-
تعداد ارسال ها
5279 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط Astraea
-
هخامنشیان در اقامتگاه های خود بناهایی را می ساختند که می بایستی مبین قدرت و عظمت حکومت باشد. در دوران هخامنشیان یک سبک معماری مخصوصی به وجود آمده بود که در آن سنن و آداب ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشتیان جلوه گری می کرد. یکی از آثار اولیه معماری هخامنشیان، کاخ کورش است که در نخستین اقامتگاه هخمانشیان در پاسارگاد (پازارگاد) بنا شد و عبارت از یک رشته ساختمانهایی بود در میان باغ و محصور به دیوار. در ویرانه این کاخ، کتیبه بسیار قدیمی محفوظ مانده که می گوید : "من هستم کورش شاه هخامنشی." در پاسارگاد آرامگاه کورش نیز محفوظ مانده و آن بنای کوچکی است از سنگ که شبیه به خانه مسکونی با سقف دو پوششی و در روی پایه و شش پله پله بلند قرار گرفته است. در این بنا هیچ گونه تزئیناتی وجود ندارد. این مقبره از سایر مقبره های پادشاهان، که به معنی و مفهوم واقعی کلمه از بناهای معماری بشمار نمی روند، متمایز است و عبارت از حفره ای است که در درون صخره ای به وجود آمده و با برجستگی های حجاری و تزئینات معماری تزئین شده است. طبق گفته مورخان باستانی در این مقبره بر روی بستر طلا جسد مومیایی شده کورش قرار داشته است. در پاسارگاد و نقش رستم که مقبره پادشاهان در آنجا قرار دارد، ابنیه عجیبی به شکل برج های بلند که فاقد پنجره و تزئینات است، باقی مانده و اینطور به نظر می رسد که این بناها در قدیم معابدی بوده اند. داریوش در کتیبه خود در بیستون می نویسد که وی معابدی را که گوماتا (یکی از مغ های شورشی) ویران کرده بود تجدید بنا کرده است. علاوه بر برجهای اسرارآمیزی که اشاره شد، از آثار مذهبی، محراب های بزرگ سنگی و محل هایی را می توان ذکر کرد که به منظور پرستش اختصاص داشته و مسقف نیستند. در تخت جمشید که از دوره سلطنت داریوش اقامتگاه پادشاهان بوده، ابنیه به سبک کاخ ها اهمیت زیادی دارد. کاخ های تخت جمشید در روی یک سکوی بلند قرار گرفته و با وجود داشتن اشکال مختلف معماری ساختمان واحدی را تشکیل می دهند که قدرت و عظمت دولت هخامنشیان را نمایان می سازد و از آثار ملتی است که موسس و موجد هنر و صنعت دوره هخامنشیان بوده است. کلیه این ابنیه، به استثنای یکی از آنها که به دوره اردشیر سوم تعلق دارد، طبق فرمان داریوش و خشیارشا بنا شده و ما می توانیم از روی آنها در باره وسعت فعالیت ساختمانی این پادشاهان و سبک معماری دوران شکوه و جلال دولت هخامنشیان قضاوت کنیم. در تخت جمشید دو نوع ساختمان به خوبی به چشم می خورد یکی "تاچار" قصر زمستانی، که در زمان داریوش ساختمان آن آغاز گردید و دیگری "آپادانا" سالن روبازی که بر روی ستونهای بلند باریک با پوشش چوبی استقرار دارد. این قصر در زمان داریوش بنا شد و در زمان خشیارشا و اردشیر اول تجدید گردید. سالن صد ستونی هم که در زمان خشیارشا بنا شده از همین نوع محسوب می شود. بنای قصر داریوش که در اقامتگاه دیگر پادشاهان در پایتخت قدیم عیلام، یعنی شوش ساخته شده، نوع دیگری است. در آنجا ابنیه قصر در اطراف حیاط مرکزی بر صبق اصول معماری ماورای دجله و فرات متمرکز شده است. کلیه این آثار مختلف معماری، حاکی از سنن مختلفی است که بر اساس آنها سبک معماری دوران هخامنشیان به وجود آمده است. تردیدی نیست که هنر هخامنشیان از لحاظ این که یک هنر درباری بوده و از لحاظ عظمت و جلال می بایستی قدرت و جبروت پادشاهان را نمایان سازد، به دست ملل و قبایل گوناگون بنا شده و خود ایرانیان در بنای آن کمتر کار کرده اند. در این هنر علاوه بر عناصر هنر محلی ایرانی، عناصری نیز از هنر بین النهرین و مصر و یونان نیز به چشم می خورد. در شوشو از روی کتیبه داریوش اول معلوم می شود که استادان کلیه ملل در ساختمان کاخ، که نشانه قدرت و عظمت حکومت هخامنشیان بوده است، شرکت داشته اند.
-
مهمترین سنگنوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگنبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگنوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سالهای حکمرانی اش که مشکلترین سالها حکومت وی نیز بود،به طور دقیق روایت میکند. این سنگنوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.به واقع با وجود فراوانی منابع میانرودانی، مصری، یونانی و لاتین نمیتوان با تکیه بر آنها نسبشناسی کاملی از خاندان هخامنشی از هخامنش تا داریوش را به دست آورد. برای این منظور متن سنگنوشته بیستون فرصت مناسبی را در اختیار مورخ قرار میدهد که در آن شاه شاهان نوشته بلند خود را با تایید مجدد رابطه اش با خاندان شاهنشاهی پارسیان آغاز میکند و به تدریج اخلاف خود را نام میبرد: ویشتاسپ، آرشام، آریارمنه، چاایش پیش و هخامنش. این تبارشناسی به دلایل مختلف مدتهای طولانی مورد ایراد قرار گرفته بود. زیرا در این فهرست نام دو نفر از شاهان هخامنشی که پیش از داریوش حکومت میکردند یعنی کوروش بزرگ و کمبوجیه اول به چشم نمیخورد. همین مسأله موجب شدهاست که مفسران سنگنوشته، نسبت به محتوای سنگنوشته داریوش با شک و تردید نگاه کنند و او را غاصب پادشاهی هخامنشیان بدانند که با نوشتن این سنگنوشته سعی داشته است برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود از نگاه آیندگان، شجرنامه خود را دست کاری کند.موافق نوشتههای هرودوت، لوحه نبونید پادشاه بابل، بیانیه کوروش بزرگ (استوانه کوروش)، کتیبه بیستون داریوش اول، و کتیبههای اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی، ترتیب شاهان این سلسله تا داریوش اول چنین بودهاست: هخامنش 1 چاایش پیش اول 2 کمبوجیه اول 3 کوروش اول 4 چاایش پش دوم شاخه اصلی: 5 کوروش بزرگ (دوم) 6 کمبوجیه دوم (فاتح مصر) 7 کوروش سوم 8 کمبوجیه سوم شاخه فرعی: آریا رومنه ارشام ویشتاسب 9 داریوش بزرگ (اول)
-
هرودوت میگوید: پارسیها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادرنشین تقسیم شدهاند. شش طایفه اول عبارتاند از: پاسارگادیان، رفیان، ماسپیان، پانتالیان، دژوسیان و گرمانیان. چهار طایفه دومی عبارتاند از: داییها، مردها، دروپیکها و ساگارتی ها. از طوایف مذکور سه طایفه اول بر طوایف دیگر، برتری داشتهاند و دیگران تابع آنها بودهاند.مطابق منابع یونانی، در سرزمین کمنداندازان ساگارتی (زاکروتی، ساگرتی) (همان استان کرمانشاه کنونی) مادیهای ساگارتی می زیستهاند که شکل بابلی- یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان غرب فلات ایران دادهاند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف ماد و پارس از منشا همین طایفه ساگارتیها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی جنوب دورانی طولانی را در مناطق ماد می زیستند و بعدها با ضعف دولت ایلام، نفوذ طوایف پارس به خوزستان و نواحی مرکزی فلات ایران گسترش یافت و رو به جنوب رفتهاند.طبق نوشتههای هرودوت، هخامنشیان از طایفه پاسارگادیان بودهاند که در پارس اقامت داشتهاند و سر سلسله آنها هخامنش بودهاست. پس از انقراض دولت ایلامیان به دست آشور بنی پال، چون مملکت ایلام ناتوان شده بود پارسیها از اختلافات آشوریها و مادیها استفاده کرده و انزان یا انشان را تصرف کردند. این واقعه تاریخی در زمان چاایش پیش دوم روی دادهاست. با توجه به بیانیههای کوروش بزرگ در بابل، او نسب خود را به چاایش پیش دوم، میرساند و او را شاه انزان میخواند. پس از مرگ چاایش پیش، کشورش میان دو پسرش «آریارومنه» پادشاه کشور پارس و کوروش که بعداً عنوان پادشاه پارسواش به او داده شد، تقسیم گردید. چون در آن زمان کشور ماد در اوج ترقی بود و هووخشتره در آن حکومت میکرد، دو کشور کوچک جدید، ناچار زیر اطاعت فاتح نینوا بودند. کمبوجیه فرزند کوروش اول، دو کشور نامبرده را تحت حکومت واحدی در آورد و پایتخت خود را از انزان به پاسارگاد منتقل کرد.
-
پارسها مردمانی از "نــژاد آریــایــی" بودند که مشخص نیست از چه زمانی به فلات ایران آمده بودند. آنان از قوم آریایی پارس یا پارسواش بودند که درکتیبههای آشوری از سده نهم پیش از میلاد مسیح نام آنان آمدهاست. پارسها همزمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. با ضعف دولت ایلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان و نواحی مرکزی فلات ایران گسترش یافت.برای نخستین بار درسالنامههای آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق.م، نام کشور «پارسوآ» در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شدهاست. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسواش همان پارسیها بودهاند. تصور میشود اقوام پارسی پیش از این که از میان دورههای جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در این ناحیه توقف کوتاهی نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد در ناحیه پارسواش، روی دامنههای کوههای بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیهای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. از کتیبههای آشوری چنین استنباط میشود که در زمان شلم نصر (۷۱۳-۷۲۱ ق.م) تا زمان سلطنت آسارهادون (۶۶۳ ق.م)، پادشاهان یا امراء پارسوا، تابع آشور بودهاند. پس از آن درزمان فرورتیش (۶۳۲-۶۵۵ ق.م) پادشاه ماد به پارس استیلا یافت و این دولت را تابع دولت ماد نمود.
-
هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» میرساندند که سرکرده طایفه پاسارگاد از طایفههای پارسیان بودهاست. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی میدانند.به قدرت رسیدن پارسیها و سلسله هخامنشی (۳۳۰-۵۵۰ قبل از میلاد) یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان میدانند.
-
navvy=کارگر
-
کمال همنشین در من اثر کرد!!!!
- 752 پاسخ
-
- 2
-
-
وقتي غمگيني...............................
Astraea پاسخی برای pianist ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
من وقتی غمگینم اصلا سراغ خدا نمیرم...چون اینجوری ادم از خدا بدش میاد و همش حرفای نازیبا بهش میزنه...فقط تو شادیام میرم سراغش و ازش سپاسگزاری میکنم..:ws21: از وقتی این روالو در پیش گرفته ام کمتر غمگین میشم و غما زودتر از بین میره!!!چون خدا دوست داره باهاش حرف بزنم..:ws37: تجربه منو امتحان کنین...- 56 پاسخ
-
- 2
-
-
enemy=دشمن
-
وقتي غمگيني...............................
Astraea پاسخی برای pianist ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
گریه کن گریه قشنگه...گریه سهم دل تنگه....:ws44: گریه کن دوست گلم،بخدا حالت خوب میشه!!!پی کسی هم نباش که باهاش درددل کنی!!!:icon_gol:گشتم نبود...نگرد نیست....- 56 پاسخ
-
- 1
-
-
equal=مساوی
-
وقتي غمگيني...............................
Astraea پاسخی برای pianist ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
من گریه میکنم...:ws44: با خدا هم اصلا حرف نمیزنم...حتی با خودمم حرف نمیزنم...فقط گریه میکنم...گاهی چند ساعت پشت سر هم!!!- 56 پاسخ
-
- 2
-
-
وقتي غمگيني...............................
Astraea پاسخی برای pianist ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
چشه!!!!انجمن به این باحالی!!! خوب بچه ها خداروشکر دپ نیستن.... -
مرسی...:icon_gol: منظور؟راهنمایی کنین!!!یعنی کلی گفتم؟؟؟!!میدونم همه اینجوری نیستن اما اکثر استادا این خصیصه رو دارن...:icon_pf (34):
- 6 پاسخ
-
- 3
-
-
این است ایراااااااااااااااان ما........
Astraea پاسخی برای Javid Maleki ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
باید بنویسین: این بود ایران ما....:ws44:- 10 پاسخ
-
- 1
-
-
اینجا که اگه یه دانشجو باهوش باشه استادا از حسادت میترکن... تو محیط کار هم میخوان نیروهای متخصص و دانشمندرو مهار کنن....نمونه اش اشنای ما تو انرژی اتمی نطنز کار میکرد...دیگه بقیشو نمیشه گفت...اما فقط زد و بند بازی!!!
- 6 پاسخ
-
- 3
-
-
دیگه در این حد که ایرانیا خنگ نیستن!!!
- 11 پاسخ
-
- 1
-
-
اما تعارف زیاد همین میشه گاهی...البته به آدمشم بستگی داره!! آخی.... منم پسر خالمو از عید تا حالا ندیده ام!!! وقتی مامانش کتکش میزد ،من بهش میگفتم بیا بریم تو کوچه بازی کنیم!!صبح میرفتیم عصر برمیگشتیم!!دوباره مامانش اونو میزد..اما مامان من قربونم میرفت و نگرانم میشد!!!:ws28:
- 52 پاسخ
-
- 2
-
-
چون اصلا نمیدونیم کی هستیم و خودشناسی یعنی چی؟؟!! منظورم اینه که نمیدونیم کدوم از جنبه از شخصیت یا رفتارمونو باید بررسی کنیم...
- 25 پاسخ
-
- 1
-
-
حرف کتک زدن شد یاد این افتادم که یه پسر خاله دارم چندماهی ازم بزرگتره!!! مامانش خیلی کتکش میزد وقتی کوچیک بود!!!میومد خونه ما با من درددل میکرد!!!:ws44: یادش بخیر بچگیا!!!!
- 52 پاسخ
-
- 4
-
-
آخی نازی....:ws37: بگو که اینقدر درس خونی مهندس جان...
- 52 پاسخ
-
- 1
-
-
درسته که ممکنه دلیل کم رویی یا باادب بودنم باشه اما بعضیا که مدام زبون میریزنو با چم و خم حرف میزنن با این کارشون شیره میمالن سرطرفشون... بلا...:w00: آخی...نوش جونت...
-
من از بابام هیچ وقت کتک نخورده ام...از مامانم خیلی خیلی کم... حسین اینقدر شیطونی !!!حقته!!!:ws3:
- 52 پاسخ
-
- 2
-
-
من هیچ کدومو دوس ندارم!!! آخه من چند وقته اصلا فیلم نمیبینم!!!:icon_pf (34)::icon_pf (34):
- 86 پاسخ
-
- 1
-
-
خدا رحمتشون کنه....:icon_gol: وای منم روحانی اینجوری زیاد دیده ام!!!:icon_pf (34):
- 52 پاسخ
-
- 1
-
