رفتن به مطلب

حانی

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    558
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط حانی

  1. یه سوال دارم تحقیق در عملیات سیستم بهره وری شامل 1و 2 هست یا فقط 1 اگر جزوه های شریف رو بخونم خودم سر در میارم یا باید کلاس رفت حتما
  2. حانی

    امشب

    امشب خیلی عصبانیم از دست این ادمای قلدر
  3. حانی

    عنوان ندارد

    فک کنم شد 4 ماه انجمن تغییری نکرده جز کمرنگ شدن بعضی کاربرا پررنگ شدن بعضی کاربرای دیگه یه جورایی حسمیکنم انجمن بو میده مثل مدرسه که بوی خودشو داشت انجمن هم یه بوی مخصوصی داره بو هم که یاد آور خاطرات دوباره یاد یه سری خاطره افتادم یادش بخیر راستش از این انجمن علمی زیاد بار علمی برنداشتم ولی یه چیزای خوبی یاد گرفتم و تو یه دوره خاص تنها دلگرمیم اینجا بود خدا محمد رو واسه کاربرا حفظ کنه ادمین خوبیه انجمنش هم جای خوبیه برای محو کردن دنیای اطرافت هیچی تغییر نکرده اما در ظاهر...
  4. حانی

    عنوان ندارد

    126 ساعت مونده تا روز عروسی:icon_pf (34):
  5. این مورد که تقسیم اموال کسب شده بعد از ازدواج یه مورد ثبت شده تو سند ازدواج هست نه نیازی به قید کردن داره و نه پسر میتونه ردش کنه ذکر شده در صورت طلاق اموال کسب شده بعد از ازدواج تقسیم میشه دوازده مورد هم هست که حق طلاق رو به زن میده بدون اینکه لازم باشه از مهریه اش بگذره اتفاقا شرایط خوبیم هست عاقدایی که دلسوز باشن معمولا هم شرایط دوازده گانه رو میخونن هم این مورد تقسیم اموال رو میگن و یه مورد دیگه هم این که خیلی خوبه چه دختر چه پسر قبل از از عقد این سند ازدواج رو کامل بخونن
  6. انوشهههههههههههههههه یه دونه اس واسه نمونه اس شناختی که تو این یکسال و سه ماه پیدا کردم از انوشه و حسی که نسبت بهش دارم از دوستای قدیمیم هم صمیمانه تره هر چند فرصت دیدار و صحبت کم بوده انوشه یه دختره فوق العاده مصمم با ارده و مسئولیت پذیره جز اون دسته دختراییه که از صد تا مرد مردتره پشتکار داره اعتماد به نفس متعادل رفتا و برخورد گرم داره و در کنارش جدیت هم داره خیلی خیلی محترمه و فکر می کنم کمی درون ریز باشه منظورم اینه اگه یه زمانی از مشکلی که داشته باشه ناراحت باشه (نبینم اون روزو) ناراحتیشو نشون نمیده شخصیت خیلی پخته و قابل احترامی داره ایشالله که همیشه موفق باشی و خوشبختتر
  7. حانی

    عنوان ندارد

    چقد دلم می خواد زمان به عقب برگرده به یکسال پیش به دو ترم پیش به اون روزا چقد خوب بود چقد بیخیال بودم چقد دلم می خواد مثل اون موقع ها شم گاهی در عین خواستن نمی خوام مثل الان یه ماه مونده ولی می ترسم نه از شروعش بلکه از ادامه دادنش بی حوصله ام خسته ام بی ارامشم و یادم رفته لذت بردن از زندگی رو اینکه وقتی همه چی خوب و رو براهه اینکه شرایط جدید ایده اله اینا منو می ترسونه دلم می خواد برگردم عقب به یک ساله پیش اون روزا رو دوست دارم روزای طلایی بود کاش یکم تو همون روزا تحمل می کردم کاش خیلی از اتفاقات نمی افتاد کاش قبل عروسی عزا دار نمیشدیم کاش قبل از اینکه ارزش واقعیه زندگیمو ن
  8. حانی

    ملت سربلند

    اقا سجاد الان بازم کمک نقدی یا کالا فایده ای داره یا فاصله چند روزه لازمه؟ کالایی هست که مورد نیاز باشه و مقدارش کم باشه؟ کمک نقدی بهتره یا خرید کالا؟
  9. دهه هفتادیا ازدواج کنن چه اشکالی داره؟
  10. حانی

    گپ متاهلین

    کتفم شکست زیر بار مسئولیت تاهل
  11. حانی

    گپ متاهلین

    سهلام
  12. حانی

    عنوان ندارد

    بعضی روزا که خیلی دلتنگ و خسته میشم به خاطرات فکر می کنم مخصوصا چندروز اول بعد از رفتنش به شیطنتاش به جذبه اش به چشماش و نگاهش میگن وقتی کنارشی مستی تو حال خودت نیستی اه چقد مزخرفه اون روزایی که باید باشه و نیست و دلمو خوش می کنم به زنگ و اس ام اسای نصفه نیمه گاهی از این همه نبودن خسته میشم و دلم میخواد
  13. حانی

    عنوان ندارد

    عاشق این شکلکم این روزا همه چی خوبه فقط فکر کردن به دانشگاهه که اعصابمو بهم میریزه 12 روز دیگه مونده بعد یه نفس می کشم یه هفته ای سرحالم و دوباره روزشماری...
  14. حانی

    گپ متاهلین

    اینجا که همه مجردن ببندید تاپیکو بریم یه جا دیگه
  15. حانی

    گپ متاهلین

    نه چهارتاییم
  16. سلام من دقیقا نفهمیدم منظور بچه ها رو راجع به این گروه خیریه ولی به نظرم اگه قراره یه همچین گروهی رسمی یا غیر رسمی تشکیل بشه ببهتره کمکها به صورت نقدی باشه سر قضیه بیماری و سکته مامانبزرگم که تو انواع بیمارستانای تهران بودیم یه موضوع به شدت به چشم می یومد اونم فقر شدید مردمه یعنی باور کنید اونا نیازی به ملاقات کننده ندارن بیشتر نیاز به کمک مالی دارن این از مراکز و بیمارستانای دولتی ولی خصوصیا نه فقط مسئله توجه به احساساته فرده یعنی طرف نیازی به کمک نداره فقط تنهاست امید نداره فک می کنم اگه تا حدودی مسئله کمک مالی تو اولویت باشه خیلی بهتره
  17. حانی

    امشب

    فک کنم دیگه تموم شد همه چی به حالت عادی برگشت امشب شب خوبی بوود
  18. حانی

    عنوان ندارد

    بیست روز دیگهههههه امتحانا تموم میشه یه نفس می کشم بعدشم :hapydancsmil:
  19. حانی

    عنوان ندارد

    فقط یه هفته مونده:164:
  20. حانی

    عنوان ندارد

    سه شنبه از یونی برمیگشتم حسابی کلافه بودم به خاطر یه کلاس یه روز بیشتر مونده بودم اخرم سرکلاس نرفتم حوصله نداشتم با دعوایی که شب قبل با عالم و ادم داشتم دیگه حوصله هیچی رو نداشتم از خواب که بیدار شدم یه ذره به شب قبل فکر کردم به حرفایی که زده بودم اولین بار بود عصبانی شدنم رو می دید تند حرف زده بودم ولی دست خودم نبود استرس و نگرانی بهم ریختن همه چی کلافه م کرده بود چه دیواری کوتاهتر از اون عادت کردم عصبی که میشم به هر بهانه ای بهش بگم تا خودش ارومم کنه بهتر از بقیه بلده چطوری اتشفشانمو خاموش کنه تو اتوبوس که نشستم اس دادم بعدم زنگ زدم همه حرفا رو زده بودیم منم نفسم در نمی یومد گریه کرده
  21. حانی

    عنوان ندارد

    از وقتی مامانبزرگ مریض شد همه چی شروع شد از تب و تاب روزای اوجم افتادم من که همه امیدم خونه اومدن و شلوغ پلوغیه خونه بود از شلوغی فراری شدم شلوغیه اون وزا رو دوست ندارم غم انگیز بود انگار می دونستیم این رفت بررگشتی نداره وقتی بالاسرش بودم به دروغ می گفتم خوب میشی با خنده هایی که با هق هق بود بعد یهو بزرگ شدم شدم مامان خونه مراقب همه بودم خودمو فراموش کردم وقتی هر کسی می رفت دنبال کاراش میشستم کف آشپزخونه انقدر گریه می کردم تا خسته شم عصبی و کلافگی الان همه چی مرتبه و بعد از عزا حالا همه چی فروکش کرده اینا رو ننوشتم که یاد غم و غصه بیفتم دلم نمی خواد حتی خاطراتش برام تداعی شه ولی الان ک
  22. من نظر سنجی رو موافق بودم ولی مخالف زدم
  23. حانی

    عنوان ندارد

    از حساب کتاب خسته شدم هی بشمار برنامه بریز صرفه جویی حذف این حذف اون اگه یه وام انقدری بگیرم با اونی که تو بانکه انقد دریافتی وای سرم سوت می کشه چقد هزینه ها بالاس چقد گرونیه شدم شبیه 50 /60 ساله ها مامانم می گه زیادی نگرانی ولی نگرانیم داره دانشجویی و هزار دردسر امروز به مامان گفتم هر کاری کنم تا دو سال دیگه نمیرسم گفت خدابزرگه باز پای خدارو کشیدن وسط شاید فکر کردن به اینا به قول مامانم خوب نباشه شاید زیادی نگرانم شاید طبیعی باشه ولی الان آفم مغزم تعطیله حوصله هیچی رو هم ندارم چند روزه تیر می کشه قلبم جرات نکردم به مامان اینا بگم بعد از اون اتفاق تلخ بعد از کلی گریه و زاری
  24. حانی

    درباره جون به لب شدن

    سالی که گذشت سال فوق العاده سختی بود برام البته این سه سال اخیر کلا وضع همین بود انتظار سختترین از اینا رو هم داشتم ولی کلا این شکلیم یکی می شناسم شرایطش کلا داغونه ولی اکثر مواقع این شکلیه امید به زندگیمون بالاس
×
×
  • اضافه کردن...