رفتن به مطلب

فرایند شهرنشینی نخستین


ارسال های توصیه شده

sumeri14.jpg

 

گرد هم آمدن مردم در مراکز شهری بزرگ یکی از تغییرات بنیادین در تاریخ بشر را نشان میدهد. از حدود 6000 سال پیش، در نقاط گوناگون دنیا، قصبات بزرگ و سرانجام شهرها، ازجوامعی که پیش از آن جوامع روستایی کشاورزی خوانده می شد، پدید آمدند. این فرایند که اغلب انقلاب شهری خواند میشود، چیزی فراتر از رشد صرف در اندازه ی جوامع بود. بلکه تغییراتی را نشان میداد که در شیوه تعاملات مردم، ارتباط آن ها با محیط و روشی که جوامع خود را بر اساس آن سازماندهی کردند، پدید آمده بود. جریان ها و نهادهایی که در این زمان پدیدار شدند، به رشد ادامه داده و اساس جامعه شهری امروز را شکل داده اند.

باستان شناسان و مورخان به شاخصه های گوناگونی که می توانسته اند سبب تسریع رشد شهرها و سازمان یابی دوباره ی جامعه باشند، اشاره نموده اند. این شاخصه ها عبارتند از : نیاز به آبیاری، رشد جمعیت، جنگ، تولید تخصصی و تجارت در مقیاس بزرگ. بر اساس یک نظریه، دشتهای خشک آبرفتی که شهرها در آن توسعه یافته اند، برای نگهداری و تامین معاش جمعیتی قابل توجه نیازمند آبیاری بودند. ساخت و نگهداری امور آبیاری و نیز تخصیص آب، نیازمند طبقه ای ممتاز بود که آن را مدیریت کند. این قشر ممتاز به نوبه خود هسته جامعه پیچیده و مختلط را تشکیل می داد. بر اساس یک نظریه دیگر، زمانی که یک زمین زراعی به طور کامل اشغال میشد، تعارض و کشمکش میان اقامت کنندگان و همسایگانشان بالا میگرفت. گروهی که مقهور میشد طبقه پایین تر را تشکیل می داد، در حالیکه که فاتحان برگزیدگان و ممتازان اصلی را تشکیل میدادند که در شهرها تمرکز میافتند. در حالیکه یک نظریه دیگر اشاره میکند که افزایش تکرار درگیری و نزاع و یا جابجایی اجباری به منظور افزایش قدرت حاکمان، ممکن است سبب تثبیت مردم در شهرها شده باشد. به نظر میرسد که این امر در یکی از شهرهای اولیه حقیقی ، اوروک(Uruk or Erech) (1)، در بین النهرین موضوعیت داشته است. در عین حال نظریه ی دیگری اشاره میکند که گسترش تبادل محصولات بزرگ مقیاس، دو عامل تولید و بازار را تشویق نمود که به عنوان ابزار مدیریت منابع و تجارت در شهرها استقرار یابند. این امر ترقی قشر مدیریتی و نیز تولید کنندگان تخصصی را، که هردو شاخصه های کلیدی در جامعه شهری هستند، تسریع کرد.

ما با توجه یافته های باستان شناسی و مدارک کتبی میدانیم که هریک از این شاخصه ها در جوامع شهری پیشین وجود داشته است، اما دستورالعمل و نظام حقیقی که بر اساس آن توسعه یافته اند روشن نیست. سوال اصلی این است که آیا پیشرفتها در یک یا چند یک از این نواحی بر شهر ها مقدم و برای هدایت به رشد شهری کارساز بوده است، یا آیا آنها شکل گیری شهر ها را به عنوان یک پدیده طبیعی بر آمده از جوامع مدنی تازه شکل گرفته درک میکرده اند. پیچیدگی بالقوه ی این فرایند سبب شده تعدادی از پژوهشگران اظهار کنند که ترکیب این ها و دیگر شاخصه هایی که با یکدیگر کار میکنند، سبب وقوع تغییرات بنیادینی شد که انقلاب شهری آن ها را ایجاب میکند. این پژوهشگران اهمیت آبیاری، کشاورزی و تبادل کالاها در شکل دهی به شالوده ای که یک تمدن (شهرنشینی) می تواند بر اساس بنا شود، را تایید میکنند. هرچند، به نظر میرسد که یک رویکرد چند متغیره، روابط اجتماعی را به عنوان نیرویی که فرایند شهرگرایی را شکل داده، تغییر میدهد.

 

شهرهای نخستین: بین النهرین

به نظر می رسد که انقلاب شهری ابتدا از 5500 تا 3500 قبل میلاد در بین النهرین، که اکنون عراق خوانده می شود، جنوب شهری ایران و شرق سوریه رخ داده است. توسعه تاریخی در بین النهرین میتواند به عنوان یک نمونه مورد مطالعه قرار گیرد، تا فرایند هایی که شهرنشینی اولیه را همراهی کردند بررسی شوند. دشت بین النهرین به طور طبیعی کم آب بود، بنابراین تعداد کمی از مردم پیش از توسعه تکنیک های آبیاری در 5500 ق.م در آنجا زندگی می کردند. در طول200 سال بعد، در یک دوره ی زمانی طولانی، که باستان شناسان آن را دوره ی عبید (Ubaid period) (2) می نامند، مردم به آرامی پیشرفت کردند، اما با این حال نخستین بنیاد جامعه شهری جهان را پایه گذاری نمودند. بسیاری از پژوهشگران باور دارند که در طول این دوره، مردمی که اکنون سومری خوانده می شوند به بین النهرین آمدند.

مکان هایی که منسوب به دوره ی عبید تاریخ گذاری شده اند، در عراق و تپه های کوهپایه های پیرامونی عراق و ترکیه کنونی کشف شده اند. این مکان ها ویژگی های فرهنگی بسیاری را به اشتراک دارند و هریک به ادراک جامعه شهری اولیه کمک کرده اند. اما به نظر می رسد که اولین مکان حفر شده، اریدو (Eridu)، هنوز حاوی بیشترین اطلاعات مفید است. در میان این مکان ها به نظر میرسد که اریدو، که در جنوبی ترین بخش دشت بین النهرین واقع شده است، بالاترین سطح توسعه را به دست آورده باشد. احتمالا این سکونتگاه ابتدایی بزرگتر از دهکده هایی نبودند که برای هزاران سال به صورت نقاطی در دره های زمین های مرتفع کوهستانی نمایان بودند. اما مردم اریدو به اصول آبیاری پی بردند، و به نظر می رسید که حدود حداکثر و حداقل درجه آب و هوای بین النهرین برای گندم، جو، گوسفندان، بزها و گاوها مناسب بوده است.

باستان شناسان در اریدو کشف کردند که آنچه معبد به نظر می رسد، حدود 3500 ق.م ساخته شده است. وجود چنین بنایی در روزگار اولیه نشان میدهد که جامعه نسبتا به حد بزرگی رشد یافته بود- بنا بر تخمین، 10 هکتار (25 آکر) را می پوشاند و 2000 نفر جمعیت داشت. وجود تعداد بسیار زیادی جمعیت در یک سکونتگاه بر سیر تکاملی روابط اجتماعی به سوی سطح جدیدی از وحدت در جامعه و یک اتکا بالقوه به سکونتگاه های اطراف، برای برخی کالاهای معیشتی، دلالت دارد.

بین 3500 تا 2900 پیش از میلاد، دوره ای که دوره آغازین نگارش(Protoliterate) (3) یا دوره های اوروک (Uruk) (4) و جمد نصر (Jemdet Nasr) خوانده میشود، تعداد سکونتگاه های بین النهرین، که جمعیت بیش از 1000 نفر داشتند، افزایش یافت. سفال های این دوره نشان میدهد که تولیدات کشاورزی و هنری سازمان یافته تر شدند. در طول این دوره، بیشتر ظروف سفالی بر روی چرخ یا روی قالب ها ساخته شدند، یعنی روندی که سبب بازده و استاندارد سازی بیشتری شد و به یک اقتصاد تجاری پیچیده اشاره می کرد.کشف مهم دیگر از این دوره شواهدی است که تلاش های نخستین برای نوشتن بر روی سنگ و گل رس را نشان میدهد. بیشتر این نوشته های اولیه که برای نگهداری ثبت و مدارک استفاده میشد، سند دیگری برای پیچیدگی رو به فزونی اقتصاد بین النهرین است. علاوه بر این ساختمان های این دوره، که باستان شناسان آن ها را به عنوان معبد معرفی میکنند، پیچیدگی رو به رشد و بزرگ شدن این جوامع را نشان می دهند. برخی معابد، که به نظر میرسند دسته بندی شده اند، احتمالا به عنوان محوطه مقدس مورد استفاده قرار میگرفتند و تعداد کمی از آن ها بر روی سکوهای بلندی ساخته شده بودند. احتمالا برجسته بودن این بناها قدرت رو به رشد رهبری مذهبی جوامع را بازتاب میداده است.

اسناد مربوط به 2900 تا 2350 ق.م، که دوره دودمانی نخستین خوانده می شود، یک رشد قابل توجه جمعیت در حدودا دو گروه دوازده تایی از سکونتگاه هایی رانشان میدهد که، بر اساس اندازه جمعیت خالص، می توانند به درستی شهر خوانده شوند. در طول این دوره، تولید ظروف سرامیکی، فلزی و محصولات پارچه ای سازمان یافته تر شد و توسط صنعتگران به گروه های تخصصی آرایش یافت. سنگ، چوب، سنگ معدن فلزی و دیگر مواد غیر بومی به شهرهای واقع در زمین های پست، یعنی جایی که برای طبقه ممتازِ محلی به شکل کالاهای ساخته شده و آماده فروش در آمده بودند، آورده شدند. در حدود 2500 ق.م نوشتن در تمام دشت بین النهرین همگون و استاندارد سازی شده بود. همچنین در این زمان جوامع شروع به تقلید از شکل شهرهای مدرن کردند: نواحی متراکم مسکونی با خیابان های پیچ در پیچ کوتاه و خانه های چند اشکوبه. پیش از آن معابد بزرگترین بناها در شهرها بودند که این نشان از اهمیت نهادهای مذهبی در فرهنگ بین النهرین داشت. اما در پایان این دوره، کاخ ها به عنوان بناهای بزرگ معرفی شدند که گویی به یک حکومت سلسله مراتبی سکولار در حال رشد اشاره میکرد، در حالیکه تولید تخصصی و تنوع دسترسی به منابع اقتصادی قشر بندی اجتماعی را نشان میداد.

واضح است که در پایان دوره دودمانی اولیه، دهکده های تساوی طلبِ دوره های پیشین- که در درجه اول بر اساس نظام خویشاوندی اداره می شدند- به سلسله مراتبی از شهرها و شهرستان هایی توسعه یافتند که در میان گروه های متنوع شغلی (کاری)، دارای طبقه بندی اجتماعی تعریف شده ای بودند. همچنان که قشربندی اجتماعی افزایش میافت، حکمرانان دولت شهر ها پدید آمده و شروع به معرفی خود به عنوان شاه و فرمانروا کردند. اگرچه جزییات کشمکش بر سر قدرت روشن نیست، ولی افزایش تکرار جنگ میان دولت شهرهای بین النهرین که از نظر سیاسی مستقل بودند ، نشان میدهد که توازن قدرت به نفع کسانی که نیروهای نظامی را کنترل میکردند، تغییر یافت.

 

 

پی نوشت:

لینک به دیدگاه

شهرهای اولیه در سراسر جهان

در هزاره بعدی، تغییرات مشابهی در در دره سند آسیای جنوبی ، دره رود زرد واقع در چین و نهایتا دره مکزیک رخ داد. در هریک از این نواحی و بسیاری از نواحی دیگر مفاهیم شهرگرایی منحصر بفرد بودند، اما نیروهای اساسی مشترک بسیاری نیز به شیوه هایی مختلف در رشد شهرها شرکت داشتند. در امتداد دره رود سند که اکنون پاکستان و هند خوانده می شود، تمدن دره سند، که پس از شهرهای بزرگ خود به عنوان فرهنگ هاراپایی نیز شناخته میشود، در حدود 2400 ق.م پدیدار شد. تا کنون نزدیک به 1000 مکان هاراپایی کشف شده است. از میان این ها، مکانی که به طور وسیعی حفاظت شده موهنجودارو است که در بخش مدرن پاکستان واقع شده است. موهنجودارو و دیگر مکان های مهم تمدن هاراپا با بناهای بزرگ ساخته شده از آجرهای پخته مشخص می شوند، که این آجرها در الگوی ردیفی دقیقی چیده شده اند. ممتازترین عنصر بخشی از مکان است که به عنوان ارگ یا قلعه شناخته می شود، که در سطح بالاتری از بقیه بخش های شهر قرار گرفته و با سازه های عظیمی پوشانده شده است. تعداد زیادی ظروف سفالی منقوش و مقداری فلز که در موهنجودارو یافت شده است نشان میدهد که مراکز اصلی هاراپا به طور فعالی کالا مبادله میکردند. این امکان وجود دارد که این تمدن حتی با بین النهرین تجارت می کرده، اگرچه شواهد کمی در این خصوص وجود دارد. هاراپایی ها سیستم نشانه گذاری نوشتاری خود را نیز توسعه دادند.

در دره های رود خانه های پهناور چین شمالی، برخی از تمدن های بزرگ اولیه اوراسیا توسعه یافتند. در دشت های آبرفتی رود زرد، دهکده های کشاورزی نئولیتیک به عنوان اتحادیه هایی که توسط فرماندهان اداره میشدند، هم پیمان شدند. این هم پیمانان نهایتا در هزاره دوم پیش از میلاد برای تشکیل یک دولت اولیه به هم پیوستند. با توجه به میتولوژی، نوشته های اولیه شان بر روی استخوان ها ی اوراکل (Oracle bones) (1) و کاوش های باستان شناسی، سلسله شانگ (ین) یکی از شناخته ترین تمدن های اولیه ی چین بوده است. نسل ها طول کشید تا قدرت تمرکز یابد؛ زمانی که حاکمان از میان خاندان های مختلفی انتخاب می شدند، پایتخت به شهرهای متعددی انتقال پیدا می کرد. هرچند که قدرت نهایتا به یک خاندان سلطنتی واگذار شد و شهر آن یانگ (Anyang) به عنوان پایتخت دائمی انتخاب گردید. در طول این مدت مردم سلسله شانگ یک صنعت برنزی (مفرغی) را توسعه دادند که سبب تولید ظروف و ابزاری شگفت انگیزدر مقدار زیاد شد.

و بالاخره، قاره امریکا بر اساس بنیان های بسیار متفاوتی، دارای تمدن های شهری اولیه متعددی بود. قابل توجه ترین آنها مردم ساکن در مکزیک مرکزی بودند که شهر تئوتیهواکان، اولین شهر بزرگ امریکایی ها، را ساختند. زندگی روستایی کشاورزی در مکزیک، که در طول هزاره های 2000 و 1000 پیش از میلاد پدیدار شد، نسبتا به تازگی با نواحی اولیه در آسیا مقایسه شد. پایه اقتصادی آن ها نیز متفاوت بود. ذرت محصول مهمی به جای گندم، جو و یا برنج بود. علاوه بر این مکزیکی ها در مقایسه با همتایان خود در جهان حیوانات خانگی کمی داشتند، تنها سگ و بوقلمون. ولی مردم آسیا گوسفند، بز، گوساله و خوک پرورش میدادند. با این حال در قرن اول و دوم پیش از میلاد، شهری بزرگ در مرز شمالی دره مکزیک، در نزدیکی مکزیکوسیتی امروزی پدیدار شد. تئوتیهواکان با سرعت شگفت آوری رشد کرد تا جایی که سکونتگاه بیش از صد هزار نفر انسان شد. بیشتر طرح ها به روشنی برای ساخت بسیاری از ساختمان های مرکزی بکار بسته شدند. تئوتیهواکان تا زمان انحطاط خود در قرن هفتم میلادی، مرکز تولید صنعت، تجارت و احتمالا قدرت نظامی برای سراسر مکزیک مرکزی بود.

 

عوامل پایه ی شهرنشینی

رشد جوامع شهری در نواحی مختلف جهان هریک سیری منحصربفرد را دنبال کردند. هرچند در یک نگاه کلی تر، زمانی که تعداد کثیری از مردم تلاش میکنند که با یکدیگر زندگی کنند، جریاناتی اولیه و اصلی دست اندر کار هستند. یک دیدگاه جالب آن است که هریک از جوامع شهری اولیه که اینجا معرفی و شرح داده شد، تنها زمانی دوره هایی از شهرنشینی تنزل یافته و حکومتی سیاسی کمتر متمرکز را در پی داشتند، که شهرنشینی و قدرت سیاسی نو ظهور را تجربه کرده باشند. بنابراین در حالی که بسیاری از نیروها رشد شهرنشینی و قدرت سیاسی متمرکز را تشویق میکند، نیروهای مهم دیگری نیز بر خلاف چنین توسعه هایی عمل میکنند. اگرچه به طور حتم نیروهای اولی (مشوق شهرنشینی و قدرت سیاسی متمرکز) بیش از هزار سال دارای قدرت بیشتری بوده و از این حیث جهان بیشتر شهرنشین شده است، با این حال هنوز نیروهایی که سکونتگاه ها و دولت های غیر متمرکز را ترویج میکنند به فعالیت ادامه می دهند. آثار سه فرایند مهم در اینجا به طور خلاصه مورد بررسی قرار می گیرد: گسترش تولید غذا، پدیدار شدن صنعت و تجارت، و حکومتی که به طور فزاینده ای سلسله مراتبی است.

یکی از پیش نیازهای رشد جوامع شهری این بود که ذخیره غذا گسترش یابد. این امر از طریق اهلی سازی موثرتر حیوانات، کشت بیشتر زمین و استراتژی های تولیدی قوی تر به دست آمد. هریک از این پیشرفت ها در مورد بازده ناخالص محصولات کشاورزی، نیز با صرف هزینه به دست آمد. افزایش بازده حیوانات اهلی و گیاهان، حاصل تخصصی شدن در یک محصول یا حیوان است که به منظور کنترل بهتر توزیع و توسعه تکنیک های زراعت و برداشت انجام شد. اگرچه تخصصی سازی سبب تولید بیشتر می شد ولی کشاورز را نیز در ریسک بالاتری از شکست قرار میداد. گسترش مقدار زمین تحت زراعت نیز به افزایش محصول منجر می شود، اما به قیمت میزان نیروی انسانی بیشتری که برای هر واحد تولید مصرف می گردد. این هزینه تا اندازه ای ناشی از فواصل بیشتری است که کشاوزان باید برای رسیدن به زمین ها طی کنند و همچنین این واقعیت که زمین های حاصلخیزتر در دست استفاده بوده، بنابراین کشاورزان باید نیروی انسانی بیشتری را صرف زمین هایی کنند که حاصلخیزی کمتر و در نتیجه بازده پایین تری دارند.

بیش از هزار سال، موثرترین وسیله افزایش تولید غذا تقویت و ارتقای تکنیک های کشاورزی بود تا محصول بیشتری از هر آکر زمینِ تحت استفاده به دست آید. این امر توسط کاشت متراکم تر غلات ، کوتاه کردن دوره آیش بین کشت محصول و آوردن آب بیشتر به زمین توسط آبیاری انجام شد. هریک از این روش ها مقدار قابل توجهی را به ذخیره غذای یک جامعه افزود. اما هزینه ها به دلیل افزایش نیروی انسانی گمارده شده و فرسایش بالقوه محیط بسیار زیاد بود. کاشت انبوه تر و زود به زود تر احتمالا حاصلخیزی خاک را کمتر میکرد، حال آن که آبیاری بیش از اندازه زمین ها میتوانست به اشباع شدن زمین ها از آب و شور شدن آنها منجر شود. هیچ یک از این روش هایی که برای افزایش محصول به کار گرفته می شد به طور ذاتی بد نیست، اما باید با توجه به زمینه اجتماعی و محیطی موجود و به شیوه ای پایدار بکار گرفته شوند و گرنه سرانجام سبب تخریب قابلیت تولیدی جامعه می شوند.

اکثرا، جوامع انسانی در نگه داشت تعادل بسیار موفق عمل کرده اند. اما اغلب در میان تمدن های اولیه جهان، تقاضا برای تولیدِ بیشتر از قابلیت های محیط پیشی گرفته و سبب فاجعه زیست محیطی شده است. چه چیزی سبب می شود که این جوامع سازمان یافته شرایط را به طور اشتباه پیش بینی و محاسبه کنند؟ یک جنبه مهم انقلاب شهری تبلور ایده ی مالکیت خصوصی و انگیزه برای مازاد تولید کشاورزی بود. در یک جهان ساده، یک گروه مانند خانواده تنها مقداری کالا تولید میکند که گروه برای خوراک و پوشاک نیاز دارد. انگیزه برای تولید بیشتر کم خواهد بود، چون مقدار غذای اضافه ای که یک نفر میتواند بخورد محدود است. با این حال در بعضی جاها بین 5000 تا 10000 سال پیش این شرایط تغییر کرد، تولید مقادیر عظیمی از مازاد محصولات کشاورزی آغاز شد و به منظور حمایت از تولید کالاهایی استفاده شد که این کالاها به دلیل اعتباری که می بخشیدند با ارزش پنداشته می شدند. به نظر میرسد که این مساله در جامعه ای اتفاق افتاده است که ایده های مالکیت توسعه یافته بود، نابرابری اجتماعی وجود داشت و روابط قدرت نا متوازن بود.

این تغییر اساسی در محرک های اجتماعی به دو فرایند پایه ای دیگر در شهرنشینی وابسته است. پیدایش صنعت و تجارت و حکومت فزاینده ی سلسله مراتبی. در استقرار یک زندگی روستایی یکجانشین، این امکان برای افراد ایجاد شد که دارایی های مادی خود را گرد هم آورند. بیش از هزار سال، تولید این کالاها از ظروف سفالی و ابزار کاربردی تا اجناس زینتی شخصی، به صورت فعالیت هایی تخصصی در آمد. برخی اقلام از مواد خامی درست می شدند که می باید از منابع دوردست وارد می شد. این مکتب مصرف گرایانه نمیتوانست وجود داشته باشد مگر اینکه برخی کشاورزان مازادی را تولید کنند که بتواند برای حمایت این صنعت و تجارت رو به رشد استفاده شود. برخی کالاهای سود آور مستقیما به کشاورزان سود می رساندند، اما منابع قابل توجهی برای به دست آوردن مواد خام خارجی و تولید کالاهای اعتباری، که تنها متعلق به طبقه ممتاز نوظهور بود، سرمایه گذاری می شد. این علاقه طبقه ممتاز بود که صنعت و تجارت را پرورش دهد، چرا که این امر به تولید کالاهای اعتباری منجر می شد که پایگاه اجتماعی بالای آنها را مستحکم میکرد.

باستان شناسی و تاریخ بارها ثابت کرده است که جایی که گروه بزرگی از مردم گرد هم آیند، اشکال سلسله مراتبی حکومت را به گزینه های ساده ترِ مساوات گرایانه ترجیح می دهند. یک حکومت سلسله مراتبی معمولا توسط اعضای طبقه ممتاز، که منافع بسیار زیادی را از قابلیت تولیدی تعداد کثیری از مردم عادی به دست می آورند، اداره می شود. این اعضای طبقه ممتاز چنین موقعیت مساعدی را توسط توزیع دوباره کالاهای جمع آوری شده خود در میان مردم عادی، مسلح کردن خود و خلع سلاح نمودن مردم عادی، استفاده از نیروهای انحصاری خود برای برقراری دستورات و ارتقای امنیت فردی، و نهایتا با فرمول بندی یک ایدئولوژی یا مذهبی که جایگاه آنها را توجیه میکند، محافظت میکنند.

روشن است که برخی مدیریت های متمرکز فعالیت های اقتصادی و قضاوت و احقاق حق در منازعات، بهره وری کلی جامعه را بالا برد. هرچند حکومت سلسله مراتبی بالقوه دارای ابعادی منفی بود: تصمیماتی که توسط طبقه ممتاز گرفته می شد ممکن بود که تمایلات ان قشر را ارضا کند، نه تمایلات اکثریت مردم. ارتباطات ممکن بود توسط دوری جغرافیایی تصمیم گیرندگان با مانع روبرو شود. و نهایتا الگوی مصرفی طبقه ممتاز ممکن بود که بهره گیری ناپایدار زیست محیطی را ترویج کند. 5000 سال گذشته شاهد یک تاثیر و تاثر متقابل همیشگی میان مزایا و معایب جامعه شهری بوده است، که نتیجه آن عرضه صدها نمونه موردی است از اینکه چگونه مردم تلاش کرده اند که تعادل میان این نیروها را حفظ کنند.

چارلز ل.رِدمن استاد انسان شناسی و راهنمای مرکز مطالعات محیطی دانشگاه ایالت آریزونا است. او مولف "تاثیر انسان بر محیط باستانی" در میان سایر نشریات است.

 

پی نوشت:

1- استخوان اوراکل (Oracle bone) قطعاتی از استخوان یا زیر سینه لاک پشت بودند که پاسخ پیشگویی ها را به ویژه در زمان سلسله شانگ در بر داشتند. این استخوان ها برای نوشتن اطلاعات تاریخی مهم مانند شجره نامه سلسله شانگ بکار می رفتند. برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.

http://en.wikipedia.org/wiki/Oracle_bone

 

منبع

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...