Mahsa.Gha 6571 ارسال شده در 30 دی، 2011 گاو ما ما مي كرد گوسفند بع بع مي كرد سگ واق واق مي كرد و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي! شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آمد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند. موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند. ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد. براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند. اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد. او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد... 7
Fakur 9754 ارسال شده در 30 دی، 2011 حسنک دیگر وابسته به قالب های اجتماعی شده است. این عوامل بیرونی هستند که احساسات حسنی را بر می انگیزانند. حسنی هنوز نمیداند که این احساسات موقتی و موضعی است . حسنک تبدیل به انسان تک مضرابی شده است. یعنی موقعیت های خاص , الگو ها و عوامل بیرونی بطور موقت احساسات خاصی در او ایجاد میکنند و با از بین رفتن اون عوامل موقعیت ها و احساسات حسنی هم از بین میرود. حسنی فقط میداند که عید که شد باید شاد باشد. اما نمیداند چرا؟ حسنی یاد گرفته است که روز نیکو کاری هزار تومان تو صندوق بیاندازد و فردای همان روز با چنگ انداختن به جامعه صد برابر آن را مال خود کند. حسنی خیلی عوض شده. 4
Mahsa.Gha 6571 سازنده ارسال شده در 30 دی، 2011 حسنک دیگر وابسته به قالب های اجتماعی شده است. این عوامل بیرونی هستند که احساسات حسنی را بر می انگیزانند. حسنی هنوز نمیداند که این احساسات موقتی و موضعی است . حسنک تبدیل به انسان تک مضرابی شده است. یعنی موقعیت های خاص , الگو ها و عوامل بیرونی بطور موقت احساسات خاصی در او ایجاد میکنند و با از بین رفتن اون عوامل موقعیت ها و احساسات حسنی هم از بین میرود. حسنی فقط میداند که عید که شد باید شاد باشد. اما نمیداند چرا؟ حسنی یاد گرفته است که روز نیکو کاری هزار تومان تو صندوق بیاندازد و فردای همان روز با چنگ انداختن به جامعه صد برابر آن را مال خود کند. حسنی خیلی عوض شده. قالب هایی بس زشت که متاسفانه کم کم کل جامعه ایران زیبایمان را در برمیگیرد. وقتی عواطف انسانی تبدیل به سادگی شوند و دوست داشتنها به یک جنبه مادی خلاصه شوند رسیدن به این حسنک در جامعه آنچنان هم عجیب نخواهد بود. هر چند که این حسنک ها زیادند... 4
Fakur 9754 ارسال شده در 30 دی، 2011 حسنک خیلی عوض شده. دو هفته مونده به انتخابات میان تو تلویزیون تو گوش حسنک میخونن و میخونن و حسنک هم هی گوش میده و دل میده تا اینکه بعد یه مدت میبینه سر انگشتش جوهر ابی زدن. یکم که فکر میکنه یادش میاد که سر صندوق رای اینو زدن . اما هر چی فکر میکنه یادش نمیاد که به کی رای داده بود. حسنک فراموشکار هم شده ولی خبر نداره. 3
lorena 10305 ارسال شده در 30 دی، 2011 افسوس که دیگه حسنک و کبری ساده ی قدیم بودن برا هیچ کس صرف نمیکنه 4
Mahsa.Gha 6571 سازنده ارسال شده در 30 دی، 2011 افسوس که دیگه حسنک و کبری ساده ی قدیم بودن برا هیچ کس صرف نمیکنه شاید اینطور باشه. اما چقدر زیبا بود اگه کمی خودمون رو بهتر میشناختیم. اونوقت میفهمیدیم که ارزشمون بیشتر از این ارزشهای مادیه که بخوایم به همین راحتی همه چی رو از دست بدیم. البته اینها هم مقتضیات جامعه است و نمیشه انکارش کرد. 3
lorena 10305 ارسال شده در 30 دی، 2011 همه ی مردم ظاهر بین شدند هرکس هم بگه نیستم شعار داده وقتی تو 1 جامعه زندگی میکنی که همه از رو ظاهر آدما قضاوت میکنن خلاف جریان آب حرکت کردن جرم محسوب میشه! اگه حرفامو باور نداری 1 سر به جمع دوستات بزن! ببین کسایی محبوبن که ظاهرشون زیباست!تو نوعی هرچیم قلبت زیبا باشه بازم تنهایی از این تراژدی ها تو این جامعه کم نیست... اینم یکی از دردناک ترینشونه 3
Fakur 9754 ارسال شده در 30 دی، 2011 شاید اینطور باشه.اما چقدر زیبا بود اگه کمی خودمون رو بهتر میشناختیم. اونوقت میفهمیدیم که ارزشمون بیشتر از این ارزشهای مادیه که بخوایم به همین راحتی همه چی رو از دست بدیم. البته اینها هم مقتضیات جامعه است و نمیشه انکارش کرد. شما معتقدی که نمیشه کاریش کرد؟ میشه کاریش کرد. کافیه هر کسی به درون خودش برگرده و تلقینات پوسیده گذشتگان رو از ذهنش پاک کنه و ادم بشه و مثه ادم اندیشه کنه. اگه نمیشد کاری کرد پس زدن این تاپیک هم بیخودی میشد. همینکه زدی یعنی میشه کاریش کرد . 1
Mahsa.Gha 6571 سازنده ارسال شده در 30 دی، 2011 همه ی مردم ظاهر بین شدند هرکس هم بگه نیستم شعار داده وقتی تو 1 جامعه زندگی میکنی که همه از رو ظاهر آدما قضاوت میکنن خلاف جریان آب حرکت کردن جرم محسوب میشه! اگه حرفامو باور نداری 1 سر به جمع دوستات بزن! ببین کسایی محبوبن که ظاهرشون زیباست!تو نوعی هرچیم قلبت زیبا باشه بازم تنهایی از این تراژدی ها تو این جامعه کم نیست... اینم یکی از دردناک ترینشونه من منکر این قضیه نیستم. قصد شعار دادن هم ندارم. اما چرا سعی نکنیم که باطنمون رو هم مثل ظاهرمون زیبا کنیم. نمیگم جریان زندگی من طوریه که این ظواهر و زشتیهاش رو نمیبینم. اما همیشه میگم باید تو زندگی همون طوری باش که تو خود واقعی ات همونی. 2
Fakur 9754 ارسال شده در 30 دی، 2011 همه ی مردم ظاهر بین شدند هرکس هم بگه نیستم شعار داده وقتی تو 1 جامعه زندگی میکنی که همه از رو ظاهر آدما قضاوت میکنن خلاف جریان آب حرکت کردن جرم محسوب میشه! اگه حرفامو باور نداری 1 سر به جمع دوستات بزن! ببین کسایی محبوبن که ظاهرشون زیباست!تو نوعی هرچیم قلبت زیبا باشه بازم تنهایی از این تراژدی ها تو این جامعه کم نیست... اینم یکی از دردناک ترینشونه احساس میکنم شما به این مفاهیم با دید شاعرانه نگاه میکنید . این مفاهیم دید جامعه شناسانه میخواد. که بشینی اسیب شناسی بکنی و راه حل پیدا کنی. نه اینکه فقط صورت مسئله رو بیان کنیم و بعدشم بگیم نمیشه و از این حرفا. برای اینکه بشه چه کاری باید انجام داد. این مهم ترین وظیفه هر انسان روشنفکره. 2
Fakur 9754 ارسال شده در 30 دی، 2011 من منکر این قضیه نیستم.قصد شعار دادن هم ندارم. اما چرا سعی نکنیم که باطنمون رو هم مثل ظاهرمون زیبا کنیم. نمیگم جریان زندگی من طوریه که این ظواهر و زشتیهاش رو نمیبینم. اما همیشه میگم باید تو زندگی همون طوری باش که تو خود واقعی ات همونی. راه حل شما برای اصلاح باطن چیه؟ راه حل عملی منظورمه. اونا رو بگو 1
Mahsa.Gha 6571 سازنده ارسال شده در 30 دی، 2011 شما معتقدی که نمیشه کاریش کرد؟ میشه کاریش کرد. کافیه هر کسی به درون خودش برگرده و تلقینات پوسیده گذشتگان رو از ذهنش پاک کنه و ادم بشه و مثه ادم اندیشه کنه. اگه نمیشد کاری کرد پس زدن این تاپیک هم بیخودی میشد. همینکه زدی یعنی میشه کاریش کرد . دوست من ، من نگفتم که نمیشه کاریش کرد!!! گفتم که نمیشه انکارش کرد... مسلما میشه. چون وجود حقیقی آدما انقد پاکه که با برگشتن به همون حقیقت پاک و ناب میشه تمام این زشتی ها رو از بین برد. 3
کهربا 18091 ارسال شده در 30 دی، 2011 حسنک کبری پتروس ریزعلی کوکب خانم چوپان دروغگو مقصر نیستن مقصر ... 3
Mahsa.Gha 6571 سازنده ارسال شده در 30 دی، 2011 راه حل شما برای اصلاح باطن چیه؟ راه حل عملی منظورمه. اونا رو بگو ببین دوستمون میشه تنها انسانهایی مورد قبولن و مورد پسند جامعه که ظاهر زیبایی دارن. چرا ما این ظاهر زیبا رو اول تو وجودمون درست نکنیم ؟ وقتی تو همیشه با خودت در ستیز باشی که خود واقعی ات رو به دیگران نشون بدی پس سعی میکنی که اون خود واقعی رو هم مثل ظاهرت طوری بسازیش که وقتی داره تو ظاهرت نمایان میشه پسندیده و زیبا باشه. نمیدونم میتونم منظورمو برسونم یا نه. اما منظور کلی ام اینه که اگه تو جامعه دو رویی و دورنگی تو وجود آدما نباشه اونوقته که هیچکس نمیتونه زشت و بدذات باشه. اونوقته که میتونی براحتی زشتی و زیبایی رو از هم تشخیص بدی 1
Fakur 9754 ارسال شده در 30 دی، 2011 دوست من ، من نگفتم که نمیشه کاریش کرد!!!گفتم که نمیشه انکارش کرد... مسلما میشه. چون وجود حقیقی آدما انقد پاکه که با برگشتن به همون حقیقت پاک و ناب میشه تمام این زشتی ها رو از بین برد. اینا رو همه میدونن. شما یه راه حل و راهکار عملی نشون بده . یعنی اگه خواستیم به درون خویش باز گردیم باید چیکار کنیم. هی نگی دروغ نگیم و دزدی نکنیم و از این حرفا . اینا شعاره. با ذهنیت خودمون چیکار کنیم که دیگه بدی نکنه. راهکار عملی بگو 1
Fakur 9754 ارسال شده در 30 دی، 2011 حسنک کبری پتروس ریزعلی کوکب خانم چوپان دروغگو مقصر نیستن مقصر ... کبری جون دیگه دارم ازت نا امید میشم ها؟ چرا مقصر نیستند؟ اتفاقا اونا مقصرن. بد جوری هم مقصرن. 2
lorena 10305 ارسال شده در 30 دی، 2011 احساس میکنم شما به این مفاهیم با دید شاعرانه نگاه میکنید . این مفاهیم دید جامعه شناسانه میخواد. که بشینی اسیب شناسی بکنی و راه حل پیدا کنی. نه اینکه فقط صورت مسئله رو بیان کنیم و بعدشم بگیم نمیشه و از این حرفا. برای اینکه بشه چه کاری باید انجام داد. این مهم ترین وظیفه هر انسان روشنفکره. آدمای زیبا(زیبایی خدادادی) به قدری بهشون توجه میشه که اصلا نیازی نمیبینند که انسان خوبی باشن! حتی اگه دلی رو هم بشکنند بازم همه دوستشون دارن! ما خودمونو درست کنیم خیلی هنر کردیم... 1
Fakur 9754 ارسال شده در 30 دی، 2011 آدمای زیبا(زیبایی خدادادی) به قدری بهشون توجه میشه که اصلا نیازی نمیبینند که انسان خوبی باشن! حتی اگه دلی رو هم بشکنند بازم همه دوستشون دارن! ما خودمونو درست کنیم خیلی هنر کردیم... چیکار باید کرد تا درست شد؟ راهکار عملی لازمه. فقط نمیشه گفت انسان باشیم . باید معلوم کنید که انسان بودن لازمه اش چه نوع تحول فکری و ذهنی است. و چه کار باید کرد تا انسان کامل شد. 1
کهربا 18091 ارسال شده در 30 دی، 2011 کبری جون دیگه دارم ازت نا امید میشم ها؟ چرا مقصر نیستند؟ اتفاقا اونا مقصرن. بد جوری هم مقصرن. توی یه دریای توفانی همه دست و پا می زنن که غرق نشن و هیچ کس به دیگری یا اینکه بعد از اینکه از غرق شدنش جلوگیری کرد کجا باید بره فکر نمی کنه تو چرا می گی مقصرن؟ اگه توی آب روستای حسنک نفت نباشه حسنک گاوشو تنها نمی ذاره اگه کتاب کبری پر از دروغ نباشه اون تصمیم می گیره که حفظش کنه اگه پتروس مطمئن باشه که با یه شب انگشت تو سوراخ سد کردن همه چی درست میشه انگشتشو آماده می کرد برای حفظ همه سد ها ... 1
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری