رفتن به مطلب

تمساح و کودک


ارسال های توصیه شده

فیلسوفان یونانی دوست داشتند درباره تمساحی سخن بگویند که کودکی را از مادرش می رباید.

تمساح:می توانم کودکت را بخورم ؟ پاسخ درست بده تا کودک را سالم به تو برگردانم .

مادر :ای وای ! می خواهی کودکم را بخوری.

تمساح:چه باید بکنم ؟ اگر کودک را به تو برگردانم تو سخن نادرست گفته ای.من باید او را خورده باشم....که این طور, پس او را برنخواهم گرداند.

مادر:تو باید این کار را بکنی.اگر کودکم را بخوری , من سخن درست گفته ام و تو باید او را پس دهی .

تمساح بیچاره آن قدر دو دل بود که کودک را رها کرد.مادر کودک را قاپید و در رفت.

تمساح : لعنت بر این بخت و اقبال.ای کاش گفته بود من باید کودک را پس می دادم (در ان صورت) غذای لذیذی خورده بودم .

این داستان نمونه ای از پارادوکس ریاضیات و علوم بود .

  • Like 1
لینک به دیدگاه
×
×
  • اضافه کردن...