ثبت نام کنید."> ثبت نام کنید."> رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

تـــو آدمی، من حــــوا.... و دوستتـــــــــ دارمــــــــــــ

 

به همیــــــــن یـکــــــــ دلیـــــل روشـــــــــن.........

 

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

 

y2wthy3vh1jvh6hkfzvr.png

لینک ارسال

رویای شبانه

 

u3cukx8myenw9311gsp3.jpg

 

 

تو را در خواب دیدم همچو رویای شبانه

 

که می گیرم برای دیدنت هر دم بهانه

 

برای روی ماه تو، زمین و آسمان را

 

فدائی می کنم با یک غزل من عاشقانه

لینک ارسال

9.jpg

نبودی در فراق خنده هایت

 

به هر خاکی رسیدم بوسه کردم

 

 

نبودی تک تک آن لحظه ها را

 

برای با تو بودن زنده کردم

 

 

نبودی تا شوی مرهم به دردم

 

کنار قاب خالی گریه کردم

 

 

نبودی روز و شب فریاد دادم

 

دعا بر جان این دلداده کردم

 

 

نبودی یاد تو هر دم درونم

 

برای زنده ماندن خنده کردم

 

 

نبودی تا ببینی من چه کردم !

 

وجودم را ز غم ویرانه کردم

 

 

نبودی تا شوم مست و خرامان

 

دهانم یکسره از باده کردم

 

 

نبودی سر بر سجاده کردم

 

برای دیدن تو، سجده کردم

 

 

نبودی بشنوی این های و هویم

 

برای عشق خود ، صد ناله کردم

 

 

نبودی تا کنی آشفته حالم

 

میان شعله ها کاشانه کردم

 

 

نبودی آتشی بر جانم افتاد

 

من آن آتش به جانم شعله کردم

 

 

نبودی باد هم آتش به پا کرد

 

همه خاکسترم را هدیه کردم

 

 

نبودی بر کنی روز خزانم

 

بهار عمر خود را تیره کردم

 

 

نبودی در عبور از خاطراتم

 

سرودی عاشقانه تازه کردم

 

 

نبودی ، تو نبودی ، تو نبودی . . .

لینک ارسال

love_picture_222_2_.jpg

 

 

زندگی زار زدن در کوچه های بی کسی

 

زندگی نیست شدن در خرمن دلواپسی

 

زندگی دمخور شدن با سوز و ساز آدمی

 

زندگی گامی به سوی آرزوهای تهی

 

زندگی یادآوری از خاطرات بی مثال

 

یا که نابودی میان شعله های بی زوال

لینک ارسال

happyddd_valentines_16.jpg

 

زندگی بخت آزمایی با هوس با تارهاست

 

زندگی زخمی شدن با خنده های بی وفاست

 

زندگی چون تار و پود بی ریای آتش است

 

زندگی جوشیدن و روییدن فریادهاست

لینک ارسال

1797615_505255999585685_736834100_n.jpg

 

باز پاییز استـــ

 

باز فصل راه رفتن هایــــ یکریز استــــ...

باز فصل سرد بارانیـــــ...

 

فصل راه رفتن در پیچش سرد خیابان ها،دستــ در دستــــــ گرم معشوقـــــ استــــــ...

باز پاییز استــــــ..

گم شدن در خش خش برگـــــ های سوزانــــ استــــــ...

 

پادشاه فصلـــــ ها فصل پاییز استـــــ...

لینک ارسال

fff3.jpg

 

 

آسمان ابری...

 

ابرها در هم و تاریک

 

یکدم آید نور خورشید از پس آنها

 

دخترک سرگرم بازی در پی اندک شرار نور

 

نور تابان ذره ذره می شود مستور

 

ماند حیران و سرگشته آن دختر زیبا

 

ابرها در هم و تاریک، غرش رعدشان می زند فریاد!

 

یکدم آید ذره های خیس باران از پس آنها

 

آسمان بارانی....

 

می نشیند قطره قطره به روی صورت دختر

 

آری...آسمان بارانی ست

 

اینگونه ست پادشاه فصل ها

 

فصل پاییز

لینک ارسال

16.jpg

 

 

عشق زیباست..ولی در پس این لفظ قشنگ،اندوه بزرگی جاریست...

 

دل که وابسته شود، پا بسته می شود

 

بند بند دل، بند می شود به پا

 

بارالها، یا دل از ما بگیر یا دل ما به دل معشوق رسان....

لینک ارسال

pv90lgybmt3g69aw9ol.jpg

 

 

تو را می خواهم و من بی قرارم

 

تمنا می کنم با حال زارم

 

صدایم کن همیشه با نگاهت

 

که من جان می دهم بر روی ماهت

 

تو در یاد منی ای عشق دیرین

 

به یکباره شدم لیلی و شیرین

 

برای عشق پاکت، ای حبیبم

 

من این بار می شوم فرهاد و بیژن!

 

تو را می خواهم و من بی قرارم

 

برایت یک سبد ساغر بریزم

 

تو را می خواهم و من بی قرارم

 

برای بودنت همچون شرابم

 

تو را می خواهم و من بی قرارم...

لینک ارسال
232.jpg

 

 

 

بهار آمد بهار، ای دل کجایی

 

کجایی تا ببینی بیشه ها را

سراسر رنگ و شادی و صفا را

 

بیا بنگر در این فصل شرابی

 

که دارد روز و شب هر دم هوایی

 

بیا بشنو نوای چنگ دل را

 

که بی تاب است و زار و شور و شیدا

 

بهار آمد بهار، ای دل کجایی

 

کجایی تا شوی سرخوش چو ماهی

لینک ارسال

1506413_690351494357412_1584683697_n.jpg

 

 

صِــدای باران می آیَـــد

 

صدای لَطیـــف خُدا

 

دانه دانه فــــــرود می آیند بر نقـــش زَمیـــــن

 

چِه زیباینـــــد این فِرِشتـــــه های آسمـــــانی

 

باران می خوانَد

 

صدای تسبیـــح فرشتــــه ها می آیَد

 

قطــــرات ریز باران همـــچون نقطــــــــــه چین تا خـــــــــدا

 

می رسانندم به خدا....

لینک ارسال

unnamed_b6c46b73ca_1280x800.jpg

 

 

دل من

می گوید بنویس

 

از همه جا

 

از همه کس

 

از آدمهای اطرافت بنویس

 

از بی معرفتی و بی دلی

می گوید بنویس از تنهایی

 

نه اون تنهایی مفرطی که هر کس گریبانش را می گیرد

 

بلکه آن تنهایی که در شلوغ ترین نقطه دنیا هستی و گلویت بغض دارد

 

و کسی نیست تا برایش نجوا کنی

 

دل من می گوید بنویس از نامردی آنانی که به رویت خندیدند و به پشتت خنجر زدند

 

دل من حالش خوب نیست انگار

 

کمی برایش آب قند بیاورید.........

لینک ارسال

037.jpg

 

 

یک نفر آمد مرا با خود به رویا برد و زود

اشکهایم را برایم بی هوا شست و زدود

"یک نفر آهسته آمد ناگهان با یک نگاه"

تار و پود عشق و شور و جام مستی را ربود

یک نفر روی تمام زخم های خسته ام

می زند مرهم به رنگ عشق و جان و پوی عود

می کنی هردم مرا شوریده حالی ای صنم!

این بت افسونگر دل را فراوان ها ستود

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...