها به اينكه به حدود عرض جغرافيايي gyre رسيده اند نقش دارد و آنها بايد به سمتمركز شنا كنند تا از منحرف شدن از جريان آب گرم دور بمانند. براي لاك پشتهايي كه در داخل جريان ايمن هستند رانش غير فعالانه خطري براي جابجايي آ»ها به مكانهاي ناخواسته ندارد. غياب ترجيح بين لاك پشتهايي كه در معرض زاويه ميل نزديك عرض جغرافيايي مركز جريان قرار گرفته اند اين موضوع را تاييد م يكند.

دومين ساختار ژئومغناطيسي كه در عرض سطح زمين تغيير م يكند شدت ميدان است. برا يتعيين اينكه آيا لاگرهد ها م يتوانند تفاوت در شدت ميدان را در طول مسير مهاجرتي شان درك كنند آنها در معرض يكي از دو شدتي كه به طور معمول در ماههاي اول زندگي در دريا با آن برخورد مي كنند قرار گرفتند. زاويه ميل ميدان ثابت نگهداشته شد . لاك پشتها در ميداني با nT 52000 ( ميداني با 6/10 % قويتر از ميدان ساحل زادگاهي و چيزي كه نوزادان براي اولين بار نزديك كاروليناي شمالي و جنوبي با آن مواجه مي شوند) قرار گرفتند. به سمت شرق شنا كردند. آنهاييي كه د رمعرض ميدان nT 43000 ( ميداني با 5/8 % ضعيف تر از ميدان ساحل زادگاهي و چيزي كه نوزادان براي اولين بار در سواحل شرقي اطلس نزديك پرتغال با آن مواجه مي شوند) قرار گرفتند. به سمت غرب شنا كردند.

نتايج مشخص كرد كه لاك پشتها م يتوانند بين شدت ميدان كه د رمكانها يمختلف در طول مسير مهاجرتشان رخ مي دهد تشخيص قايل شوند.به علاوه به اين دليل كه جهت يابي به سمت شرق نزديك كاروليناي جنوبي و به سمت غرب نزديك سواحل پرتقال عملي براي نگهداري لاك پشتهاي جوان درون gyre محسوب مي شود ، نتايج نشان مي دهد كه لاك پشتها مي توانند اطلاعات جغرافيايي را از سااختارهاي ميدان ژئومغناطيسي دريافت كنند.

 

منطقه لانه گذاري لاك پشتهاي دريايي بايد خصوصيات ويژه اي داشته باشد مثلا حتما بايد شني باشد نه گلي يا سنگي . و شن بايد شرايط ايده آل را براي ساخت لانه و گرم كردن تخمها داشته باشد. بايد فاقد شيبهاي تيز ، جنگلهاي حر و ديگر موانعي باشد كه دستيابي به دريا را نا ممكن كند. دماي مناسب براس انكوباسيون و تعيين جنسيت هم بايد وجود داشته باشد. و همچنين تعداد شكارچيان تخم كم باشد. و دستيابي نزديك به جريانهاي اقيانوسي كه مي تواند در انتقال نوزادان به نواحي مناسب رشد به آنها كمك كند.

با دانستن فاكتورهاي مناسب محيطي مشخص است كه مناطق لانه گذاري در طول دوران تكامل ايجاد و از بين مي روند . تغييرات سطح دريا و اقليم ، علاوع بر طوفانها و فرسايش ، مناطق مناسب را نا مناسب و مناطق جديدي به وجود مي آورند كه قبلا مناسب نبوده اند.

از ا»جا كه مناطق زادآوري كم دوام هستند اطلاعات موقعيت يابي مخصوص به مكانهاي خاص بيشتر يادگرفته مي شوند تا اينكه به ارث رسيده باشند و ذاتي باشند. اگر اطلاعات اساسي ساختارهاي مغناطيسي را درگير كند ، توارث به طور موثري مانع تغييرات تدريجي در پارامترها ي ميداني مي شود.: ميدانهايي كه در مكان تخمريزي در هر نقطه از زمان وجود د ارد معمولا از ميدانهايي كه در نسلهاي جديدتر به وجود آمده است تفاوت م يكند. اين توجهات بر اينكه ايا لاك پشتها واقعا به ساختارهاي مغناطيسي براي شناسايي نواحي نوزاديشان تكيه مي كنند سپس هر لاك پشت بايد ساختارهاي مغناطيسي مناسب را در طول زندگيش ياد بگيرد تاكيد ميكنند.

يك امكان اين است كه لاك پشتها ساختارهاي مغناطيسي را در سواحل زادگاهيشان در نوازدي در ذهنشان نقش مي بندد. اين عمل به هر لاكپ شت كمك مي كند كه سفرش را آغاز كند با دانستن ساختارهاي ميداني كه ناحيه زادگاهش را در زمان يكه وارد دريا مي شود مشخص مي كند. در طي سالهاي كه حالت پلاژيك دارد لاك پشت ممكن است بعدا ياد بگيرد كه چگونه پارامترهاي مختلف ميدان در نواحي وسيع اقيانوسي تغيير مي كند. بنابراين سرانجام به عنوان يك بالغ جانور قادر به شناسايي موقعيت خويش به نسبت نواحي زادگاهيش است.

چنين نقش بندي هايي اگر وج.د داشته باشد ممكن است نشان دهنده موارد معدودي باشند كه وزماني كه لاك پشت ساختارهاي مغناطيسي را ياد م يگيرد كه مكان خاصي را نشانه گذاري كند . مثلا لاك پشتها ممكن است ساختارهاي مناطق تغذيه اي را متعاقبا ياد بگيرند كه پس از مهاجرت توليد مثلي بتوانند به آنجا بازگردند. انعطاف پذيري به ارث رسيده در چنين سيستمي ممكن است لاك پشت را قادر سازد كه معلومات خود را در ويژگيهاي مشخص در مناطق مهم ي كه هر بار مي بيند به روز كند تا خطاهاي جهت يابي را به حداقل برساند.

 

 

نوزادهاي لاك پشت هاي دريايي هنگام مهاجرت به دريا از 3 سري متفاوت از نشانه ها استفاده مي كنند:

نوزادان تازه از تخم بيرون آمده راهشان را با خزيدن به سمت افق روشن تر اقيانوسي پيدا م يكنند و از تاريك ي و سايه هاي بر افراشته ريگ هاي روان و رستنيها مي گريزند . اين استراتژي موثر است زيرا اقيانوس نور بيشتري از ستارگان و ماه را از زمين منعكس م يكند. اما وقتي نوزاد وارد دريا مي شود نشانه هاي ديداري را ناديده م يگيرد و مستقيما به سمت موجهايي كه به سمتش مي آيند شنا مي كند. . از ا»جا كه موجها عموما به سمت ساحل مي آيند جهت يابي به سمت موجها لاك پشت را به سمت دريا راهنمايي م يكند.

در آبهاي عميق تر و دورتر زا خشكي ، امواج در هر جهتي به نسبت ساحل حركت ميكنند ، اما نوزاداني كه وارد دريا شده اند هنوز به سمت دريا شنا ميكنند. در اينجا آنها بيشتر به جهت يابهاي مغناطيسي تكيه مي كنند.

نوزادان لاك پشتها اغلب در شب از تخم بيرون مي آيند و شديدا و بي وقفه شنا مي كنند ( frenzy هيجاني ، شوريدگي). كه 24 48 ساعت پس از ورود به دريا صورت مي گيرد.

اين فعاليت ديوانه وار لاك پشت را به آبهاي عميق م يرساند كه در آنجا خطر شكار شدن كمتر است

گزارشاتي از شناي عمودي به سمت پايين وجود دارد وقتي كه پرنده ها يا حت يهواپيما در بالاي سر ظاهر مي شود .اين رفتار غوص يك تطابق رفتاري براي فرار از پرندگان است.

: دوره frenzy كه توسط نوزادان نشان داده مي شود يك خصلت متغير است كه در ميان گونه هاي مختلف و بين جمعيتهاي متفاوت از يك گونه تفاوت ميكند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...