رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

خندیدم!

به آن دخترک ِ موقهوه‌ای ِ چشم سیاه ِ خوش باور ِعاشق،

عاشق ِ "یکی" دست نیافتنی‌تر از همه،

خندیدم.

و توی آینه‌ی قدی

خودم را دیدم قد کشیده‌تر از همیشه،

خیلی زود،

خیلی نزدیک،

صدای شکستن آمد!

چیزی توی قلبم شکست،

له شد،

صد پاره شد،

تازه فهمیدم که

من ِ لعنتی بزرگ شدم

مثل آدم بزرگ‌های نفهم

به عشق ِ ناب ِ او خندیدم

بزرگ شدم

یا

ادای آدم بزرگ‌ها را درآوردم... .

 

 

لینک ارسال
  • پاسخ 44
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ادم بزرگ بودن زیاد هم بد نیست. میتونی راحت سر مردم کلاه بذاری. دل بشکونی. کلک بزنی . و اخرش هم بیخیال باشی. میتونی بعد اینکارا که تنها شدی سیگار بکشی. شایدم بری یه گوشه اونقدر فکر کنی که به پوچی برسی. و در نهایت به خودت بگی خب زندگی همینه روز از نو روزی از نو!!!

لینک ارسال

ما را همه شب نمی‌برد خواب

ای خفته روزگار دریاب

در بادیه تشنگان بمردند

وز حله به کوفه می‌رود آب

ای سخت کمان سست پیمان

این بود وفای عهد اصحاب

خارست به زیر پهلوانم

بی روی تو خوابگاه سنجاب

ای دیده عاشقان به رویت

چون روی مجاوران به محراب

من تن به قضای عشق دادم

پیرانه سر آمدم به کتاب

زهر از کف دست نازنینان

در حلق چنان رود که جلاب

دیوانه کوی خوبرویان

دردش نکند جفای بواب

سعدی نتوان به هیچ کشتن

الا به فراق روی احباب

لینک ارسال

آز آدم بزرگا متنفرم

از اونایی که دل شکستن کار هرروزشونه

از اونایی که در آغوش میکشنت ولی به خاطر سپردن صدای قلبشون رو قدغن میکنن

از آدم بزرگا و دنیاشون متنفرم ، من پامو تو دنیای اونا نمیزارم :ws25:

لینک ارسال
همه ما وقتي بچه ايم دوست داريم زودتر بزرگ بشيم .وقتي هم كه بزرگ ميشيم حسرت بچگيمونو ميخوريم پس كي ميخوايم تو حال زندگي كنيم؟:banel_smiley_4:

 

آخه فقط حسرت خوردن به یک دوره زمانی نیست که... حسرت خوردن به از دست دادن صداقت و پاکی در طی فرایند آدم بزرگ شدنه :girl_yes2:

لینک ارسال
آخه فقط حسرت خوردن به یک دوره زمانی نیست که... حسرت خوردن به از دست دادن صداقت و پاکی در طی فرایند آدم بزرگ شدنه :girl_yes2:

اره دوست عزيز خودم هم از اون دسته كساني هستم كه دوست دارم به گذشته برگردم ولي افسوس كه فاصله آرزو تا واقعيت خيلي زياده.

لینک ارسال
  • 4 weeks later...

لابه لای ابرهای پراکنده آسمان

 

در نوسان برگ های تب دار تابستانی باغ

در پیچش گل بوته های کاشی های فیروزه ای

جستجویت می کنم

حتی از میان کاغذهای غبار گرفته شعرهایم

تو را به خاطره ام تزریق می کنم

- فایده ندارد-

تو کمرنگ...

نه! تو دیگر نیستی.

بزرگ شده ام افسوس

و دیگر هیاهوی شب های گمشده

بالشم را نمناک نمی کند...

لینک ارسال
  • 3 months later...

خندیدم!

 

به آن دخترک ِ موقهوه‌ای ِ چشم سیاه ِ خوش باور ِعاشق،

عاشق ِ "یکی" دست نیافتنی‌تر از همه،

خندیدم.

و توی آینه‌ی قدی

خودم را دیدم قد کشیده‌تر از همیشه،

خیلی زود،

خیلی نزدیک،

صدای شکستن آمد!

چیزی توی قلبم شکست،

له شد،

صد پاره شد،

تازه فهمیدم که

من ِ لعنتی بزرگ شدم

مثل آدم بزرگ‌های نفهم

به عشق ِ ناب ِ او خندیدم

بزرگ شدم

یا

ادای آدم بزرگ‌ها را درآوردم... .

 

 

 

:ws44::ws44::ws44:

 

منکه در 36 سالگی همچنان 5 سالمه.....

ممه من کو؟!!!

:ws3:

 

بابابزلگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ:ws44::ws44::ws44:

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...