رفتن به مطلب

«من هیچ، من نگاه»


ارسال های توصیه شده

خرمن

بر چاپق من می سوزد

و آفتاب ظهر خوزستان

بر چهره پدر

بهار

و سه فصل دیگر

چه خون دلی می خورد

ـ پدر

تا تاکها

قطره قطره

شرابی شوند

چه خون دلی می خورد

ـ مادر

تا گندمها

دانه دانه

آفتابی شوند

... بیچاره پدر

«من هیچ، من نگاه»

می روم تا دوربینم را بردارم

و از پینه های دستشان عکسی بگیرم

... بیچاره مادر

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...