رفتن به مطلب

تخته امتیازات

  1. ایلین1366

    ایلین1366

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      11

    • تعداد ارسال ها

      1,311


  2. فکور

    فکور

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      5

    • تعداد ارسال ها

      502


  3. roozbeh ameri

    roozbeh ameri

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      4

    • تعداد ارسال ها

      2,078


  4. wheeler

    wheeler

    کاربر انجمن


    • امتیاز

      2

    • تعداد ارسال ها

      2,333


مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان ۹۷/۰۷/۲۰ در همه بخش ها

  1. اینو قبول دارم. پیشنهاد من اینه که برای شما و همکارانتون این سیستم فعال باشه ولی برای اعضاي عادی غیرفعال بشه که انگیزه داشته باشن که مشارکت کنند.
    2 امتیاز
  2. زیباترین خاطره ای که در ذهن کاربران قدیمی نقش بسته, حضور فعال و مبادله کردن آرا و اندیشه های مختلف شان بوده که همین اتفاق بازدهی و راندمان فعالیت ها رو هم افزایش میداد و باعث رونق انجمن می شد. ورود پنهان یعنی سکوت مطلق . که نه سودی برای کاربر داره و نه افزایش رونقی رو برای انجمن بهمراه خواهد داشت. این گزینه باعث ایجاد تغییر موضع ذهنی کاربر شده و شور و شوق حضور فعال رو ازش میگیره. (نوعی سنگ اندازی به ذهن که نتونه فعالتر عمل کنه.) کلا از نظر من بی معنی هم هست. یعنی اولش عضو بشیم بعد پنهونی حضور پیدا کنیم!!!! .اگه بنا باشه که پنهونی بیایم, دیگه عضو بودن چه معنایی داره؟ بخاط
    1 امتیاز
  3. سلام ehsan7492, به انجمن نواندیشان خوش آمدید. می توانید خودتان را در تاپیک آشنایی با کاربران معرفی نمایید و اگر سوالی دارید می توانید در تاپیک پاسخگویی به سوالات کاربران مطرح نمایید. انجمن نواندیشان
    1 امتیاز
  4. اگر این ورود پنهانی همون اینویز تو فروم قبلی باشه که فقط مدیرا میدیدن باید بگم بد هم نیست ، فکور دلیل میخواد خب من تو فروم قبلی همیشه پنهان بودم و دلیلشم فقط این بود که هر وقت در گاراژ ? رو باز میکردم کلی پیغام خصوصی داشتم که اکثرشون فقط ثبت نام کرده بودن سوال بپرسن و یا اعضا پیغام میدادن و من حوصله نداشتم اون موقع جواب بدم و فقط میخواستم تو سایت یک چرخ بزنم برم و اینا میدیدن آنلاینم بهشون بر میخورد که چرا جواب نمیدم ، وقتی میگفتی الان حوصله ندارم بهشون بر میخورد ولی تو اینویز فکر میکرد نیستی و بعدا جوابشو میدادم .....
    1 امتیاز
  5. از نظر روانشناسی این انتخاب ارتباط مستقیمی با درونگرا بودن یا برونگرایی فرد هم داره. یعنی همین نظرسنجی درصد این خصوصیت رو هم نشون خواهد داد. از این دید این تاپیک خیلی جالبه.
    1 امتیاز
  6. خیلی دوست داشتم دوستانی که موافق حضور پنهانی هستند ،حداقل دلیلشم میگفتن که بدونیم حس و حالش چه جوری هستش که چنین ترجیحی رو می پسندند.
    1 امتیاز
  7. نمیشد بیست نفر از برادران هم باهام بودن هر جا میرفتم اینا هم میومدن ، کم مونده بود تو دستشویی هم باهام بیان ?
    1 امتیاز
  8. برو با عشقت خوش باش اما تورو خدا هوای عشقتو داشته باش، مثل من اذیتش نکن
    1 امتیاز
  9. حالم بد است مثل زنی وقت زایمان حتی کمی کبود تر از بغض اسمان
    1 امتیاز
  10. دلشوره و دلمرگی،امروز من این گونه است ای کاش که برگردد،آن حس کهن در من...
    1 امتیاز
  11. دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه مي خواند روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد وهر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند . سكوت سرشار از سخنان ناگفته است .
    1 امتیاز
  12. هرگاه میخواست برود ،با شکستن چیزی جلویش را می گرفتم... غرورم شکست ... قلبم شکست... بغضم شکست... دیگر چیزی نمانده...
    1 امتیاز
  13. پنجره ام به تهی باز شد و من ویران شدم
    1 امتیاز
  14. حال همه ی ما خوب است ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دوووور....
    1 امتیاز
  15. آیلین اگه زنده ای یه شعر بذار . تنها راه ارتباطیم همین بود ببخشید ادمین کسی در رگهای من تو را آواز می خواند شعله می شوم؛ بیرون می ریزم از چشم هات و جهان، بشکه ی باروت!
    1 امتیاز
  16. من سوالم پر پرسیدن و بی هیچ جواب مرده شوره شب و روزو ومن و این حال خراب
    1 امتیاز
  17. نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟!نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت …ولی بسیار مشتاقم …که از خاک گلویم سوتکی سازد …گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش …که او پی در پی دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد ….و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد …بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم !!
    1 امتیاز
  18. باید یک نفر بنشیند دست بگذارد روی شانه ات از ته دل بگوید چه مرگت است دیوانه جان؟ بعد سفت بغلش کنی و تمامِ خوب نبودن هایت از چشم هایت بزند بیرون:) مریم قهرمانلو
    1 امتیاز
  19. فقط یک لحظه خودت را جای من بگذار ! می فهمی چقدر نیستی ... برمی گردی !! آرش نژادی
    1 امتیاز
  20. به همين سادگی هر شب از كسی كه دوستش داريم دورتر مي شويم همان لحظه كه با خودمان می گوييم بگذار امشب هم پيامی نفرستم تا ببينم كِي خودش آنقدر دلتنگ ميشود تا از من خبری بگيرد فرید صارمی
    1 امتیاز
  21. [h=2]آنقدر فریادهایم را قورت داده ام [/h] که اگر به چشمانم نگاه کنی ، کر می شوی !!!
    1 امتیاز
  22. صبورم ارامم همان لبخند همیشگی همان حرفها و ........... دیروز یکی به من گفت چقدر صورتت پریده شده و میدانم یواشکی به ادم کناریش میگفت چشمان این دختر برق همیشگی را ندارد باید بیشتر مواظب باشم یادم باشد نقابم را چک کنم این روزها زیاد ارور میدهد م.
    1 امتیاز
  23. آدم وقتی دلش می گیرد باید گوشی را بردارد کف اتاق دراز بکشد شماره فرد مورد نظر را بگیرد بدون سلام و علیک بگوید کمی با من حرف بزن هیچ حالم خوب نیست اما هیچکس نیست هیچکس هیچکس........
    1 امتیاز
  24. گریه را به مستی بهانه کردم....
    1 امتیاز
  25. به عدد ادم هایی که به من با لبخند سلام می کنند... احوالم رنگین کمان می شود... در خشکسالی سلام های بی لبخند... احوال من صاف تا کمی ابری است...
    1 امتیاز
  26. ‌ "چقدر فاصله تا بام آسمان مانده ست؟" "چقدر تا به رسیدن مرا زمان مانده ست؟" قبول کن به همین چند پرسش ساده ست اگر که در تن انگشتهات جان مانده ست تو پله پله از این شهر دور خواهی شد اگر چه در تن او پای پلکان مانده ست کدام شهر؟ که از او هنوز در گوش ات تراکم مگس و زوزه ی سگان مانده ست تو روی پله ی بعدی به فکر خواهی رفت "درخت کوچه چگونه چنین جوان مانده ست؟" تمام عمر به دنبال پله ی بعدی چقدر صفحه از این کهنه داستان مانده ست از این تلاش نفس گیر خسته خواهی شد در آن زمان که تن ات سخت ناتوان مانده ست وجود یخ زده ات مسخ خواب خواهد شد نگاه مات تو در عمق کهکشان مانده ست
    1 امتیاز
  27. از يه جايي بعد عادت ميکني منتظر زنگ کسي نباشي از يه جايي به بعد تويي که گوشيت از رگ گردن هم بهت نزديکتر بود يه وقت ميبيني که هي گوشيت تو جاهاي مختلف جا ميمونه از يه جايي به بعد خوشبختي يعني يه اس ام اس از اون از يه جايي به بعد شنيدن صداش آرزوت ميشه از يه جايي به بعد ميفهمي که مدت هاست به فنا رفته اي
    1 امتیاز
  28. میهمان من باش . بی کم و کاستی ، به رویاهایت گره می خورم . نشان مرا ، از تمامی خواب هایت بجو . من به تاریکی گیسوانت گره خورده ام . شادی هایم را ، در برق نگاهت می یابی . وغم هایم را ، در زردی سیمایت خواهی یافت . من اهل ، تمامی لحظات خاطراتت هستم . آندم که ،کوتاهی لحظاتش شوقی صد چندان به ارمغان می آورد . من لحظه لحظه با تو بودنم ... گویا برهان فرستاده شده از SM-G355Hِ من با Tapatalk
    1 امتیاز
  29. بعضی وقتها از شدت دلتنگی ، گریه که هیــــــــــچ!!! دلت می خواهد... های های بمیری.
    1 امتیاز
  30. گاهی دوست داشتن آدم‌ها درد دارد ! دردش این است که کسی حرف ِدلت را نمیفهمد ... #هوشنگ_ابتهاج
    1 امتیاز
  31. درود به دوستان . ببخشید بداهه بود . گویا برهان آنجا که آن شدم از این چون گریزم اینجا که این گریزم از آن چون گریزم ما قطره قطره در خاک پیدا و گم گشتیم آنجا که بود پیدا از گم چون گریزم ما قطره های اشکیم باری به هر جهت نیست از دل چون برون شد از چشم چون گریزم من از منادی عشق در دل شکسته گشتم از دل شکستنش هیچ از او چون گریزم احسنت ندارد این دل چون قطره گم گشته احسنت بمن بگویید از دل نمی گریزم ما خالق عشقیم او خاک را بما داد از خاک نمی گریزم از عشق چون گریزم یادم نکرده دلبر با چوب عشق رانده از چوب هم حذر نیست از عشق چون گریزم فرستاده شده از SM-G355Hِ من با
    1 امتیاز
  32. تن داده ام در این نبرد از پا بیفتم حتی اگر از چشم خیلی ها بیفتم دیگر نمی خواهم برای با تو بودن چون بختکی بر جانِ این دنیا بیفتم ...وقتی نمی فهمد کسی گنجشکها را زخمی بزن بر بالهایم تا بیفتم تا سرنوشتِ ماه در دستانِ برکه ست هی می پلنگم تا از این بالا بیفتم ترسی نخواهم داشت از بازیِ تقدیر از اینکه روزی امتحانم را بیفتم اصلا چه فرقی می کند وقتی نباشی بر روی پاهایم بمانم یا بیفتم
    1 امتیاز
×
×
  • اضافه کردن...