رفتن به مطلب

گیلاس

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    122
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

367 Excellent

درباره گیلاس

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۱

اطلاعات شخصی

  • علاقه مندی ها
    همه چی...

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    سایر رشته ها
  • گرایش
    مدیریت!
  • شغل
    دانشجو
  1. اسدالله افشار با کمال تاسف در دنیای کنونی صنعت و ماشین، بسیاری از سنن اخلاقی و سجایای انسانی مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته و پاره‌ای از آنها مانند آداب و رسوم کهنه و متروک به دست فراموشی سپرده شده است. در دنیای ماشین، فروغ ایمان رفته رفته به خمودی گراییده و دلبستگی مردم به خداوند ضعیف شده و پاکی و تقوی که اساس سعادت آدمی است رنگ افسانه و تخیل به خود گرفته است. پیشرفت‌های روز افزون علوم طبیعی و پی‌بردن به اسرار نهفته خلقت از یک طرف بشر را چنان مست و مغرور کرده که به ندای پیامبران الهی و رهبران روحانی بی‌اعتنا شده است و از طرف دیگر چنان در شئون مادی غوطه‌ور شده که جنبه معنوی
  2. نویسنده : علي بيرانوند *این مقاله در صفحه اندیشه روزنامه اعتماد مورخ ۲۴/۸/۸۸ منتشر شده است. گئورگ زيمل (1918-1858) يک جامعه شناس نظريه پرداز تا حدي غيرمتعارف بود. (فريزبي و ديگران به نقل از ريتزر، 1384؛ 38) اين غيرمتعارف بودن در ديدگاه هاي متفاوت صاحب نظران نسبت به او متجلي است. براي مثال او را غريبه و بيگانه يي در حوزه جامعه شناسي دانسته اند (کوزر)، از او و تاثيرش در نظريه جامعه شناختي امريکا به نيکي ياد کرده اند (ريتزر)، جايگاه زيمل را در ميان بنيانگذاران برجسته جامعه شناسي بسيار کمتر از مارکس، وبر و دورکيم مي دانند (کيويستو) و مهم تر اينکه زيمل خودش را فيلسوف مي داند نه جامعه
  3. از جمله جريان هاي مهم فكري كه دو سه دهه اخير در فرانسه پايه گذاري شد و تأثير به سزايي بويژه بر ماركسيسم راست كيش گذاشت، ماركسيسم ساختارگرا بود. پايه گذار اين جريان را لويي آلتوسر فرانسوي دانسته اند. اين جريان مي كوشيد تا با استناد به تحولات زبان شناسي ساختگرا و نيز روانكاوي كلاني به تبيين جديدتري از مسائل بنيادين ماركس دست يابد. به همين خاطر آلتوسر كوشيد تا از دگم هاي ماركسيستي مبني بر تأثير يك سويه زيربناي اقتصادي بر روبناي فرهنگي، سياسي و حقوقي فاصله گيرد. مطلبي كه از پي مي آيد به برخي از مهمترين نقدهاي آلتوسر به ماركسيسم راست كيش مي پردازد. اهميت لويي آلتوسر در تاريخ انديشه سياسي ا
  4. گیلاس

    نظریه داروینیسم اجتماعی

    نویسنده:علی بیرانوند داروين چارلز داروين بين سال هاي 1809 تا 1882 در انگلستان زندگی مي كرد . وي طبيعي دان بود و به بررسي و مطالعه گياهان و جانوران مي پرداخت. دو اثر مهم داروين عبارتند از: 1- خاستگاه انواع (1859 ) 2- تبار انسان (1872) در پی اصلاحات ديني و ظهور نهضت پروتستان, ايجاد تغييرات عميق در زمينه ديني مردم اروپا و در پی آن عصر روشنگري و تأكيد وتمركز افراطي بر تجربه گرايي و عقلي گرايي و تحقيقات افرادي چون لامارك، زمينه مناسب و مطلوبي براي پذيرش و توسعه نظريات داروين فراهم گرديد. انديشه هاي داروين(داروينيسم) درباره انواع دو فرضيه وجود داشته است: 1- ثبات
  5. نویسنده : دکترحسین بشیریه ظهور موج‌ دوم‌ فمینیسم‌ در دهه‌ ۱۹۷۰ چشم‌انداز تازه‌ای‌ در مطالعات‌ فرهنگی‌ گشود. اما فمینیسم‌ خود جنبش‌ یکپارچه‌ و ساده‌ای‌ نیست‌ بلکه‌ انواع‌ گوناگونی‌ داشته‌ است‌. برخی‌ از سه‌ نوع‌ اصلی‌ فمینیسم‌ سخن‌ گفته‌اند: لیبرال‌، رادیکال‌، مارکسیستی‌ یا سوسیالیستی‌. موج‌ دوم‌ فمینیسم‌به‌ طور کلی‌ در نقد چگونگی‌ بازنمایی‌ زنان‌ در فرهنگ‌ عمومی‌ و رسانه‌های‌ جمعی‌ به‌ شیوه‌ای‌ جنسی‌، ناعادلانه‌ واستثماری‌ پدید آمد. هر یک‌ از انواع‌ فمینیسم‌ به‌ شیوه‌ خاصی‌ به‌ مسأله‌ انقیاد زنان‌ می‌نگرد و علت‌ها و راه‌حل‌های‌مختلفی‌ برای‌ آن‌ در نظر می‌گیرد. فمینیسم‌ لیبر
  6. نویسنده: علی بیرانوند راب استونز در کتاب خود تحت عنوان متفکران بزرگ جامعه شناسی در پاسخ به این سوال که طرح کلی دیدگاه جامعه شناختی گافمن دربارۀ «خود » چیست ؟ می گوید : به نظر من او سه مدل ارائه می کند که اولی شامل مدلهای بعدی نیز می شود. اولین مدل مورد نظر وی (آنچه منینگ آن را مدل دو -خویشیTwo-selves می خواند ) در معرفی خود در زندگی روزمره مطرح می گردد. گافمن در این مدل «خود را به عنوان ترکیبی از دو موجودیت قابل تفکیک – شخصیت (performer )و بازیگر( Self-as-performer)- تشکیل یافته و نیز به عنوان موجودیت یکپارچه خود در حکم بازیگر شخصیت توصیف می کند. اصلی ترین مسئله مورد توجه
  7. گیلاس

    توسعه مدرنيته و شهروندي

    نویسنده : دکتر محمدجواد زاهدي در ادبيات جديد توسعه بر پيوند ناگسستني ميان «توسعه»، «مدرنيته» و «شهروندي» تاکيد گذاشته مي شود. اين مفاهيم جانمايه و محتواي اصلي «توسعه اجتماعي» را بازگو مي کنند. فرآيند توسعه اجتماعي براساس تجربه تاريخي غرب، وضعيتي است که از طريق ترکيب ويژه يي از پنج مولفه اصلي اجتماعي يعني عقلانيت، دموکراسي، مدرنيته، شهروندي و مشارکت حاصل مي شود. اين مولفه ها به خصوص در ارتباط با يکديگر در آثار برخي جامعه شناسان متقدم تر نظير وبر (1921)، زيمل (1907)، پارسونز(1954)، ليپست(1963) و مارشال(1964) و نيز برخي از متفکران متاخر نظير هانتينگتون(1975)، فوکوياما(1992)، هابرماس(
  8. نویسنده:علی بیرانوند اعتماد مفهومی انتزاعی است با این حال یکی از کاربردی ترین و عام ترین پدیده های اجتماعی نیز هست که بشر در همه زمانها روابط ، تعاملات اجتماعی وکنش های خود را مبتنی بر آن نظم داده است. اعتماد توقع و انتظار واکنش مناسب و مطلوبی است که در چارچوب خصوصیات شخصيتی، عرفي، هنجاري و ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه صورت گیرد. به عبارت دیگر اعتماد مکانیسمی است که از طریق آن شكل گيري وتداوم تعاملات رسمی و غیر رسمی ممكن مي گردد. روان شناسان اجتماعی با نگاهی تقلیل گرایانه به اعتماد آن را مفهومی می دانند که باید در سطح فردي سنجیده شود. بنابراین دیدگاه فرد محو
  9. نویسنده:علی بیرانوند توسعه سياسي تبلور شكل گيري قالب فكري جديد كه درآن فرآيندي نهادين از حركت پيشرونده ولي متعادل ، خواه افزاينده و با ثبات سياسي ايجاد مي شود كه در آن يك جماعت انساني سياسي به سوي مشاركت فعالانه سياسي شهروندان خود داوطلبانه ، آگاهانه و عاقلانه گام بردارد تا براي كليه مشكلات مختلف اجتماعي ، اقتصادي و سياسي خود را از لحاظ سياسي با همدلي و به طور غير خشونت آميز راهجويي مدبرانه و پايا داشته باشند . ( سيف زاده 1375 ، ص75 ) ساموئل هانتينگتون نوسازي سياسي و توسعه سياسي را از هم متمايز مي كند : به نظر او نوسازي سياسي عبارت است از گستردن آگاهي سياسي به درون گروههاي اجتم
  10. گیلاس

    دموکراسی

    نویسنده:علی بیرانوند دموكراسي حكومت بوسيلة مردم است . اين تعريفي است كه بيشتر كتابهاي لغت آورده اند و احتمالاً تعريفي است كه با تأييد همگاني روبرو است و با ريشه شناسي اصطلاح نيز مطابقت دارد : دموس(Demos) ، مردم و كراتئين (Kratein) ، حكومت كردن ، ريشه هاي يوناني آن هستند . فيلسوفان و دولتمردان باستاني اين مفهوم را بصورت كاملاً سرراست به كارمي بردند .پريكلس(Pericles)مي گفت : حكومت ما دموكراسي ناميده مي شود زيرا كه ادارة آن در دست بسيار است نه در كف اندك . ارسطو ، پس از مشخص كردن چندين نوع دموكراسي در پايان مي گويد:حكومت گروه اندك اوليگارشي(Oligarchy) و نظامي كه اجازة شركت به همگا
  11. نویسنده : علی بیرانوند بسیاری از صاحب نظران بر وجود رابطه بین توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی پای فشرده اند لیپست (1959) ، کلمن (1960) ، فیلیپ کاترایت (1963)، نیدلر (1968) ، سیمپسون (1964). هانتینگتون در این زمینه می گوید: بین سطح توسعه اقتصادی و وجود رژیم های دموکراتیک وابستگی شدیدی وجود دارد. اقتصاد صنعتی و مدرن و جامعه پیشرفته و بسیار پیچیده با مردم فرهیخته ای که درخود دارد برای پذیرش رژیمهای دموکراتیک بسیارآماده ترند تاکشورهایی که فاقد این خصوصیات هستند. (هانتینگتون ، 1381 : 298).با این حال وی اذعان می کند علل دموکراسی شدن در هر جا و در هر زمان کاملاً متفاوت است. با توجه
  12. چه ربطی به افلاطون داره!؟:banel_smiley_52:
  13. :guntootsmiley2: چقدر خفن جواب میدی!
  14. روابط غیر افلاطونی یعنی چی؟:banel_smiley_52:
×
×
  • اضافه کردن...