رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

رگتایم...ادگار لارنس دکتروف

هرچی کتاب دستتونه بزارید کنار.فقط اینو بخونید

 

این رگتایم همون کتابس که نقش اولش یه مرد سیاه پوسته بنام رگتایم؟؟

لینک ارسال
  • پاسخ 1.3k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

آخرین کتابی که تموم کردم خوندش را کتاب صداهایی از چرنوبیل بود. از مستندنگار و روزنامه نگار بلاروسی، سوتلانا الکسیویچ، ترجمه نازلی اصغرزاده. چرنوبیل تجربه زیسته مردم بلاروس از واقعه انفجار اتمی هست. به نظرم چیزی که این دنیا بیش از هرچیزی در کنار چیزهای دیگه نیاز داره لمس حقایق و تجربیاته...

حاج آقا صادق هدایت من نمیدونم توهم فرهنگ ایرانی ها رو کی تو ذهن ما انداخت!

چراغ ها را من خاموش میکنم (زویا پیرزاد)- از پاریز تا پاریس(باستانی پاریزی) کتاب خوبی بود مخصوصا قسمت مربوط به عراق و پاکستان- مادام بواری

من تهوع از ژان پل سارتر رو خوندم البته نصفه چون خیلی کسل کننده بود زیاد دوسش نداشتم!!

 

من اکثر کتابای سارتر رو خونده ام و یکی از نویسندگان مورد علاقمه...بخصوص نمایشنامه هاش...ولی منم تهوع رو فقط چند صفحه اولشو خوندم و گذاشتم کنار...این کتاب حس خاص خودشو میخواد...

لینک ارسال
من اکثر کتابای سارتر رو خونده ام و یکی از نویسندگان مورد علاقمه...بخصوص نمایشنامه هاش...ولی منم تهوع رو فقط چند صفحه اولشو خوندم و گذاشتم کنار...این کتاب حس خاص خودشو میخواد...

 

دقیقا منم احساس میکنم شدیدا آدمو بی حسو ناامید میکنه :whistle:

لینک ارسال
  • 3 months later...

مرگ ایوان ایلیچ!

تولستوی

 

ب عنوان حداقل تصور میکنه "مرگ "آگاه" هست، بعد از شروع شدن کتاب یک حس عمیق همزاد پنداری با "ایوان"داشتم...

به کسانی که مستعد افسردگی هستن پیشنهاد نمیکنم.

 

مقدمه کتاب جالب بود، برعکس داستانهای رایج، کتاب با مرگ ایوان شروع میشه:ws38:

 

تمام دغدغه های درسی، ازدواج، کاری، زندگی، تولد، مریضی و همه و همه، انگار یک سری حلقه بدون فیدبک هستن. شاید اهمیت چندانی نداره ک چقدر سعی کنیم کنترلش کنیم.

زندگی ما ماهیتا با مرگ آمیخته است... اصلا آیا میشه " مرگ" رو از "زندگی" جدا کرد؟:ws38:

 

همچنان دارم می رم جلو، هنوزکامل نشده کتابش، اما برام جذاب بوده

لینک ارسال

در آغوش نور

نویسنده اش"بتی جین ایدی"

کتاب خوبی بود

تجربه ی مرگ و بازگشت این خلاصه ی کتاب بود، کتاب کم حجمی هست و توصیه میکنم بخونیدش فک کنم تو نت هم باشه:ws37:

لینک ارسال
  • 8 months later...

e90gev3uf9luao6wygm.jpg

 

 

داستان راجع به زنی به اسم آلاله است هست که در آستانه چهل سالگی قرار داره و همسر و تنها دخترش خیلی دوسش دارن.

این خانم تو جوونی عاشق همکلاسیش تو رشته موسیقی به نام هرمز بوده که هرمز میره خارج از کشور برای ادامه تحصیل و آلاله با فرهاد ازدواج میکنه.

هرمز حالا یه موزیسین شده و داره برای اجرای برنامه برمیگرده ایران. آلاله هم تو اداره ای کار میکنه که اداره سالن اجرای موسیقی زیر نظرش هست و آلاله به نوعی به واسطه شغلش میشه مدیر برنامه های هرمز تو این کنسرت موسیقی.

داستان حول موضوع برگشتن هرمز به ایران میچرخه و دل آلاله که هنوزم براش میلرزه.

از لحاظ گیرایی کتاب فوق العاده ایه و وقتی شروع کردم دیگه نتونستم زمین بذارمش تا تموم بشه.

موضوعش بسیار برام عبرت آموز و بسیار بسیار تلخ بود که چطور یک زنی که در آستانه چهل سالگیه و همسر و دختری داره که بسیار دوسش دارن به خودش اجازه میده که دلش به یاد عشق قدیمی اش بلرزه.

زنی که بعد از ازدواجش ساز زدن رو رها کرده دوباره به عشق هرمز و به عشق اینکه بتونه تو گروه هرمز ساز بزنه ساز زدن رو شروع میکنه.

وقتی میفهمه قراره عشق قدیمی اش بیاد ایران کلی به خودش میرسه (موهاشو رنگ میکنه و لباس های زیبا تر و لنز و ...)، ساز زدن رو دوباره شروع میکنه و ...

کاری که برای همسرش نکرده بود ولی برای کسی دیگه ای انجام میده.

میره فرودگاه استقبالشو و بدرقه اش.

عجب داستان تلخ و تاسف برانگیزی بود برام.

عاشق بودی قبول.

اما وقتی به شخص دیگه ای تعهد دادی دیگه باید تمامت برای همسرت باشه.

دایره تعریف وفاداری برای شخص من به به حدی وسیع و بزرگِ که حتی نشستن لبخند رو صورت یه آدم به یاد کس دیگه گناه نابخشودنیه.

از شخصیت زن داستان به شدت متنفر شدم (واقعاْ خودمو کنترل کردم که کتابو پاره نکنم) و در عین حال دلم براش سوخت.

زنی که در آستانه چهل سالگی و با داشتن دختر ۲۰ ساله هنوز شخصیتش شکل نگرفته و به شدت تو مدیریت مسائل زندگیش ضعیف عمل میکنه. (در بعضی بحران های زندگیش دخترش براش تصمیم میگیره و تو این زمینه توانا تره).

با وجود همسری که دوسش داره و با وجود خانواده خوشبخت نمیتونه احساسات و علاقه خودش رو مدیریت کنه و دوباره به عشق قدیمی اش به شدت علاقه مند میشه.

عکس زیر قسمتی از کتاب هست موقعی که به درخواست هرمز دوباره ساز زدن رو شروع میکنه.

حالتی که بهش دست میده رو دقت کنید.

اوج تمام احساسات منفی دنیا برای یه مرد به حساب میاد وقتی همسرش به خاطر وجود یه مرد دیگه اینطور حالش دگرگون بشه.

(امیدوارم با قراردادن قسمتی از کتاب قانون حق مولف رو نقض نکرده باشم).

 

 

8z5knnlwm6ajerdvmnsp.jpg

لینک ارسال

مخلوقات فانی

نویسنده:اروین یالوم نویسنده کتاب نیچه گریست هم هست

کتاب در 10 فصل کم حجم خلاصه شده که هر فصل داستانی داره

مکالمات اروین و مریضانش در جلسه های روان درمانی هست.

نکات خوی برا دیدگاه متفاوت به آدم عرضه میکن

 

"ما همه مخلوقات فاني هستيم ... آن كس كه مي‌خواهد پس از مرگ هم مشهور باقي بماند، از اين نكته غافل است كه تمام كساني كه او را به ياد دارند خواهند مرد"و.....

لینک ارسال

يك عاشقانه آرام /نادر ابراهيمي

 

 

عاشق بهانه نمی گیرد

عاشق نِق نمی زند

عاشق در بابِ زندگی، سخت نمی گیرد

تخم مرغِ تازه ی پُخته، عطرِ ماندگاری دارد.

عاشق، با نان خالی و ظرف پُر از محبت راضی ست ...

لینک ارسال
  • 2 months later...

ملت عشق.

اثر الیف شافاک. (نمیدونم چرا حس میکنم اسم درستش الیف شفق هست)

خیلی دوست داشتم این کتاب رو.

همین دیشب تموم شد.

انقدر برام جالب بود بدونم یکی از شخصیت های داستان چه اتفاقی براش میوفته (چه تصمیمی میگیره) که دیشب نزدیک ۱۰۰ صفحه ای خوندم تا تموم بشه.

بعد اینکه تموم شد یه حس دلتنگی و نمیدونم چی بود که مجبور شدم آخر شب بزنم بیرون و چند ساعتی تو خیابونا بچرخم یه ذره آروم شم بعد برگردم خونه.

 

داستان حول آشنایی شمس تبریزی و مولانا میچرخه که این آشنایی رو نویسنده ای گمنام نوشته و میسپره دست یه ویراستار آمریکایی که برای چاب آماده بشه که در نهایت به آشنایی ویراستار و نویسنده منجر میشه و عشق و علاقه ای که بینشون بوجود میاد.

ویراستاری که ۴۰ سال زندگی یکنواخت و ثابتی داشته و همه چیزش با برنامه پیش رفته ناگهان همه چیزو تغییر میده تو زندگیش.

و البته ۴۰ قاعده زندگی که نویسنده از زبان شمس تبریزی ارايه میکنه در طول کتاب و کتاب با قاعده چهلم تموم میشه. (آخرین عکس)

 

کلیت چیزی که من گرفتم از کتاب اینه که تو هرلحظه ای که حس کردی زندگیت دیگه خوشحالت نمیکنه بزن زیر میز بازی و همه چیزو تغییر بده.

همه چیزو از اول بچین با قواعد جدید.

و اهمیت عشق تو زندگی.

راضیم از کتابی که خوندم.

خیلی.

 

به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق

خود به تنهایی دنیایی است عشق

یا درست در میانش هستی، در آتشش

یا بیرونش هستی، در حسرتش...

 

fylh1407ifuqz8olaov.jpg

 

 

wq8jrv3060gq1ftw7sgj.jpg0oj17hdigjahf2fkz4x.jpg

 

 

 

bj1pkocozihotser0nc.jpg

لینک ارسال
  • 2 weeks later...

مشرکی در خانه پیامبر.

 

داستان تاریخی و واقعی از زندگی دختر بزرگ پیامبر به اسم زینب (خواهر بزرگتر حضرت فاطمه).

زینب قبل از به پیامبری رسیدن پیامبر با شخص امین و شریفی به اسم ابوالعاص (پسرخاله اش) ازدواج میکنه که از تجار مکه بوده و انسان بسیار محترمی بوده و این دو همدیگه رو بسیار دوست داشتن.

بعد از مبعث پیامبر، زینب و کل خانواده پیامبر مسلمان میشن ولی ابوالعاص به خاطر موقعیت و تجارتش نمیتونه این کار رو بکنه.

ابولعاص حتی تو جنگی که بین مسلمانان و غیرمسلمانان شکل میگیره علیه پیامبر (پدر زن خودش) مبارزه میکنه و اسیر میشه.

کشمکش روحی زینب که یه طرف جنگ و جدال پدر خودش و یه طرف همسر خودش که بسیار دوسش داره قرار دارن.

نه میتونه از همسرش که بسیار همدیگه رو دوست دارن دست بکشه و نه از پدر خودش.

و سختی هایی که تحمل میکنه تو این مدت. چون با همسرش در مکه (پایگاه اصلی غیر مسلمانان و دشمنان پدرش) زندگی میکنه.

و سختی هایی که پیامبر تحمل میکنه به خاطر دوری از دخترش. (چون پیامبر در مدینه زندگی میکرده)

و بعدها پیامبر به احترام همین زینب و به خاطر علاقه زیادی که بهش داشته اسم دختر حضرت علی و حضرت فاطمه رو هم زینب میذاره.

 

اول از همه چیز تو مقدمه نویسنده میگه به دلیل منابع خیلی کم و محدود تاریخی قسمت هایی از کتاب بنا بر حس و تخیل نویسندگان (با توجه به وفاداری به اصل موضوع) نوشته شد.

در کل کتاب خوبی بود.

 

تم دخترایی مثل زینب رو خیلی دوست دارم و میتونم خیلی راحت تصورشون کنم.

کامل میتونم تصور کنم همسرش چه حسی بهش داشته.

 

 

 

6pabeh68nznbnw7kx4tn.jpg

 

986c9iui240edu4coe.jpg

 

 

7ui9muneo9yf6bzb5v63.jpg

لینک ارسال
من میخوام کتاب " یک عاشقانه آرام " از نادر ابراهیمی رو شروع کنم :ws3:

میگن خیلی قشنگه :icon_redface:

 

یکی از بهترین کتابهاییه که من خوندم.

توصیه میکنم حتماْ کتاب "چهل نامه کوتاه به همسرم" رو هم بخونید. از همین نادر ابراهیمی.

من به دوتا از دوستان متاهلم این دوتا کتاب رو هدیه دادم و ای کاش میتونستم به همه آدم های متاهل این دو تا کتاب رو هدیه داد.

(یه جا خوندم خانم آرایشگری به همه خانم هایی که برای مراسم عروسیشون میان پیشش این دوتا کتاب رو هدیه میده)

قرآن عاشقانه زندگی مشترکِ این دوتا کتاب.

کلمه به کلمه اش برای من جالب بود و حرف دل.

ای کاش چند سال پیش خونده بودمشون.

فقط میتونم بگم بخونیدشون.

لینک ارسال
ملت عشق.

اثر الیف شافاک. (نمیدونم چرا حس میکنم اسم درستش الیف شفق هست)

خیلی دوست داشتم این کتاب رو.

همین دیشب تموم شد.

انقدر برام جالب بود بدونم یکی از شخصیت های داستان چه اتفاقی براش میوفته (چه تصمیمی میگیره) که دیشب نزدیک ۱۰۰ صفحه ای خوندم تا تموم بشه.

بعد اینکه تموم شد یه حس دلتنگی و نمیدونم چی بود که مجبور شدم آخر شب بزنم بیرون و چند ساعتی تو خیابونا بچرخم یه ذره آروم شم بعد برگردم خونه.

 

داستان حول آشنایی شمس تبریزی و مولانا میچرخه که این آشنایی رو نویسنده ای گمنام نوشته و میسپره دست یه ویراستار آمریکایی که برای چاب آماده بشه که در نهایت به آشنایی ویراستار و نویسنده منجر میشه و عشق و علاقه ای که بینشون بوجود میاد.

ویراستاری که ۴۰ سال زندگی یکنواخت و ثابتی داشته و همه چیزش با برنامه پیش رفته ناگهان همه چیزو تغییر میده تو زندگیش.

و البته ۴۰ قاعده زندگی که نویسنده از زبان شمس تبریزی ارايه میکنه در طول کتاب و کتاب با قاعده چهلم تموم میشه. (آخرین عکس)

 

کلیت چیزی که من گرفتم از کتاب اینه که تو هرلحظه ای که حس کردی زندگیت دیگه خوشحالت نمیکنه بزن زیر میز بازی و همه چیزو تغییر بده.

همه چیزو از اول بچین با قواعد جدید.

و اهمیت عشق تو زندگی.

راضیم از کتابی که خوندم.

خیلی.

 

به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق

خود به تنهایی دنیایی است عشق

یا درست در میانش هستی، در آتشش

یا بیرونش هستی، در حسرتش...

 

fylh1407ifuqz8olaov.jpg

 

 

wq8jrv3060gq1ftw7sgj.jpg0oj17hdigjahf2fkz4x.jpg

 

 

 

bj1pkocozihotser0nc.jpg

 

قاعده سی و هشتم:

برای عوض کردن زندگیمان،برای تغییر دادن خودمان هیچ گاه دیر نیست .

هر چند سال که داشته باشیم،هرگونه که زندگی کرده باشیم،هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم،باز هم نو شدن ممکن است.

حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد،باید افسوس بخوریم.

باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد.

برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مرد.

لینک ارسال

هنرشفاف اندیشیدن از رولف دوبلی و ترجمه عادل فردوسی پور

ازاون سبک کتابهاییه که بسته به نوع فکرهرشخص ممکنه خسته کننده و بدیهی بیاد و یا جالب وچالش گونه.

برای من جالب بود هرچندهنوز تموم نشده و زمان لازمم تا با ذهنی اروم برم سراغش .

لینک ارسال
ملت عشق.

اثر الیف شافاک. (نمیدونم چرا حس میکنم اسم درستش الیف شفق هست)

خیلی دوست داشتم این کتاب رو.

همین دیشب تموم شد.

انقدر برام جالب بود بدونم یکی از شخصیت های داستان چه اتفاقی براش میوفته (چه تصمیمی میگیره) که دیشب نزدیک ۱۰۰ صفحه ای خوندم تا تموم بشه.

بعد اینکه تموم شد یه حس دلتنگی و نمیدونم چی بود که مجبور شدم آخر شب بزنم بیرون و چند ساعتی تو خیابونا بچرخم یه ذره آروم شم بعد برگردم خونه.

 

داستان حول آشنایی شمس تبریزی و مولانا میچرخه که این آشنایی رو نویسنده ای گمنام نوشته و میسپره دست یه ویراستار آمریکایی که برای چاب آماده بشه که در نهایت به آشنایی ویراستار و نویسنده منجر میشه و عشق و علاقه ای که بینشون بوجود میاد.

ویراستاری که ۴۰ سال زندگی یکنواخت و ثابتی داشته و همه چیزش با برنامه پیش رفته ناگهان همه چیزو تغییر میده تو زندگیش.

و البته ۴۰ قاعده زندگی که نویسنده از زبان شمس تبریزی ارايه میکنه در طول کتاب و کتاب با قاعده چهلم تموم میشه. (آخرین عکس)

 

کلیت چیزی که من گرفتم از کتاب اینه که تو هرلحظه ای که حس کردی زندگیت دیگه خوشحالت نمیکنه بزن زیر میز بازی و همه چیزو تغییر بده.

همه چیزو از اول بچین با قواعد جدید.

و اهمیت عشق تو زندگی.

راضیم از کتابی که خوندم.

خیلی.

 

به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق

خود به تنهایی دنیایی است عشق

یا درست در میانش هستی، در آتشش

یا بیرونش هستی، در حسرتش...

 

fylh1407ifuqz8olaov.jpg

 

 

wq8jrv3060gq1ftw7sgj.jpg0oj17hdigjahf2fkz4x.jpg

 

 

 

bj1pkocozihotser0nc.jpg

 

 

 

چند وقت پیش جایی بودم و کنارم یه خانواده که از نظر سنی خیلی شبیه شخصیت های تو کتاب بودن و یه مقدار که گذشت دیدم خانم خانواده این کتاب رو درآورد و داره میخونه.

خیلی خیلی خیلی برام لذت بخش بود این صحنه.

چقدر خوبه بشه با خوندن چند تا کتاب تو بعضی از زمینه ها زندگی رو واکسینه کرد در مقابل روزمرگی و شکست.

میشه کله آدم تا فرصت پیدا میکنه تو تلگرام و گوشی باشه و میشه این مدلی با خوندن یه کتاب خوب واقعاْ زندگی رو از زاویه دیگه ای دید.

لینک ارسال

0ealqi5ysy6yq8eg0j.jpg

 

bhp2lp8e1bgo3i0cr5.jpg

 

 

 

 

بابا لنگ دراز (جین وبستر)

بلخره خوندم این کتاب رو و چون یکی از آرزوهام به فرزندی قبول کردن یه دختره خیلی خیلی دوست داشتم این کتاب رو وبه دلم نشست.

وقتی تموم شد واقعاْ دلم برای جودی ابوت تنگ شد.

خب چون کارتونش رو دیده بودم شخصیت ها برام آشنا بود. (البته دانلود کامل و نسخه اصلیش تو برنامه امه)

کتاب از مجموعه نامه هایی تشکیل شده که جودی ابوت برای پدرخوانده خودش که نمیشناسش مینویسه.

با اینکه در مورد فقر و یتیم بودن جودی ابوت هست ولی به حدی طنز دوست داشتنی داره که خیلی راحت جذب کتاب میشه آدم و اصلا تلخ نیست.

در حین این نامه ها هم نکته های خیلی بدیهی و ساده ولی خیلی مهم برای زندگی شاد و خوب رو منتقل میکنه. (آدم تعجب میکنه چطور دغدغه یه آدم تو ۱۰۰ سال پیش خیلی شبیه همین الانِ)

در کل به سبک دیجی کالا خرید این کتاب را حتماْ پیشنهاد میکنم.

 

---------------------------------

 

به شدت به سبک کتاب های این مدلی که نامه نگاری بین دو نفره علاقه خیلی خاصی دارم.

مثل همین بابا لنگ دراز

مثل خون در رگ های من (نامه های احمد شاملو به آیدا)

نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور

نامه های سیمن دانشور و‌جلال آل احمد

 

اگر میخواید مثل یه سنگ محک عشق و حس و علاقه اتون به یه نفر رو محک بزنید توصیه میکنم کتاب مثل خون در رگ های من رو بخونید.

نامه هایی که احمد شاملو برای همسرش آیدا مینوشتهه که همسر ایشون همین چند وقت پیش اجازه انتشارش رو دادن. (بعضی از قسمت های خیلی خصوصی هر نامه ای حذف شده)

فقط ببینید میشه یک نفر رو چجوری دوست داشت.

اگر میخواید ببینید ته دوست داشت یک نفر کجاست.

یعنی کسی که مدعیه یک نفر من رو خیلی دوست داره یا یک نفر رو خیلی دوست دارم با احمد شاملو و آیدا خودش رو مقایسه کنه.

یعنی نمیشه بخونم نامه هاشو و ... .

ذره ذره و خط به خطش رو با تمام وجودم حس میکنم.

واسه همینم مثلاْ ماهی ۲-۳ تا نامه اش روبیشتر نمیخونم.

دوست ندارم تموم بشه.

قیمت نمیشه رو این کتاب و نامه ها گذاشت.

 

 

3f8ipo81dccehk94j83n.jpg

 

مرگم باد!

اگر دمی کوتاه آیم؛

از تکرارِ این پیش‌ِ پا افتاده‌ترین سخن

که:

«دوستت دارم»

لینک ارسال
چند وقت پیش جایی بودم و کنارم یه خانواده که از نظر سنی خیلی شبیه شخصیت های تو کتاب بودن و یه مقدار که گذشت دیدم خانم خانواده این کتاب رو درآورد و داره میخونه.

خیلی خیلی خیلی برام لذت بخش بود این صحنه.

چقدر خوبه بشه با خوندن چند تا کتاب تو بعضی از زمینه ها زندگی رو واکسینه کرد در مقابل روزمرگی و شکست.

میشه کله آدم تا فرصت پیدا میکنه تو تلگرام و گوشی باشه و میشه این مدلی با خوندن یه کتاب خوب واقعاْ زندگی رو از زاویه دیگه ای دید.

 

ما یه فامیل داشتیم که چند سال پیش (بیشتر از 10 سال پیش) دچار افسردگی شده بود. به من گفت دلیلش خوندن یک کتاب هست به اسم "سهم من" بعد از یه مدتی هم از همسرش جدا شد و سهم خودش رو از اون زندگی گرفت. چند ماه بعدش از ما و دوستان خواست که با همسر سابقش صحبت کنیم که دوباره باهم ازدواج کنند، اما همسر سابقش چند ماه بعدش با یک نفر دیگر ازدواج کرد. در هر صورت اون شخص سهم خودش رو گرفت، اما زندگی مشترک رو از دست داد و هنوز هم ازدواج نکرده.

در انتخاب کتاب باید دقت کرد.

یک مسأله دیگه: من 15 سال پیش یه نامزد داشتم که هر وقت کتاب دستم می دید، ناراحت می شد! می گفت روشهای توی کتاب رو می خوای روی خودمون تست کنی؟!!! مگه ما موش آزمایشگاهی هستیم؟!

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...