تغيير سيماي روستاهاي ايران در دهه هاي اخير بسيار سريع بوده است؛ به طوري كه پژوهشگران درپي پاسخ به چگونگي اين تغييرات و نيز در جستجوي آسيب هاي فرهنگي آن برآمده اند. در اين ميان، عده اي خواهان حفظ چهره ي سنتي روستا و عدم دگرگوني آن مي باشند و گروهي نيز چنين تحولاتي را اجتناب ناپذير و نتيجه ي گسترش زندگي شهرنشيني و تبعات افزايش مهاجرت از روستا به شهر مي دانند. اين نوشتار سعي بر آن دارد تا عوامل فرهنگي اين دگرگوني ها را مورد توجه قرار دهد و به لزوم بهينه سازي عملكرد بناهاي روستايي بپردازد. اطلاعات اين مقاله بر اساس مطالعات كتابخانه اي و مشاهدات ميداني گردآوري شده ي بيش از نود روستا در پهنه هاي جلگه اي، كوهپايه و كوهستاني استان گيلان و با روش تحقيق علي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. به همين سبب ابتدا به بررسي تعريف فرهنگ و ارتباط آن با معماري پرداخته شده و اهميت بررسي معماري به عنوان يكي از مهم ترين مظاهر فرهنگ و خصايص اجتماعي، بيان گرديده است. سپس لزوم تغيير در جوامع سنتي روستايي و دگرگوني نسبي معماري مسكوني روستاها با توجه به تغييرات فرهنگي در ارتباط با فضاهاي عمومي و خصوصي خانه هاي روستايي گيلان مطرح شده است. اين پژوهش با هدف تاكيد بر تغيير راهكارهاي معماري در ارتباط با نيازهاي زندگي امروز روستاييان بوده و تاثير فرهنگي بر طراحي الگوي مناسب و جديد مسكن روستايي را مورد توجه قرار داده است.
نویسندگان: مژگان خاكپور، علي شيخ مهدي
دانلود مقاله