رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


پست های پیشنهاد شده

خیلی جالبه روند زندگی!!!:banel_smiley_4:

 

یادمه بچه بودم خیلی ذوق برا مدرسه داشتم، مدرسه که رفتم دیدم انگار بد تره!!!

گفتم برم راهنمایی بهتر میشه، سخت تر شد

به همین ترتیب...

دبیرستان

پیش دانشگاهی

دانشگاه که رفتم که گفتم دیگه اونجا هتله، بعد دیدم نه بابا!!! بد تر شد!

گفتم حالا اگه ارشد بخونم راحت تر میشه دیگه یکم... الان که فکرشو میکنم میبینم همه ش داره بدتر میشه!!!

علاوه بر دغدغه های خودم حالا دغدغه ی صد تا چیز دیگه هم دارم!:icon_pf (34):

 

 

ای کاش بچه روستایی بودم و از اولش کشاورزی میکردم! اینجوری حداقل ذهنم آروم تر بود!:sigh:

لینک ارسال
  • پاسخ 10.7k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

این انجمن نخبه ها داشت که گاهی غوغا میکردن... بحثای سیاسی و ادبی و فلسفی و ورزشی و مهندسی که اخرش ختم میشد به خنده هایی که هنوز تو ذهنم چنتایی مرور میشن. دلتنگم...واس همشون:( دو تا عارفی که زندگی خیلیا رو با این انجمن دگرگون کردن:)خداروشکر بودید و هستید:)   98.1.31 عطیه

روزي همين جا  همين تاپيك  تايپ كردم پايان نامه عذابِ الهي گفتم نه...اينجور بگم قِلق كار از دستم ميره و تا تهش گند زده ميشه... باهاش دوست شدم... به طرز غير قابل باوري از اونچه كه بود راحتتر تموم شد و من هيچي اذيت و ويرايشي نداشتم... نه پروپوزال نه سمينار نه رساله و نه كركسيون... بماند كه ٣روز مونده بود دفاع دانشگاه ها تعطيل شد.. ولي من واس تموم كردنش تو دلم غوغايي بود از راحت شدن... نوبت رسيد به جشنواره پايان نامه هاي برتر    تو دلم گفتم عمرا

یه جا بودم یه خانومه بینی اش رو عمل کرده بود و بعد از یک ماه اومده بود پیش دکترش و از ظاهر بینی جدیدش ناراضی بود و میگفت دکتر من تا حالا نذاشتم شوهرم بینی ام رو تو این یک ماهه بدون چسب ببینه. من خیلی برام جالب بود چی میشه یه زن و شوهر انقدر برای هم غریبه میشن که زن یه نگرانی بزرگ مثل این رو از هم+سرش پنهان میکنه؟ خب شریک زندگیت مواقع ناراحتی و مشکل و استرس هم شریک زندگیته دیگه. قبول با وجود مخالفت همسرت و اصرار زیادت رفتی عمل کردی ولی شد دیگه. اتفاقاْ باید بهش بگی و اون تو ای

نمدونم این چند روز باقی مونده از سال 93 داره تبدیل میشه به بهترین روزای زندگیم یا بدترین...حسش دوست دارم ولی نگرانیشو نه!!!هیچکسم درک نمیتونه کنه مارو جز خودمون....خیییلییی منتظر اتفاق خوبم فرقی نمیکنه خوشحال باشم یا ناراحت...فقط مهم اینه که بهت ایمان دارم و مطمینم هر چی بخوای همون میشه...و مطمینم مثل همیشه هوامو داری:hapydancsmil:...این روزا یه شکل دیگس...فرق میکنه با بقیه روزا...روزایی که همیشه منتظر بودی برسه ولی الان شاید نگران رسیدنشی

خودمم قاطی کردم

میشه لطفا سال 94 بشه پر هیجانترین سال عمرم...خواهش:ws3:

شکرت خدا برای این لحظات

لینک ارسال

سال ۹۳ با خوبیا و بدیاش داره میگذره. این اخر سالی هرچی حالم گرفته بود رو سر سرپرستمون خالی کردم. این اخر سالی از استرس و دلهره بی نصیبش نذاشتم فک کنم عید امسال رو کوفتش کردم حقش بود و این پیکار ادامه داره...

لینک ارسال

شاعر درباری شنیده بودیم ولی ندیده بودیم ، طرف اومده در وصف آقای مسئــــــــــــــــــــول 4 تا چرند سرهم کرده جناب مسئول هم دستور فرمودند یک میلیون تومان پاداش از بودجه فرهنگی:banel_smiley_4:

لینک ارسال

فال امروزمه:banel_smiley_4:

 

زمان كافی برای حل این مشكلات وجود دارد. بنابراین نباید نگران بود. با صبر و پشتكار می توان به موفقیت های خوبی رسید. كسی از تو انتظار ندارد كه راه یكساله را یك شبه طی كنی.

لینک ارسال

وااااای خدااااا عاشق مامان و بابامم :hapydancsmil:

 

هر دوشون معتاد به بازی stick hero شدن باهم مسابقه میدن، هر کی بیشتر تونست جلو بره:ws28:

 

منم میشینم پیششون و کلــــــی کیف میکنم:ws28:

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...