رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

آیلین اگه زنده ای یه شعر بذار .

تنها راه ارتباطیم همین بود ببخشید ادمین:ws3:

 

کسی در رگهای من

تو را آواز می خواند

شعله می شوم؛ بیرون می ریزم از چشم هات

و جهان،

بشکه ی باروت!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

حال همه ی ما خوب است

ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دوووور....

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

از گلی که نچیده ام

عطری بر سرانگشتانم نیست،

خاری در دل است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

كاش يه دوست يه نفر هركي بود واس شبايي كه گريه ميكني كنارت باشه حتي اگه ساكت بود.فقط باشه.باشه و غر بزني زار بزني.ولي فقط باشه حتي دعوات كردم اشكال نداره.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

هر شب یکی اینجا پاییز رو میفهمه

پاییز زیبا نیست .. پاییز بی رحمه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
آیلین اگه زنده ای یه شعر بذار .

تنها راه ارتباطیم همین بود ببخشید ادمین:ws3:

 

کسی در رگهای من

تو را آواز می خواند

شعله می شوم؛ بیرون می ریزم از چشم هات

و جهان،

بشکه ی باروت!

سلام زنده ام :ws28: ممنونم به یادم بودید

 

رفع اسپم:

اگر توزندگی کسی رو داری که تورو به همه چی ترجیح میده

دیگه از خدا هیچی نخواه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

هرگاه میخواست برود ،با شکستن

چیزی جلویش را می گرفتم...

غرورم شکست ...

قلبم شکست...

بغضم شکست...

دیگر چیزی نمانده...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه مي خواند

روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد

وهر دانه برفي

به اشكي نريخته مي ماند .

سكوت سرشار از سخنان ناگفته است .:ws37:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

دلشوره و دلمرگی،امروز من این گونه است

 

ای کاش که برگردد،آن حس کهن در من...

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

گره افتاده به کارم ای دوست

سخت محتاج دعایم ای دوست

گویند که خیر وشر همه دست خداست

من منتظر خیر خدایم ای دوست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

این روزها که می‌ گذرد، هر روز
احساس می کنم که کسی در باد فریاد می‌ زند
احساس می کنم که مرا
از عمق جاده‌ های مه‌ آلود
یک آشنای دور صدا می‌ زند
آهنگ آشنای صدای او
مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثل صدای آمدن روز است...!

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم ، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانهٔ خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانهٔ خویش

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

باز هم دلخوش به این بودم که بادی می وزد

قدر موهایم اگر روز پریشان داشتم ...
 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...