.MohammadReza. 19850 ارسال شده در 14 اسفند، 2010 از يك استاد سخنور دعوت بعمل آمد كه درجمع مديران ارشد يك سازمان ايراد سخن نمايد. محور سخنرانى درخصوص مسائل انگيزشى و چگونگى ارتقاء سطح روحيه كاركنان دورميزد. استاد شروع به سخن نمود و پس از مدتى كه توجه حضار كاملا" به گفته هايش جلب شده بود، چنين گفت: "آرى دوستان، من بهترين سالهاى زندگى را درآغوش زنى گذراندم كه همسرم نبود". ناگهان سكوت شوك برانگيزى جمع حضار را فرا گرفت! استاد وقتى تعجب آنان را ديد، پس از كمى مكث ادامه داد: "آن زن، مادرم بود". حاضران شروع به خنديدن كردند و استاد سخنان خود را ادامه داد... - - - تقريبا" يك هفته از آن قضيه سپرى گشت تا اينكه يكى از مديران ارشد همان سازمان به همراه همسرش به يك ميهمانى نيمه رسمى دعوت شد. آن مدير از جمله افراد پركار و تلاشگر سازمان بود كه هميشه خدا سرش شلوغ بود. او خواست كه خودى نشان داده و در جمع دوستان و آشنايان با بازگو كردن همان لطيفه، محفل را بيشتر گرم كند. لذا با صداى بلند گفت: "آرى، من بهترين سالهاى زندگى خود را درآغوش زنى گذرانده ام كه همسرم نبود!". همانطورى كه انتظارميرفت سكوت توام با شك همه را فرا گرفت و طبيعتا" همسرش نيز دراوج خشم و حسادت بسر ميبرد. مدير كه وقت را مناسب ميديد، خواست لطيفه را ادامه دهد، اما از بد حادثه، چيزى به خاطرش نيامد وهرچه زمان گذشت، سوءظن ميهمانان نسبت به او بيشتر شد، تا اينكه بناچار گفت: "راستش دوستان، هرچى فكر ميكنم، نميتونم بخاطر بيارم آن خانم كى بود!". نتيجه اخلاقى: Don't copy; if you can't paste 8
غایب 4790 ارسال شده در 14 اسفند، 2010 شما خیلی انگلیسی دوست داشت؟ پس فارسی رو کی پاس داشت. هر چیزی جای خود داشت. مگه نداشت؟ 3
.MohammadReza. 19850 مالک ارسال شده در 14 اسفند، 2010 شما خیلی انگلیسی دوست داشت؟ پس فارسی رو کی پاس داشت. هر چیزی جای خود داشت. مگه نداشت؟ منظورت تایپیکه یا امضام؟ 3
غایب 4790 ارسال شده در 14 اسفند، 2010 منظورت تایپیکه یا امضام؟ منظورم یه چاغ سلامتی بود که بگم دوستت میداریم. 3
.MohammadReza. 19850 مالک ارسال شده در 14 اسفند، 2010 تصادفا یه لنگه کفش پاشنه بلند تو هوا جاری نشد؟ تصادفی نبود کاملا عمدی بود 1
ارسال های توصیه شده