رفتن به مطلب

الگوی فکری ورفتاری شما چگونه است؟  

26 کاربر تاکنون رای داده است

  1. 1. الگوی فکری ورفتاری شما چگونه است؟



پست های پیشنهاد شده

منطق رفتاری شما درزندگیتان برچه اساسی است؟

ایا اکتسابی بوده وهمه چیزرابراساس منویاتی که دیگران تشخیص میدهند یا تحمیل میکنند میپذیرید؟

البته بین تحمیلی بودن ایده های فکری با تقلیدی بودنشان تفاوت ذاتی بسیاربزرگی وجوددارد واگر دوستان موافق(به تجربه روشن شده اغلب ما جزو یکی ازاین دودسته هستیم )این ایده ٫ بیشترمسئله را باز کنند به نتایج روشنتر وجالبی خواهیم رسید.

یا اینکه جزوکسانی هستید که متعصبانه یا اگاهانه به تبیین اوضاع وافکار میپردازید؟

درهردوصورت بالاجبار شما سطحی بسیاربالاترازتفکر،تدبر وتعقل درمسایل را باخود به همراه دارید که کمک بسیاربزرگی برای ادمایی مثل من خواهدبودتا روشی نو واحتمالا کامل وارزشمندراشناخته وشاید الگوپذیری نمایم!

درهرحال اگربه صورت جزیره ای زندگی نمیکنیم فارغ از یکی از روشهای فوق الذکر یا صوری ازانها نیستیم.

البته به احتمال زیاد مطالبی را ازقلم انداخته ام که دوستان مطلب را کاملترخواهند نمود

لینک ارسال
  • پاسخ 65
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

به نظرتون هیچ آدمی در دنیا پیدا میشه که بگه باورهای من از روی عقلم نیست؟

بحث سر این قضیه از جانب هر فردی یک شعاره.

 

همه ما خواسته یا ناخواسته، تحت تاثیر جامعه و یک سرزمینی خاص خواه مادری خواه مهاجرتی، یکسری باورهای جامعه را به خود میگیریم.

 

به نظرم ما آدم ها، آفتاب پرست هایی هستیم، که روی هر رنگی بشینیم، همون رنگ را میگیریم.

 

بعضی آفتاب پرست ها تنبلند و جُمود فکری دارند.

 

بعضی ها کنجکاوند و مدام رنگارنگ میشوند.

 

اما اینکه آیا بتوانیم روزی رنگ خودمان را داشته باشیم، خیلی بعید به نظر میاد.

لینک ارسال
به نظرتون هیچ آدمی در دنیا پیدا میشه که بگه باورهای من از روی عقلم نیست؟

بحث سر این قضیه از جانب هر فردی یک شعاره.

 

همه ما خواسته یا ناخواسته،تحت تاثیر جامعه و یک سرزمینی خاص خواه مادری خواه مهاجرتی، یکسری باورهای جامعه را به خود میگیریم.

 

به نظرم ما آدم ها، آفتاب پرست هایی هستیم، که روی هر رنگی بشینیم، همون رنگ را میگیریم.

 

بعضی آفتاب پرست ها تنبلند و جُمود فکری دارند.

 

بعضی ها کنجکاوند و مدام رنگارنگ میشوند.

 

اما اینکه آیا بتوانیم روزی رنگ خودمان را داشته باشیم، خیلی بعید به نظر میاد.

 

ممنون اسی جان

منتظر نظرات بقیه دوستان هم میمونم ولی

بیشتر منظورم نمود کنونی رفتارها وافکارتون هست

اینکه بنیه فکریتون رو چطوری میسازید

پایه های فکری که از کجا اومده بودند وچه مسایلی باعث تغییرش میشن رو هم میشه درموردشون بیشتر بحث کرد:icon_gol:

لینک ارسال

بیشتر منظورم نمود کنونی رفتارها وافکارتون هست

اینکه بنیه فکریتون رو چطوری میسازید

پایه های فکری که از کجا اومده بودند وچه مسایلی باعث تغییرش میشن رو هم میشه درموردشون بیشتر بحث کرد:icon_gol:

 

به نظرم این ساختن بنیه فکری با گذشت زمان عوض میشه.

 

یعنی یک زمانی بره ای بودم در پی چوپانان.....

 

اما امروز دنبال فکری نو با شکستن تابوها هستم و به همین گزینه هم رای دادم.

 

اولین قدم هم در راستای تفکری منطقی شکستن تابوست، که چندتا تابوی اول را که بشکنی،بقیه بت ها پشت سر هم سقوط میکنند.

 

گذشت زمان، آشنایی با آدم هایی متفاوت و حضور در محافلی متفاوت همه باعث میشن این روند بینش آدم عوض بشه.

لینک ارسال

بیشتر راه هایی رو تو زندگی میپذیرم که با رفتار و زندگیم مطابقت داشته باشه

نوعش بستگی به شرایط داره یه موقع ایده باطل خودمو به تفکر صحیح دیگران ترجیح میدم و یه موقع دیگه برعکس

لینک ارسال

من خیلی دوست داشتم که 6 بودم! ولی تقریبا 4 هستم

بنظرم اگه همه دوستان تو این نظرسنجی شرکت میکردند و با خودشون رو راست بودن 3 گزینه اول هم اینطوری خالی نمیموند... :icon_gol:

لینک ارسال
الگوهای فکری رامیپذیرم ولی اولویت با سنجش منطقی خودم میباشد
فکر کنم نزدیکترین حالت همین باشه ....

 

دوست داشتم این میبودم

 

درجستجوی روش فکری نویی هستم وتمام تابوهارا میشکنم
ولی واقعا هزنیه های سنگینی باید پرداخت براش....

 

باید بیشتر رو این تاپیک فکر کرد...بیشتر چیزی نمیگم فعلا:texc5lhcbtrocnmvtp8

لینک ارسال

من خیلی دوست داشتم که 6 بودم! ولی تقریبا 4 هستم

بنظرم اگه همه دوستان تو این نظرسنجی شرکت میکردند و با خودشون رو راست بودن 3 گزینه اول هم اینطوری خالی نمیموند... :icon_gol:

 

برای 6 بودن هزینه خاصی نباید داد، جز دور کردن ترس ها و یکسری لرزش های اولیه که کاملا منطقی هم هست.

 

اینکه بدانی تمامی هیولاها و تابوهای به ارث رسیده از گذشتگان، فقط توهم اونها بودن.

 

مثل ترس یک بچه از تاریکی،باید ابتدا وارد این غار تاریک شد، کم کم مردمک چشم باز و باز تر میشود و دیگر از تاریکی ترسی نیست.

 

شاید روزی با مشعلی روشن توانستی در این غار قدم هم بزنی و هزار بار بهتر از ایستادن جلوی در غار و ترسیدن از رفتن درون آن میباشد. :a030:

لینک ارسال
برای 6 بودن هزینه خاصی نباید داد، جز دور کردن ترس ها و یکسری لرزش های اولیه که کاملا منطقی هم هست.

 

اینکه بدانی تمامی هیولاها و تابوهای به ارث رسیده از گذشتگان، فقط توهم اونها بودن.

 

مثل ترس یک بچه از تاریکی،باید ابتدا وارد این غار تاریک شد، کم کم مردمک چشم باز و باز تر میشود و دیگر از تاریکی ترسی نیست.

 

شاید روزی با مشعلی روشن توانستی در این غار قدم هم بزنی و هزار بار بهتر از ایستادن جلوی در غار و ترسیدن از رفتن درون آن میباشد. :a030:

مرسی مثال قشنگی زدی

البت خیلی چیزا تو ذهن من با گذشت زمان تغییر کرد ولی شاید همون ترس باعث شد روند کندی داشته باشه.

امیدوارم که بتونم بدون ترس وارد این غار بشم البت همیشه کمی محتاط بودم... :icon_gol:

لینک ارسال
اگر خالی بودن 3 گزینه اول و 2 گزینه اخر حقیقت جامعه اماری ایرانیان حتی دانشجویان و تحصیلکرده ها بود.

مملکت ما اینطور نبود

:icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34):

لینک ارسال

خیلی ممنون از همه دوستانی که نظر دادن

فعلا منتظر میمونم تا بقیه دوستان هم در بحث شرکت کنن وبعد به جمع بندی هامون برسیم

:icon_gol:

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...