رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

[h=2][/h]

رژيم سياسي در معناي عام كلمه نمودار بافت نهادهاي سياسي و شيوه ي اعمال قدرت و حاكميت سياسي است .قدرت سياسي وقتي در جامعه اي پا به عرصه ي وجود مي گذارد بايد بتواند به گونه اي اعمال شود و بر حسب ساختار نظام شخص يا اشخاصي معين يا نهاد و سازمان و دستگاه مشخصي آن را در عالم عالم خارج تحقق بخشند وبا روش و هدف ويژه اي به مرحله ي اجرا در آورند .مفهوم نظام سياسي از اين التزام زاييده مي شود. در يك جمله رژيم سياسي شيوه وطرز اعمال حاكميت است .

 

انواع رژيمهاي سياسي

 

ارسطو رژيمهاي سياسي را به سه دسته تقسيم مي كند :

 

الف)رژيمهايي كه در آن قدرت فرمانروايي در اختيار يك نفر است

 

ب)رژيمهايي كه قدرت فرمانروايي در دست گروه معدودي است

 

ج)رژيم هايي كه فرمانروايي توسط همه ي مردم صورت ميگيرد

 

ارسطو در اين تقسيم بندي دو ضابطه ي كمي و كيفي را در مشخص كردن كردن تمايزات رژيمهاي سياسي مورد نظر قرار داده است وي اولا اين رژيمها را بر پايه ي تعداد زمامداران تقسيم نموده و دوما در معيار كيفي اين نكته را مد نظر دارد كه آيا قدرت به سود همگان به كار برده ميشود يا به سود زمامدار ؟

بنا بر اين اگر در جامعه اي , فرمانروا يك نفر باشد رژيم سلطنتي (مونارشي , Monarchie ) حاكم است . پادشاه با قدرت مطلق فرمان مي راند و و در حكم گذاري تابع كس ديگري نيست . يعني قدرت را با كس ديگري تقسيم نمي نمايد .

رژيم هايي كه حكومت توسط همه ي مردم انجام ميشود طبق نظر ارسطو , جمهوري ( Republique ) است و ...

ما در ادامه ي مطلب با الهام از اين طبقه بندي ارسطو انواع رژيمهاي سياسي , را مورد بحث و بررسي دقيق قرار ميدهيم

 

منوكراسي (
Monocratie
) يكتا سالاري

 

در اين نوع رژيم ها قدرت در دست يك نفر متمركز است و اين صاحب قدرت آن را متعلق به خود مي داند .ما بين ايجاد كننده ,پايه گذار دولت يا نظام سياسي و دارنده ي آن فاصله اي نيست .مفهوم قدرت آنچنان با مفهوم قدرت شخصي يكي شده كه جدا كردن آن به آساني مقدور نيست . شخص منوكرات (صاحب قدرت ) در راس سلسله مراتب سياسي قرار ميگيرد و عالي ترين مقام ممكن را به خود اختصاص ميدهد .پس الزاما در نقش يكتا سالاري , قتدار گرايي نيز هست و از آنجا كه شخص يا نهاد و سازماني وجود ندارد تا بتواند دامنه ي گسترده ي اقتدار وي را محدود كند , بنابراين علكردهاي وي در چنين سيستمي بر حسب مورد استبداد راي , خودكامگي , مطلق گرايي و امثال اينهاست !

 

منوكرات براي استحكام بخشيدن به قدرت خود معمولا از راههاي گوناگوني عمل ميكند . اولا بدست آوردن قدرت را به مشيت يا قضا و قدر و اراده اي فوق اراده هاي انساني يا نبوغ و استعداد خارق العاده ي خود منسوب ميكند و در اين رهگذر ميكوشد تا براي حقانيت و مشروعيت قدرت خود محملي تدارك نمايد .

دوما با نهادينه كردن قدرت شخصي يا موروثي كردن قدرت , پايه هاي تداوم اقتدار خويش را فراهم ميكند . اقدام به نام تاريخ ,منافع ملي , انجام ماموريت ماورا طبيعي همه و همه در جهت تحكيم قدرت شخصي و تثبيت لزوم آن به وسيله ي شخص زمامدار است .

 

از ديدگاه فكري و تاريخي , صورتهاي منوكراسي گوناگون و مختلف بوده و هستند .در نخستين تقسيم بندي مي توان منوكراسيهاي كهن (كلاسيك ) را از منو كراسيهاي جديد تميز داد .منو كراسيهاي كهن قبل از تجربه هاي دمكراتيك وجود داشته اند ,در حالي كه منوكراسيهاي جديد در واكنشي عليه دمكراسي ها و مردم سالاري هاي به وجود آمده اند كه به عنوان مثال در آلمان و ايتاليا رژيم هاي منوكراتيك نازي و فاشيست را مي توان مثال زد.

 

منوكراسيهاي كلاسيك

 

يكتا سالاري از نوع تاريخي آن را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد

 

الف) پادشاهي مطلق

 

ب) خودكامگي

 

ج) نظام هاي ديكتاتوري

 

 

پادشاهي مطلق

 

در رژيم پادشاهي مطلق , كليه ي اختيارات ممكن نظير قانونگذاري , اجرايي و قضايي به يك تن يعني پادشاه مطلق تعلق دارد . موروثي بودن قدرت از پايه هاي اساسي اينگونه رژيم هاست . حقانيت نظام در شخص پادشاه و سلسله ي وي متجلي است و خارج شدن قدرت از خاندان شاهي خلاف اصل جلوه ميكند . قوانين ويژه اي در مورد فرمانروايي پادشاه مطلق,

به آن صورت عادي و طبيعي مي دهد كه در طول تاريخ ميتوان نمونه هاي بسياري از اين منوكراسي را در جوامع گوناگون يافت

 

 

خودكامگي

 

در رژيم هاي خود كامه به خلاف پادشاهي مطلق فرمانروا داراي خود سري و تصميمات يك جانبه و خارج از موازين و نهاد هاي موجود جامعه است . خودكامه كسي است كه قدرت را به زور قصب ميكند و و در مورد حفظ يا انتقال آن قاعده و قانوني نمي شناسد .در اصطلاحات جديد واژه ي(( استبداد )) را بيشتربجاي خودكامه به كار مي برند . اساسا خود كامگي در ذات خود فاسد و موجب خراب شدن نهاد هاي منظم و و از ميان رفتن ابتكار خود جوش جامعه است و سرانجام موجب از ميان رفتن بسياري از ارزشها و عملكردهاي سعادت آفرين خواهد بود

 

ديكتاتوري

 

ديكتاتوري يكي از اشكال مهم منوكراسي است . قدرت سياسي به طور كامل در شخص ديكتاتور متمركز ميشود و كليه ي وظايف و اعمال ويژه ي حكومت در يد اختيار وي واقع مي گردد . ديكتاتوري به دنبال شرايط استثنايي و خارق العاده رخ ميدهد . استقرار اين رژيم به معناي امحاء آزادي هاست زيرا نتيجه ي منطقي تمركز قدرت ,از ميان رفتن حقوق فردي و دسته جمعي مردم است .

 

ديگر اينكه رژيم ديكتاتوري قاعدتا از لحاظ زماني محدود و و لذا موقتي است اين پديده در صورتي كه تغيير ماهيت بدهد مثلا توسط شخص ديكتاتور داراي مقرراتي براي جانشني گردد ديگر ديكتاتوري به معناي اخص كلمه نيست و بايد نام ديگري مانند سلطنت مطلقه براي آن انتخاب كرد . ( براي كسب اطلاعات جامع تر و تكميلي در اين باب رج
اصول حقوق عمومي
اثر موريس هوريو
Maurice Hauriou
)

 

 

 

منوكراسي هاي جديد (معاصر )

 

در اينگونه رژيم ها مانند منوكراسيهاي كلاسيك,قدرت واقعا در نهايت به يك فرد متعلق است و يا اينكه در وجود صاحب اقتدار واقعي تجسم بخشيده ميشود .كليه ي مجالس و شورا ها در عمل داراي قدرت واقعي نيستند و نقش آنها بسيار محدود و يا عملا در حكم معدوم است .

 

اگر در منوكراسيهاي كلاسيك مردم عادي فقط مورد فرمانروايي واقع مي شوند و بايد اثرات ديكتاتوري را تحمل كنند , در منوكراسيهاي نو از عامل مردم به عنوان بهانه , مقصد و مقصود براي استقرار تمركز قدرت استفاده ابزاري به عمل مي آيد . شركت مردم ,راي مردم , همه پرسي يا ساير اشكال مشاركت ,همه در جهت استقرار ديكتاتوري بسيج ميشوند . استفاده از آراي مردم به گونه اي نيست كه براي مخالفان جايي بگذراد . اين ابزارها براي مردم مانند رژيم هاي دمكراتيك براي وصول به قدرت يا مشاركت در قدرت نيست ,بلكه به منظور استقرار قدرت مسلم ديكتاتوري و پشتيباني از آن مورد بهره برداري قرار ميگيرد

 

نظريه پردازان در نظامهاي منوكراسي جديد كوشيده اند تا اينگونه رژيم ها ار از قيد محدوديت زماني و مكاني خارج كنند . بعنوان مثال موسوليني رهبر فاشيم در ايتاليا از قرن فاشيسم سخن ميگفت و هيتلر پيشواي ناسيونال سوسياليسم آلمان سخن از هزاره ي نازيسم به ميان آوردند . تداوم اينگونه يكتا سالاري ها به وسيله ي تئوري ها و ايدوئولوژي هاي گوناگوني توجيه مي شوند . شوروي ها ضمن قبول خصلت موقتي ديكتاتوري طبقه ي كارگر با پيش كشيدن برخي واقعيت هاي تاريخي اعتقاد داشتند از آنجا كه جامعه ي بورژووازي قرنها به طول انجاميده بنابراين از ميان بردن آثار آن ميتواند دهها سال به طول انجامد . بنابراين مجموع ديكتاتوري هم لازم و هم آرماني جلوه داده مي شد .

 

در آلمان نازي مجلس رايشتاك به ندرت قانونگذاري مي كرد هر چند كه در عالم نظر و حقوق اختيار آن را داشت اما قانون ثمره و محصول اراده ي پيشوا بود. هيتلر هم رييس كشور بود هم رييس دستگاه اجرايي هم قانونگذار برتر و همچنين داراي بالاترين مقام قضايي تلقي مي شد . همچنين فرماندهي كل قوا نيز با او بود و عملا ديكتاتوري بلامنازع بود كه تمامي قدرت سياسي و اختيارات قواي سه گانه را در خود جمع كرده بود .

همينطور در كشور پهناور اتحاد جماهير شوروي استالين بعنوان ديكتاتور مطلق بر اين كشور حكمراني مي نمود . او به بركت جنگ و شرايط اقتصادي رييس شوراي كميسر هاي توده اي و مارشال ارتش و فرمانده ي كل قوا گرديد .بنابر اين كليه ي قواي نظامي و غير نظامي را در خود گردآورد و زير لواي يك ايدئولوژي نظرات شخصي خود را سالها بر جامعه شورروي تحميل كرد !

 

 

توتاليتريسم

 

آخرين مشخصه ي منوكراسيهاي جديد توتاليتريسم يا همه گيري آنهاست , يعني دولت واحد ,حزب واحد , ايدئولوژي واحد كه محصول فرمانروايان مي باشد كه در صددند تا آنها را از طبقه ي فرمانروا به همه ي قشرهاي جامعه گسترش دهند و زندگي اجتماعي را در خود فرو گيرند . انسانها نه فقط در بعد سياسي بلكه در ساير ابعاد اجتماعي, اخلاقي, فرهنگي و حتي جزئي ترين جوانب زندگي خصوصي بايد از مشي رسمي و دولتي تبعيت كنند . بنا به گفته ي دلو (
Joseph Delos
) دولتي را ميتوان توتاليتر گفت كه ادعا دارد با جامعه قرين بوده و آن را در پوشش خود قرار ميدهد و با آن متشبه است ( ايدئولوژي حاكم بر سازمانهاي صنفي 1936 صفحه ي 323 )

 

اين اصطلاح ( (
Totalitarianism
در دهه ي 1920-30 به عنوان بخشي از ايدئولوژي فاشيست ايتاليا ظهور كرد
،
موسيليني دولت توتاليتر فاشيستي را به طور خلاصه چنين تعريف ميكند :

همه چيز در دولت
،
هيچ چيز بيرون از دولت
،
و هيچ چيز بر عليه آن

في الواقع نظام هاي توتاليتر را ميتوان نوعي ديكتاتوري افراطي ناميد . اينگونه نظامها را ميتوان بر اساس نشانگان (
Syndrome
) و ويژگيهايي كه دارند مورد شناسايي قرار داد . اصلي ترين اين ويژگيها از ديدگاه صاحبنظران به قرار زير ايت

1)ايدئولوژي

2)حزب واحد (معمولا به رهبري يك شخص )

3)پليس ارعابگر

4)انحصار وسايل ارتباط جمعي

 

5

)انحصار و كنترل سلاح و تسليحات

6)اقتصاد متمركز و هدايت شده

7)بسيج عمومي توده ها توسط دولت

 

با توجه به مطالب فوق ايدئولوژي رژيم توتاليتر منبع غايي اهدافي است كه ديكتاتور ها از طريق انقلابها ي سياسي اجتماعي و و فرهنگي و اقتصادي در صدد نيل به آنها هستند . در واقع توتاليتريزم به مثابه يك انقلاب واقعي هميشه مستلزم به يك انقلاب دايمي است كه براي نسل ها به طول مي انجامد و مسايل ملال آوري را مكررا تكرار ميكند

اهداف بنيادين و گسترده ي ايدئولوژي و همچنين لغزش ناپذيري فرضي آن كاربرد ارعاب را توجيه ميكند
،
التزام و تعهد رژيم توتاليتر به لغزش ناپذيري ايدئولوژي (( تمايل شديد به وحدت و يكپارچگي )) ايجاد ميكند

اصولا در هر نظام توتاليتر
،
سازماني تحت عنوان
پليس ارعابگر وجود دارد كه وظيفه ي آن قرار دادن جامعه در معرض ارعاب مطلق
Total terror
را بعهده دارد .

رژيم توتاليتر پس از نابودي دشمنان آشكار نظام
،
پليس ارعابگر خود را متوجه بخشهاي جامعه و حتي خود حزب معطوف ميكند و در همه جا در پي يافتن مخالفان واقعي يا بلقوه اي است كه از يكپارچگي توتاليتر سرپيچي ميكنند

رهبر در رژيم توتاليتر عمود خيمه ي نظام سياسي است .زيرا اولا نسبت به همه ي رهبران سياسي پيشين از قدرت تقريبا مطلقي برخوردار است و دوماً تجسم شكل بي همتايي از رهبري داشته كه متضمن خصايل عاطفي و شبه روحاني يا كاريزماتيك ميباشد . همچنين حزب سياسي وابستگي كامل به شخص رهبر داشته به نحوي كه بيشتر تابع و دنباله رو وي است تا اينكه سازماني واقعي با اختيارات خاص خود باشد

به طور كلي دونوع رژيم توتاليتر را در جهان ميتوان از هم تفكيك نمود :

 

الف) رژيم هاي توتاليتر فاشيستي ( ايدوئولوژي نژاد پرستانه و ناسيوناليستي و اقتصاد مبتني بر مالكيت خصوصي) رژيم هاي هيتلر در آلمان نازي موسيليني در ايتاليا

 

ب) رژيم هاي توتاليتر كمونيستي (داراي اقتصادي دولتي و در تعارض با مالكيت خصوصي ) رژيم استالين در روسيه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...