رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


پست های پیشنهاد شده

دیشب انقدر خسته بودم که وقتی خوابیدم خواب دیدم همونجایی که خوابیدم دراز کشیدم :ws3:و سوژه های مورد نظر که توی خواب میبینم دونه دونه میومدن و خوابشون رو می دیدم:w58:

یعنی یک میلی متر از جام تکون نخورده بودم

لینک ارسال
  • پاسخ 10.7k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

این انجمن نخبه ها داشت که گاهی غوغا میکردن... بحثای سیاسی و ادبی و فلسفی و ورزشی و مهندسی که اخرش ختم میشد به خنده هایی که هنوز تو ذهنم چنتایی مرور میشن. دلتنگم...واس همشون:( دو تا عارفی که زندگی خیلیا رو با این انجمن دگرگون کردن:)خداروشکر بودید و هستید:)   98.1.31 عطیه

روزي همين جا  همين تاپيك  تايپ كردم پايان نامه عذابِ الهي گفتم نه...اينجور بگم قِلق كار از دستم ميره و تا تهش گند زده ميشه... باهاش دوست شدم... به طرز غير قابل باوري از اونچه كه بود راحتتر تموم شد و من هيچي اذيت و ويرايشي نداشتم... نه پروپوزال نه سمينار نه رساله و نه كركسيون... بماند كه ٣روز مونده بود دفاع دانشگاه ها تعطيل شد.. ولي من واس تموم كردنش تو دلم غوغايي بود از راحت شدن... نوبت رسيد به جشنواره پايان نامه هاي برتر    تو دلم گفتم عمرا

سلام به همه نواندیشانی‌ها و تبریک سال نو، امیدوارم همگی سالم و سرحال باشید تو سالی که درگیر کرونا هم هستیم.

دوباره جنگ جنگ تا پیروزی :sigh:

نمیدونم این جنگای زندگی من کی تموم میشه :sigh:

حس میکنم توی جنگهای عراق ، افغانستان ، روسیه و داعش و ... شرکت کردم :hanghead:

 

جنگ جنگ تا پیروزی رو باز دوباره باید شرو کنم .

به امید پیروزی :ws37::ws3:

لینک ارسال

توی زندگی یاد گرفتم با آدمها در حد انسانیت خودشون رفتار کنم نه بیشتر.اگه خیلی به بعضیا احترام بذاری فکر میکنن خدایی هستن .

 

واقعا حیف از محبتی که خرج بعضی آدما میشه

لینک ارسال

صب که بیدار شدم برم بیرون از خونه هوابارونی بود وای تندی هوس اهنگ مرتضی پاشایی (ماه عسل 93 )رو کردم...حالا هی بزن عقب جلو مگه بود:ws3:.اخرشم رسیدم سر کار گوشش ندادم...اخه یه بار با بارون گوشش دادم خیلی بهم چسبید:whistle:

اصلا نمیدونم چرا بارون که میاد همش دلم خدامیخواد:w02:

اومدم خونه اهنگ دانلود کردم و یه روز پر کار همرا با صدای بارووون و اهنگ پاشایی شروع کردم...وای که چقد صداش(هم بارون هم پاشایی) دوس دارم:hapydancsmil: باعث شد خیلی خسته نشم:ws37:

خدایا بابت نعمتات شکر:hapydancsmil:بازم ببار

این اخر هفته با بقیه اخر هفته ها فرق میکنه:ws52:مثلا اینکه مجبورم کارم بدم یکی از همگروهیا ارایه بده و دلشوره دارم خیلی:whistle:...خوب میشه ایشالا:ws37:

ولی در عوض اتفاقای خوبم در راهه:hapydancsmil:

بازم شکر

.

.

.

یه جکه هس میگه خدایا انقد گففتم شکر میترسم فک کنی دارم مسخرت میکنم دیگه نمیگم:ws3:منم دارم اونجور میشم.

ولی از رو نمیرم که

شکر شکر شکر:hapydancsmil:

لینک ارسال

تمام زندگی آبان در فاصله ی بین دو درخت است که دو رنگ مختلف دارند. آبان فصل من است. حال من است.فصلی که تکلیفش با خودش مشخص نیست.نه پاییز است و نه بهار .نه زرد است و.نه سبز .چشمت به هیچ زیباییش عادت نمی کند.هیچ درختان صف کشیده ی یک رنگی ، نمیبینی. حتی برگهای روی یک شاخه اینجا یک رنگ نیست.فصل معلق بودن سیال بودن انتخاب نکردن.بلاتکلیفی.چیزی بین بین غم و خشم.شک و ناباوری است. ابان ماهی است بین چیزهای که متضاد نیستند. اما بینشان هزار مفهوم تازه ی گنگ هست.چیزهایی که من درکشان نمیکنم چون از خرداد امده ام .یکی از ماه های سراسر شور که خورشید میرود ک ب سمت عمود بتابد .اینجا درخت بیتابی شده ام که ریشه هایم تاب آبان ندارند ، دارند کنده میشوند.بین چیزهای نامتضاد . بین سبز و زرد هر شاخه ی درخت . بین نارنجی ها ، ترکیب رنگها . من کویری را نابود میکند ابان عبور محض است ،فصل من.و من سردرگم ،سردرگریبان ، تنها عین برگهای شاخه ی آن فلان درخت که از دور زرد میزنند اما اصلش هزار رنگ دارند.گیج و گم به یک دستی زمستان فکر میکنم. به برف و سراسر سپید شدن، ویرانی تمام..

 

لینک ارسال

صحنه اول:امروز تودیع مقام مسئــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــول بود ، جناب مسئول ابتدای جلسه صدا کرده میگه به فلانی بگو از اتاقم چفیه منو بیاره دست خودت باشه وقتی موقع تقدیر شد بده به من

 

صحنه دوم: خدمت عزیزان دل برادری که دیپلمه هستن و موقعیت ادامه تحصیل نداشتن باید بگم عزیزان اصلا نگران نباشید شما با طی مراحلی بسیــــــــــــــــــــــــار خاص که نیاز به چند عدد دستمال ابریشمین داره میتونید نه تنها به مسئـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولیت خیلی مهمی برسید بلکه بدون زحمت میتونید مهندس و دکتر هم بشید.

 

اینجا ایران است صدای مارا از جهنم می شنوید

لینک ارسال

تو یه روز سه تا مهمونی دعوت شی:banel_smiley_4:

بعد همه هم بگن دوتایی بیاین:ws37:

خب عزیزای من قبل محرم به این سرعت مهمونی میگیرید ادم نمیدونه کدوم رو بیاد که icon_razz.gif

یه هماهنگی کنید بابا :banel_smiley_4:

واسه اینکه هیچ کدومتون ناراحت نشید ما نمیایم هیچ کدومو hanghead.gif

کل این ماه رو بیکاربودیما خب مینداتین هفته پیشw000.gif دههicon_razz.gif

لینک ارسال

میسپارمشون به خودت که جوابشونو بدی همچی که دهنشون صاف بشه نفهمند از کجا خوردند ولی بفهمند برای چی خوردند تاابد بسوزند .. میگند چوبت آخه صدا نداره دوا هم نداره پس خودت حقمو از تک تکشون بگیر ..

لینک ارسال

دیشب بخشی از دفتر خاطراتم رو مرور میکردم ، پاورقی هر صفحه اش نام تو بود:sigh:

 

اتفاقات تلخ ، شیرین، دل تنگیا و.....همش تو بودی:icon_gol:

 

میدانم نگرانمی اما خیالت راحت ،همان آرام سراپا شور توام

 

دوستت دارم پدر مهربانم:icon_gol:

لینک ارسال

گرفتار شدند زنان ميهن من، اين خبر را بخوانيد... وحشتناك است... از أسيد پاشي هم وحشتناك تر است... جامعه كجا رفته كه مردانش از "اسيد پاشي" هم مضحكه و طنز درست كردند براي آزار زنان... اين را بخوانيد... اين را روزنامه نگاري نوشته... خودتان را جاي اين زن بگذاريد... از سوختن "صورت" بدتر، سوختن "دل" است... بخوانيد:دقيقا ده دقيقه پيش(دیشب) سر خيابون از ماشين سعيده پياده شدم و پيچيدم تو كوچه ، تاريك بود و فكرم انقدر مشغول بود كه اصلا حواسم به اطرافم نبود ، صداي موتور سواري كه از رو به رو ميومد توجهم رو جلب كرد و ناخودآگاه پريدم تو پياده رو موتور سوار ترمز كرد و كسي كه تركش نشسته بود يه بطري آب رو خالي كرد روم !!!

از صداي خندشون به صدم ثانيه نكشيد كه فهميدم اين يه شوخيه ، يه شوخي كثيف و پست ...

تنها واكنشم به اين كار فقط گريه بود ، فقط گريه …

زن بودن تو اين مملكت سخت ترين كار دنياست !!!

لینک ارسال

توی زندگی ، با اینهمه تنهایی زندگی کردن و تلاش کرن برای بدست اوردن ارزوها و هدفهام یه چیزی رو خوب فهمیدم

همیشه فکر میکردم وقتی چیزی رو با چنگ و دندون بدست بیاری شیرینه

اما

نـــــــــــــــــه

وقتی چیزی رو که میخوای راحت بدست بیاری شیرین تره

ما توی این خراب شده از این نمونه ها زیاد داریم

خان پسر ها و خان دخترها خیلی با یه اشاره چیزی رو بدست میارن که ما براش سالها میجنگیم و اما باز هم ...

لینک ارسال

عمل چقد با تصورات فرق داره.چرا تصورات همیشه شیرنترن.انچه را ک در طول سالیان نکردم امروز دوبار کردم!دهنم سرویس:w58:

 

ادم میاد اینجا بمبست فلسفیش تشدید میشه.چه وضعیه اخه؟!(این پایینیه کاملا مجزا از بالایی میباشد)

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...