رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


پست های پیشنهاد شده

  • پاسخ 10.7k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

این انجمن نخبه ها داشت که گاهی غوغا میکردن... بحثای سیاسی و ادبی و فلسفی و ورزشی و مهندسی که اخرش ختم میشد به خنده هایی که هنوز تو ذهنم چنتایی مرور میشن. دلتنگم...واس همشون:( دو تا عارفی که زندگی خیلیا رو با این انجمن دگرگون کردن:)خداروشکر بودید و هستید:)   98.1.31 عطیه

روزي همين جا  همين تاپيك  تايپ كردم پايان نامه عذابِ الهي گفتم نه...اينجور بگم قِلق كار از دستم ميره و تا تهش گند زده ميشه... باهاش دوست شدم... به طرز غير قابل باوري از اونچه كه بود راحتتر تموم شد و من هيچي اذيت و ويرايشي نداشتم... نه پروپوزال نه سمينار نه رساله و نه كركسيون... بماند كه ٣روز مونده بود دفاع دانشگاه ها تعطيل شد.. ولي من واس تموم كردنش تو دلم غوغايي بود از راحت شدن... نوبت رسيد به جشنواره پايان نامه هاي برتر    تو دلم گفتم عمرا

{ شریف }   این حس تکرار شدنیِ تا آخر عمر رو دوست دارم . شیرینیش رو ... حواسم به این مدل نعمت هم هست . نقاهتِ بعد از تب طولانی ، خارش دلچسب زخمی که بهبود پیدا کرده ، آرامش و سکونی که بعد از طوفان و ویرانی میاد و حتمیه  و خیالِ تختی که جایگزینِ یک کوه سوال متلاشی کننده میشه ! وقتی حکمت ِ یه سختیِ مبهم و تلخ و سنگین رو میفهمی و دوزاریت تازه میفته منظورش از مچاله کردنت بین اون چرخ دنده های بی رحم چی بوده حال اون لحظه رو به هیچ بهایی نمیدم ... که مالِ خودِ خودمه  یع

به یک موتوریه که در یک پیاده‌روی کم‌عرض نزدیک بود بهم بزنه گفتم آقا چرا از این‌جا می‌ری؟ نگاه عاقل اندر سفیهی کرد و گفت: پس از کجا برم؟

لینک ارسال

ملت اعصاب ندارن بخدا خیلیم پر رو تشریف دارن:banel_smiley_4:طرف اومده میگه برو اونور بشین من اینجا بشینم میگم نمیرم چون اونجا آفتاب میزنه:banel_smiley_4:برگشته عصبی شده که چرا نمیری اونور تا آفتاب به من نزنه :banel_smiley_4::banel_smiley_4::banel_smiley_4::banel_smiley_4:ما به کجا داریم میریم؟:4564:فنا شدیم رفت:ws3:امریکا بیا حمله کن زودتر:ws3:

لینک ارسال

چند روز دیگر

امروز

پارسال میشود

کمی ساده

اندکی خنده دار

و قدری عادی!

امروز سالهاست میرود

و ما همیشه

چشممان در پی فرداست

افسوس !

به فکر پاییز

تابستان را

وبه فکر بهار

زمستان را

فدا میکنیم

جشن میگیریم

عید میگیریم

و دوباره

همانی میشویم که بودیم

البته

با اختلاف چند تار موی سپید !!

.

.

.

قدر لحظه هاتون و بدونید:icon_gol:

لینک ارسال

بعضی ادما چه استعداد عجیبی دارند در دوست داشتن. ادمایی که انگار افریده شدند که در قلب ها نفوذ کنند. یک وظیفه ابدی و همیشگی دارند و ان چیزی نیست جز عاشقانه زیستن. انسان هایی که خیلی وقت برای خوشبختی دیگران خودشون را فراموش میکنند یا به نوعی وقف می کنند. از خیلی از خواسته های شخصی شون میگذرند تا لبخندی بر لبی بنشونند تا دلی رو شاد کنند تا برق امید و دلگرمی رو در نگاهی ببیند. انسانهایی که روح بزرگ و سبک بالی دارند اونقدر که بر فراز اندیشه ها و افکار اطرافیانشون پرواز میکنند تا دنیای زیباتری را ببیند و برای ما به تصویر بکشند. تا بذر صلح و دوستی و محبت بپاشند. انسانهایی که زندگی رو فرصتی میدونند برای انجام یک کار گروهی و جمعی با هدفی مقدس. بله هستند این ادما همین ادمای به ظاهر ساده و معمولی ولی با قلبی بزرگ و اندیشه ای سبز که از دایره بسته روزمرگی ها پا فراتر گذشته اند برای ساختن دنیایی زیباتر.

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...