رفتن به مطلب

آذر شفق

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    97
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

پست ها ارسال شده توسط آذر شفق

  1. برخورد با خیانت همسر

    بیشتر زوجین متاهل خیانت را امری می دانند که هرگز برای آنها اتفاق نخواهد افتاد. به نظر می رسد موضوعی است که فقط مختص افراد مشهور و شخصیت های عمومی است. متأسفانه اینطور نیست.
    حدود 25 درصد از ازدواج ها با خیانت روبرو هستند، در حالی که فقط درگیر امور عاطفی می شوند، تعداد آنها افزایش می یابد.
    بنابراین، چگونه با خیانت باید کنار آمد؟ چطور بعد از خیانت رابطه خود را ادامه می‌دهید؟ چگونه رابطه خود را با همسرتان بهبود می‌بخشید؟
    یک اتفاق ناگوار بدون درد پیش‌نمی آورد. برای بازسازی اعتماد شکسته شده توسط یک اتفاق، زمان و تعهد لازم است.

    قبل از هر واکنشی، کمی وقت بگذارید
    شوک، عصبانیت و غم و اندوه واکنش‌های رایج در مورد خیانت همسر است. کار روی این احساسات به زمان و تلاش نیاز دارد و مهم است که به خودتان فضا بدهید تا تمام افکار و احساسات خود را منسجم کنید. سعی کنید آنچه را که می گویید در ذهن خود تکرار کنید تا خود را بیش از اینکه پرخاشگرانه معرفی کنید – نزدیک شدن با عصبانیت به شریکتان منجر به تصمیم گیری عجولانه می شود. ابزارهای تنظیم عاطفی مانند ذهن آگاهی، خودتنظیمی و تنفس هفت ثانیه را تمرین کنید.

    جدایی کامل
    ماجرا باید تمام شود. جدایی کامل از طرف مقابل تنها راه پایان دادن به یک رابطه است. مهم است که همسر درگیر ماجرا صریح و صادق باشد و به دیگری بگوید که هنوز به ازدواج خود پایبند هستند. فاصله گرفتن شدید از یک عاشق می تواند یک کار بسیار دشوار باشد، زیرا آنها نوعی نیاز یا خواسته را برآورده می‌کنند. باید به آنها گفت که تمام شده و دیگر جایی برای بحث باقی نگذارید. بدون جدایی کامل، بهبودی سالم زناشویی غیرممکن است.
    قبول مسئولیت
    همسر خیانتکار باید اتفاقات رخ داده را بپذیرد و مسئولیت کامل را به عهده بگیرد. آنها باید کاملاً صادق باشند، و به هر یک از سوالات یکدیگر پاسخ دهند. این امر منجر به مکالمه درباره آنچه اشتباه شده و آنچه باید تغییر کند می شود. با این حال، بهترین کار این است که همسر خیانتکار از ارائه جزئیات خاص در مورد خیانت خود خودداری کند، زیرا این امر اغلب به جای ترمیم منجر به احساسات آزاردهنده می‌شود. فقط آنقدر که جزئیات لازم برای همسرتان برای درک آنچه اتفاق افتاده است، فاش کنید. اعتماد یک شبه بر نمی گردد ، اما پذیرش مسئولیت نقطه شروع خوبی است.

    تعهد از طریق تغییرات
    تعهد به برقراری مجدد ازدواج، همسر خیانتکار نیاز به رفتارهای جدید دارد. حیاتی ترین تغییر اطمینان مداوم است. شما باید مرتباً به همسرتان اطمینان خاطر در مورد تعهد خود نسبت به آنها بدهید و سپس این تعهد را با اقداماتی که انجام میدهید پیگیری کنید. این مهم است که به همسرتان اجازه دهید شما را ارزیابی کند: به او اجازه دسترسی کامل به ایمیل ، تلفن و هر چیز دیگری را که ممکن است در حین رابطه خصوصی خود را حفظ کرده باشید، دهید. این شیوه ها به بازسازی اعتماد شکسته کمک می‌کند.
    نیازها را شناسایی و به اشتراک بگذارید
    هر کس نیازهای عاطفی اساسی دارد که وقتی برآورده می شود بالاترین سطح خوشبختی و شادی را برای او به همراه دارد. وقتی آنها برآورده نمی شوند ، احساس ناامیدی و ناراحتی ایجاد می شود. اینجا جایی است که ممکن است افراد بی وفا به جای برقراری این نیازها به همسرشان ، برای تأمین این نیازها خیانت کنند. هر دو همسر باید نیازهای خود را با یکدیگر در میان بگذارند و برای رفع آنها با هم تلاش کنند. یک روش با اثربخشی اثبات شده گوش دادن است. این استراتژی ارتباطی به شما کمک می کند تا نیازهای یکدیگر و نحوه تأمین آنها را بهتر درک کنید.

    برای بهبودی وقت بگذارید

    روزهای اولیه پس از اطلاع از این اتفاق اغلب فوق العاده دردناک است. یافتن راه بهبود و بهبودی کامل نیاز به تعهد کامل هر دو شریک دارد. زمان مشخصی برای حل و فصل ازدواج وجود ندارد ، اما اکثر زوجین از این ماجرا جان سالم به در می برند و در واقع قویتر و متعهدتر نسبت به یکدیگر ظاهر می شوند. زمان به تنهایی ازدواج را برقرار نمی کند – تلاش مداوم هر دو همسر است که حاصل این بهبودی است.

  2. سوال:

    من ۴۲ سالمه و شوهرم ۴۶ سالشه سه تا فرزند دارم دوتا دختر یه پسر بیست ساله  ایشون معتاد و بد اخلاق و همچنین با خانمها پیام بازی میکنه این دفعه من فهمیدم و به روش آوردم و رفتم پیش اون طرف بهش هشدار دادم شوهرم از اون روز حرف که نمیزنه تازه جاشو جدا کرده دست پیش گرفته که پست نیفته لطفا راهنماییم کنیم

     

    پرستو قندی(روانشناسی تربیتی،دانشگاه تهران)

    سلام دوست گرامی خب واقعیت اینه که شما حق دارید ناراحت باشید و واقعا خیانت با هر شکلی، چیزی نیست که به راحتی از اون گذشت و چشم پوشی کرد. شما کارتون درست بوده که به روی طرف مقابل آوردید و هشدارتون درست بوده. راهنمایی ای که بخوام به شما بدم رو خودتون خط آخر پیامتون گفتین! همسر شما ظاهرا یاد گرفته دست پیش بگیره تا پس نیفته! بنابراین خیلی مقتدر، محکم و البته بدون بی احترامی در مقابل این رفتار سکوت نکنید. و خیلی راحت بهشون بگید که به رفتارشون فکر کنن، بگید از نظر شما، ایشون دست پیش گرفتند تا پس نیفتند! باور کنید، گره بسیاری از مشکلات فقط در دست، گپ زدنه و صحبت کردنه! پس، اجازه ندید ایشون با بداخلاقی در شما احساس گناه ایجاد کنند و خیلی قاطع، رفتار بیمارگونه شون رو به روی ایشون بیارید! حتما از یک زوج درمانگر هم کمک بگیرید. موفق باشید 

  3. سوال:

    سلام وقت بخیر. پسرم هشت سالش هست. یه مدته متوجه شدم از اینترنت فیلم پورن تماشا کرده الان اینترنتش رو قطع کردم لطفا راهنماییم کنید. دوشب هست که خواب راحت نکردم همش ناراحتم خیلی میترسم نمی‌دونم چکار کنم پدرش فوت شده خواهشا کمکم کنید نمی‌دونم گوشیش رو ازش بگیرم یا نه برادرش گوشی داره اگه گوشیش رو بگیرم شاید بدتر بشه

     

    الهام متقی (زوج درمانگر،مشاوره پیش از ازدواج و فردی،مدرس مهارت های والدگری)

    سلام ممنونم وقت شما هم بخیر مادر عزیز، میدونم که دوست نداشتید چنین اتفاقی رخ بده ولی به جای گرفتن گوشی و اینترنت بهتره با نظارت خودتون استفاده از اونها رو مجاز کنید، برنامه هایی در خصوص رصد کردن و قفل کردن محتواهای اینترنتی برای والدین هم طراحی شده که می تونید با یک سرچ ساده در اینترنت اونها رو نصب و ازشون استفاده کنید. این از مدیریت بحران و پیشگیری و اما رسیدگی به کنجکاوی ها و تربیت جنسی کودک تون، حتماً پسر شما در معرض پرسش ها و کنجکاوی های ذهنی قرار گرفته که باید پاسخ اش و به حدود لازم بگیره شما باید بحث و باهاش باز کنید و ببینید چقدر اطلاعات داره و این اطلاعات از کجا اومده. قبل از اینکه اینکار و انجام بدید حتما با یک روانشناس کودک مشاوره داشته باشید که توی این بحث گیر نیافتید و بتونید به خوبی مدیریت اش کنید.

  4. بنده۳۰سالم و شوهرم۳۷و یه پسر۴ساله دارم. مشکل من اخلاق پسرم هست. از بچگی تا۲سال که اصلا تو محیط شلوغ نمیموند و گریه میکرد. بعدش از محیط های سربسته میترسید. حتی الانم تقریبا میترسه مثلا داخل اسانسور نمیاد. با اینکه از بچگی به هیچ وجه ما نترسوندیمش و تنها نبوده. مشکل دوم اینکه با بچه ها کنار نمیاد. همه چیزو متعلق بخودش میدونه و نمیتونه خودشو با بازی با بچه ها وفق بده. حتی جلو تلویزیونمون میایستد و نمیزارد بچه ها تماشا کنن یا تو سرسره جیغ میزند که بچه ها بالا نرند. اگه اونا باشند این‌ عقب میایستد و نمیره بازی با اینکه بهش میگم اینا دوستاتت نوبتی بازی کنین ولی فایده ندارد. کلا خیلی زور به بچه ها میگه. اگه بچه های خواهرمو باهم ببیند جییییغ میزند که باهم نباشن و بیان باهاش بازی کنن ولی خیلیم دلش میخواد بچه ها باهاش بازی کنن. خیلی عصبی میشه و جیغ میزنه اصلا اروم نیست. ازتون راهنمایی میخوام چیکار کنم که بعد تو مدرسه مشکل پیش نیاد؟

     

    با سلام به شما دوست عزیز توضیحاتتون رو‌خوندم ولی از اونجایی که شما در سوالتون به چند تا مسئله رو‌ اشاره کردین باید بگم هر بخش از سوالتون باید جداگانه و به طور دقیق تر بهش پرداخته بشه، ابتدا به برخی از دلایل سوال اولتون میپردازیم : به طور کلی، بعضی از کودکان نسبت به بقیه بچه ها، ترس بیشتری دارند، که این موضوع به دلایل مختلفی اتفاق می افتد از جمله :

     

    ۱.دلایل ژنتیکی بعضی از کودکان به طور کلی حساس تر هستند و نسبت به اتفاقات دور و برشان حساسیت بیشتری نشان می دهند. ۲.دلایل خانوادگی اگر خودتان از فضای بسته می ترسید یا در فضای بسته عصبی و مضطرب می شوید، سعی کنید خودتان را کنترل کنید. چون کودک شما رفتارهایتان را الگو برداری می کند و شما این ترس را به او هم انتقال می دهید. ۳.رفتار والدین والدین بیش از حد نگران و محافظه کار می توانند ترس های بیشتری را در کودکانشان ایجاد کنند. از امر و نهی کردن بیش از حد به کودک و ترساندن او خودداری کنید. ۴.دلایل ذهنی گاهی ترس های کودکان از تخیلات آن ها ناشی می شود. به حرف های کودکتان به دقت گوش کنید تا بتوانید کشف کنید که دلیل فوبیای فضای بسته کودکتان، واقعی است یا تخیلی. برخی از راهکارها: ۱.با ترس از فضای بسته در کودکان کنار بیایید. اگر می دانید کودکتان از حضور در فضای بسته می ترسد، هرگز او را وادار نکنید در چنین موقعیتی قرار بگیرد. این امر فقط ترس او را بیشتر خواهد کرد. ۲.احساسات کودکتان را بشناسید. از کودکتان بپرسید از چه چیزی می ترسد؟ از او بپرسید وقتی می ترسد چه احساسی دارد؟ سوالات مناسبی از او بپرسید تا بتواند راجع به احساساتش با شما صحبت کند. ۳.سعی کنید محیط را برای کودکتان مطلوب کنید. وقتی کودکتان در یک محیط بسته قرار دارد ، سعی کنید به او بگویید که در یک محیط دنج و دوستانه قرار گرفته است مثلا تصور کنند که یک خرس بزرگ آن ها را در آغوش گرفته است. ۴.ترس های کودکتان را جدی بگیرید. اگر کودکتان در مورد ترس هایش با شما صحبت می کند، تمام حواس خود را به او بدهید. به او اطمینان بدهید که درکش می کنید، اگر خودتان هم در کودکی ترسی داشته اید، تجربه خودتان را با او مطرح کنید.

     

    و در مورد سوال دومتون باید بگیم : کودکان معمولا رفتار خشونت و زورگویی را در خانواده از والدین خود می آموزند، در واقع ما اغلب شاهدیم که این کودکان قربانی رفتارهای والدین خود می شوند یا بعضا از همسالانه خود این رفتار را یاد می‌گیرند. تا سن سه سالگی، اغلب این رفتار در کودکان، به علت ناکام ماندن آنها از به دست آوردن چیزی است و یا اینکه آنها رفتار والدین خود را تکرار می کنند. نسبت به این رفتارها از جمله پرت کردن، جیغ کشیدن، مو کندن و غیره سریعا واکنش نشان دهید به طور مثال اگر برادر ،دوستش را زد باید از آن محیط دورش کنید. تا جایی که ممکن است نسبت به رفتارهای تهاجمی هر دفعه به شکل یکسانی پاسخ نشان دهید به عنوان مثال دور کردنش از موقعیت می تواند پاسخ یکسانی نسبت به رفتار تهاجمی کودک باشد. بعد از اینکه کودک را کنار کشیدید صبر کنید آرام شود و به او بگویید کاملا طبیعی‌ است عصبانی شوی اما درست نیست بزنی یا گاز بگیری. در نهایت در نظر بگیرید که تا سن چهار سالگی هیچ کدام از رفتارهای کودکان، زورگویی تلقی نمی شود و اغلب این رفتار ها به دلیل ارتباط گرفتن آنها با اطرافیانشان است. اما لازم است والدین نسبت به اینگونه رفتارها واکنش نشان دهند تا از پیشرفت این رفتار ها جلوگیری کنند. البته به هیچ عنوان تنبیه بدنی برای فرزندان توصیه نمی شود. اما برای جلوگیری از چنین رفتارها در اینده و دوران مدرسه بهتره برای بررسی دقیقتر با یک متخصص کودک در ارتباط باشید. به امید روزهای بهتر برای شما.

  5. سوال:

    سلام هر دو ۳۴ سال سن داریم ۱۰ سال ازواج کردیم دو تا بچه دارم شوهرم سه سال اول زندگی خیلی خوب بود ولی از موقع بچه کوچکم به دنیا آمد فهمیدم بهم خیانت میکنه هیچی نگفتم ولی داشت کار خودش ادامه میداد یک سال هیچی نگفتم دو سال هیچی نگفتم سه سال هیچی نگفتم آخر که صبرم تمام شده بود به روش آورم به من میگه نه غیر از تو تو زندگیم هیچکس نیست ولی مطمئنم دروغ میگه تا الان که یک ماهی میشه باز گوشیش از ما مخفی کرده حتی یک جوری شده شبها میزاره زیر سرش با اینکه رمز گوشیش هم نمی دونیم خسته شدم شب روز ندارم کارم شده گریه زاری تا حرف میزنم فحش میده حرفای زشت ببخشید طولانی شد ممنون میشم جوابم و بدین

     

    با سلام به شما دوست عزیز متاسفم از شرایطی که در اون قرار دارین و‌ میتونم درک کنم زندگی با مردی اونم با این خصوصیات چقدر میتونه ازاردهنده و یا حتی گاهی اوقات غیرقابل تحمل باشه ، در ادامه باید بگم متاسفانه گاها در زندگی شرایطی پیش میاد که زن و شوهر و یا یکی نسبت به دیگری سرد میشن ،و خوب همین اتفاق اغلب باعث خیانت هایی از طرف هر یک‌ از زوجین میشه ،در واقع و در این شرایط زوجین از روی ناآگاهی دست به همچین کاری میزنند و به دنبال اون ، این عمل ( خیانت ) با پشیمانی همراه میشه ، و اما در مورد پرسشتون باید بگم بهتره قبل از هر چیزی سود و زیان ادامه زندگی با این فرد و با جدایی از این فرد رو بستجی و در واقع ببینی کدوم کفه ترازو سنگین تر هست اون گزینه رو‌ انتخاب کنی ، مورد بعدی که باید بهش اشاره کنم در واقع شما ۳ تا راه دارید: ابتدا اینکه به همین شیوه که هست به زندگیتون ادامه بدین، یا با همسرتون صحبت کنید و توافق کنید که به اتفاق هم و برای بهبود شرایط زندگیتون به مشاور مراجعه کنید و‌ تحت نظر مشاور قرار بگیرید و یا در اخر تصمیم بگیرید طلاق بگیرید و برای این کار اقدام کنید (البته بازم بهتره برای این تصمیم هر دو تحت نظر مشاور قرار بگیرید و بدون مشورت با یه فرد متخصص اقدامی نکنید ) در نهایت در نظر داشته باشین این شما هستین که باید انتخاب کنید کدوم گزینه برای زندگی شما بهترین هست . به امید روزهای بهتر برای شما

  6. من ۲۳سالمه شوهرم ۲۹سالشه ما یکساله عروسیمونو گرفتیم شوهرم گوشی اندروید چند ماهه خریده تو تلگرامش دیدم با دختر چت میکرد به روش اوردم یکبار الان نمیدونم چیکار کنم همش مشکوک شدم از همون دفعه که دیدم رمز گوشیشم عوض کرده من نمیدونم..رابطمونم خداروشکر خیلی خوبه همدیگروهم دوست داریم ولی نمیدونم چرا با دختر چت میکنه توروخدا راهنماییم کنین

     

    با سلام خدمت شما دوست گرامی با توجه به مسائلی که میفرمایید، همسر شما ملاک تعهد در رابطه رو رعایت نکردند و ارتباط خارج از مرزهای زناشویی برقرار کردن، بنابراین چشم انداز به رابطه شما رو با تامل بیشتری مواجه میکنه. این مسئله میتونه علل مختلفی داشته باشه، برای مثال نیازی در رابطه باشما داشتن که برآورده نشده، و به راه ناصحیحی وارد رابطه دیگه‌ای شدند علت بعدی، به نحوه شناخت و آشنایی شما و میزان شناختتون ازهم در دوران قبل از ازدواج برمی‌گرده که شما میزان پایبندی و وفاداری ایشون رو نسبت به موضوعات چه قدر ارزیابی کردین ولی آنچیزی که مشخص هست اینه که شما جراتمندانه از حقتون دفاع نکرده و ایشون هم با بی‌مسئولیتی عاطفی به خودشون اجازه دادند که مصّرتر در این را شوند. قطعا احساس ناراحتی و تشویش کردین، بنابراین احساستون و علت بی تعهدی ایشون و نیازتون به وفاداری و صداقت رو باهاشون درمیون بگذارید و اگر نیازی داشتند که برآورده نشده، شناسایی و دونفری درموردش صحبت کنین. نکته مهم این هست که شما با توجیهات ایشون خلع سلاح نشید و نحوه پاسخشون رو ارزیابی کنید؛ آیا به خودشون اجازه میدن هرگاه خواستند رابطه خارج از ازدواج رو تجربه کنن و… ازین پس شما هستین که تصمیم میگیرید اگر به این روند ادامه دادن نقش قربانی و یا دفاع‌کننده از حقوقتون رو ایفا کنید و برای رابطه‌تون و میزان ارزشی که براتون هست تصمیم بگیرید موفق باشید

  7. سوال:

    سلام من ۲۷همسرم ۳۵ سالشه ده ساله ازدواج کردیم بچه دار نمیشیم تو این ده سال از اول شوهرم همش دنبال چت با دخترا بوده  نمی دونم دیگه چکار کنم از اعتماد بگیرین تا ناراحت شدن تهدید ولی هیچ کدوم جواب نداده دلیلشم میگه من قبلا مجرد بودم با کسی نبودم تو دلم مونده کلا خانوادگی این رابط رو ایراد نمیدونن خواهراش و برادراش هم اینجورین به مادرش میگیم میگه همه مردا میرن پسرایه من برن چه اشکال داره نمی دونم چه جوری باید بر خورد کنم میترسم کسی بیاد تو زندگیم،  یه هفته پیش میگفت خسته شدم از تو با تو بهم خوش نمیگذره،  قبلا خرج نمیکردم حتی لباسام همه لباسایه خواهر شوهرم بود برای خونه درحد نیاز پولم اصلا ازش نمیگرفتم ولی جدیدا یه خورده به خودم میرسم اگه راه حلی دارین ممنون میشم

     

     با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز اگر از ابتدای ازدواج در هنگام مشاهده این نوع رفتارها محکم و قاطع در مقابل ایشان می ایستادید دیگه این گونه کارها رو از ایشان شاهد نبودیم. مشکل عمده شما نبودن شجاعت و قاطعیت در رفتارهاتون میباشه. شما با رفتارهای خودتون و عدم بر آورده کردن خواسته هاو نیازهای اساسیتون این پیغام رو به ایشون دادید که ایشون اجازه هر کاری رو داره و در مقابل شما با کمی ناراحتی و اخم با این رفتارها کنار میاین و تحمل می کنید!! اما حتما خودتون هم قبول دارید که با این نوع رفتار نه تنها نتیجه مناسبی نگرفته اید بلکه همسرتون باوقاحت ادعای خستگی از این زندگی رو میکنه !! بنابراین راهی رو که سالها رفته اید عوض کنید و با شجاعت راه نویی رو طی کنید تا به مقصد و مقصود جدیدی برسید

  8. سلام با تشکر فراوان و خدا قوت ،۳۷سالمه، شاغل هستم و مطلقه، فرزند ندارم. حدود ده ماه پیش مردی ۳۵ساله از من خاستگاری کرد، بعد ازمدتی متوجه شدم زن و دو فرزند داره، خودش گفت اختلاف زیادی با زنش داره و فقط بخاطر بچه ها دارن باهم زندگی میکنن، با خانواده خودش و خانواده زنش صحبت کردم حرفشو تایید کردن،ده ماهه صیغه محرمیت خوندیم و باهم زندگی میکنیم از خیلی جهات توافق و تفاهم داریم وعلاقه زیادی به هم داریم، همسرش این ماجرارو میدونه اولش اعتراض کرد اما الان تقریبا راضیه، از نظر مالی براشون کم نمیزاره و یک سوم وقتش رو با اونا میگذرونه، بخاطر بچه ها تمایل نداره طلاقش بده، زنش هم تمایل به جدایی نداره، من با خودش هیچ مشکلی ندارم اما نگران زن و بچه هاشم،کمکم کنید چکارکنم؟

     

    ببینید وقتی که میخواید همسردوم یک فردی بشید باید این رو درنظر داشته باشید که همسر دوم شدن به معنای جایگاه دوم داشتن هست اینکه تفاهم کردید و باهمدیگر صحبت کردید و شرایط رو متوجه شدید و درحال حاضر هم با خانوم ایشون صحبت شده و میدونید وضعیت به چه صورتی هست و ازنظر مالی هم کاملا برای ایشون کم و کسری ندارند و مقدار ساعتی رو کنار خانواده شون هستند خب اینها چیزهای خوبی هست اما شما باید این رو درنظر داشته باشید که این شرایط باید همیشگی باشه و به گونه ای باشه که همسر ایشون و فرزندان ایشون دچار مشکل و تنش نشن کاری نداریم که اختلافات خانوادگی اینها به چه صورتی هست و آیا رفع شده ,آیا اصلا درصدد رفعش برآمدن و یا نیامدن اما شما میخواید با دید باز وارد زندگی فردی بشوید که ایشون در درجه ی اول تعهد و تأهل دارند نسبت به زندگی اولشون و دارای دو فرزند هم از اون خانوم هستند بنابراین ایشون نه تنها همسر شما میخوان بشن که در درجه ی اول همسر یک نفر دیگر است و پدر بچه های دیگری هستش و در مقابل تمام اون چیزی که در اونجا هست تعهد و مسئولیتشون بایستی مرتب باشه , جایگاه فرد دوم شدن جایگاهی هستش که بایستی این مسائل رو درنظر داشته باشید و از طرف دیگه برای خودتون هم جایگاه مشخصی رو درنظر بگیرید جایگاهی که تعادل و عدالت کامل بینتون اجرا بشه البته مسلم بدونید که تعادل و عدالت کامل خیلی به وقوع نخواهد پیوست و یکسری شرایط یا به سوی شما بیشتر خواهد بود و یکسری شرایط یا به سمت اون خانوم بیشتر خواهد بود , شما با اون خانوم صحبت کردید شما روحیات این خانوم رو بهتر میشناسید آیا در آینده برای شما مشکلی ایجاد نخواهند کرد؟ آیا درآینده مسئله ای ایجاد نخواهد شد؟ آیا این خانوم با میل و رغبت این عمل رو دارند انجام میدن و با حضور شما و سایه ی حضور شما در زندگیشون دارند انجام میدن یا نه شرایط بگونه ای پیش آمده که ایشون در مقابل شما تظاهر به این مسئله ی ازدواج شما کردند چون این رو بدونید که خانومها بسیار سخت تن به ازدواج همسرشون میدن مگر اینکه یا شرایط براشون بسیار سخت شده باشه یا نسبت به زندگی بی تفاوت شده باشند و فقط بخاطر اینکه بچه هارو داشته باشند و در اون فضا باشند تحمل این شرایط رو انجام میدن وگرنه زندگی با یک مردی که همسر دیگری رو داره و درکنار زن دیگری هست خود شما هم باشید یه مقدار برای شما هم سخت و صقیل خواهد بود , زندگی ای که دارید شروع میکنید تنشهای خاص خودش رو داره آماده بشید ببینید الان شما دوران صیغه رو دارید به سرمیبرید , دوران صیغه با ازدواج دائم فرقی نمیکند فقط مفهوم اون در کلماتش هست و شرایطش هست الان شما در شرایطی دارید به سرمیبرید که تقریبا میشه گفت شرایط شما مشابه شرایط دائم بودن هست بنابراین با دقت قدمهاتون رو بردارید اگر میخواید در این زندگی بمانید ببینید تنشها به چه صورتی هست , رفتارهای این آقا به چه صورتی هست آنچه را که در گفته میگن آیا در عمل هم به واقعیت عمل میشه یا نه و آنچه را که اون خانوم در گفته برای شما گفتند درواقع عمل میشه یا نمیشه بعد از اینکه دوران تموم شد میتونید با خیال راحت بحث عقد دائمتون رو داشته باشید از طرف دیگه برای اینکه تنشهای بیشتری نداشته باشید میتونید حتی حق طلاق رو هم مشروط بر اینکه اذیت و آزاری داشته باشید برای خودتون محفوظ بکنید بهرحال این رو درنظر داشته باشید شما در موقعیتی قرار میگیرید و دارید ازدواج میکنید که همسر دوم فردی میشید که ایشون در درجه ی اول به همسرشون , به بچه هاشون متعهد هستند و شما نمیتونید این حق رو خیلی دچار تنش بکنید. موفق باشید

  9. من ۲۲ و همسرم ۲۷ دوسال و ۴ ماهه عقدیم جدیدا همش میگه وقتی ازدواج کنیم یه زن دیگه میگیرم تو باید راضی باشی باید باهم توی خونه زندگی کنین من خیلی عاشق همسرمم و هیچی واسش کم نمیزارم رابطه مون عالیه خیلی بهش اقتدار میدم و تحسینش میکنم بخاطر هر کارش ولی همش از بقیه جلوم تعریف میکنه عکسای مبتذل زیاد نگاه میکنه این حرفاش منو خیلی نگران کرده نمیتونم آروم باشم نمیدونم چرا این حرفارو میگه

     

    سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز رابطه زناشویی یک رابطه دو طرفه است و در صورتیکه فقط یک نفر نقشها و وظایف خود را به درستی اجرا کند و طرف دیگر متعهد به انجام نقشهای خود نباشد رابطه به مشکل می خورد و اختلالات جدی در زندگی زناشویی پیش میاد. متاسفانه همسر شما از این موضوع آگاه نیست که این گونه خواسته ها و رفتارهای غیرمعقول ضربه اساسی به رابطه شما خواهد زد. خوبه که جراتمندانه و قاطعانه با ایشون صحبت بکنید تا این گونه صحبتهای آزاردهنده رو خاتمه بدهند و این موضوعات برای شما پذیرفتنی نیست. در صورت عدم پذیرش این موضوع و پافشاری دوباره تا قبل از شروع رسمی زندگی مشترک می تونید تصمیمات مهم و دیگری بگیرید.

     

  10. سوال:

    دخترم ۱۱ ساله است فیلم پورن دیده. دارم دیونه میشم نمیدونم باید چطوری باهاش برخورد کنم احساس می کنم دیگه دوستش ندارم و دلم می خواد… بخدا ما اصلا ماهواره هم نداریم و نسبت به این چیزها هم خیلی مراعات می کنیم. چند روز پیش گوشیم رو گرفت که درمورد مطلبی از اینترنت اطلاعات بگیره وقتی کارش تموم شد ناخوداگاه رفتم تو حافظه و دیدم که…اینقدر حالم بد شد که می خواستم کار دستش بدم. ازش پرسیدم چرا این کار و کردی گفت تو مدرسه دوستام گفتن بزن سکس ببین چه چیزا میبینی. تو رو خدا بگین چطور باهاش رفتار کنم که دیگه تکرار نکنه.اگه پدرش بفهمه میکشتش. دیگه حس مادرانه رو نسبت بهش ندارم. چکار کنم که از ذهنش بره بیرون. تورو خدا کمکم کنید دارم دیونه میشه. بچم دختر خوبیه ولی نمیدونم چرا این کار رو کرده؟ نمیدونم من براش کجا کم گذاشتم؟ چکار کنم که رابطه مون صمیمی باشه و هر چی می خواد رو از خودم بپرسه؟ الهی که هر چی از خدا می خواین بهتون بده

     

    با سلام خدمت شما دوست عزیز

    من متوجه میزان نگرانیتون میشم اما رفتار دخترتون نشونداز یک نیاز تازه سربرآورده داره که دقیقا متناسب با سنش و آغاز بلوغش هست

    این مسئله رو بگذارید بین خودتون و دخترتون حل و فصل به، بیشتر برای اینکه دچار احساس بی ارزشی و شرم جلوی پدرش نشه و با وجود توضیحاتی که در مورد رفتار تخریب‌گر و غیر همدلانه ایشون دادید

    بیداری کنجکاوی جنسی یه نیاز روانی هست که در هر دختری در محدوده همین سن و سال بیدار میشه و مانند بقیه رفتارهای ما و فرزندانمون نیاز به تربیت داره و به این بخش میگن تربیت جنسی. به هرترتیب فرزندتون نیاز داره که داستان تولید مثل رو از همین الان توسط شما با اطلاعات راست(ولی نه کامل) حالا که تصاویرش رو دیده بدونه، تا حدی که به کنجکاویش پاسخ داده بشه، از طرفی نوع رفتاری که با دخترتون داشتید، تخریب گر، دارای سرزنش بوده و ممکنه بهش احساس گناه و تقصیر بده و این میشه براش اینکه مانام برای اشتباه من آغوش باز نداره، ممکنه برای پاسخ سوال هاش در ادامه به گروه همسالانش مراجعه کنه که اطلاعات غلطی میدن و این ممکنه دخترتون دچار آسیب کنه از لحاظ برای یه روزی که بخواد با همسرش وارد رابطه بشه، بنابراین این دریچه از سوی شما با رفتارهاتون نباید بسته بشه.

    و شما با همدلی اینکه این کنجکاوی ها در این سن طبیعیه روش صحیح آمیزش و تولیدمثل رو به مختصر براشون توضیح بدید

  11. پسری 9 ساله دارم که چند روز پیش در تبلت فیلم مبتذل دیده است. خواهش می‌کنم راهنمایی‌ام کنید چه کار کنم؟

    در خصوص این پرسش، برای پاسخگویی بسیار مهم است که بدانم کودک، دختر بوده یا پسر. همچنین فیلم، مربوط به تبلت پدر بوده یا مادر، کودک چه نوع فیلمی دیده و آیا اولین بار بوده یا خیر. پاسخ دادن به چنین سوال هایی از  مخاطبان که کلی و مبهم است، آن هم بعد از مدت زیادی که از اتفاق مورد نظر گذشته کمک چندانی به والدین مشکل دار نمی کند. شاید برای کسانی که هنوز با چنین مشکلی برخورد نکرده اند، مناسب تر باشد. با این حال والدین گرامی پسر 9 ساله، مشکلی که شما با آن مواجه شده اید، تابه حال برای بسیاری از خانواده ها پیش آمده است. در اینجا راهکارهایی برای پیشگیری و حل چنین اتفاقاتی ارائه می شود.

    تعیین حریم خصوصی

    با کودک خود درباره حریم خصوصی صحبت کنید. لازم است او بداند هر فردی دارای وسایل شخصی است که فقط مختص اوست مثل مسواک، شانه، موبایل، تبلت و ... . هر فردی زمانی مختص خود دارد مثل زمانی که کودک در حال درس خواندن است و دیگران نباید به این حریم وارد شوند.هر فردی مکان اختصاصی دارد مثل اتاق خواب والدین در زمان خواب که جزو حریم خصوصی آن هاست. بعضی اعضای بدن هر فرد (حتی بهتر است به آن ها اشاره شده و نام برده شوند) خصوصی خود او هستند و کسی اجازه ندارد به آن ها دست بزند و مثال هایی از این قبیل.

    تعیین حد و حدود استفاده

    برای خود و کودک تان حد و مرز استفاده از وسایل مجاز را مشخص کنید و بر اساس قراردادی که می بندید، عمل کنید؛ برای مثال اگر کودک اجازه دارد از تبلت شما استفاده کند، زمان مشخص و محتوای معلومی را تعیین کنید.

    دقت در وسایل مورد استفاده کودک

    بچه های ما بسیار باهوش تر و زرنگ تر از چیزی هستند که ما تصور می کنیم. مراقب باشید که وسیله ای که در اختیار کودک قرار  می دهید چه چیزهایی را به کودک منتقل می کند: اگر اجازه دارد از تبلت یا گوشی همراه شما استفاده کند، آن را از هرگونه مطلبی که مناسب کودک تان نیست خالی کنید یا در صورت لزوم کلا آن را از دسترس او دور نگه دارید. در ضمن برای حفظ سلامت روانی خانواده و بنا به دلایل زیادی خودتان هم سمت چنین محتواهای مخربی نروید. این تصور که او نمی تواند تبلت را روشن یا از آن استفاده کند، اشتباه است.

    برخورد آرام در مواجهه با فرصت از دست رفته

    اگر با وجود همه تمهیداتی که به کار گرفته اید، کودک شما در معرض تماشای تصاویر یا فیلم نامناسب قرار گرفت، خونسردی خود را حفظ کنید. او پس از دیدن چنین فیلمی حال خوشی ندارد و به تسلی نیاز دارد؛ نصیحت و سرزنش را به زمان دیگری موکول کنید و به آرامی او را از فضای ناخوشایندی که در آن قرار گرفته خارج کنید. اگر این اولین باری باشد که کودک چنین تصاویری می بیند، بیشتر نیاز دارد او را آرام کنید. ممکن است حتی احساس گناه کند و از یادآوری فیلم، بترسد. او را در آغوش بگیرید و به او بگویید که دوستش دارید. شاید در ابتدا به هیچ توضیحی نیاز نباشد و او فقط به آرامشی که از طرف شما می بیند اکتفا کند.

    وقت و زمان مناسب برای توضیح

    برای توضیح موضوع، نه آنقدر زیاد وقت بگذارید که جریان بیش از اندازه بزرگ شود و نه آنقدر آن را از دایره بحث خارج کنید که کودک کنجکاوی خود را از طریق دیگران- مثلا دوستانش- برطرف کند.
    حتما در این زمینه با مشاور مدرسه یا یک مشاور خانواده صحبت کنید و از او کمک بخواهید.
    در خصوص هر توضیحی، لازم است شما بدانید کودکتان چه فیلمی دیده است. با صلاحدید  مشاور، به کودک خود کمک کنید که به آرامی از موقعیتی که در آن قرار گرفته، خارج شود.

  12. از بیان جزئیات بیشتر با فرزندتان خجالت نکشید

    بسیاری از والدین از این که درباره روابط با جنس مخالف به خصوص گرایش جنسی با فرزند خود صحبت کنند ترس دارند زیرا فکر می کنند نوجوانشان از نظر جنسی فعال خواهد شد؛ اما باید بگوییم وقتی والدین منبع اصلی اطلاعات درباره روابط جنسی باشند نوجوان کمتر به سمت روابط نامناسب گرایش پیدا می کند. پیشنهاد می شود با کمک همسرتان چیزهایی را برای او توضیح دهید که به طور کامل آگاه شود. اگر چنان چه به عنوان پدر نمی‌توانید درباره روابط جنسی با فرزند خود صحبت کنید از برخی بزرگسالان نزدیک که نوجوانتان او را قبول دارد و به او احترام می گذارد کمک بگیرید.
     

    قانون های مشخص و روشنی را تعیین کنید

    هرگاه شما با توجه به فرهنگ، ارزش ها، پایگاه اجتماعی و اصول اخلاقی خانواده خود و با هم فکری خود نوجوانتان مرزهای ارتباط با جنس مخالف را ترسیم کنید، نوجوان شما خود را ملزم به اجرا می داند. درباره گرایش به جنس مخالف برای عینی کردن روابط دختر و پسر رنگ و حدود تعیین کنید، رابطه سالم رنگ سفید دارد [مثل روابط متعارف و در چارچوب شرع دختر و پسر در فامیل و...] و سایر روابط را خاکستری، بنفش و سیاه نام گذاری کنید. سپس برای هر رنگ با توجه به ارزش ها و اصول خانوادگی حدود تعیین کنید. به یاد داشته باشید این کار باید با هم فکری نوجوان انجام بگیرد و تک تک رفتارها با توجه به شدت، مدت و تعداد آن ها در فهرست آورده شود.
     

    به فرزند خود مهارت های زندگی را بیاموزید

    ممکن است شما آن قدر به مهارت های تحصیلی فرزند خود توجه می کنید که مهارت هایی که او را برای زندگی بهتر آماده و توانمند می کند کمرنگ شده است. پیشنهاد می شود مهارت هایی مانند خودآگاهی، برقراری روابط موثر، حل مسئله، مدیریت هیجانات منفی و ... را به فرزند خود آموزش دهید تا هنگام برخورد با چالش ها و استرس های زندگی بهتر خود را سازگار کند و تحت فشار نیازهای روانی یا فشار همسالان به سمت گرایش آسیب زا به جنس مخالف پیش نرود.

  13. دختری 14 ساله دارم که به دوستی با جنس مخالف تمایل دارد و این موضوع را فقط به من که پدرش هستم گفته است در صورتی که سعی من و مادرش فراهم کردن آرامش و امنیت اجتماعی و عاطفی اش بوده و هست. تلاش کردیم تمام نیازهای یک دختر 14 ساله و در سن بلوغ را بشناسیم و آگاهی های لازم را نیز داده ایم؛ ولی درک نمی کنیم که چرا با این که می داند این رابطه ها سرانجام خوبی ندارد، باز هم تمایل به این کار دارد

     

    با عرض سلام و احترام خدمت شما پدر گرامی، با توجه به متن پیامک تان ابتدا  این که فرزند نوجوان خود را درک می کنید و فضایی مملو از آرامش و امنیت برای او فراهم کرده اید را ارج می نهیم، رفتار شما قابل تقدیر است و خوشحالیم که در خانواده شما رابطه پدر و دختر بسیار پر رنگ است؛ اما باید بدانید دوران بلوغ که با اوایل نوجوانی آغاز می شود دوران دگرگونی های عظیمی است در این دوران نه تنها تغییرات جسمی مهمی در نوجوان پدید می‌آید؛ بلکه دگرگونی های برجسته اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد می شود. این بسیار نیکو ست که شما فرزند خود را از آشفتگی های دوران بلوغ آگاه ساخته اید، اما باید خاطر نشان کنیم که نوجوان به دلیل تشدید انگیزه های جنسی و ترس شدید از نتایج فعالیت جنسی نسبت به امور جنسی و جنس مخالف حساس می‌شود. این حساسیت مفرط که با ترشح هورمون های جنسی توام است، تمایلات جنسی نوجوان را تشدید می کند که باید از طریق مشروع و قانونی با آن مواجه شد.

    در ادامه راهکارهایی برای درک بهتر این موضوع به شما ارائه می کنیم.

    به صحبت های نوجوان خود گوش دهید

    پیشنهاد می شود ابتدا بدون آن که حرف فرزند خود را قطع کنید، بگذارید در این باره کامل با شما صحبت کند. جمله های او را در این باره کامل نکنید، بگذارید افکارش را به طور کامل بیان کند. اگر درباره موضوعی مطمئن نیستید از او بپرسید قبل از این که قضاوتش کنید. مطمئن باشید فرزندتان احساس می کند شما توجه کاملی به او دارید. همچنین اگر فرزندتان سوالی درباره روابط دختر و پسر کرد او را بی ادب و بی حیا تلقی نکنید؛ بلکه بدانید این سوال می تواند بستری مناسب برای آموزش فراهم سازد.

  14. دکتر مهتاب علی نژاد | شهرآرانیوز؛ امروزه سطح درخور تأملی از نظرات والدین یا حتی برخی کارشناسان را می‌شنوم که باور دارند رسانه است که زندگی اجتماعی افراد را می‌سازد، رسانه است که برای انسان‌ها برنامه‌ریزی و جهت‌سازی می‌کند و با دسترسی همگانی به رسانه‌های مختلف، امکان تأثیرگذاری روی تصمیماتی که رسانه‌ها برای سبک زندگی می‌گیرند به‌شدت اندک است. حتی برخی افراد به شکل افراطی جامعه را در برابر رسانه منفعل می‌دانند. اما آیا این در معرض تشعشعات رسانه‌ای بودن صرفا نمود آسیب‌پذیری است؟

    میزان تأثیرپذیری از رسانه به روابط دختران با والدینشان بستگی دارد

    بسته به اینکه دختران نوجوان ما به کدام طبقه اجتماعی تعلق داشته باشند، طبقه پایین، متوسط یا بالا، میزان استفاده آنان از رسانه‌های داخلی یا خارجی متفاوت است. میزان تأثیرپذیری از رسانه نیز به سطح و نوع روابط دختران با والدینشان بستگی دارد. در واقع، برای بررسی تأثیرپذیری دختران از رسانه‌ها نمی‌توان یک‌جانبه به تحلیل پرداخت و نتیجه‌گیری کرد. امری که امروزه بسیاری از والدین نگران آن هستند و تصور می‌کنند نوجوانشان در فضا‌های مجازی رسانه‌های مختلف غرق شده است واقع‌بینانه نیست.
     
    اگرچه مسلما ساده‌تر است که والدین از خود سلب مسئولیت، و رسانه‌ها را مسئول شکاف ارتباطی نوجوان با خانواده قلمداد کنند، اما چندان عاقلانه یا واقع‌بینانه نیست. بخشی از گردش‌های مجازی در فضا‌های متفاوت رسانه‌ای به اوقات فراغت دختران نوجوان برمی‌گردد که به دنبال گذراندن وقت هستند و در رسانه می‌توانند موزیک‌ها و سبک زندگی و تفریحات یا حتی دانستنی‌های مورد علاقه‌شان را دنبال کنند و بخشی دیگر به پر کردن فضای تنهایی مربوط است. فقدان ارتباط پیوسته و خوشایند برای دختران نوجوان با مادرانشان و در موارد اندکی نیز با پدرانشان، سبب می‌شود آنان برای یک وقت‌گذرانی خوشایند و شادی‌بخش، دست‌به‌دامان رسانه شوند.

     

    آیا والدین آموزشی برای ارتباط مؤثر با دخترانشان دیده‌اند؟

    واقعیت امر این است که جامعه کنونی با پیچیدگی‌های اقتصادی و تأمین شرایط بقا، والدین امروز را درگیر مشاغل متعدد و درگیری‌های ذهنی تأمین اولیه کرده است. اینکه از والدین متوقع بود زمان کافی برای گذران وقت با دختر نوجوان خود داشته باشند اگرچه عاقلانه و بجاست، اندکی خارج از دسترس است.
     
    اغلب مادران خانه‌دار یا حتی شاغل می‌توانند در ارتباط‌گیری با دختر نوجوان خود موفق عمل کنند، اما آیا این یک ارتباط خوشایند برای دختران نوجوان خواهد بود؟ یک گام عقب‌تر بگذاریم: آیا والدین به‌ویژه مادران می‌دانند دختر نوجوان آنان به چه نوع وقت‌گذرانی، گفتگو یا فعالیت مشترک که ابزار‌های ایجاد ارتباط بین فردی هستند علاقه‌مند است و رابطه ایجادشده با والدین را رابطه‌ای خوشایند می‌داند؟ آیا مادران یا حتی پدران، آموزشی در زمینه ارتباط مؤثر و خوشایند با دخترانشان دیده‌اند؟ اصولا متولی آموزش به والدین در زمینه فرزندپروری به‌ویژه دوره نوجوانی کدام نهاد اجتماعی بوده است؟

     

    دوره نوجوانی نیازمند شنیده شدن است

    «دختر من مرتبا سرش در گوشی موبایلش است!» این جمله را چند مرتبه از مادران شنیده‌اید؟ خودتان به عنوان یک مادر چند مرتبه این جمله را به کار برده‌اید؟ دختر شما مرتبا سرش در گوشی است به این دلیل که در رسانه‌های متفاوت، اطلاعات جذاب و خوشایندی را رصد می‌کند یا می‌تواند از طریق گوشی خود با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کند. دوره نوجوانی دوره گذار از کودک وابسته به والدین به جوان مستقل از آن‌هاست. به همین دلیل هم دوره‌ای حساس در زندگی اجتماعی تلقی می‌شود، زیرا فرزند نوجوان سعی دارد از وابستگی کامل به والدین فاصله بگیرد. در این فاصله‌گیری، به جایگزین‌ها یا همراه‌هایی نیازمند است که بتواند برای تجربه کردن استقلال و پیامد‌های آن و برای کشف بی واسطه‌گری بزرگ‌سالان، دست به تجربه و فهم بزند.
     
    او به دنبال آن نیست که والدین خود را نفی کند یا ادعا نمی‌کند که والدین او ناکارآمد هستند بلکه فقط سعی دارد راهی برای شناخت جهان پیرامونش بیابد. راهی که توسط افرادی که مانند او فکر می‌کنند و جهان را از دریچه چشم او می‌بینند برای او گشوده یا با او همراهی می‌شود.
     
    دوره نوجوانی دوره نیازمندی به شنیده شدن است. دختر نوجوان می‌خواهد شنیده شود. در نتیجه، گروه‌های دوستی با هم‌سن‌و‌سال‌ها برای دختر نوجوان گروه‌های خوشایندتری از والدین می‌شوند که دختر نوجوانِ خود را خیلی کم می‌شنوند یا به شکلی می‌شنوند که خود می‌خواهند، نه به شکلی که او به شنیده شدن نیاز دارد. از سوی دیگر، رسانه‌ها نیز او را می‌شنوند. سیاست‌گذاران رسانه‌ای در تولید محتوا برای برنامه‌های خود، دختر نوجوان و نیاز‌های نوجوانی را رصد می‌کنند و بر اساس آن به تولید و توزیع محتوا می‌پردازند. رسانه به دنبال دریافت مخاطب و سود در دنیای تجارت است. تا به حال با خود فکر کرده‌اید دلیل توجه دختر نوجوان ایرانی به سریال‌های جدید و مدرن تولید کشور کره چیست؟
    آیا یافتن امر دلخواه از طریق رسانه‌ها زیان‌آور است؟ خیر. اینکه امر دلخواه چگونه شکل گرفته باشد و تحت چه شرایطی از رسانه‌ها دریافت شده می‌تواند مسئله‌ساز شود.
    به عنوان یک مادر، آیا با دختر نوجوانتان ارتباطی خوشایند و عاطفی برقرار کرده‌اید و او باز هم مرتبا سرش در گوشی موبایلش است؟!
    • Thanks 1
  15. (هشت راه حل برای جلوگیری از به دام افتادن دخترانمان)

    نویسنده : دکتر جاسم المطوع 

    دختری پانزده ساله با من تماس گرفت و گفت : می خواهم با شما در باره موضوعی مشورت کنم ؛ گفتم : بفرمایید . گفت : از طریق شبکه های اجتماعی با پسر جوانی آشنا شده ام .. دو روز پس از آشنایی ، چند عکس شخصی ام را در حالی که نیمه عریان بودم برایش ارسال نمودم ! اکنون عکسم را نزد خود نگهداشته و مرا تهدید کرده اگر با لباس های زیر ،عکسی برایش ارسال نکنم عکس های قبلی ام را برای پدر و مادرم خواهد فرستاد!!

    از او پرسیدم : آیا خواسته اش را عملی ساخته ای ؟ پاسخ داد : ابتدا با خود گفتم برای جلوگیری از اینکه مرا نزد خانواده ام رسوا کند بهتر است خواسته اش را لبیک گویم!!  ولی بعد گفتم: قبل از هر کاری بهتر است با شما مشورت کنم ؛ زیرا بیش از یک عکس ر ا برایش ارسال نموده ام ؛ در ضمن ناگفته نگذارم هرگاه او از مو و صورت و چشمان و بدنم تعریف می کند خوشحال می شوم !

    مشابه این حادثه ؛ در طول ماه بارها با من در جریان گذاشته می شود ؛ گاهی والدین که از رابطه دخترشان با پسر جوانی که خواستار به دام انداختن او بوده ، اطلاع پیدا کرده اند به من مراجعه می کنند و گاهی نیز خود دختران جوان ؛ البته اغلب پس از به دام افتادن ! با من سخن می گویند .

    زمانی که به جزئیات این حادثه ورود پیدا می کنم به این نتیجه می رسم  که علت اصلی این گونه حوادث در درجه اول عبارت است از سهل انگاری والدین نسبت به آموزش دخترانشان و آگاه نساختن فرزندشان نسبت به آسیب های ارتباطات مجازی و به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی در شبکه های اجتماعی !

    به منظور عدم تکرار این گونه حوادث و محفوظ ماندن دخترانمان از دام جوانان گرگ صفت ، اینجانب – نویسنده این یادداشت – هشت راه حل پیشگیرانه و درمانی را برای جرم باجگیری الکترونیکی خدمتتان ارائه می دهم ….

    این راه حل ها عبارتند از :

    ۱- اطلاع رسانی در مورد جرم باج خواهی الکترونیکی از طرف والدین به دختران جوان ..

     اغلب این گونه رابطه ها از سرآغازی سالم برخوردار است و بیشتر به منظور تفریح  و علاقه به کسب اطلاعات و سَرَک کشیدن و آشنایی صورت می پذیرد! و متاسفانه دختران ما نمی دانند که آن پسران دارای چه انگیزه های پلیدی بوده و چگونه آنان را با عکس و کامنت به دام می اندازند تا زمانی که دلایل کافی برای سوء استفاده از آنان را به چنگ آورده و سپس آن ها را تهدید می نمایند و آنان نیز ناچار خواهند شد خواسته های پلیدشان را جامه عمل بپوشانند!

    سخن گفتن والدین با دختران و آگاه ساختن آنان ، نخستین گام برای جلوگیری از به دام جرم باجگیری الکترونیکی افتادن دخترانمان به شمار می آید.

    ۲- استفاده والدین از برنامه نظارت الکترونیکی بر دختران . این کار را می توان از طریق کامپیوتر یا گوشی تلفن انجام داد . ایرادی ندارد دخترمان در جریان این مراقبت الکترونیکی ما باشد تا بدین وسیله او بیشتر احساس امنیت نماید و در ضمن با این کار به او اعلام نموده باشیم که هدف ما از مراقبت ، تجسس نبوده بلکه می خواهیم به او کمک کنیم تا در دام  جوانان گرگ صفت نیفتد .

    و اگر چنانچه دخترمان با این مراقبت مخالفت نمود و در مقابل قول داد که آنچه می کند را به سمع و نظر ما والدین برساند می توانیم خواسته اش را بپذیریم و از نظارت الکترونیکی بر او صرف نظر نماییم . فایده انصراف ما این است که او قبول می کند که به او اعتماد داریم ؛ این کار زمانی سودمند خواهد بود که که دختر ، رابطه اش با پدر و مادرش محکم و بدون تعارف و توام با صداقت باشد .   

    ۳- برحذر داشتن دختر از فاش کردن هرگونه اطلاعات – محرمانه – در باره خود ، خانواده ، بدن ، اتاق ، خانه ، برادران و خواهران و لباس هایش ؛ چه در قالب کامنت و چه به شکل عکس یا ویدیو .

    باید به دختران مان بگوییم که نباید به کسانی که با آنان ارتباط  برقرار می کنند زود اعتماد کنند ؛ بویژه اگر آن شخص را نمی شناسند و یا از نام مستعار استفاده می کند !

    ۴- دخترانمان را تشویق کنیم اگر چنانچه در شبکه های اجتماعی با غریبه ای ارتباط برقرار نموده و در این راه مرتکب اشتباه عاطفی شده حتما با والدینشان راست و شفاف باشند .

    بیشتر دختران ، از ترس اینکه مبادا تنبیه شوند والدینشان را در جریان اشتباهاتشان قرار نمی دهند ؛ در واقع این گونه دختران از دو جهت تحت فشار می باشند ؛ نخست تهدید به رسوایی آن جوانی که با او در ارتباط بوده  و دوم نیز مجازات احتمالی که از طرف والدین برای آنان  قابل پیش بینی است اگر چنانچه بویی از حادثه ببرند !

    اغلب دختران ، از ترس مجازات و تنبیه احتمالی ، ترجیح می دهند با والدینشان روبرو نشوند! لذا یکی از راه حل های پیشگیرانه این است که دخترمان را تشویق کنیم  حتی در مورد اینکه پسرکی عکس او را به منظور فشار و سوء استفاده نزد خود ذخیره نموده  و یا در شرایطی استثنایی نسبت به او سخنی عاطفی بر زبان رانده را با والدینش درمیان گذاشته و با آنان صراحت داشته باشند .

     شایسته است به دخترانمان بگوییم : خشم والدین بسیار کم آسیب تر و بهتر و آبرومندانه تراست از تهدید یک پسرک جوان که می خواهد او را به دام بیندازد.

     ۵- آگاه ساختن دخترانمان به قوانین مربوط به جرم باجگیری الکترونیکی ؛ تا بدینت وسیله مورد سوء استفاده پسران جوان بولهوس قرار نگیرند.

     به دخترمان بگوییم : او می تواند دلایل کافی جمع آوری نموده  و در صورتی که پسرک جوانی او را با زبان یا عکس مورد تهدید قرار داده از او شکایت نموده و علاوه بر این مراتب را به والدینش اطلاع دهد .

    ۶- برای دخترمان تشریح کنیم که دو نوع خجالت وجود دارد ؛ اولی مثبت و دومی منفی است ؛ اینکه او خجالت بکشد از تصمیم به قطع ارتباط  با آن پسرکی که او را تهدید نموده و از طریق شبکه های اجتماعی از او می خواهد کارهای خلاف ادب انجام دهد ، این خجالت منفی و خطرناک است و باید  بلافاصله و پس از آنکه نیرنگ وی را کشف نمود با صلابت بر تصمیمش ایستاده و با او قطع ارتباط نماید.

    ۷- به دخترمان بگوییم که او نباید با پسرانی که  آنان را نمی شناسد رابطه برقرار نماید؛ زیرا جوانان زیادی هستند که از روراستی و سادگی و عدم اطلاع دختران در باره زندگی سوء استفاده کرده و بر آنان فشار آورده و با اطلاعاتی که در اختیار دارند آن ها را مورد تهدید و فشار قرار می دهند.

    ۸-در تنبیه و مجازات دخترانمان هرگاه ما را در جریان اشتباهاتشان قرار دادند از حد تجاوز نکنیم تا اعتماد به نفسشان را بازیافته و با این کار به او کمک کرده باشیم که دیگر دنبال این کارها نرود .

    در پایان می گویم : دوستی و رفاقت با فرزندانمان در حین آموزش ، بزرگترین گارانتی موفقیت ما در معالجه مشکلات تربیتی آنان می باشد.

    ترجمه : رسول رسولی کیا

    • Thanks 1
  16. در در 23 مرداد 1399 در 22:51، آذر شفق گفته است :

    سوال:

    سلام وقتتون بخیر

    من ۲۶سالمه و همسرم ۲۹ و ۹ ماهه ازدواج کردیم و تو عقد هستیم. یکسال و دو ماه هم قبل ازدواج دوست بودیم، با این حال که به هم علاقه داشتیم ولی برای ازدواج با چشم باز هم دیگه رو انتخاب کردیم. به همسرم اعتماد دارم و دختر حساسی نیستم که بخوام همسرم رو مدام چک کنم. همیشه سعی کردم چه اون موقع که دوست بودیم و چه الان که ازدواج کردیم با هم رفیق باشیم و با من راحت باشه و به نظرم تا الان همین طور هم بوده. خیییلی خیلی کم پیش میاد باهم بحث یا قهر کنیم. راجب هر چیزی که می‌خوایم تو رابطه باهم حرف میزنیم درخواستمون رو راحت بهم میگیم و خلاصه اینکه از ازدواجم و انتخابم راضیم و اون هم گفته از اینکه منو انتخاب کرده راضیه. اما مشکلی که هست اینه فهمیدم شوهرم تو تلگرام با یک خانومی که متأهل و بچه داره چت میکنه. نمیدونم چرا این کارو میکنه؟تو رابطمون هیچ مشکلی نداریم با هم خوبو خوشیم و می‌دونم دوستم داره عشقش به من بی نهایته. چیزی واسم کم نمیزاره اگه میبینه ناراحتم یا گرفته زود متوجه میشه هرکار می‌کنه که تا رفعش کنه براش مهمم اما نمی‌فهمم چرا این کارو می‌کنه و منم چیزی واسش کم نزاشتم حتی چندین بار ازش پرسیدم اگر تو رفتارم، گفتارم، ظاهرم، تیپم، سکس و هرچیزی مشکلی دارم کمبودی احساس می‌کنی یا دوست نداری بگو تا رفعش کنم اما هر بار منو تایید کرده و گفته چیزی کم نداری و من راضیم. شوهرم از اون خانوم فقط درخواست داشت که عکسشو بفرسته و حضوری همو ببینن و ابراز دلتنگی میکرد و همسرم خودش رو مجرد معرفی کرده. وقتی چتا رو دیدم تمام بدنم میلرزید من به روی شوهرم نیاوردم ولی فهمید گرفته ام ازم پرسید ولی من چیزی بروز ندادم. حال دلم اصلا خوب نیست و حس بدی دارم. شما بگید چیکار کنم؟ آیا امقصر منم یا مشکل از جای دیگه است؟ آیا به روش بیارم که فهمیدم یا نه؟ دارم دیوونه میشم چون احساس میکنم داره به احساسم به وفاداریم به شعورم توهین میشه. شماره اون خانوم رو دارم به نظرتون آیا درسته بهش اخطار بدم؟

    الهام متقی (زوج درمانگر،مشاوره پیش از ازدواج و فردی،مدرس مهارت های والدگری)

    سلام دوست عزیز یا در ارتباط تون مشکلی وجود داره که انکار میشه و شما دو وفر ازش مطلع نیستید که در این صورت تقصیر همه چیز با شما نیست و لازم هم نبوده و نیست که کامل باشید. و وجود مشکل هم به همسرتون مجوز برای خیانت نمیده یا مشکل ایشون فردی هست و تعهدشون نقص داره که باز هم در اون صورت مقصر همه چیز شما نیستید و ایشون حق خیانت نداره و باید پیگیری کنه تا مشکلاتش و رفع کنه که به زندگیش آسیب نرسه. پس، الان وقت خودخوری و سرزنش کردن خودتون نیست، شما لایق زندگی متعهدانه هستید و باید راجع به این موضوع شفاف با همسرتون صحبت کنید و تا متوجه نشدید علت این خیانت چی بوده با عذرخواهی و بار آخرم بود کوتاه نیاید. پس همدلانه و شفاف ولی قاطع برید برای بررسی مشکل در این مسیر یه آدم خبره می تونه کمکتون کنه. ضمناً ارتباط با نفر سوم هیچ کمکی نخواهد کرد.

     مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )

    با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز رنج و ناراحتی شما از شرایطی که براتون پیش اومده قابل درکه و میشه متصور شد که چقدر سخته که فردی که رابطه رضایت بخش و خوبی با همسرش داره و کاملا با هم راحت و صمیمی هستند ناگهان متوجه رابطه همسرش با فرد دیگری بشه و با حقیقت دروغ و خیانت همسرش مواجه بشه و این شرایط هم طبیعیه که در این جور مواقع احساسات متفاوتی همچون خشم ، نفرت ، بهت و حیرت داشته باشید و حتی خودتون رو سرزنش بکنید و خودتون رو مقصر این ماجرا بدانید و حتی ممکنه که احساس حقارت به شما دست بدهد! اما در نظر بگیرید که برای رسیدن به حقیقت این ماجرا چاره ای جز این نیست که با صراحت با ایشان صحبت بکنید و از ایشان بایت این موضوع توضیح بخواهید و بخواهید که به سرعت این رابطه رو خاتمه بدهند و بگید که چقدر براتون سخت بوده و چه صدمه ای خوردید و چه احساساتی پیدا کرده اید. توضیحات ایشان مشخص می کنه که آیا نیازی در زندگی ایشان بوده که برآورده نشه و در این رابطه به دنبال برآورده کردن این نیاز هستند و یا یا شاید هم فقط یک بوالهوسی و یک تنوع جدید فقط بوده است. با هر دلیلی آنچه که از دست رفته متاسفانه بحت اعتماد بوده است و ایشان باید همه سعی خود را برای بازسازی اعتماد از دست رفته انجام بدهد و به شما اجازه هر اقدامی که می تواند باعث شود که اعتماد شما دوباره به دست بیاید را بدهند. اقدام برای بدست آوردن اعتماد اقدامی طولانی و زمانبر هست و نمی توان انتظار داشت که به سرعت بدست بیاید. اما می توان انتظار داشت که هر دو طرف برای بازسازی رابطه نهایت سعی خودشون رو داشته باشند و هر اقدامی که به بهبود رابطه کمک می کنه رو انجام بدهند. هیچ لزومی هم به تماس گرفتن با اون خانم نیست چرا که تا زمانی که این مشکل شما حل نشود ممکن است که حتی در صورت رفتن این فرد ، فرد دیگری وارد زندگی همسر شما بشود و دوباره همین ماجراها تکرار شود. سعی کنید که پس از مدتی با کسب آرامش از احساساتی که موجب خودسرزنشگری شما در پی این اتفاق شده است دوری کنید و تفکراتی که در پشت این احساسات هست و رو شناسایی کنید و تغییر بدهید و این کار با کمک گرفتن حضوری از یک مشاور سریعتر و بهتر می تونه بیافته . خوشبخت و سرفراز باشید

  17. در در 25 مرداد 1399 در 21:31، D.yates گفته است :

    دوست من آذر شفق ، من قبلا هم تو یکی از تاپیکهاتون در مورد تجربیاتم که در راستای موضوع تاپیک شماست اشاره هایی داشتم ، آخرینش هم همون خانم دکتری تود که تو همین تاپیک گفتم ... همونطور که گفتم من نوجوان بودم ولی من یک متنی شب داخل انجمن میذارم از اون اتفاق که علاقه دارم این موضوع رو به شکل عمیق ، ژرف و با راهکار توضیح بدید که چه عامل یا عواملی باعث میشه این موارد در جوامع مختلف دنیا رخ بده ...البته من چون مجبورم همیشه با ریز اتفاقات همه چیز رو بگم همین اول کار عرض میکنم که معمولا متنهای من طولانی میشه و اگر خارج از حوصله بود عذرخواهی میکنم ....

    من تو حوزه هورمون شناسی مدعی نیستم اما به شدت هم مطالعه داشتم و هم کار کردم ، زمانی که خارج از کشور بودم آزمایشاتم رو در شرکت مرحوم شرینگ انجام میدادم که الان با بایر ادغام شده ...تا حد زیادی به نتایجی رسیدم که خلق و رفتار آدمها بیشتر از تینکخ ریشه عصبی داشته باشه ریشه هورمونی داره و در اصل هورمونها سیستم عصبی رو تحت تاثیر قرار میدن ولی خب به هر حال اختلال های مختلف عصبی هم وجود داره ...من پیشنهاد میکنم اگر تمایل دارید در مورد این موضوع و ارتباطش با موضوع تاپیک شما یک گفتگوی عمیق تر داشته باشیم ...عوامل دخیل در خلق و رفتار شناسی و ریشه یابی ...و اینکه من از کیبورد مجازی استفاده میکنم که ویس رو به متن نوشتاری تبدیل میکنه و اگر در متنم قسمتی دیدید که اشکال تایپی داشت بهم اطلاع بدید ...ممنونم 

    درود
    موجب افتخار بنده بوده که با شما انسان فرهیخته که بی شک در خانواده محترم و سالمی رشد داشته اید گفتگو نمایم.
    مواردی را خدمتتان ارسال می کنم.

  18. سوال:

    سلام وقتتون بخیر

    من ۲۶سالمه و همسرم ۲۹ و ۹ ماهه ازدواج کردیم و تو عقد هستیم. یکسال و دو ماه هم قبل ازدواج دوست بودیم، با این حال که به هم علاقه داشتیم ولی برای ازدواج با چشم باز هم دیگه رو انتخاب کردیم. به همسرم اعتماد دارم و دختر حساسی نیستم که بخوام همسرم رو مدام چک کنم. همیشه سعی کردم چه اون موقع که دوست بودیم و چه الان که ازدواج کردیم با هم رفیق باشیم و با من راحت باشه و به نظرم تا الان همین طور هم بوده. خیییلی خیلی کم پیش میاد باهم بحث یا قهر کنیم. راجب هر چیزی که می‌خوایم تو رابطه باهم حرف میزنیم درخواستمون رو راحت بهم میگیم و خلاصه اینکه از ازدواجم و انتخابم راضیم و اون هم گفته از اینکه منو انتخاب کرده راضیه. اما مشکلی که هست اینه فهمیدم شوهرم تو تلگرام با یک خانومی که متأهل و بچه داره چت میکنه. نمیدونم چرا این کارو میکنه؟تو رابطمون هیچ مشکلی نداریم با هم خوبو خوشیم و می‌دونم دوستم داره عشقش به من بی نهایته. چیزی واسم کم نمیزاره اگه میبینه ناراحتم یا گرفته زود متوجه میشه هرکار می‌کنه که تا رفعش کنه براش مهمم اما نمی‌فهمم چرا این کارو می‌کنه و منم چیزی واسش کم نزاشتم حتی چندین بار ازش پرسیدم اگر تو رفتارم، گفتارم، ظاهرم، تیپم، سکس و هرچیزی مشکلی دارم کمبودی احساس می‌کنی یا دوست نداری بگو تا رفعش کنم اما هر بار منو تایید کرده و گفته چیزی کم نداری و من راضیم. شوهرم از اون خانوم فقط درخواست داشت که عکسشو بفرسته و حضوری همو ببینن و ابراز دلتنگی میکرد و همسرم خودش رو مجرد معرفی کرده. وقتی چتا رو دیدم تمام بدنم میلرزید من به روی شوهرم نیاوردم ولی فهمید گرفته ام ازم پرسید ولی من چیزی بروز ندادم. حال دلم اصلا خوب نیست و حس بدی دارم. شما بگید چیکار کنم؟ آیا امقصر منم یا مشکل از جای دیگه است؟ آیا به روش بیارم که فهمیدم یا نه؟ دارم دیوونه میشم چون احساس میکنم داره به احساسم به وفاداریم به شعورم توهین میشه. شماره اون خانوم رو دارم به نظرتون آیا درسته بهش اخطار بدم؟

    الهام متقی (زوج درمانگر،مشاوره پیش از ازدواج و فردی،مدرس مهارت های والدگری)

    سلام دوست عزیز یا در ارتباط تون مشکلی وجود داره که انکار میشه و شما دو وفر ازش مطلع نیستید که در این صورت تقصیر همه چیز با شما نیست و لازم هم نبوده و نیست که کامل باشید. و وجود مشکل هم به همسرتون مجوز برای خیانت نمیده یا مشکل ایشون فردی هست و تعهدشون نقص داره که باز هم در اون صورت مقصر همه چیز شما نیستید و ایشون حق خیانت نداره و باید پیگیری کنه تا مشکلاتش و رفع کنه که به زندگیش آسیب نرسه. پس، الان وقت خودخوری و سرزنش کردن خودتون نیست، شما لایق زندگی متعهدانه هستید و باید راجع به این موضوع شفاف با همسرتون صحبت کنید و تا متوجه نشدید علت این خیانت چی بوده با عذرخواهی و بار آخرم بود کوتاه نیاید. پس همدلانه و شفاف ولی قاطع برید برای بررسی مشکل در این مسیر یه آدم خبره می تونه کمکتون کنه. ضمناً ارتباط با نفر سوم هیچ کمکی نخواهد کرد.

     

    حتما مطالعه کنید و حس یک زن پس از اطلاع از ارتباط همسر خود در فضای مجازی رو ببینید

    @Mohammad Aref

  19. سوال:

    سلام

    من ٣١سالمه يكسال پيش بامردي اشنا شدم وبعداز چند ماه متوجه شدم متأهله،كات كردم ولي اون باچرب زبوني واينكه قسم خود داره زنشو طلاق ميده منو نگه داشت.بشدت بهم وابسته شديم من هر دفعه بهش ميگفتم كار طلاق به كجا رسيد واسم دليل مياورد ولي من هيچكدوم رو باور نميكردم تااينكه چندروز پيش تحت فشار گذاشتمش كه همين امروز متاركه كن و به زنت بگو ازخونه بره اگه تو واقعا نميخوايش،ميخواستم تير اخر رو بزنم ولي باز بهانه اورد و دادوبيداد كرد كه تو نميدوني چي به چيه.من چند روزه كات كردم ولي بشدت افسرده شدم اونقدر كه شبا تو خواب جيغ ميكشم لرزش دست گرفتم وبسيار بي اشتها شدم.تورو خدا كمكم كنيد چطور بااين مسئله كنار بيام،اگه دوباره خواست خامم كنه چطور برخورد كنم حالم خيلي بده فكر نميكردم يه روز به اين حال بيفتم من هميشه خط قرمزم مرد متاهل بوده ولي خودم گرفتارش شدم

     

    الهام متقی ( مشاور و روانشناس، دانشگاه علوم تحقیقات تهران)

    سلام به دوست عزیز،

    حقیقت اینه که شما وارد یک رابطه ممنوعه شدین و بعد از اینکه متوجه شدین طرف مقابل تون با صداقت پیش نرفته باز هم انتخاب کردین که بهش اعتماد کنید و خودتون نتیجه گرفتید که این فرد به وعده هاش پایبند میمونه در حالی که اغلب مردان متاهلی که به روابط موازی با ازدواج شون رو میارن جوری همسرانشون و برای فرد جدید توصیف می کنند که گویی این مرد حق داره که رابطه جدید بخواد و در واقع میخوان که هر کسی هم مجوز نمیده اون فرد جدید مقابلش در ذهنش این مجوز و به اون مرد بده بنابراین توصیفاتی شبیه اینها خیلی مصطلح هست و از زبان مراجعین مختلفی که چنین تجربیاتی داشتند شنیده میشه که گفته:

  20. در در 21 مرداد 1399 در 02:40، lexi 5n گفته است :

     

    spacer.png

    ولی علاقه و عشق ب متاهل ها کار احمقانه ای هست 

    نفر سوم ی رابطه :ws46:

    درود

    lexi گرامی از دیدگاه تو آیا دختری که به صورت مداوم با مردان متاهل گفتگو و شوخی تبادل عکس و غیره انجام می دهد در حالی که همسر آن مرد بی خبر است مرتکب آن کار احمقانه نشده و نفر سوم یک رابطه محسوب نمی شود و آن مرد خائن به همسر خود نیست؟

    • Like 1
  21. در در 21 مرداد 1399 در 01:38، D.yates گفته است :

     

    عین همین تاپیکی که شما زدی برای من تو دوران نوجوانی برعکس اتفاق افتاد ، 15 سال پیش و روزی هم که اتفاق افتاد بیشتر خندم گرفته بود و باور کنید درک نمیکردم این خانم چی تو مخش میگذره و منم نوجوان بودم زیاد جدی نمیگرفتم .....
     

    درود

    هم اکنون نیز ارتباط خانم های متاهل با پسران مجرد و ابراز علاقه دختران به پسران کوچکتر از خود افزایش یافته مشکلات بسیاری را در جامعه ایجاد کرده

  22. سوال:

    سلام، من۲۹ سالمه، شش ساله با آقایی دوست هستم، بعداز یک ماه متوجه شدم که ایشون زن داره با چهارتا بچه. می خواستم جدا بشم که یه اتفاقی افتاد و مجبور شدم چند ماه دیگه باهاشون بمونم، بین ما علاقه زیادی ایجا شد، به حدی هم دیگرو دوست داشتیم که اصلا نمیتونستیم جدا بشیم. اون موقع من۲۳ سالم بود،الان ۲۹ سالمه. بخاطر ایشون همه موقعیت های ازدواجو رد کردم. چون نمیتونستم جز ایشون به کسی فکر کنم. اونقدر که من به ایشون علاقه نشون دادم، شاید ایشون صد برابر ابراز علاقه می کرد. میدونم که اشتباه کردم وارد یک زندگی متاهل شدم. الان می خوام ازشون جدا شم، هرچند که خیلی برام سخته… ایشون اصلا قبول نمی کنه، هرچقدر می خوام قانعش کنم که این دوستی یه روزی باید تموم بشه ولی ایشون پافشاری میکنن که باید ازدواج کنیم. وقتی خیلی اصرار به جدایی میکنم حتی تهدیدم میکنه که بلایی سرم میاره و بعدش میگه نه، همش یه تهدیده الکیه که ولش نکنم و میگه حتی قبل از من همیشه هدفش این بوده که ازش جدا شه و ازدواج مجدد کنه. قطعا خانواده من هرگز به این ازدواج رضایت نخواهند داد. من نمیدونم چکار کنم، آیا ادامه بدم یا اینکه چجوری قانعش کنم که تمومش کنیم. خواهش می کنم سرزنشم نکنید فقط چاره من چی هست؟/

    پاسخ:

    پرستو قندی(روانشناسی تربیتی،دانشگاه تهران)

    سلام بر شما

    ۶ سال رابطه، زمان بسیار طولانی ست که بشه یک نفر رو شناخت.

    و متوجه شرایط اون شد!

    خودتون را لحظه ای جای همسر این آقا بگذارید، شاید در این صورت بتونید بهتر تصمیم بگیرید!

    شرایطی که شما در آن قرار دارید آنقدر واضح و شفاف است که هیچ شک و شبه و تردیدی برای تصمیم گیری قاطع شما باقی نمی گذارد!

    مردان خیانتکار عموما با دلیل تراشی و توجیه کردن خود سعی در مجاب کردن افرادی مانند شما دارند.

    اینکه با همسرم اختلاف شدید دارم!

    همسرم رو دوست ندارم! مدتهاست باهاش رابطه جنسی ندارم، بدون تو می میرم، بلایی سر خودم میارم و…

    دوست عزیز همه اینها بازی با کلمات است و هدف ایشون فقط حفظ و نگه داشتن رابطه دوم است!

    نکته مهم اینکه حتی اگر شما نمی دونستید که ایشون متاهل هستند، خودشون که می دونستن متاهل هستند و باید به همسرشون وفادار باشند! اما وفادار نبوده اند!

    اگر او بی وفاست لزومی نداره شما وفادار باشید!

    او ممکنه سالها و مدتها شما را پنهانی در کنار خود داشته باشه  و از رابطه با شما لذت ببره در حالی که همسر و فرزندان خودش رو هم داره! بعد از یه مدت از شما هم سیر خواهد شد و شما رو به بهانه ای کنار خواهد گذاشت و نهایتا این شمایید که زندگی خودتون رو باخته اید!

    با یه بررسی کوتاه می تونید از تجربه زنان و مردانی که با فردی متاهل رابطه داشته اند، آگاه بشید.

    • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...