pianist 31130 ارسال شده در 5 مهر، 2011 سلام دوستان قصد دارم در این تاپیک از حرفها و اندیشه های درونی خودم بگم حرفهایی که گاه گفتنش موجب دردسر میشه و نگفتنش باعث رنج و ملال!!! [FLASH=width=1 heigh=1] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام [/FLASH] 47
pianist 31130 سازنده ارسال شده در 16 آبان، 2011 یاد بازی گردو ، شکستم افتادم من یه قدم جلو میام تو یه قدم جلو میای دوباره من یه قدم و.... هر لحظه به هم نزدیک و نزدیکتر میشیم حس عجیبی داره با برداشتن هر قدم برای دیدن قدم های بعدی مشتاق تر میشیم و در آخر... و در لحظه ی آخر وقتی خیلی به هم نزدیک شدیم یکی پا میزاره روی پای اون یکی و همه چیز تموم میشه! آره یه نفر پیروز میشه و یه نفر بازنده داشتم فکر میکردم روابط بین ما آدما هم مثل همین بازی میمونه! 28
pianist 31130 سازنده ارسال شده در 16 آذر، 2011 میخوام پرواز کنم! آره پرواز... هر چند... هوای شهر آلوده ست... ولی شاید یه گوشه ای ، یه شاخه درختی و یا شاید اگه یه خورده تلاش کنم بتونم خودمو برسونم به قله... اونجاست که میتونم با خیال راحت نفس بکشم..! :smiley-gen165: 21
pianist 31130 سازنده ارسال شده در 25 دی، 2011 [FLASH=width=25 heigh=25] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام [/FLASH] 26
pianist 31130 سازنده ارسال شده در 20 تیر، 2012 یکسال پیش... او رفت... چه بجا ماند... یک جفت کفش... یک عصای چوبی.... یک چادر نماز.... و اندکی وسایل دیگر... که دیگر جلوی چشم نیست... اینها اندک اند اما... چیزی که ماند یک دنیا خاطرست... و اشک... یادمان نمیرود هرگز... خدایت رحمت کند... 20
pianist 31130 سازنده ارسال شده در 14 تیر، 2013 دقیقا مشکل همینجاست... که من یکرنگم و... تو رنگارنگ...! 15
pianist 31130 سازنده ارسال شده در 21 مهر، 2013 قبلا هم گفته بودم وابستگی آدم رو از پا در میاره، آدم باید به زندگی امید داشته باشه و ثابت قدم باشه... اینروزها احساس میکنم در استانه تغییر بزرگی قرار گرفته ام و باید بپذیریم که رویایی زندگی کردن اصلا خوب نیست. باید چشم هارو باز کرد و حقایق زندگی رو دید و باید با قدرت و قاطعیت قدم برداشت. خدایا اینروزها بهمون فهموندی که چقدر تنها شدیم ولی حداقل خودت دستمونو بگیر و تنهامون نذار. پذیرفتن بعضی حقایق شاید سخت باشه ولی حداقل باعث میشه آدم قوی بشه و احساسی برخورد نکنه. مثل زندگی توی همین فضای مجازی که بنظر من جز به دیده یه محیطی کاری و سرگرمی نباشد بهش نگاه کرد ولی خیلی وقتا ما بیش از حد غرق اون شدیم. حالا... ممنون از دوستایی که در اندیشه های پیانیست رسه زدن و روی تاپیک من کلیک زدن چه اونهایی که فقط خواندند و چه اونهایی که گاهی همدردی کردند. من هیچوقت پیانیست نشدم به همین دلیل باید نام دیگری برای خودم انتخاب کنم. 13
ارسالهای توصیه شده